وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

خطرات و عواقب رابطه با زن متأهل

خطرات و عواقب رابطه با زن متأهل

رابطه با زن متأهل

مدتي است زن متأهلي عاشق و شيداي من شده و قصد دوستي با من را دارد و من هم هر چه از او دوري و بي محلي مي كنم او عاشق تر می شود و مهرم در دلش بيشتر مي گردد. لطفا راهنماييم كنيد كه در این وضعیت، به عنوان پسری مجرد، چكار كنم و چگونه از دست این زن رها شوم؟
از مكاتبه تان با اين مركز حق شناسي كرده و سپاسگزاريم؛ اميدواريم همراه و راهنماي خوبي برايتان باشيم.

در پاسخ به سوالي كه مطرح كرديد، ابتدا ماجرايي واقعي را برايتان نقل مي كنم كه در سال ۱۳۹۰ و در كشور خودمان رخ داده است :
«مردي كه به ظن ارتباط پسري مجرد با همسرش، اين پسر را از پا در آورده بود بار ديگر به مرگ محكوم شد. چندي پيش مردي به پليس ۱۱۰ زنگ زده و از پيدا شدن يك جسد كه در زميني خاكي به حال خود رها شده بود خبر داد. با حضور پليس و انجام تحقيقات مشخص شد كه مقتول فردي به نام سعيد و مجرد است. ماموران با پرس و جو از خانواده مقتول دريافتند وي دشمني خاصي با كسي نداشته و اتفاقا فردي محبوب هم بوده است.اما در زندگي اين مرد نكته‌اي بود كه شك ماموران را برمي انگيخت و اين رابطه وي با زني به نام نرگس بود. براي همين ماموران به سراغ نرگس رفته و از وي در اين‌باره سوال كردند اما اين زن مدعي شد هيچ اطلاعي از قتل سعيد ندارد. بازجويي از متهمه ادامه يافت تا اينكه نرگس سرانجام پرده از واقعيت برداشت و گفت شوهرش حسين قاتل سعيد است. اين زن گفت: شوهرم به من و اين مرد مشكوك شده بود و فكر مي‌كرد ما با هم ارتباط داريم. به همين خاطر هم او را از سر راه برداشت. بلافاصله حكم جلب حسين صادر و وي دستگير شد. حسين بلافاصله پس از دستگيري به طور خودجوش به اين قتل اقرار كرد و گفت: سعيد را من كشتم. از مدتي قبل مي‌دانستم كه وي با همسرم ارتباط دارد. اين موضوع را به همسرم گفتم و از او خواستم به اين رابطه پايان دهد ولي قبول نكرد و گفت بايد مرا طلاق بدهي من علاقه‌اي به تو ندارم.نرگس البته اصل رابطه با سعيد را انكار مي‌كرد. من كه علاقه شديدي به نرگس داشتم حاضر به جدايي با وي نبودم ولي از طرفي نمي‌توانستم تحمل كنم كه وي با يك مرد غريبه ارتباط داشته باشد. به همين خاطر سراغ سعيد رفتم و به وي گفتم به اين رابطه پايان دهد اما وي گفت نرگس خودش به رابطه با او علاقه‌مند است.اين رابطه شوم دو سال ادامه پيدا كرد تا اينكه اين اواخر فهميدم نرگس به خانه سعيد رفت و آمد دارد و حتي كارهاي منزل وي را انجام مي‌دهد. براي همين تصميم به قتل وي گرفتم. روز حادثه اسلحه‌اي تهيه كردم و به سعيد زنگ زده و گفتم مي‌خواهم در ارتباط با موضوعي با او صحبت كنم. وقتي سر قرار آمد بدون اينكه مرا ببيند او را تعقيب كرده و در فرصتي مناسب وي را با شليك گلوله كشتم؛ بعد هم موضوع را به نرگس گفتم. با اين اعترافات متهم راهي دادگاه كيفري شده و به قصاص محكوم شد، ولي اين حكم با اعتراض وي در ديوان عالي كشور نقض شده و به شعبه هم عرض سپرده شد. روز گذشته متهم بار ديگر در دادگاه مجرم شناخته و به مرگ محكوم شده و در رديف اعدامي‌ها قرار گرفت. (منبع : روزنامه تهران امروز)

اين اتفاقي كه با هم مرور كرديم فقط يك حالت از فرجام اينگونه ارتباط هاي نامشروع است. خيلي اوقات ابراز علاقه ها و ارتباطات معمولي كار را به جاهاي باريك مي كشاند. قتل هاي فراواني به خاطر اينگونه ارتباط ها رخ مي دهد و … .

*** پرسشگر گرامي؛ برقراري رابطه عاطفي و دوستانه با نامحرم (با هر توجيهي) در فضاي شريعت اسلام جایز نیست و بايد از آن اجتناب كرد؛ حال اگر اين رابطه معطوف به زني متأهل باشد، آسيب هايش قطعاً فراوان تر خواهد بود. خوشبخانه شما به دنبال قطع اين ارتباط هستيد و همين تصميم شما، حل اين مشكل را سهل و آسان مي كند. ما در ادامه نكاتي را تقديم تان مي كنيم كه توجه و عمل به آن ها در تصميم صحيحي كه گرفته ايد ياري تان مي دهد :

نکات بسیار مهم:

۱. ايجاد يا قطع ارتباط با ديگران، بستگي تام به اراده خود فرد دارد. اگر شما واقعاً بخواهيد ارتباطتان را با كسي قطع كنيد، مي كنيد و طرف مقابل تان نمي تواند مانع شود. شما در نوشته تان گفتيد «هر چه از او دوري و بي محلي مي كنم او عاشق تر مي شود …»؛ دوري و بي محلي كه شما از آن نام برديد معلوم است كه به معناي قطع ارتباط شما نبوده، چون در قطع ارتباط شما ديگر هيچ رفتار و واكنشي از طرف مقابل خود نمي بينيد، در حاليكه نوشته هايتان حاكي از بررسي رفتارهاي اوست.
۲. اگر مي خواهيد از اين دامي كه قطعاً توسط شيطان برايتان نهاده شده و زندگي دنيايي و اخرويتان را بر لبه پرتگاهي خطرناك قرار داده، رهايي يابيد از همين الان هر گونه ارتباط با اين زن را قطع كنيد (حضوري، پيامكي، تلفني، چت، مكاتبه اي و …)؛ اين توصيه ما را جدي بگيريد. اگر به اين مورد عمل نكنيد، از اين مهلكه نجات نخواهيد يافت. پس خود را ديگر در معرض ا و قرار ندهيد و به هيچ وجه پيام هايش را نخوانيد و صحبت هايش را نشنويد (شماره تلفن همراه و آدرس ايميل تان را تغيير دهيد).
۳. اگر پس از قطع ارتباط، ايشان مزاحم تان شدند، او را تهديد به شكايت كنيد و در صورت بي توجهي ، تهديد خود را عملي سازيد. مطمئن باشيد پس از اين تهديد، رهايتان خواهد كرد؛ چون مجازات رابطه نامشروع براي متأهلين بسيار سنگين است.
۴. فكر كردن به اينكه اين عمل در دين اسلام حرام است و مورد رضايت خدا نيست و همچنين تفكر درباره عاقبت دنيايي و اخروي اينكار بهترين شيوه براي ترك اين ارتباط و فكر نكردن به اين موضوع است. همچنين در اولين فرصت اگر شرايط ازدواج را داشتيد، با همسري مناسب ازدواج كنيد. با ازدواج عواطف شما در جهت صحيح و شرعي خرج خواهد شد و از اين دغدغه رهايي خواهيد يافت.
۵. براي قطع اين ارتباط روي موارد زير نيز خوب تفکر و تأمل كنيد :
آيا شما دوست داريد، مردي غريبه با همسر آينده تان ارتباط داشته باشد؟ مسلماً نه. وقتي خودتان دوست نداريد كسي با زندگي آينده تان اين كار را بكند، خودتان نيز نبايد با زندگي فردي ديگر اين كار را بكنيد. فراموش نكنيد كه دنيا دار مكافات است و اگر كسي بدي كند، بدي مي بيند.
– مي دانيد اگر همچنان با زني متأهل ارتباط داشته باشيد و اين ارتباط روزي بر ملا شود چه بر سر زندگي تان مي آيد؟ اطرافيان با شما چگونه برخورد مي كنند؟ جامعه چگونه برخورد مي كند؟ به آينده زندگيتان فكر كرده ايد؟ به اين فكر كنيد كه اين رابطه شما ممكن است زندگي فرد مورد نظر را نيز به نابودي بكشاند و آنگاه شما هم مقصريد.
– گاهي اين ارتباط ها به جاهاي خطرناك و باريك (رابطه جنسي و …) مي كشد و مجازات هاي سنگين دنيايي (سنگسار، اعدام و …) را گريبانگير فرد مي كند. آيا حيف نيست آدمي سرمايه زندگي خويش را تنها با يك اشتباهي كه مي تواند از آن جلوگيري كند بر باد دهد!
– فكر نمي كنيد اين زن، مقيد به احكام شرع نيست و دست در دست شيطان دارد و مي خواهد زندگي شما را نابود كند؛ چون با وجود داشتن همسر، علاقه به ارتباط با نامحرم دارد؛ پس با قطع ارتباط با او مانع نابودي زندگي تان شويد.
– هيچ زن مسلمانِ سالم و عاقل (كه متأهل هم هست) چنين روابطي با پسري نامحرم برقرار نمي كند، چرا كه :
الف) مهمتر از همه مورد رضايت خدا نيست و از لحاظ شرعي گناه است.
ب) مرد زندگي اش را انتخاب كرده و بايد عواطفش را معطوف او كند نه پسري نامحرم.
ج) اين رفتار خيانت به شوهر و حريم مقدس خانواده اش است و باعث بي آبرويي در جامعه و تباهي دنيا و آخرتش مي شود.
د) مجازات هاي سنگين تري براي افراد متأهل در اين گونه روابط در نظر گرفته مي شود (سنگسار، اعدام و …).

*** پرسشگر محترم؛ خدا را شاكر باشيد كه اتفاق ناگواري براي شما رخ نداده است و اين فرصت را از عنايات خاصه خدا به خود بدانيد كه در اختيارتان قرار داده تا راه درست را انتخاب كنيد؛ پس راه درست را انتخاب كنيد.

