آیا بیحجابی به معنای همراهی با دشمن است؟ تفاوت گناه، اعتراض و اقدام سازمانیافته
حضرت آیتالله خامنهای: «مسئلهی حجاب محدودیّتِ شرعی و قانونی است؛ آنجا محدودیّتِ دولتی نیست، قانونی است و شرعی است؛ کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است؛ هم حرام شرعی است، هم حرام سیاسی است. خیلی از کسانی که کشف حجاب میکنند نمیدانند
آیا بیحجابی به معنای همراهی با دشمن است؟ تفاوت گناه، اعتراض و اقدام سازمانیافته
در بحث حجاب گاهی دو گزاره در کنار یکدیگر قرار میگیرند: نخست اینکه «بیحجابی میتواند بخشی از جنگ فرهنگی دشمن باشد» و دوم اینکه «پس هر زن بیحجاب، آگاهانه در جبهه دشمن قرار گرفته است». اما آیا گزاره دوم واقعاً از گزاره اول نتیجه میشود؟
پاسخ کوتاه منفی است. میان «استفاده دشمن از یک پدیده اجتماعی» و «همکار دشمن بودن تکتک افرادی که آن رفتار را انجام میدهند» تفاوت مهمی وجود دارد. ممکن است یک رفتار از نظر شرعی نادرست باشد و حتی در سطح کلان مورد بهرهبرداری سیاسی دشمن قرار گیرد، اما از این دو مطلب نمیتوان نتیجه گرفت که هر فردی که آن رفتار را انجام میدهد، معاند یا عامل دشمن است.
رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه فرمودند:
حضرت آیتالله خامنهای: «مسئلهی حجاب محدودیّتِ شرعی و قانونی است؛ آنجا محدودیّتِ دولتی نیست، قانونی است و شرعی است؛ کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است؛ هم حرام شرعی است، هم حرام سیاسی است. خیلی از کسانی که کشف حجاب میکنند نمیدانند این را؛ اگر بدانند که پشت این کاری که اینها دارند میکنند چه کسانی هستند، قطعاً نمیکنند؛ من میدانم. خیلی از اینها کسانی هستند که اهل دینند، اهل تضرّعند، اهل ماه رمضانند، اهل گریه و دعایند، [منتها] توجّه ندارند که چه کسی پشت این سیاستِ رفعِ حجاب و مبارزهی با حجاب است. جاسوسهای دشمن، دستگاههای جاسوسی دشمن، دنبال این قضیّه هستند. اگر بدانند، حتماً نمیکنند. به هر حال، این مسئله قطعاً حل خواهد شد. امام، در اوّلین هفتههای انقلاب، مسئلهی حجاب را الزاماً و قاطعاً بیان کردند؛ جزو کارهای اوایلِ امامِ راحل (رضوان الله علیه) این بود. حالا هم حل خواهد شد انشاءالله. منتها همه توجّه داشته باشند که دشمن با نقشه و برنامه وارد این کار شده، ما هم باید با برنامه و نقشه وارد بشویم؛ کارهای بیقاعده و بدون برنامه نباید انجام بگیرد.» ۱۴۰۲/۰۱/۱۵
۱. ابتدا یک تفکیک ضروری: حکم رفتار با حکم فاعل یکی نیست
از دیدگاه فقه اسلامی، اصل وجوب حجاب و حرمت آشکار کردن مو و بخشهایی از بدن که پوشاندن آنها واجب است، از احکام شناختهشده فقه اسلامی است. بنابراین، بحث درباره انگیزه زنان بیحجاب نباید به انکار اصل حکم شرعی تبدیل شود.
اما در منطق فقه و اخلاق اسلامی باید میان «حکم یک عمل» و «داوری درباره شخص انجامدهنده آن» تفاوت گذاشت.
فرض کنید کسی مرتکب دروغ، غیبت یا معامله حرام میشود. میتوان گفت عمل او حرام است؛ اما نمیتوان بدون دلیل انگیزههای دیگری مانند دشمنی با دین، عناد با اسلام یا همکاری با یک جریان سیاسی را نیز به او نسبت داد.
قرآن کریم حتی درباره داوریهای عادی هشدار میدهد:
«وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ»
یعنی از چیزی که به آن علم نداری پیروی نکن (اسراء: ۳۶). قرآن همچنین مؤمنان را از بسیاری از گمانها برحذر میدارد: «اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»؛ زیرا برخی گمانها گناه است (حجرات: ۱۲).
بنابراین، از نظر اسلامی نمیتوان صرف مشاهده یک رفتار، هر انگیزهای را به فاعل آن نسبت داد.
۲. پس تعبیر «بیحجابی بخشی از جنگ دشمن است» چه معنایی میتواند داشته باشد؟
اینجا باید میان سطح کلان اجتماعی و سطح فردی تفکیک کرد.
