وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

چرا از ابتدا در بهشت خلق نشدیم

چرا از ابتدا در بهشت خلق نشدیم

نخست بايد دانست فرجام بهشت يا دوزخ براى انسان از مقوله «شدنى» هاست يعنى ما بايد به اين دنيا بياييم تا بهشتى يا جهنمى «بشويم» و ظرف وجود ما با حضور در اين دنيا و طى مراحل علمى و عملى او گذر از فراز و نشيب ها شكل مى گيرد. بنابراين تا به دنيا نياييم پاداش و كيفر معنا پيدا نمى كند.

براى روشن شدن پاسخ، بايد به چند نكته توجه داشت:

يكم. انسان موجودى مختار و داراى دو نوع گرايش معنوى و حيوانى است ملائكه فقط داراى گرايش معنوى و فاقد تمايلات حيوانى اند و حيوانات فاقد گرايش هاى معنوى (در حد گرايش هاى معنوى انسان) هستند. از اين رو اگر انسان با اختيار خود، راه تكامل به سوى خدا را بپيمايد، از ملائكه برتر خواهد شد زيرا آنان در كمالات خود فاقد گرايش هاى بازدارنده ى حيوانى اند. اما اگر انسان تنها به تمايلات حيوانى خود پاسخ داد، از حيوانات پست تر خواهد شد چرا كه آنها در برابر تمايلات حيوانى شان فاقد گرايش هاى معنوى بلند انسان اند.

در حديث آمد كه خلاق مجيد
 
خلق عالم را سه گونه آفريد
 

يك گروه را جمله عقل و علم و جود
 
آن فرشته است و نداند جز سجود
 

نيست اندر عنصرش حرص و هوا
 
نور مطلق زنده از عشق خدا
 

يك گروه ديگر از دانش تهى‏
 
همچو حيوان از علف در فربهى‏
 

او نبيند جز كه اصطبل و علف‏
 
از شقاوت مانده است و از شرف‏
 

و آن سوم هست آدميزاد و بشر
 
از فرشته نيمى و نيمش ز خر
 

نيم خر خود مايل سفلى بود
 
نيم ديگر مايل علوى شود
 

تا كدامين غالب آيد در نبرد
 
زين دوگانه تا كدامين برد نرد
 

(مولوى اين شعر بر گرفته از حديث اميرالمؤمنين است (وسائل الشيعه، ج، ۱۱ ص ۱۶۴)

درباره اطاعت فرشتگان و عدم امكان مخالفت آنان. ر. ك: صافات، آيه ۱۶۵ انبيا، آيه ۲۷ تحريم، آيه ۶ و نهج البلاغه، خطبه اول.

هدف خداوند از آفرينش انسان- به عنوان موجودى متفاوت از ملائكه و حيوان- خلق موجودى با امكان كمال اختيارى است و راه رسيدن به اين كمال نيز، عبوديت و بندگى است: «و ما خلقت الجن و الانس الاليعبدون» (زاريات، آيه ۵۶)

دوم. لازمه ى آفرينش موجود مختار و كمال مند، اين است كه براى آن موجود، زمينه ى مخالفت نيز فراهم باشد يعنى، بتواند با دستورات مخالفت كند و در عين حال، راه بندگى و اطاعت را انتخاب كند. چرا كه اگر براى اين موجود، فقط راه اطاعت باز باشد، اطاعت او مانند ملائكه خواهد بود. پس اگر فرض كنيم كه خداوند، به حكمت خودش، بايد فقط انسان هايى را بيافريند كه اطاعت مى كنند اين بدان معنا است كه آفرينش گنه كاران، ممتنع باشد، و نتيجه ى آن، امتناع مخالفت انسان با خدا است.

روشن است كه چنين امتناعى با اصل هدف آفرينش انسان، منافات دارد. پس نه تنها حكمت اقتضا نمى كند كه خداوند، فقط بايد انسان هاى مطيع را بيافريند بلكه اقتضا مى كند كه براى موجوداتى كه آفريده، راه مخالفت را بازبگذارد. لازمه ى آفرينش كمال اختيارى، اين است كه خداوند امكان كفر و مخالفت را براى انسان بازبگذارد. پس اگر نظام آفرينش به گونه اى بود كه فقط انسان مطيع امكان وجود داشت، چنين نظامى با حكمت آفرينش انسان، منافات پيدا مى كرد.

سوم. معمولا انسان هاى گنه كار نيز، كارهاى نيكى انجام مى دهند و كمتر انسانى است كه كفر، عناد و مخالفت با خدا، همه ى وجود او را فرا گرفته باشد. همان كارهاى نيك و خوب گنه كاران، كمال اختيارى آنان است و ارزش آفرينش را داشت. آنان با همان كمال اختيارى، مى توانند مشمول رحمت الهى شوند. هر چند كه حتى اگر كفر تمام وجود انسانى را فراگيرد، باز حكمت اقتضا مى كرد كه آفريده شود، زيرا همو نيز موجودى است كه مى تواند با اختيار خود به كمال برسد.

چهارم. خداوند، انسان را مختار آفريد و فاعل گناه، خود انسان مختار و آزاد است. پس اين صحيح نيست كه بگوييم: ((خداوند انسان گنه كار را آفريد)) چرا كه اين سخن موهم آن است كه گنه كارى انسان نيز در اصل آفرينش او است در حالى كه فقط امكان گناه در اصل آفرينش، مربوط به خداوند است، و انتخاب كفر و گناه، كار خود انسان مى باشد، همان گونه كه انتخاب ايمان و اطاعت نيز با خود انسان است. پس بايد گفت: «خداوند، انسان را مختار آفريد تا ايمان و بندگى را برگزيند نه كفر و مخالفت را» و اين از دو آيه زير به دست مى آيد:

«انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا» (انسان، آيه ۳)

«و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون» (ذاريات، آيه ۵۶).

پنجم. اين سخن كه: «اگر خداوند او را خلق نمى كرد، دچار عذاب هم نمى شد»، به عنوان «سالبه به انتفا موضوع» صحيح است يعنى، چون اصلا موجود نيست، عذاب هم نمى شد. اما اين مطلب، به اشكال شما پاسخ نمى دهد، و آن نكته ى خلاف حكمت يا خلاف عدالت را كه در ذهن شما هست، برطرف نمى كند چرا كه در اين صورت، دنيا فقط جاى انسان هاى مطيع بود و قهرا اطاعت آنان نيز، از روى اجبار و غيراختيارى مى شد. خواسته شما اين است كه در همين دنيايى كه انسان، اختيار و امكان اطاعت و مخالفت دارد خداوند فقط انسان هاى مطيع را بيافريند. اين خواست، در درون خود تناقض دارد زيرا از يك سو مى خواهد، انسان بتواند گناه كند و از سوى ديگر مى خواهد خداوند، راه گناه را بر انسان ببندد. در پايان، دو نتيجه عمده از پاسخ اين سؤال برداشت مى شود:

۱ خداوند براى آفرينش كمال اختيارى، انسان را با دو نوع گرايش و مختار و آزاد آفريد تا با اختيار خود، راه كمال را بپيمايد. در اين مسير امكان دارد برخى از انسان ها راه مخالفت را انتخاب كنند، اما به هر حال امكان پيدايش انسان گنه كار، لازمه ى آفرينش انسان است.

۲ اعمال نيك و بد انسان، مستقيما به خود انسان منتسب مى شود و آنچه مستقيما و بدون واسطه به خدا منتسب است، اعطاى اختيار كار نيك و بد است نه خود عمل. پس خداوند كافر و گنه كار را كافر و گنه كار خلق نكرده است.

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.