پرسمان

🔗 لینک کوتاه

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

34 نظرات
  1. بنده خدت می گوید

    چطور من خلا روانی دارم؟ چیکارکنم.منونترسونید.منظورتون چیه ممکن به راحتی دست از سرمن برندارد؟ اگراینقدخطرناک هست تواین دوسال میتونس راحت بهم نزدیک بشه وولم کنه وبره.امانگرد.
    منومقصر ندونید.دقیقا زمانیکه من نیازبه کمک داشتم این خودشوانداخت وسط.منم بهش پناه بردم.
    حاج آقا مشکل من دراین حد بزرگ و بدهست که میگید تواین سالها باهمچین موردی برخورد نکردین؟
    من خیلی ساده هستم درسته؟ مشکل من همین سادگیم هست.هرچی میکشم ازهمین سادگیم.
    چیکارکنم؟

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      نگفتم خلاء روانی عرض کردم خلاء عاطفی و این پس از مشکلاتی که داشته اید طبیعی است. همینکه بیش از حد اعتماد کرده اید خطرناک است.
      شما قطع کند و دیگر کاری به او نداشته باشید. ادامه دار شدن این رابطه برای شما آسیب زاست. مشکل شما بزرگ نیست، از شما مشکلات بزرگ تر را نیز در میان مخاطبان و در مشاوره ها داشته ایم، مشکل شما این هست که شما نمی پذیرید چه خطری شما را تهدید می کند، به خودتان هم دروغ می گویید، اجازه نمی دهید هیچ کسی به شما کمک کند حرف خودتان را می زنید. اگر کسی خلاف نظر شما حرف بزند یا توجیه می کنید یا موضع می گیرید.

      خوش بینی غیر طبیعی دارید، نمی بینید چه خطری فرزند شما را تهدید می کند، پدر و برادران و شوهر شما را تهدید می کند، تمام فکر شما به این هست که این رابطه را حفظ کنید و به این شخص و رفتارهایش خوش بین باشید. بر فرض که این شخص شما را تهدید نکند، آمدیم و شوهر رابطه را شما فهمید و نزاع خانوادگی شروع شد، مقصر کیست؟؟.

      هر چه بوده تمام شده از الان بیشتر دقت کنید و توبه کنید و رفتار خود را اصلاح کنید. اگر نمی توانید این کار را بکنید حتما نیاز به رونکاو هست.
      وفقکم الله لکل الخیر

  2. بنده خدا می گوید

    سلام.حاج آقا.پسرخاله م نیتش شیطانی نبوده.منم همینطور .اون اگر بایک مشاورمذهبی مشورت میکرد قطعا اون مشاور منومتهم میکرد.وبهش میگفت اون خانم بایدخجالت میکشید باوجودیک دختربچه ۴ساله باشمادوست شده.بی حیایی کرده.وشیطان صفت هست.درصورتیکه من شیطان صفت نیستم.بی حیای نگردم اما دلم گیرش افتاد.حاج آقا اونم مثل من اشتباه کرده.اونم حتما وقطعامثل من نیازبه کمک وهمراه داره.ما آدما هممون ازشیطان بدمون میاد.واون آقا هم اولش بادروغ شروع کرد اما بعدش گرفتارعشق شد.شایدم خدا عاشقش کرد تاوان دروغش بهم.چون براحل مشکلم اون آقاخیلی وانمودمیکرد کمکم میکنه ولی بعدا که فهمیدم دروغ گفته.خودش اعتراف کرد وگفت اولش دروغ بودامابعدش عاشقت شدم.نمیتونم دل بکنم.
    من دختری بودم که درماه بیشتراز چندبار به پدرمادرم سرمیزدم.چون نزدیک خونم هستن.اما بعد رابطه با پسرخاله م .بخاطراینکه میدید میرم اونجانمیتونم باش حرف بزنم.گفت اونامسبب این بدبختی توهستن درماه یکبار یااصلانرو.منم باورم شد.ونرفتم.پدرم .مادرم هرروز تماس میگرفتن کجای.چرانمیای ببینیمت.نهار درست میکردن که شایدبه بهونه نهاربرم خونشون.ولی نمیرفتم.الانم افطاری درست میکنن ومیگن دعوتی بیا.امانمیرم.ولی باز باهمه اینا تابشنون مریض شدم ودکترم کلی زنگ میزنن.اگه نیازبه پول.چیزی دارم میفرستن برام.ولی باز میگن چرانمیایی ببینیمت.چراتنهاتوخونه نشستی.بعضی وقتادلم میسوخت براشون.اما وقتی یاد دلم ودلتنگیام به پسرخاله م میفتادم دلم واسه خودم میسوخت.وازشون بدم میومد.منی که تاحالا بلدنبودم بدم اومدن ویامتنفرشدن ازپدرومادر چجوریه اصلا…
    پسرخاله م کلا ازبچگی به دلیل اینکه پدرش اونو با کتک ودعوا بزرگ کرده.الان خودش هم آدم خیلی تند وزود جوشی هستن.وباخانوادش هم بدحرف میزنه.اما ازوقتی بامن آشناشد آروم شد خیلی.باهاشون خوب شد.اونم همش خونس.
    حاج آقا من یک سیم کارت بیشترندارم.والان یهوی نمیتونم به شوهرم بگم عوضش کن.یکم باید بگذره.چون میدونه اهل عوض کردن سیم کارت نیستم.همین وخیلی وقته دارم.ولی عوضش میکنم.
    اما اونجاییکه گفتین اگه بازمزاحمت ایجاد کرد به مادرم یابرادرم بگم.اصلانمیشه.چون خونریزی میشه.برادرم خیلی تعصبی وآدم بااحترامی هستن.ایشون در دادگستری سمت بالایی دارن.اگه بهش بگم آشوب به پامیکنه.برادر حسای خیلی رو خواهراش.
    خونه خاله م باهم رفت وآمد نداریم زیاد.البته خاله م فهمیده.وبه پسرش گفته خجالت بکش دست ازسر دخترمردم بردار.تو نون ونمکشونوخوردی.نمکدون نشکون.
    حاج آقا بگم چجوری جذبم کرد: اولش اینطورشد .من یه مشکلی داشتم.واین آقاگفت من میتونم برم تواینستاگرام و وارد گروه خانوادگی شمابشم.وباخواهر شوهرات حرف بزنم وببینم درموردتو چی میگن.گفت واردشدم بعد چند وقت.وهمین باعث ایجاد رابطه وتلفنی شد.حرفای باورنکردنی بهم میگفت.من شب وروز نداشتم.ازاسترس ونگرانی.حتی میترسیدم توتنهایی برم تو تراس لباس پهن کنم.
    ایشون میگفت توگروهی که من واردشون شدم دراینستا برادرشوهرت باخواهراش نقشه کشیدن که تورو بی آبزو کنن.بهت تهمت بزنن.تا شوهرت بفهنه وطلاقت بده.مثلا وقتی بری مغازه یک پسری وبفرستن سمتت که یعنی آدرسی وبپرسه ازت.وبعد تاتوبخوای بهش آدرس بدی برادرشوهرت میاد ومیبینه داری باپسرحرف میزنی.شروع میکنه داد وبیداد کردن.پسرفراری بشه.وبعدمردم بریزن توخیابون.وبگه این داشت با فلان پسر گپ میزد و…ازخدانمیترسه .شوهرداره وبچه ….آبروم ریخته بشه ویعنی طلاق بگیرم.منم چون مسئله برام مهم شده بود .وبرادرشوهرم همسایه م هستن.شباخواب نداشتم.تایکماه حالم به وخامت کامل رسید.جریانوبه مادرم گفتم.که ایناواسم نقشه کشیدن .بهش گفتم دوستم تواینستاگرام واردگروه خانوادگیشون شده.نگفتم پسرخاله م.
    مادرمم شب نداشت اصلا.
    پسرخاله م گفت من میتونم کمکت کنم.وازشراینا نجاتت بدم.من ومادرم رفتیم خونه خاله م.ومادرم گریه میکرد.گفت به دادم برسید.اینامیخوان دخترمو بی آبروکنن.شوهرخاله م سیدهست.مادرم گفت توروبه سیدبودنتون یکاری واسم کنید.نمیتونم به باباش بگم.خون به پامیکنه.پسرخاله م اینجاگفت من یکی ومیشناسم که ادعیه و…درست میکنه.ردخور نداره.بگم واسش درست کنه تادرامان باشه.من ومادرمم باورمون شد وکلی تشکرکرد ازشون.
    البته من ۸سال بود ازدواج کرده بودم.ویسری مشکلات با خواهرشوهرام بودمثل بقیه عروسا.ولی به بی آبروی نرسیده بود.
    سالی که باپسرخاله م حرف زدم.۸سال گذشته بوداز ازدواجم.من به مادرم گفتم.اینا۸سال عروسشون بودم.کاری نکردن بام.الان یادشون افتادبی آبروم کنن.اونموقه که باشون بودم کاری نکردن.حالا که خونم جداس میخوان کاری کنن.البته خونم طبقه بالاشون.خودمم شک کردم.ولی اعتنایی نکردم.
    بعدپسرخاله م در مکالمات تلفنیمون گفت یکی ازخواهرشوهرات که متاهل وبچه داره .شبا میره خونه خالی وبه شوهرش خیانت میکنه.گفت الانم من باش درادتباطم که ازش آتوبگیرم تا دست ازسرت بردارن.
    بهش گفتم عکس پیاماشوبفرس واسم فرستاد.تااینکه بعد یکساااال گوشیش ونگاه کردم.دیدم شماره پدرش یعنی شوهرخاله م بود.اما همون پیامایی بود که عکسشوواسم فرستاده بود.خواهرشوهرم یعنی.
    بهش گفتم شماره پدرته.گفت آره.منم به روش نیوردم.میدونستم دروغ میگه.اونم نفهمید که جریان چیه.امابهش گفتم مگه همون پیامانیست.گفت آره.منم به اسم پدرم سیوش کردم.ولی شماره هم شماره پدرش بود!!!!
    خلاصه گذشت یمدت بهش گفتم مگه نگفتی خواهرشوهرم خیانت میکنه وشوهرش فهمیده پس چرا الان پایین خونه خانواده شوهرم اینا مهمون دارن.دامادشونم مهمونشونه.اگه دخترشون اینکارس طلاقش میداد یا نمیومد اصلاخونه اینا.
    خلاصه خودش تاالانم میگه حرفام راست وازاون پیامای اینستا خواستی سی دیشودارم که ببینی باآیدی اوناهم هست وحرف زدن.گفت اگه من جای اوناحرف زدم.تواینستا نمیشه.چون فقط به هرکسی یک آیدی میدن.گفت بالای هرآیدی عکس خودشون هست.وحرفای خودشون.گفت من شاید دروغ گفتم اما تواینستا دیگه رفتم وواقعا دیدم حرفاشونو.
    من تحقیق کردم از چندنفرپرسیدم آیا میشه یک نفر تواینستا چندتا آیدی بسازه تویک گروه وازطرفشون حرف بزنه.گفتن نه نمیشه.هرکسی یک آیدی میتونه بسازه…پس حاج آقا یعنی پیامای اینستا رو خودش نمینوشت؟؟؟؟ واسه من عکسشونم فرستادازاینستا.چندتا آیدی بود.مم از مهندس کامپیوترسوال کردم.وعسکارونشونش دادم.گفت ایناچندنفرن باآیدی خودشون.واصلا این گروه ساختگی نیست.حقیقی.یعنی حرف پسرخاله موتایید کرد.تاالانم نفهمیدم پیامای اینستا روخودش باچندتاآیدب مینوشته یا واقعاکار خوتواده شوهرم!!!چون براداشتن چندتا ایدی باید چندتاسیم کارت داشت.براهمین گفتم پسرخاله م کسی ونداره که چندتاسیم کارت ازش بگیره واینکاروبکنه.پس حتما حرفای اوناس.همین باعث شد باورش کنم.وبهش اعتمادکنم.وهمیشه حس کنم اون منونجات داد.وچشم وگوشموبازکردبه اطرافیانم.
    شما تخصص دراین رابطه اگردارید.لطفا راهنماییم کنید.آیا میشه دراینستاگرام با آیدی همون افراد.پیام داد ویا آیدی شبیه اونارو ساخت وگروه تشکیل داد وحرف زد؟؟؟
    مثلا اگراسم دخترمریم بود.آیدی به اسم خودش بود.عکسی که واسم فرستاد اینجورنشون میداد.منم آیدی اینارو بلدبوده بودم چون توگوشی شوهرم دیده بودم.براهمین باورکردم.
    ممنون میشم جوابم بدبن.وببخشید طولانی شد