«جنگ فرهنگی» لزوماً به این معنا نیست که دشمن تکتک افرادی را که رفتاری خاص دارند، استخدام یا هدایت کرده است. در مطالعات فرهنگی و سیاسی، بازیگران سیاسی میتوانند از روندها، نارضایتیها، نمادها و شکافهای موجود در یک جامعه برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند؛ حتی در حالی که بخش بزرگی از افرادی که در آن پدیده اجتماعی حضور دارند هیچ ارتباط سازمانی با آن بازیگران ندارند.
در مسئله حجاب نیز میتوان تصور کرد که رسانهها یا دولتهای مخالف جمهوری اسلامی، مسئله حجاب را به یک موضوع سیاسی و نماد تقابل با نظام تبدیل کنند. در چنین وضعیتی میتوان از «بهرهبرداری سیاسی از بیحجابی» یا حتی در شرایطی از «پروژه فرهنگی علیه حجاب» سخن گفت.
اما این گزاره با این ادعا که «هر زن بیحجاب عامل این پروژه است» تفاوت اساسی دارد.
یک مثال ساده مسئله را روشن میکند: اگر دشمن از اختلافات قومی در یک کشور بهرهبرداری کند، آیا هر فردی که از وضعیت منطقه خود ناراضی است «عامل دشمن» محسوب میشود؟ مسلماً خیر. باید میان وجود یک راهبرد خارجی و انگیزه فردی شهروندان تفاوت گذاشت.
۳. چرا ممکن است یک زن حجاب شرعی نداشته باشد؟
واقعیت اجتماعی معمولاً بسیار پیچیدهتر از تقسیم جامعه به «موافقان» و «دشمنان» است.
افراد ممکن است به دلایل بسیار متفاوتی حجاب شرعی را رعایت نکنند: ضعف اعتقادی یا عملی، تأثیر محیط و سبک زندگی، برداشت متفاوت از دین، اعتراض اجتماعی یا سیاسی، فشار گروه همسالان، عادت فرهنگی یا حتی بیتوجهی به حکم شرعی.
از منظر دینی، برخی از این عوامل اصل حکم شرعی را تغییر نمیدهد؛ اما برای شناخت شخصیت و انگیزه فرد بسیار مهم است.
ممکن است زنی نماز بخواند، به اهلبیت(ع) علاقه داشته باشد و در عین حال حجاب شرعی را رعایت نکند. تناقض عملی در رفتار انسانها پدیده عجیبی نیست. همانطور که مسلمانی ممکن است نماز بخواند ولی غیبت هم بکند، نمیتوان از ارتکاب یک گناه فوراً نتیجه گرفت که او با اصل دین دشمن است.
به همین دلیل، تبدیل «بیحجابی» از یک رفتار به یک هویت سیاسی قطعی خطای تحلیلی است.
۴. حتی «اعتراض» نیز الزاماً مساوی همکاری با دشمن نیست
حالت دیگری نیز وجود دارد: ممکن است شخصی آگاهانه از بیحجابی به عنوان نوعی اعتراض سیاسی استفاده کند. حتی در این حالت نیز هنوز یک مرحله منطقی دیگر برای اثبات «همکاری با دشمن» باقی مانده است.
میان این چهار وضعیت باید تفاوت گذاشت:
بیحجابی به عنوان رفتار شخصی ← بیحجابی اعتراضی ← فعالیت سیاسی علیه نظام ← همکاری سازمانیافته با دشمن
این چهار عنوان مترادف نیستند.
ممکن است فردی به سیاستی از حکومت اعتراض داشته باشد، ولی خواهان آسیب دیدن کشور نباشد. حتی مخالفت سیاسی نیز به خودی خود اثباتکننده ارتباط با دولت خارجی، دریافت دستور، فعالیت شبکهای یا همکاری امنیتی نیست.
از همین رو، نسبتهایی مانند «عامل دشمن»، «مزدور» یا «همکار دشمن» نیازمند دلیل مستقل هستند و نمیتوان آنها را تنها از روی ظاهر یک فرد استنتاج کرد.
۵. کشف حجاب سازمانیافته چه تفاوتی دارد؟
در مقابل، اگر شواهد معتبری وجود داشته باشد که یک فرد یا شبکه با طراحی قبلی، تأمین مالی، هماهنگی رسانهای یا ارتباط سازمانیافته در حال اجرای برنامه یک دولت یا مجموعه خارجی است، موضوع کاملاً متفاوت میشود.
در اینجا دیگر صرفاً درباره «یک زن بیحجاب» سخن نمیگوییم؛ موضوع، اقدام سازمانیافته سیاسی یا امنیتی است.
