وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

چگونه مى توان عاشق خدا شد

چگونه مى توان عاشق خدا شد

عشق و گناه

پرسش ۲۶ . چگونه مى توان عاشق خدا شد عشقى كه انسان را از گناه حفظ كند و جز او كسى را نبيند؟

در پاسخ به سؤال لازم است از باب مقدمه، توضيحى درباره عشق از نظرتان بگذرد.

درباره واژه «عشق»، عظمت و شكوه آن و يا جنون و بيمارى عشق، سخن بسيار گفته شده و شايد كمتر كلمه اى به اندازه آن، داراى تعبيرها و تعريف هاى مختلف و متناقض باشد. بعضى از نويسندگان بزرگ آن را به اندازه اى بالا برده و گفته اند: عشق افسر زندگى و سعادت جاودانى است! يا اين كه: عشق معمار عالم هستى است! درباره انسان ها نيز از آثار معجزه آساى عشق سخن گفته اند، كه روح انسان را توانا و دل او را زنده نگه مى دارد؛ يا اين كه اصولاً زندگى بدون عشق مفهومى ندارد. در برابر اين تعريف هاى زيبا، برخى ديگر مى گويد: عشق مانند بيمارى سرطان و نقرس است كه انسان عاقل بايد از آن فرار كند!

 

امام على عليه السلام در قسمتى از خطبه ۱۰۹ نهج البلاغه مى فرمايد: «هركس به چيزى عشق ورزد، نابينايش مى كند و قلبش را بيمار، سپس با چشمى معيوب مى نگرد و با گوشى ناشنواى مى شنود».

از تفسيرهاى متناقض بالا برمى آيد كه عده اى نظرشان عشق هاى مقدسى است كه تمام وجود انسان را به رنگ خود درمى آورد و او را به سوى معشوق حقيقى و خالق يكتا رهنمون مى كند؛ و نكوهش كنندگان عشق نيز نظرشان به عشق هاى آتشين مادى و مجازى و آلوده به گناه است كه بيشتر سر از رسوايى و بدبختى و بيمارى در مى آورد. در عشق هاى مجازى و مادى نامقدس، جاذبه نيرومند عشق، دو انسان را به گناه و آلودگى و سقوط در لجن زار عصيان مى كشاند، عقل را ويران، و از كار انداخته و او دست به كارهاى جنون آميز و خطرناكى مى زند! اين گونه عاشقان بى قرار، حتى بدترين عيب ها را با تفسيرهاى شگفت آور، زيبا معرفى مى كنند! نه اندرزى مى پذيرند و نه گوش به نصحيت خيرخواهان مى دهند و حتى گاه به ستيز در برابر اندرزگويان برمى خيزند. اينان معتقدند:

اگر بر ديده مجنون نشينى
به غير از خوبى ليلى نبينى

اين عشق هاى آتشين مجازى، بيشتر مواقع با يك آميزش جنسى خاموش مى شود! ولى به عكس، در عشق هاى حقيقى و مقدس، روح انسان صفا و نورانيت فوق العاده اى پيدا كرده، و همه چيز را جز معشوق حقيقى – كه مظهر كمال مطلق است – به فراموشى مى سپارد و تحمل سختى ها و ناملايمات را براى رسيدن به وصال او و برخوردار شدن از جذبه هاى عنايت و لطفش آسان مى كند و هنگامى كه «در بيابان به شوق كعبه قدم مى گذارد، از سرزنش هاى خار مغيلان غمى به دل راه نمى دهد» در اين بخش از حديث قدسى، درباره واژه «عشق» بهره مند مى شويم، كه آمده است:

«هنگامى كه بنده ام توجه به من پيدا كند، آرزو و لذتش را در ذكر خودم قرار مى دهم و هنگامى كه آرزو و لذتش در ذكر من باشد، به من عشق مى ورزد و من هم به او عشق مى ورزم و هنگامى كه به من عشق ورزد، حجاب ميان خودم و او را بر مى دارم، (تا به مقام شهود نايل شود)».۱۷۰

عشق به خداوند و اولياى او و هم چنين عشق به ارزش هاى والا، همواره چراغ راه عارفان دل سوخته و عالمانى است كه اثرهاى بزرگ علمى از خود نشان داده اند. زمزمه هاى اميرالمؤمنان عليه السلام در دل شب و دعاى پر معناى «صباح» در صبحگاهان و جمله هاى دعاى «كميل» و راز و نياز امام حسين عليه السلامدر روز عرضه و صحيفه سجاديه و…همه اين ها اثرهاى گران بهاى اين عشق مقدسند!

كوتاه سخن اين كه، هر اندازه معرفت آدمى نسبت به معشوق بيشتر شود، عشق به وصال در او شعله ورتر مى شود؛ به اطاعت، بندگى و تسليم در برابر خواسته هاى محبوبش تن مى دهد.

در روايتى از امام صادق عليه السلاممى خوانيم:

«خداى عزّ و جلّ فرمود: محبوب ترين چيزهايى كه بندگانم به وسيله آنها به من نزديك مى شوند، انجام عملى است كه به ايشان واجب كرده ام و او با نافله به من نزديك مى شود، تا آن كه دوستش بدارم، گوشش مى شوم كه بدان مى شنود، چشمش مى شوم كه بدان مى بيند، زبانش مى شوم كه بدان سخن مى گويد و دستش مى شوم كه بدان بر گيرد».۱۷۱

الهى اى فروغ هر دو عالم
الهى اى اميد و عشق آدم
الهى عاشقم در سوز و سازم
منم مسكين، تو بنما سرفرازم

براى عاشق شدن پروردگار بايد در مقام اطاعت، فرمانبردار بى قيد و شرط او باشيم و از اطاعت ديگران در هر مقام، اگر فرمانشان برخلاف رضايت الهى است، دست بشوييم.

انسان عاشق در سايه عبوديت به جايى مى رسد كه مى تواند به اذن پروردگار در جهان تكوين، تصرف كند، همان گونه كه آهن سرد و سياه بر اثر مجاورت با آتش، گرم و سرخ و فروزان مى شود، اين حرارت و نورانيت از درون ذاتش نيست، بلكه پرتو ناچيزى از آتش به او افتاده و به اين رنگ درآمده است. انسان عاشق براى به دست آوردن رضايت معشوق بايد فقط به چيزهايى كه سبب خشنودى او را فراهم مى كند بينديشد؛ در درجه اول انجام واجبات الهى، نيز از انجام كارهايى كه خشم معشوق را فراهم مى كند، دورى و بيزارى مى جويد؛ يعنى گناهان را بر اثر تهذيب نفس و زحمت هاى فراوان ترك كند تا بتواند مقدارى از عشق خداى سبحان را در خويشتن بيابد.۱۷۲

۱۷۰. هندى، علاءالدين، كنزالعمال، ج ۱، ص ۴۳۳، ح ۱۷۷۲.

۱۷۱. كلينى، اصول كافى، ج ۳، ص ۵۴.

۱۷۲. براى آگاهى بيشتر ر.ك: مكارم شيرازى، اخلاق اسلامى در نهج البلاغه، نشر هدف، ج ۱، بحث يقين و رضا.

  •  منبع: هدانا برگرفته از پرسمان، گناه و توبه.

حتما بخوانيد

ویژه نامه آداب و اعمال اسلامی

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.