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم خواهر گرامی
      این شخص شما را از خانواده تان دور کرده، و دروغهایی درباره خواهر شوهر شما گفته است. شما متاسفانه زود و ساده قبول کرده اید. اینهمه دروغ گفته، با شماره جعلی به اسم فامیل شما با شما بازی کرده! بعد به من می گویید به چنین شخصی نگویم شیطان صفت!. بازی خورده اید خانم، بدجور معلوم نیست به راحتی شما را رها کند، بروید به امام زمان متوسل بشوید که شر این این پلید از سر شما و خانواده شما کم بشود!، جواب شماره های ناشناخته را ندهید، کلا قطع کنید اگر او بود، به حرف من گوش کنید. از این آدم فرار کنید.
      عاطفه و اعتماد شما را به بازی گرفته است. تاوان عشق را خدا داده؟!، این کار شیطان هست، چرا اینقدر اشتباهات خود را به گردن خدا می اندازید و نسبت به خودتان راست نمی گویید.

      اگر خانواده همسر شما می خواستند شما را نابود کنند که در این سالها کرده بودند!، خودتان نمی خندید که چقدر راحت حرف این دروغگو را قبول می کنید!. شما از لحاظ روانی خلاء دارید و چنین فرد ضعیفی خوب متوجه نیاز روحی شما شده است. آنقدر به خود تلقین منفی کرده اید که آزاد نبوده اید و انتخاب نکرده اید که الان رفته اید این انتخاب پلید را کرده اید و حاضر هم نیستید قبول کنید که چنین شخصی ارزش نگاه هم ندارد چه رسد به زندگی.

      شما متاسفانه اینهمه نشانه هست و باز به خودتان دروغ می گویید و به دنبال بازی هستید. این نشان از یک خلاء عاطفی را دارید. از اینکه عمر خودتان را هدر بدهید خوشتان می آید؟، اصلا به شما چه ربطی دارد که خانواده شوهر شما دارند چه نقشه ای می کشند!؛ اگر می خواستند بکشند که تا الان کار شما تمام شده بود!. این مرد شما را بازی داده، و شما هم خودتان را دارید بازی می دهید، دارید آینده بچه تان را هم نابود می کنید. بریزد دور این رفتارهای بچه گانه را بروید با مهربانی خانه پدر و مادر، توبه کنید قلب را از کینه خالی کنید، با صدای بلند بگویید بخشیدم، تکرار کنید تا این شیشه و عینک سیاه جلو چشم شما بشکند. واقعا پدر شما خوب تشخیص داده اگر من هم بودم اجازه نمی دادم با چنین شخصی ازدواج کنید، کمی به خود بیایید دارید چی کار می کنید!. شما نمی فهمید چه خطری زندگی شما را تهدید می کند و به دنبال بازی هستید و می خواهید آیدی را کشف کنید!.
      به شما دروازه شهر را نشان می دهم که وارد بهشت خدا بشوید اما شما وارد نمی شوید، بجایش با بهانه از سوراخ سوزن شیطان می خواهید با هر بهانه ای شده رد شوید. چرا این هشدارها را درک نمی کنید. نمی دانم… اولین موردی هست که در این سالها مواجه شده ام!؛ رفتار شما و افکار تان عجیب هست!. حتما حضوری با یک مشاور در اسرع وقت صحبت کنید.
      نکند تا آسیب نبینید بی خیال این رابطه نمی شوید!.
      چاهست و راه و دیدهٔ بینا و آفتاب
      تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش

      چندین چراغ دارد و بیراه می‌رود

      وفقکم الله لکل الخیر

  3. بنده خدا می گوید

    حاج آقا لطفا بذارید تاهرچقد سوال دارم ازتون بپرسم.بخاطر کثرت سوالام از من خسته نشید.نجات یک انسان نجات یک خانواده است.
    بله درسته.روحیه معنوی خوبی داشتم.خیلیم خوب.اما الان خراب شده.چون درخفا وپنهانی رابطه پیامکی یاتلفنی با نامحرم داشتم.
    من باپسرخاله م دیگه حرفی نزدم.بهش گفتم دیگه بهم پیام نده.واونم گفت اگه بدونم ازطرف من آسیبی سمت تومیاد من بخاطراینکه توآسیب نبینی کنارمیکشم.ودیگه تاحالاهیچ پیامی نداده بهم.
    حاج آقا بیدارم کن.منواز خواب غفلت بیدارکنید.نمیفهمم دارم چیکارمیکنم.من قصدداشتم تا عمردارم پاپند این عشق بمونم.وایشونم بمونه.تادم پیری.چون شنیده بودم خدا آبروی کسانی رومیبره ویاقهرش میگیره که باهم زنا کنن ورابطه داشته باشن.که خداروشکر ماهمچین رابطه ی نداشتیم.چون من وخودش هردومون میدونستیم برهم حرام میشیم.براهمین تمایلی نداشتیم .وازقهرخدا میترسیدیم.ومیگفتیم خدا ازاینکه ما جلوی نفس وشهوت خودمونومیگیریم ازماراضی هست وخوشحال.وماروبهم میرسونه.این دیدگاه من ازعشق بود.
    چرا بیشتر ازخدا نمیگید.الانکه وضع جامعه نابسامان.وزن متاهل راحت دوست پسر داره.بهتون نیازداریم.حاج آقا.شما وامثالتون.خیلی ازبلاها توخونه ها اتفاق میفته که خانوادهانمیدونن منشااین بلاها خودشونن.کاراشون.
    تبلیغ بیشتربکنید ازاسلام حقیقی.من به عنوان یک شهروند گلایه دارم.ازاینکه کمرنگ شده تبلبغ اسلامی.برنامه های مذهبی.
    نفوذ کنید تومدارس دخترانه.خصوصا راهنمایی ودبیرستان.بهتون نیازدارن.حاج آقا کمک کنیدبه این دخترای ساده دل. حاج آقا من دلم میخواد حالم خوب بشه.این گریه هام.کم حرفیم.افسردگیم تاوان گناهم آیا؟
    حاج آقا الان چند ماهی هست پشت سرهم مدام مریض میشم.ودرحال تردد در مطب وبیمارستانم.آیااینها عذاب الهی است؟
    من باخودم اینجورتفسیر کردم که خدا منودوست داره.ونمیخواد منودرآخرت عذاب بده.براهمین دراین دنیا داره عذابم میده.نمیدونم تفسیرم تاچه حد درست هست.
    سخته دوسال عادت به چیزی داشتی بعدازش دل بکنی.خدانصیب هیچ مسلمانی نکنه.
    تازمانیکه پسرخاله م بود.انگاری شوهرمو بهش علاقه داشتم.اما الان ازوقتی که باش حرف نزدم حس تنفر به شوهرم پیداکردم.شاید موقتی نمیدونم.
    اما بی جهت گریه م میگیره.توروخدا ازدستم عصبانی نشید.دست خودم نیست.بله چشم حتما همه موارد وازفردا انجام میدم.توبه.وغسلی که گفتین.زیارت آل یاسین غروبا.وبقیه موارد.
    حاج آقا یک پیام درمورد بیماریم وناراحتیم فرستادم اونوجواب ندادین.من ناراحتی روده دارم.ودقیقا الان افسردگی ضرر داره برام.خدا کمکم میکنه تواین راه یا میذاره تنهایی تنهایی بکشم؟؟؟

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم خواهر گرامی
      شما هر چقدر سوال دارید بپرسید به این شرط که واقعا عمل کنید، بنده وظیفه خودم می دانم که پاسخ بدهم. چند نکته:
      ۱-خیلی خوب هست که گفته اند دیگه پیام نمی دهند؛ اما مجدد می دهند این تجربه بنده هست!. در هر حال شما به نصیحت بنده گوش نکردید و هنوز این امکان را به او داده اید که با شما ارتباط برقرار کند، این نشد، این توبه نیست خواهر من؛ این بیشتر طنز هست، به تعبیر امام رضا علیه السلام کسی که در زبان توبه کند و در دل شوق گناه را داشته باشد چنین کسی خودش را مسخره کرده است توبه نکرده است. در هر حال از همین جا آسیب می بینید، مگر به این راحتی او رها می کند!. چقدر ساده هستید. عرض کردم قطع کنید، اکانت خود را پاک کنید و تمام، تمام سیم کارتهایی که شماره شما را دارند یا می توانند پیدا کنند، دور بیندازید. باید خودتان و او را عادت بدهید که تمام شد، از فردا دیر هست از همین الان که دیگر پیام نداده تمام کنید اجازه ندهید بنشیند شیطان در گوش او حرف بزند، یا چرب زبانی کند و یا بیاید و شما را تهدید کند. از این موارد داشته ایم حالا شما حرف من را نشنیده بگیرید اشکال ندارد، صلاح مملکت خویش خسروان دانند اما… .