بنابراین حتی اگر دو نفر در ظاهر رفتار یکسانی داشته باشند، ماهیت عملکرد آنها میتواند کاملاً متفاوت باشد. یکی ممکن است صرفاً به حکم حجاب بیاعتنا باشد و دیگری عضو یک شبکه سازمانیافته باشد. ظاهر مشابه، دلیل بر ماهیت یکسان نیست.
این تفکیک اتفاقاً به تحلیل دقیقتر «جنگ فرهنگی» کمک میکند؛ زیرا اگر هر رفتار ناهنجار را عملیات دشمن بنامیم، مفهوم عملیات سازمانیافته دشمن نیز دچار تورم و ابهام میشود.
۶. نسبت دادن همکاری با دشمن بدون دلیل چه حکمی دارد؟
اسلام فقط درباره حجاب حکم ندارد؛ درباره آبرو، عدالت و داوری درباره دیگران نیز حکم دارد.
قرآن دستور میدهد چیزی را که به آن علم نداریم دنبال نکنیم و از سوءظن بپرهیزیم. از این منظر، نمیتوان برای دفاع از یک واجب شرعی، از اصول اخلاقی دیگر اسلام عبور کرد.
به بیان روشنتر، دفاع از حجاب مجوز تهمت زدن نیست.
اگر درباره شخص معینی هیچ دلیل قابل اعتمادی بر ارتباط او با دشمن وجود ندارد، صرف بیحجابی نمیتواند دلیل شرعی و منطقی کافی برای چنین نسبتی باشد. ممکن است رفتار او از منظر فقهی حرام دانسته شود، اما حرمت یک رفتار، اثباتکننده خیانت سیاسی فاعل آن نیست.
۷. آیا این تفکیک به معنای انکار جنگ فرهنگی است؟
خیر. اینجا گاهی یک دوگانه نادرست شکل میگیرد: گویا یا باید گفت «تمام مسئله بیحجابی یک امر کاملاً شخصی است» یا بگوییم «هر زن بیحجاب سرباز دشمن است».
هیچکدام لازم نیست.
میتوان پذیرفت که قدرتهای خارجی و رسانههای سیاسی برای تغییر ارزشها و نگرشهای جامعه ایران فعالیت میکنند و از موضوعاتی مانند حجاب نیز در منازعات سیاسی بهره میگیرند؛ در عین حال میتوان پذیرفت که همه افرادی که تحت تأثیر یک روند اجتماعی قرار گرفتهاند، طراح یا همکار آگاه آن پروژه نیستند.
اتفاقاً اثرگذاری فرهنگی زمانی موفق است که بسیاری از افراد بدون ارتباط مستقیم با طراحان اصلی، تحت تأثیر فضای ایجادشده قرار گیرند.
پس در تحلیل جنگ فرهنگی باید میان «طراح»، «کنشگر سازمانیافته»، «مروج آگاه»، «فرد تحت تأثیر» و «فردی با انگیزه کاملاً شخصی» تفاوت گذاشت.
نتیجهگیری: بیحجابی را نقد کنیم، اما بیحجاب را بدون دلیل متهم نکنیم
پاسخ به سؤال اصلی اکنون روشن است.
از منظر فقه اسلامی، رعایت حجاب واجب است و بیحجابی نمیتواند صرفاً با عنوان «انتخاب شخصی» از ارزیابی شرعی خارج شود. از سوی دیگر، ممکن است جریانهای سیاسی و رسانهای خارجی نیز از بیحجابی به عنوان ابزاری در جنگ فرهنگی و سیاسی استفاده کنند.
اما از هیچیک از این دو گزاره نمیتوان نتیجه گرفت که هر زن بیحجاب، معاند، عامل یا همکار دشمن است.
ممکن است یک زن مرتکب گناهی شود، دیگری از سر اعتراض حجاب را کنار بگذارد و شخص سومی واقعاً در یک فعالیت سازمانیافته سیاسی مشارکت داشته باشد. قرار دادن هر سه نفر ذیل یک عنوان، نه از نظر علمی دقیق است، نه از نظر اجتماعی مفید و نه با احتیاط اخلاقی مورد تأکید اسلام سازگار.
بنابراین تعبیر دقیقتر این است:
«بیحجابی میتواند در سطح کلان مورد استفاده یا حمایت پروژههای فرهنگی و سیاسی دشمن قرار گیرد؛ اما برای نسبت دادن همکاری آگاهانه با دشمن به یک فرد، باید دلیل مستقلی درباره قصد، ارتباط یا فعالیت او وجود داشته باشد.»
این تفکیک نه عقبنشینی از حکم حجاب است و نه انکار جنگ فرهنگی؛ بلکه جلوگیری از خلط سه مفهوم متفاوت است: گناه فردی، اعتراض سیاسی و همکاری سازمانیافته با دشمن.