      ۲- این رابطه ای که شما دچار شده اید عشق نیست بلکه یک بازی شیطان است، خدا را بروید هزار بار شکر کنید که الان متوجه شده اید!، این چه حرفی است که می گویید می خواسته اید تا عمر دارید با چنین شخص دروغگویی بمانید!، بترسید از او، اینکه راحتی تا این اندازه گناه می کند و حیا نمی کند از یک زن متاهل، از شوهر شما؛ بترسید، بر فرض شما اشتباه کردید؛ حیا و غیرت او کجا رفته!؛ خداترسی او کجا رفته!، فردا روز هم که با این شخص زندگی کنید و گفت: من دروغ گفتم که نماز می خوانم! چه می کنید، همانطور که قبلا دروغ گفته!، موارد اینچنینی داشته ایم. طرف عادتش ارتباط با زنهای مختلف است، و دوستی های حرام، چرا اینقدر ساده هستید، کسی که از خدا نترسید آیا بعدا از شما می ترسد!.

      ۳- بر فرض هم که طلاق گرفتید، آیا شوهر شما فرزند شما را به شما می دهد! خیر!؛ حاضرید از عشق فرزندتان دست بکشید برای این چنین شخصی.

      ۴-چرا اینقدر پیش فرضهای دینی شما اشتباه هست، قهر خدا شامل حال همین دوستی ها همی می شود، شما دادگاه خانواده نرفته اید بروید ببینید این زندگی هایی که بر اساس هوس های شیطانی هست عاقبتش کجاست، عمر خودشان را نابود کردند و آخر هم هیچ و شیطان به همه شان می خندد، عجب عشقی!.

      ۵-شما هموز متوجه نشده اید این رابطه ای که دچارش شده اید عشق نیست، هوی و هوس نفس و زمزمه ها و لذت های شیطانی است، شبهایی که ساعتها به او فکر می کنید و خوابتان نمی برد، قوه خیال بازی می دهد، همه تحت کنترل شیطان است، بیشتر می خواهید بگویم…

      ۶-وضعیت جامعه، بله ما بیشتر از شما در متن جامعه هستیم، چه نامه ها، چه درد دلها، چه مشکلات؛ عجیب و وحشتناک؛ وظیفه روحانیت بیشتر شده است و سنگین تر. هجمه ها فراوان شده، سینه من پر از است از اسرار و رازهای خیلی از مردم و خیلی از امور دیگر؛ امیدوارم امام زمان عج به ما عنایت کند بتوانیم به وظیفه خود عمل کنیم.

      ۷-این گریه ها و افسردگی بخاطر نگاه شما به زندگی هست، دنبال مقصر می گردید، سبک زندگی شما دچار اشکال هست، احساسات پاکی دارید و تمام روح خود را خرج یک نفر می کنید؛ شکست هایی هم که خورده اید و احساس نیاز شما و تلقین به اینکه چنین شخصی فقط شما را درک می کند زمینه شده که نتوانید واقعیات را درک کنید. شما نگران از دست دادن داشته هایتان هستید؛ اما غافل از اینکه اینها داشته نیست؛ اینها ضرر هست. داشته شما خدا و زندگی فعلی شماست داشته شما آن فرزند پاک و معصوم است.
      ۸- بخشی از بیماری هایی که دارید بله چه بسا اثر اعمال باشد، در روایات داریم مومن نیت گناه می کند روزی مادی و معنوی او کم می شود، بسیاری از توفیقات سلب می شود اما همه اش این نیست اگر کسی توبه کند و به دنبال تقوا باشد درهای غیب به روی او باز می شود. بخش دیگر بیماری ها بخاطر افکار و دیدگاه های ماست. شما آنطور که معلوم است روحیه بسیار حساس و وابسته ای دارید. زمانی برای کارشناسی ارشد روانشناسی یک کتاب می خواندم نوشته بود که پزشک کانادایی کتابی در زمینه فشار زندگی نوشته و به این پرداخته که فشارهای زندگی تعادل بدن را به هم می زنند و آنگاه بدن تمام تلاش خود را می کند تا با این فشارها مقابله کند و بجنگد، تولید هورمونهای آدرنال یعنی اپی نفرین و نورایی نفرین که زمینه ساز هیجانات است به صورت زیاد در بدن زمینه آسیب های جسمی و روحی است. فشار مستمر انرژی بدن را تهی می کند و آسیب پذیری در قبال مشکلات جسمی و بیماری را افزایش می دهد و واکنش هایی که در مراحل هشدار و مقاومت موجب پاسخ موثر بدن می شدند، در دراز مدت پاسخ های ناسالمی را ایجاد می کنند.
      در هر حال شما تحت فشار روحی هستید یک علتش این است که یک مشکل را با مشکل دیگر حل می کنید به دنبال حل واقعی مسائل نیستید یا کسی نبوده به شما راهنمایی بدهد و کسانی هم که به شما باید راهنمایی درست می داده اند مثل پدر و مادر؛ متاسفانه مسبب مشکلات شده اند و کار به اینجا رسیده که خودتان هر چه به ذهنتان می رسیده بدون اینکه دوراندیشی کنید انجام داده اید و مسیر اشتباهی را آمده اید و حالا برخی تبعات گریبانگیر شده است

      ۹-خدا قطعا شما را دوست دارد، تمام بندگان خود را دوست دارد اما این ما هستیم که به حجت های خدا پشت پا می زنیم و خدا را نادیده می گیریم. قطعا با توبه و اصلاح زندگی کسی حر باشد و جلو لشکر امام حسین؛ اگر برگردد راه باز است چه رسد به دیگران. نسبت به گذشته خود را سرزنش نکنید، از الان مسئول مراقب از خود و خوبیهایتان هستید.

      ۱۰- مشکل روده، این را با پزشک مشورت کنید. بنده قبلا بخاطر مشغله زیاد و استرس های فراون این مسئله را تجربه کرده ام، مشکلات روحی زمینه بیماری های گوارشی، تحریک پذیر شدن روده هست، ابتدا سعی کنید با دم نوش های گیاهی و سنتی آرام بخش آشنا شوید و بعد چند صلوات بر روی آن بخوانید و میل کنید، همین نگاه مثبت روح شما را تقویت می کند. در ناراحتی کمی آب بنوشید، فضا را عوض کنید و نفس های عمیق همراه با مراقبه و تمرکز بر اذکار بسیار لذت بخش است، تجربه کنید، نفس عمیق، تا سه بشمارید و رها کنید، تکرار و تمرین، مخصوصا در بین الطلوعین. ورزش کنید، از همسرتان بخواهید که ماساژ بدهند در کاهش تنش ها موثر است.
      بزرگ فکر کنید شما برای ابد خلق شده اید برای خدا خلق شده اید نه برای این روابط دنیایی؛ بزرگ و عالی فکر کنید. هر گاه افکار و لذت ها آمد سریع مقابله کنید آرام آرام میرود، بدن را مشغول کنید نگذارید افکار شما را بازی بگیرند مخصوصا قبل از خواب اگر دیدید دقایق طولانی دارید به آن شخص فکر می کنید بلند شوید و قدم بزنید مشغول کاری شوید، زمانی که شما ورزش می کنید توان حل مسائل ریاضی را ندارید از همین تکنیک استفاده کنید اگر خیالات آمد که حتما می آید و تجربه هم ثابت کرده، بدن را مشغول کنید و اگر نیاز جنسی بود به هیچ عنوان به شخص دیگری فکر نکنید و با همسرتان باشید، این ذکر را بگویید: اللهم اغنني بحلالك عن حرامك و بفضلك عمن سواك. خدایا با حلالت مرا از حرام غنی و بی نیاز کن.
      مدتی مشغول کارهای هیئت، مسجد و سایر امور جمعی شوید، مدام کتب شهدا را بخوانید قبل از خواب، مطمئن هستم با روحیه ای که شما دارید تاثیرات شگرف و دنیای جدیدی بر شما باز می شود، خاک های نرم کوشک را بخوانید و شروع کنید به این کتب؛ شهدا دل از این دنیا کندند و به ما با نفسشان با رفتارشان و الان هم با عنایتشان یاد می دهند که از دنیا دل بکنیم و پشت این روابط دنیایی خدا را ببینیم آنگاه می بینید چقدر از بودن در کنار همسرتان لذت می برید.
      اگر خواستید گریه کنید، برای مصائب امام حسین گریه کنید تا تخلیه روحی شوید و سبک شوید، مثلا مناجات های حاج آقا منصور ارضی… اجازه ندهید بخاط امور کوچک و دنیایی فکر و ذهنتان مشغول شود.
      تا یادم نرفته حتما تاکید می کنم سلسله جلسات استاد پناهیان را درباره سبک زندگی و برخی مطالب دیگر گوش کنید روزانه مطمئن هستم ان شاالله پس از مدتی احساس می کنید که دوباره متولد شده اید.

      شروع کنید آنچه را گفته ایم عمل کنید زانوی غم بغل نگیرید که راه ها بسته است و تنها هستید، راه باز است شما می توانید روحیه خوب و قوی دارید، خوب معنوی و قوی و پر نشاط زندگی کنید، برای مومن بن بست وجود ندارد. می توانید الگوی خیلی های دیگر بشوید چرا حس می کنید تنها هستید!، کسی که خدا را دارد، نگاه حضرت زهرا را دارد، کجا تنها است؟! تنها کسی است که اینها را ندارد و تشویق میلیونها نفر را هم داشته باشد باز تنهاست. آنهایی که به شما بد کرده اند را ببخشید، همین الان حلال کنید اجازه بدهید ذهن شما آزاد بشود، کینه را از قلب خود خارج کنید، قبول کنید اتفاقی بوده و افتاده است چه بسا خیر شما در همین بوده است و الان هم که از همسر خود نسبتا راضی هستید. اجازه بدهید بیشتر خودش را به شما اثبات کند، ببخشید تا بتوانید گامهای بعدی را بردارید.
      عشق به خدا به شما کمک می کند یکی دو روز اول سخت است اما اگر تمام آنچه را گفته ایم عمل کنید دنیای دیگری بر روی شما باز می شود، لذت، آرامش، معنویت ان شاالله. تا جایی که سنگین ترین مشکلات هم بیاید شما خم به ابرو نمی آورید و با خدا هستید. به تعبیر شاعر:
      در بلا هم می‌چشم لذات او
      مات اویم مات اویم مات او

      وفقکم الله لکل الخیر

  4. بنده خدا می گوید

    حاج آقا ببخشید زیاد پیام میذارم.اما منو متهم به آدم بد بودن میکنه.میگه توسنگدلی.دلمومیشکنی ومیری.تواگه واقعاخدا سرت میشه دل بندشونمیشکنی.منو خیلی بد جلوه میده باحرفاش.حاج آقا آیا این ظلم نیست که اینجوری آشفته ولش کنم وبرم.البته خودم بدترم ازش.اون نیتش بهم زدن زندگیم نبود.گفت دلم خواستت بااینکه اشتباه میدونم.
    حاج آقا یکم حال وروز منو درک کنید.نمیدونم باکی حرف بزنم.خودمو خالی کنم.فقط شما مطللع ازماجراهستید.بهم بگید آیادلتنگی طبیعیه؟احساس عذاب وجدان بعداز ترک پسرخاله م طبیعبه؟ من سختمه.خدا میبینه حال و روزمو.یه رحمی بذاره تودل شوهرم ومنو طلاق بده.نذاره اینقد اذیت بشم ودلتنگی بکشم.
    مگه نمیگن دل کسی رونشکن.خدانمیگذره.الانم من دل پسرخاله موشکوندم.چجورخدا ازمن میگذره؟
    حاج آقادمن تلگرام ندارم.پیامادرواتساپ هستند.ایشون واسه من دردسر درست نمیکنه.چون ازجونش بیشتر منو دوست داره .خیلی ملاحظه ی من وآبرومو میکنه.هوسی بمن نداشت.واقعا عاشقم بود.اما به غلط میدونم چون متاهلم.ولی تاهل مگه این نیست که دختر وپسر هموبخوان.اسم شناسنامه ی نیست.منم انتخابم پسرخاله م بود اما یکم دیرمتاسفانه.
    ارشادم کنید حاج آقا.بگید پسرخاله م تکلیفش چی میشه.من الان به جهنم وبهشت فکرنمیکنم.چون حالی که الان دارم جهنم خیلی.دلم شکسته

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم خواهر گرامی
      شما هنوز متوجه نیستید که در چه فضایی هستید و چه خطراتی شما را تهدید می کند. بر فرض او شما را به بد بودن متهم کند، شما چرا اینقدر به نظر چنین شخصی بها می دهید!. بگذارید هر طور فکر می کند بکند!. شما ببینید امام زمان چطور به شما نگاه می کند. خدا برای شما مهم باشد.
      دل بنده خدا!، چنین شخصی بنده خداست یا بنده شیطان!؛ بگذارید دلش بشکند چه بهتر چه بسا بفهمد و توبه کند. شما رها کنید، ارتباط را قطع کنید، نمیدانم بالاتر از این فرد چه کسی را قبول دارید، به جان فرزندتان، به کعبه، به قرآن به امام زمان به هرچیزی که برای شما مقدس است عرض می کنم ارتباط شما با این شخص ظلم به اوست؛ نامردی در حق اوست حتی اگر او راضی به این ارتباط باشد. به تمام مقدسات این ارتباط ظلم به شماست، ظلم به فرزندتان است ظلم به دین و دنیای شماست. واقعا نمی دانم با چه زبانی بگویم که متوجه باشید که در چه گردابی گیر کرده اید و حرف از خدا و حق الناس و دل شکستن می زنید!. شما دین را بد فهمیده اید. این آقا خدا می فهمد چیست!؛ قطع کنید این علاقه های شیطانی را؛ گناه دل شکستنش با من، من قیامت جواب او را می دهم از این محکم تر چه می خواهید، من تضمین می کنم که دل شکستن چنین شخصی عین ثواب است، و نامردی نیست!. این شیطان صفت بویی از خدا نمی دهد! بگذارید برود رهاکنید او را بخاطر خدا که بعید می دانم، بخاطر خود او رهایش کنی…
      رها کنید برود ظلم نیست، نامردی نیست خواهر من. رها کنید ننشینید به او پیام بدهید، چرا ادامه می دهید چرا، چرا چرا…

      ۲- درباره احساس تنهایی، بله طبیعی است، کسی که عادت به دوستی حرام کرده، لذت های ارتباط حرام را نمی چشد! خب طبیعی است باید سختی ترک گناه را بچشد تا خداوند لذت حلال را به او بچشاند. نگاه کنید افرادی که اعتیاد دارند، سالها انس گرفته اند بخواهند ترک کنند حداقل مدتی باید مقاومت کنند. شما شروع کنید، قطع کنید آرام آرام از قلب شما این عشق فروکش می کند. به شرط آنکه یک دفعه از قلب خارج کنید. نه اینکه یک راه ارتباطی بگذارید!… این فقط شما نیستید من موارد مشابه شما را داشته ام، برای چه عرض کردم که سیم کارت را دور بیندازید و اکانت واتساپ را حذف کنید؟! چرا؟ چون می دانم حالا حالا ها ادامه دارد، به این راحتی رها نمی کنید، حالا اگر این وسط قهر خدا آمد و فرزند شما یا یکی از اعضای خانواده شما آسیب دید، چه می کنید، نمی ترسید باز هم می گویید … .
      کمی عاقلانه فکر کنید بر فرض به نصایح و تجارب ما پشت پا زدید تا کجا می خواهید این رابطه را ادامه بدهید!. شرایط زندگی خود را درک کنید. بهترین راه همین راهی است که بنده عرض کردم.
      ایشون برای شما دردسر ایجاد نمی کنه اما ساده بودن شما؛ احساسات شما، و تصمیمات غلط و مهمتر شیطان هست که برای شما دردسر ایجاد می کند. بسر به دادگاه ها بزنید، سری به روزنامه ها قسمت حوادث بزنید؛ ببینید چه کسی فکر می کرد که عاشق تر از شما ها دچار این مصائب بشوند زمانی که شیطان زمام کسی را بگیرد مگر رها می کند، بترسید از اینکه شیطان او را فریب بدهد. شما تجربه کمی دارید، دادگاه نرفته اید بنده رفته ام، می دانم، ای کاش گوش کنید… .
      پسر خاله شما تکلیفش این است که توبه کند واز شما به خدا پناه ببرد؛ هر کاری هم کرد به خودش ربط دارد از این لحظه هیچ کاری با او ندارید، هیچ ارتباطی با او ندارید، هر چه شد پای خودش؛ او خودش خدایی دارد؛ خدا بهتر از شما به فکر اوست شما به فکر خودتان باشید. به فکر فرزندتان و آینده او باشید، یک لحظه فکر کنید این روابط شما آشکار شد، و آبروی شما بین فامیل رفت؛ تا عمر دارد این بچه چطور به شما در بین فامیل افتخار کند، آسیب روحی می بیند. کافی است یک طعنه به او در بزرگسالی بزنند که مادرت … .
      بگذریم، شما به دل گناه رفته اید باید برگردید، خوشی های گناه را باید تمام کنید و راهی نیست مگر همین الان قطع کنید، در برگشت هم بدیهی است باید قبول کنید که سختی هایی دارد، اما چه کنید که این سختی کم شود، اول توبه هست، غسل توبه کنید، به هیچ عنوان ارتباط نگیرید که مثل بنزین می ماند که روی آتش هوی نفس بریزند، شعله ور می شود. دوم خود را مشغول کنید به هیچ عنوان تنها نباشید که به او فکر کنید، کارهای جمعی، مسجد، زیارت و گردش با دوستان را داشته باشید. سوم قلب را منصرف به خدا بکنید، با ذکر استغفار، و دعا در کنارش زندگی شهدا مثل شهید برونسی را بخوانید یا زندگی آیت الله بهجت بگذارید که غیر مستقیم روی اراده شما کار کنیم، اراده شما قوی تر می شود و قلب می فهمد که عشق های بالاتر از این عشق ها هست. خواهر گرامی عشق حقیقی عشق خداست، سایر عشق های زمین قاعده دنیا بر این است که کامل نیست و خدا هم نمی گذارد که بدون خدا کامل باشد!.
      به هیچ عنوان نگذارید احساس خلاء و ناراحتی بکنید. خوشحال باشید قدر داشته های خودتان را بدانید مگر آن شخص کیست که اینقدر شما باید خودتان و فرزندتان را به پای چنین شخصی قربانی کنید. این خلاء را با جمع ها مثل هیئت و یاد اهل البیت و خواندن زندگی بزرگان پر کنید. حتما این دستورات ما را انجام بدهید، حداقل یک اربعین(چهل روز) تمام چیزهایی را گه گفته ایم در کاغذ شماره بزنید و عمل کنید، اذکاری که گفته ایم را بگویید ببینید چه تغییرات خوبی خواهید کرد. اینقد دنیا را بسته نبینید، اینقدر آینده خود را به یک امر موهوم و به یک شخص گره نزنید!.

      شما روحیه معنوی خوبی دارید، وگرنه این طور سوال نمی کردید، قدر خوبی های خودتان را بدانید، حرف بنده را به عنوان برادر، به عنوان روحانی، به عنوان خیرخواه، به عنوان کسی که راه خدا و اهل البیت را بهتر از شما می شناسد گوش کنید. هیچ حق الناسی نیست، هیچ دل شکستنی نیست، هیچ!… اما اگر این رابطه را ادامه دادید یعنی دل امام زمان را شکسته اید، یعنی در حق همسر و فرزندتان ظلم کرده اید، حتی در حق آن جوان هم ظلم کرده اید.

      وفقکم الله لکل الخیر

  5. بنده خدا می گوید

    سلام.حاج آقا.
    امروز به پسرخاله م گفتم.اما کلی عصبانی شد.وگفت تازه بعد دوسال فهمیدی متاهلی وبچه داری.همون دوسال پیش چرابهم نگفتی.الانکه وابسته ت شدم میخوای بذاری بری و…..
    حاج آقا نمیدونم چجوربگم اما ما دوتا عشقمون مثل بقیه نیست.ماهدفمون ازدواج بود.وفامیلیم.عاشق هم شدیم ناخواسته.باهم قرار ازدواج داشتیم.من طلاق بگیرم.اما هرکاری کردم که شوهرم طلاقم بده نداد.پسرخاله مم میگه اگه نماز میخونم وروزه میگیرم بخاطرتوهستش.تو ازمن جدابشی من باخداقهر میکنم.نمازنمیخونم.وآدم بدی میشم.میگه تواومدی توزندگیم من خوب شدم.قبلا خیلی آدم بدی بودم.اما حالا دوسال دیگه دروغ نمیگم.به نامحرم نگاه نمیکنم.تورو فقط میبینم.میگه تو درستم کردی باکارات.اگه بری بدمیشم.خیلی.
    حاج آقا خودم گریه م گرفت.دلم گرفت.افسرده شدم تواین چندساعته.
    کمکم کنیدخواهشاااااااا

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم خواهر گرامی
      شما که باز ادامه دادید!؛ چی به شما گفتم؟!… آیا گفتم ادامه بدهید؟… بنده همین ها رو کامل می دونم، می خواهید بگویم حرف بعدی اش چیست!. اگر می خواهد با خدا قهر کند بکند، به شما چه ارتباطی دارد؟؛ نمازی که بخاطر عشق به یک نامحرم باشد همان بهتر که نخواند و روزه نگیرد؛ حداقل از خدا طلب کار نیست دیگر.
      چقدر راحت اجازه می دهید با احساسات شما بازی کنند!.

      با کارهای شما درست شده!!، شما که الان خودتان و زندگیتان را وسط آتش جهنم برده اید، حالا او خداجو شده خودتان خنده تان نمی گیرد که چطور به راحتی شیطان شما و او را فریفته و بازی می دهد.

      من نمی فهمم که چرا اینقدر صحبت کردن را ادامه می دهید چرا قطع نکردید. مگر عرض نکردم ادامه ندهید؟ دیدید به حرف من رسیدید!.
      الان این کار را بکنید و پا روی نفس بگذارید و حرفهای بنده را انجام بدهید. شما موظف هستید به خدای خودتان جواب بدهید، مسئول کار و گناه دیگران نیستید.
      من شرایط شما را درک می کنم، اما آیا فکر می کنید به این رابطه ادامه بدهید بهتر می شوید و بهتر می شوند؟!… آیا این شخص نماز شب می خواند، لشکر مقابل امام حسین هم نماز می خواند! ؛ برای چه کسی گریه می کنید برای کسی که بویی از خدا نبرده؛ شما فقط دارید او را هل می دهید به قعر جهنم، چرا متوجه نیستید!. فکر می کنید این حرف های بنده شوخی است!. بنده وظیفه شرعی شما را می گویم.

      قطع کنید. سیم کارت را دور بیندازید، حساب او را بلاک کنید، و خارج شوید تا با شماره ای دیگر تماس نگیرد… مدتی باید سختی دوری را تکرار و تمرین کنید، سخت است اما راهی دیگر ندارید باید همین مسیر را که رفته اید برگردید، تمام این پیامهایی هم که دارید به او می دهید همه اش برای شما تهدید است، فردا می تواند به شوهر شما نشان بدهد، یا در دادگاه شریک جرم باشید، اگر با تلگرام پیام داده اید تک تک پیامها را حذف کنید و اکانت خود را حذف کنید تا اسکرین شات نگیرند. سیم کارت را هم دور بیندازید و بشکنید که بهتر که فیل شما یاد هندوستان نکند، اگر اعتباری است دور بیندازید، تا دیگر نه شما بتوانید تماس بگیرید و نه او، خودش متوجه می شود که حرف شما جدی است.

      ادامه دار کردن به ضرر دین و دنیای شماست، به بنده اعتماد کنید و کارهایی را که گفتم مو به مو انجام بدهید حتی اگر با ناراحتی هم که شده، این کار را بکنید، اگر قرار بود کاری بکنید در این دو سال کرده بودید. الان زمان تصمیم قاطع هست.
      وفقکم الله لکل الخیر

  6. بنده خدا می گوید

    سلام مجدد.
    حاج آقا حرفاتون عالین.ومیفهمم چی میگید.پدر ومادرم به هردلیلی منومجبورکردن بهشون حق میدم.چون پسرعموم آدم خوب ومهربان وزحمتکشی هستن.
    حاج آقا یکسری حرفاهست خسته میشم همشواینجابنویسم.راه ارتباطی دیگه ی باشماهست که باهاتون درمیون بذارم؟امکان مشاوره رفتن ندارم.حرفای شماروقبول دارم.لطفا یه راه ارتباطی بهم بدین.
    ممنون

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم خواهر گرامی
      ممنون از حسن توجه شما، متاسفانه مشغله بالای کاری که داریم اجازه گفتگوی مستقیم با مخاطبان محترم را نمی دهد.
      توصیه ما همین هست به صورت جدی بدون اینکه وقت فوت شود مواردی که مطرح شد را انجام بدهید. ادامه این راه، آنهم راهی که انتهایش مشخص نیست و خطرات زیادی دارد، اصلا به صلاح شما نیست.
      وفقکم الله لکل الخیر

  7. بنده خدا می گوید

    حاج آقا با بنده تندحرف بزنید.اشکال نداره.حقمه میدونم.من دختری بودم چادری.همین الانم چادریم.تودانشگاه زمان مجردیم زبانزد همه آدمابودم از حیا وعفت.هیچگونه رابطه دوستی باپسری نداشتم.اما این ازدواج احباری منوهمچین ادم بدی کرد.سرمن تفنگ نگرفتن.اما شوهرم پسرعموی بنده س.وسه سال بخداوندی خداقسم جواب نه میدادم.به امام زمان قسم.که جمکران رفتم وازش کمک خواستم این وصلت صورت نگیرد.بزرگان فامیل همه اومدن واسطه براازدواج.بازم جوابم نه بود.پدرم گفت دانشگاه نمیری دیگه.درس نمیخونی.وباغریبه ازدواج نمیکنی.ورفتارشون توخونه بامن عوض شد.من اونموقه ۲۰سالم بود.برام دردناک بودپدرم بام رفتارش عوض بشه.تاحالا کمترازگل بهم نگفته بود.
    مادرم مدام بهم میگفت آه عموت آخرش مارومیگیره وبدبخت میشیم.ازبس ردش میکنی.چون عموم بزرگ فامیل واحترام خاصی براش قائلن.منم اون زمان بااون سنم ترسیدم ازحرفاشون.نمیخواستم بلای سر خونوادم بیاد ومسببش منم.ترسیدم.خونوادم ازمن داشت بدشون میومد.تاراضی شدم.اما کل دوران عقدم گریه میکردم.سرکارمیرفتم اون زمان.بخاطرمشکل روحی وافسردگیم دوران عقدم ازکارم زدم بیرون.بعدازعقد به شوهرم گفتم نمیخوامت.حسی بهت ندارم.توروخدا طلاقم بده.مخالفت کرد.البته ناگفته نماند شوهرم مرد مقید ودین داری.وبخاطر همین مقیدبودنش بودکه پدرم اصرار داشت.خداترس.وعاشق اهل بیت.و ولایت فقیه. منم اینجوریم اما حسی بهش نداشتم.ولی توازدواج کم کم منوجذب کرد.ولی دوسال پیش مشکلی واسم پیش اومد.بامادرم رفتیم خونه خاله م.پسرخاله م گفت من آشنادارم و…میتونم کمکت کنم.شمارموگرفت ومن تنهاقصدم کمکش بود.اما بعدازیکسال فهمیدم همه کمکاش دروغ بود واصلا آشنایی نداشتن.همه ایناترفندی بود که منوعاشق خودش کنه.وکرد.خودشم گفت دروغ گفتم تا بامن حرف بزنی چون خیلی میخوامت ودوست دارم زنم بشی.حاج آقا درحقم برادری کنید.کمکم کن لطفا.من نمیخوام خدا قهرش بگیره ویابرا بچه م چیزی بشه.من بچه موالان میفرستم دارالقرآن.وخودم قصد دارم برا دانشگاه بخونم.پزشکی .چون استعدادشودارم.اما حاج آقامیترسم برم دانشگاه ودچار دوستی باپسری بشم.بگیدچیکارکنم که دوست نشم!!دوران مجردیم اینجورنبودم.نمیدونم چرا بعدازدواج اینطورشدم.شایدضربه روحی که خوردم.
    حاج آقا نیت دارم پزشکی بخونم وکسانیکه وضع مالی بدی دارن کمک حالشون باشم.اما میترسم یک پسری پیدابشه وعاشقم بشه یاادای عاشقی ودربیاره ومنم دل ببازم!!! چون من تودیدم.بخاطر ظاهر محجبه ی که دارم.واخلاق خوب وآرومم.
    الان نظرتون چیه؟
    پسرخاله ممم بهش بگم قطع کن رابطه رو؟ عصبانی میشه بهم میگه بعد دوسال چراالان میگی.ومیگه حق الناس .منوبازی دادی ورفتی…اینحرفا عذابم میده.
    کمکم کنید توروخدااااااا

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم خواهر گرامی
      ارتباط مجدد شما باعث افتخار هست و خدا را شکر می کنم. چند نکته:
      ۱- بارها به خانواده ها گفته ایم و می گوییم که هیچگاه دختران را مجبور به ازدواج نکنند، آسیب های روحی و روانی زیادی دارد. در روایات اجبار دختران نهی شده است، انشاالله در یک نوشتار به صورت مستقل ما منتشر می کنیم و روایات را می آوریم. متاسفانه در حق شما نباید این کارها را می کردند و بنده متاثر شدم؛ باید فردای قیامت پدر و مادر شما جواب بدهند اگر زندگی شما آسیب ببیند، اگر فرزند شما آسیب ببیند. اما الان بحث بنده با شماست و وضعیت فعلی شما، بحث من روی فرزند و زندگی شماست، حرف من روی تصمیم گیری های شماست؛ بحث و دغدغه و نگرانی بنده این هست که الان دچار اشتباهی دیگر نشوید؛ اشتباهی که تحت تاثیر القائات یک دوستی حرام باشد. قطعا این اشتباه برای شما گران تمام خواهد شد، همین الان هم اجازه بدهید با دلسوزی و بر اساس تجربه عرض کنم، در مرحله خطر هستید و شاید خودتان درک نکنید!.

      ۲- الان شما می گویید که محبت همسرتان برای شما ایجاد شده، خیلی خوب هست شما اجازه نداده اید این شمع کوچک بزرگ بشود و همچون خورشیدی زندگی شما را فرا بگیرد، حل کردن مشکل شما با همسرتان این نیست که بروید و نامحرم را به عنوان دوست وارد زندگی کنید!، بجای خورشید فروزان محبت زندگی؛ آتش برافروخته جهنم را در قلب خود زیاد می کنید. این فرصت را به همسرتان بدهید که خودش را اثبات کند، چه بسا در حق شما بد کرده اند اما این شخص همان شخصی باشد که شما را خوشبخت کند. شاید شما اشتباه می کرده اید. من نمی خواهم طرف او را بگیرم بیشتر مدافع حق شما هستم، اما راه این هست که الان با یک مشاور مذهبی هر دو رجوع کنید چه بسا یک عذر خواهی همسر از آنچه گذشته آتش خشم و نفرت شما را فروکش کند.

      ۳- اما درباره پسر خاله شما، کسی که به شما به راحتی دروغ گفته، آیا شما را خوشبخت می کند؟!… این فرد شیاد هست خواهر گرامی، کسی که از خدا نترسد و به راحتی ته دل یک زن متاهل را خالی کند، یک شیطان صفت هست؛ حتی الوات هم نسبت به زن متاهل تعرض نمی کنند!. بترسید کمی از عاقبت خودتان بترسید، چرا همه اش برای این شخص پلید نگران هستید، انگار شیطان جلو چشم شما را گرفته!، برای خودتان بترسید، برای بچه تان بترسید، برای شوهرتان بترسید، برای پدرتان بترسید، آیا یک درصد احتمال نمی دهید که زمینه یک نزاع خانوادگی را با همین ارتباطات ایجاد کنید!، همه شما با هم در آتش قهر الهی بسوزید و آن پسر خاله شما راست راست بخندد و برود پی کارش!. اینها واقعیت هست. خانمها عاطفی هستند و شما متاسفانه با پرونده های قضایی سرو کار نداشته اید از شما عاشق تر بیچاره شده اند، همین دین تا الان شما را حفظ کرده. دوستان بنده در قوه قضاییه هستند، تجربه بنده در این موارد هست. به حرف ما گوش کنید مو به مو، هم سعادت شما در دنیا تامین شود و هم آخرت؛ بنده هیچ سودی نمی برم فقط اگر گوش کنید بعدها چه بسا بنده را دعا کنید همین.

      ۴- گفتگوی با جنس مخالف آرام آرام محبت می آورد این شاکله طبیعی روح انسان هست، بدیهی است که آرام آرام این محبت حرام در قلب ریشه دوانده و از همین تکنیک روانشناسی برای تصاحب قلب شما استفاده کرده است، راهکار چیست، راهکار اینست که از ریشه این گیاه گناه را از قلب بکنید.
      اول بفهمید که گناه بوده و از خدا توبه کنید، بروید همین امروز دورکعت نماز بخوانید و توبه کنید و غسل توبه هم مستحب است، قلب آرام می شود.
      دوم: قطع ارتباط کامل، هیچ اثری از او را در پیش خود نداشته باشید که شما را به یاد او بیندازد.
      سوم: هر چیزی که سند ارتباط شما با اوست را پاک کنید، که به دست همسرتان نیفتد، همه پیامها را پاک کنید.
      چهارم: هیچگاه دیگر با او حرف نزنید فقط اگر می خواهید بنویسید که من توبه کرده ام، دیگر علاقه ای به ارتباط ندارم. هیچ وجه پیام نده که جواب نمی دهم و نمی خوانم هرچه بوده تمام شد والسلام، قاطع محکم.
      تمام اکانت هایی که در شبکه اجتماعی دارید و او مرتبط است ببندید، اصلا پاک کنید. سیم کارت را هم بشکنید و بیندازید دور. هیچ راه ارتباطی نداشته باشد، هیچ… مدت یک ماه هم تا می توانید به هیچ وجه بیرون نروید یا کمتر بیرون بروید، اگر مزاحمت ایجاد کرد به برادرتان، یا مادرتان بدون اینکه همسر بفهمد اطلاع بدهید که به او هشدار بدهد. به هیچ عنوان دیگر پیام ندهید، قسم بخورید که دیگر با او حرف نزنید، اجازه ندهید سر رشته قلب شما را بدست بگیرد و با چرب زبانی بر شما مسلط بشود!. باز تاکید می کنم ارتباط را قطع کنید، نگویید بگذار قانعش کنم! نخیر مواردی داشته ایم که بدتر شده. تمام کنید خواهشا.
      پنجم: آرام آرام غروب زیارت آل یاسین بخوانید از امام عصر بخواهید که این رابطه را با سلامت قطع کند و شما و خانواده شما آسیب نبیند. صدقه بدهید، نماز جعفر طیار بخوانید. ذکر استغفار هم برای از بین رفتن محبت کاذب عالی است. برای بهتر شدن روابط با همسر ذکر صلوات را زیاد بگویید.

      ۲- این عشق های مجازی هم از دور آوازش خوش است، وگرنه خیر و ثمری در آن نیست. هر کسی به فکر نفع و صلاح خودش است نه شما؛ بروید این دادگاه های طلاق را ببینید چقد عاشق پیشگان بدون خدا که در حال جدایی هستند. بعد شما با چنین شخصی ازدواج کنید می خواهد الگوی فرزند شما بشود!، فردی که دو سال با یک زن متاهل ارتباط داشته!.

      ۳-اگر شما این ارتباط را قطع کردید مطمئن باشید در دانشگاه هم ان شاالله هیچ خطری شما را تهدید نمی کند، از همان اول نگذارید دوستی و پیام شکل بگیرد. این یک اصل باشد در زندگی شما.

      ۴- «بهش بگم قطع ارتباط کن»، خیر اینطور نشد!؛ «بهش بگم…» نه؛ قطع ارتباط کنید!… برای چه نظر او را می خواهید جویا شوید، قطع کنید برود!. غلط کرده است هرچه بخواهد بگوید!. حق الناس هم نیست، تازه حق الناس و به نفع خود او هست که از او جدا بشوید و کمتر به گناه بیفتد، حق الناس این است که شما پاک باشید از گناه، حق الناس حق همسر شماست، حق الناس فرزند شماست، و مهمتر حق الله است و حق امام زمان که می گوید قطع کنید. این اوست که شما را بازی داده و اگر شما ارتباط را ادامه دهید این شما هستید که او را بازی شیطانی می دهید، تا امروز نمی دانستید، قبول؛ توبه کنید از امروز که حرف خدا را ما به شما زدیم چه بهانه ای دارید؟، تا کجا می خواهید ادامه بدهید؟ آخر سر از لحاظ روانی آسیب می بینید و می ترسم غضب خداوند هم در این میان کار را تمام کند و فرصت توبه هم نداشته باشید، توبه شما به قطع ارتباط کامل است آنگونه که نوشته ام.

      با صدای بلند می گویم خواهر گرامی، آن شیاد هیچ حقی به گردن شما ندارد، بهانه ها را بریزید دور، هیچ، فقط و فقط دارید بیشتر او را با این احساسات و نیازها و هوس ها به جهنم می برید؛ هر کاری خواست با خودش بکند بکند حتی اگر خود را کشت به شما هیچ ارتباطی شرعا، عقلا و عرفا ندارد و خونش هدر است. شما مسئول جهنم رفتن دیگران که نیستید. بهشت و جهنم افراد با خودشان است اگر کسی هم بخواهد هشدار بدهد این ما هستیم نه شما؛ اینطور محکم با شما صحبت می کنم که شیطان در قلب شما راه در رو و بهانه ایجاد نکند.
      قیامت شما و بهشت شما همین حرفهایی هست که عرض کردم، مو به مو عمل کنید، دنیا و آخرت شما تضمین است اما اگر دنبال بهانه گشتید و گفتید آرام آرام قطع می نم یا هزار بهانه دیگری که در مشاوره ها می شنویم، بدانید که عواقبش گریبانگیر خودتان است، تا همین جا هم زیاد به دل گناه رفتید. برگردید، برگردید. محکم با ایستید و یک نه بزرگ به نفس بگویید. از این حرفها و محکم تر چه می خواهید؟. باز تاکید می کنم باور کنید خیر و صلاح شما را می خواهم، و فکر می کنم شما هم جای خواهر بنده هستید، لذا این تندی را به جان بخرید، اما سالها بعد انشاالله اگر عمل کرده باشید؛ به آرامش و موفقیت می رسید، فرزندتان آسیب نمی بیند و می فهمید که راه درست همین بوده است و امیدوارم آن روز برای ما دعا کنید.
      بازهم اگر ابهامی دارید مطرح کنید با کمال میل پاسخ می دهم.
      وفقکم الله لکل الخیر

  8. بنده خدا می گوید

    توروخدا حرفامو بذارید توسایت.نظرحاج آقاروبدونم

  9. armin می گوید

    سلام،ما دوسالی هست به یه محله دیگه اسباب کشی کردیم،اما این دو سال یه همسایه داریم که زمانی شوهرش نیست خونه،بچه ها رو میفرسته بیرون بازی کنن و دوست پسرش میاره برای رابطه نامشروع،به حدی که صدای طرفین پخش میشه داخل محیط(بخاطر محیط آپارتمانی)-تو این دوسال با خیلی ها رابطه داشته،الان هم من دارم عذاب میکشم که چرا این زن باید این کار بکنه،و این مرد بدبخت صبح بره،شب بیاد پس،زحمت بکشه برای کی؟؟!!بیشترین عذاب این موضوع برای منه،که به چشم میبینم و میشنوم!حالا بعد این مدت میخوام یکاری کنم،که شوهرش بفهمه،اما با پافشاری همسایه ها و دوستان روبرو میشم که میگن به تو چه!!نمیدونم اون زمان زنگ بزنم پلیس یا زنگ بزنم به شوهرش!!البته به طور ناشناس!دوستان میگن زمانی که گذارش بدم پای خودم هم گیر میشه!حالا این نظر از شما میخوام،من باید چکار کنم ؟؟؟

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      نیازی به دخالت شما نیست اگر به صورت پنهانی انجام می دهند اما اگر رفتار این زن به عنوان یک منکر شایع در محله درآمده است با دفتر مرجعتان تماس حاصل کنید، چون مسئله مهمی است حتما نیاز با استفتاء از دفتر مرجع دارد.
      اما توصیه می کنیم از نسبت ناروا بپرهیزید چون شرایط اثبات آن سنگین هست اگر نتوانید اثبات کنید عواقب حقوقی سنگینی برای شما دارد.
      وفقکم الله لکل الخیر

      1. armin می گوید

        یعنی هیچ کاری نکنم!!محیط آپارتمان به گند کشیده!از اون طرف هم داخل ************هیچ کس ازش نفهمیده،تنها خانواده ما ازش خبر دارن،اولین نفر هم من بودم که ازش فهمیدم.

        1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

          سلام علیکم
          اگر پنهانی گناه می کنند، و شما به چشم ندیده اید نیازی به تجسس و تفحص و بازگو کردن نیست، و اگر موردی هست و یقین دارید، در کاغذی بدون اینکه کسی بفهمد و برای شما خطری داشته باشد، بنویسید و نهی از منکرکنید و تذکر بدهید به گونه ای به دست آن زن بدهید. که قطع کند. وظیفه ای بر آشکار کردن گناه دیگران ندارید تا زمانی که علنی دست به کاری نزده اند.
          وفقکم الله لکل الخیر

  10. بهار می گوید

    سلام دختری بیستوسه ساله هستم.چهارساله پسری ب من ابراز علاقه میکرد و من دوری تا اینک با کاراش و رفتاراش بهش علاقه مند شدم.جوری ازش متنفربودم ک پیامش میومد توگوشیم حس بدی بهم میداد.ولی الان نمیدونم چیشدچجوری شد ک دوسش دارم
    ولی فهمیدم با ی زن شوهردار دوسته و رابطه غیرشرعی داره اصلا باورم نمیشه ازوقتی فمیدم معده درد گرفتم تمام تنم میلرزید استرس دارم.حسود شدم .میگم نکنه از دستش بدم.ولی از ی طرفم متنفرم ازش چون دوستی با زن شوهردار اوج نامردیه ی مرد ب همجنس خودشه.همش میگم حقم نیس اینجوری من تاالان باکسی نبودم باخودم میگفتم ازدواج ک کردم عاشق میشم ولی…با اون علاقه ای ک ایشون نسبت ب من نشون میدن همه ی فامیلاو دوستا میگن خوشبحالت چون واقعا پسرخوبیه از همه لحاظ خانواده ی خوبی داره.ارتباط مام درحدپیامه اونم چن روز یکبار و من تاالان ب خودشون هیچ ابراز علاقه ای نکردم.ب روش نیاوردم ک میدونم بااون خانوم در ارتباطه.کاش راهنماییم کنین چیکار کنم ک آروم شم ک غیرمستقیم بهش بفهمونم کارش اشتباهه ک رسوا نشه ک دختره بیخیالش شه پسریه ک سرش قسم میخورن نمیدونم نمیدونم چرا اینکارو کرد.اگه بد ازدواجم این رفتارش ادامه پیدا کنه چی اگه منو فقط بخاطر اینک دخترخوبیم انتخاب کرده و ازونورم با اون زن ارتباطش ادامه پیدا کنه چی.حس خیلی بدی دارم کمکم کنید این مردا قابل اعتماد میتونن باشن

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم خواهر گرامی
      اینکه علاقه شما به ایشان بیشتر شده طبیعی هست بخاطر روحیات پاک خانم هاست، اگر کسی از این روحیات اطلاع داشته باشد به راحتی می تواند آنها را شیفته خود کند، پس صرف این احساسات نباید چشم شما را ببندد.
      نکته بعدی این هست که واقعا خدا را شکر کنید که متوجه شده اید که این فرد چنین روابطی دارند، حتی پست ترین و بی حیا ترین مردها هم برای خود حریمی قائل هستند که از باب معرفت به دنبال زن شوهر دار نیستند و نمی روند! حالا این آقا چطور به خودش اجازه داده که وارد حریم خانواده دیگری بشود و به آن مرد خیانت بکند!. پناه بر خدا.
      هشدار جدی می دهیم که چنین فردی که اصلا ترس از خدا که هیچ، حیای لات ها را هم ندارد و اینگونه حریم الهی را می شکند، اصلا مناسب ازدواج نیست، مخصوصا اگر شما زمینه های اعتقادی و اخلاقی دارید، از آفتاب هم روشن تر است که باید از چنین فردی دوری کنید. تعجب می کنم با وجود این همه نشانه باز به دنبال این هستید که با چنین شخصی ازدواج کنید، نشان می دهد صحبت ها و این ارتباطات در روحیه شما تاثیر گذاشته است و … .
      فهماندن شما به او چیزی را عوض نمی کند بر فرض این رابطه را قطع کرد دو الی سه سال دیگر کسی که بویی از خدا نبرده، مجدد بر می گردد و یک رابطه دیگر، و شاهدیم که در جامعه ما متاسفانه این رابطه ها زیاد شده و به راحتی انجام می گیرد، به عنوان یک مشاور که خیر و صلاح شما را می خواهد عرض می کنم به خودتان بفهمانید که چنین فردی لیاقت شما و عشق پاک و الهی شما را ندارد. در هر حال بنده عرض کردم، حداقل چند سال آینده متوجه این هشدار های بنده می شوید، آنوقت نگویید کسی نبود مرا راهنمایی کند، کسی نبود خیر مرا بخواهد، کسی نبود راه خدا را نشان بدهد.
      به گفته های فامیل و دوستان هم توجه نکنید، ببینید خدا چه می گوید، توصیه می کنم یک سر به دادگاه خانواده در امور طلاق بزنید، ببینید این عاشق پیشه های خوش تیپ و چرب زبان در راهرو دادگاه ها ریخته و دختران زود باور را چه کرده اند، اگر شما نرفته اید بنده رفته ام و دیده ام، مشاوره های زیادی هم در سایت داریم، با اینهمه عرض می کنم چنین شخصی اصلا قابل اعتماد نیست و به زندگی دنیا و آخرت شما آسیب می زند.
      در روایات فراوانی اهل البیت به ما و شما سفارش کرده اند که یکی از معیارهای اصلی همسر، ایمان و تقوا و خداترسی و فهم دین هست.
      وفقکم الله لکل الخیر

  11. ناشناس می گوید

    امتیاز بینندگان:5 ستاره

  12. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

    امتیاز بینندگان:4 ستاره

  13. X می گوید

    با سلام
    من حدود دو سال با یه زن رابطه ی عاشقانه داشتم .ولی در حد چت و تبادل عکس و حرفای +۱۸ .البته اول فکر میکردم مجرده و فکر ازدواج بودم که بعد از وابستگی متوحه شدم متاهله ..
    حالا اینا ب کنار
    میدونم کارم اشتباه بوده،تمام دوران دوستی همراه با عذاب وجدان شدید گذشت تا اینکه رابطه رو تموم کردم ب سختی .الانم دلتنگ میشم و هنوزم سختی میکشم ….
    این یک طرف بحث
    طرف دیگه اینکه نسبت ب ازدواج بدبین شدم
    اصلا دلم راضی نمیشه ازدواج کنم فک میکنم همه خائنن

    از روزی که رابطه با این خانوم شرو شد تا الان که تمام شده این افکار بدتر شده
    یعنی فک میکنم که به خاطر این کاری که کردم حتما باید تاوان بدم و ممکنه زن ایندم همین مدلی بهم خیانت کنه
    چون میگن خدا جای حق نشسته و از هر دست بدی از همون میگیری
    این فکر عین خوره داره نابودم میکنه …
    احساس میکنم اخر خطم
    خیلی داغونم …من ب خدا و بخشش اون اعتقاد دارم
    ولی این کارم حق الناس بود گمونم و باید پس بدم
    نمیدونم چیکار کنم 😕

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      خدا را خیلی شکر کنید که متوجه اشتباه خود شده اید، واقعا ارتباط خطرناک بوده که دنیا و آخرت انسان را این رابطه ها نابود می کند. پناه بر خدا از شر شیطان.
      – توبه کنید و در پیشگاه خداوند طلب بخشش نمایید، برای برطرف شدن آن دلتنگی ها یا بهتر بگویم ریشه های گناه و حب این رابطه ها در نفس لازم است این ذکر را مدام تکرار کنید «یا خیر حبیب و محبوب صلی علی محمد و آل محمد». ذکر استغفار را زیاد تکرار کنید مبدا علاقه شیطانی در قلب به محبت و عشق خدا تغییر می کند و اگر علاقه به گناه در نفس باشد و انسان برای ریشه کن کردن آن کاری نکند به مرور زمان مجدد شیطان انسان را به طرق دیگر گمراه می کند.
      – نسبت به ازدواج بدبین نباشید، بلکه انسان نسبت به نفس خود بدبین باشد، اگر شما بنایتان بر این باشد که توبه کنید و به حریم الهی و ناموس دیگران تعدی نکنید، مطمئن باشید ان شاالله کسی هم به حریم و همسر شما تعدی و دست درازی نمی کند. پس آنچه در بالا گفته شده را انجام بدهید خداوند مهربان هست و مسبب الاسباب؛ لذا همیشه به این معنا نیست که اگر کسی توبه کرد تاوان آن عمل را می بیند، خداوند پس از توبه واقعی آثار و تبعات آن را تغییر می دهد.

      مدتی نماز جعفر طیار را بخوانید، هر روز بسیار خوبست، یا روز جمعه به این نیت که خداوند همسری پاک و مومن را به شما روزی کند، این نماز آثار زیاد و عجیبی دارد که در سایت برخی از آن آثار را مطرح کرده ایم سرچ کنید و بخوانید.
      وفقکم الله لکل الخیر

  14. B.F می گوید

    سلام
    من ۲۳ سالمه تقریبا از ۳ سال پیش با دختری اشنا شدم خیلی بهش علاقه پیدا کردم و این رابطه دو طرفه بود به دلیل مشغله کاری مجبور شدیم مدتی از هم دور باشیم (و این رو هم عرض کنم که رابطه ما کاملا کنترل شده بود از طرف هردومون و هیچ نزدیکی بهم نداشتیم)بعد از گذشت چند ماه شماره اون دختر رو پیدا کردم و با ایشون تماس گرفتم چند روزی با هم در ارتباط بودیم تا اینکه گفت قراره چند روز دیگه ازدواج کنه.ولی گفت که به اجبار تن به این ازدواج داده و علاقه ای به همسرش نداره ما برای مدتی از هم جدا شدیم ولی همونطور که گفتم خیلی بهم علاقه داشتیم و بعد از ازدواجش نتونستیم از هم جدا باشیم اون قول داد که از همسرش جدا بشه(اینکه میگم بهم علاقه داشتیم واقعا از ته دل بود و عشق واقعی بود واقعا در توان هیچکدوممون نبود که جدا شه همدیگر رو میشناختیم و حتی اگه خونه و تلفن رو هم تغییر میدادیم باز به طریقی همدیگر رو پیدا میکردیم)حدود یک سالی باهم ارتباط تلفنی داشتیم و گاهی همدیگر رو میدیدم که متوجه شدم باردار شده ولی باز هم اصرار داشت که به شوهرش علاقه ای نداره و بعد از به دنیا اومدن بچش جدا میشه من هم که بهش علاقه داشتم قبول کردم تا اینکه گذشت و الان بچه بدنیا اومده ولی باز هم دست دست میکنه و جدایی رو به تاخیر میندازه خیلی سعی کردم فراموشش کنم از تمام عواقب این رابطه هم اطلاع دارم ولی نمیتونم جدا شم علاقه زیادی بهش پیدا کردم گاهی عذاب وجدان میگیرم من با شوهرش ارتباط نداشتم ولی جوری که شنیدم شخص نرمالی نیست من اون دختر رو کاملا میشناسم خانواده با اصل و نسبی داره و خودش هم کاملا دختر با وقار و متینی هست و اهل هوس بازی و یا پول و چیز دیگه ای نیست ولی نمیدونم باید چیکار کنم واقعا نمیدونم میترسم بیشتر گریبانم رو بگیره این رابطه و به جاهای بدی کشیده بشه میترسم موقع طلاق همسرش پرینت تماساشو بگیره و برام مشکل ایجاد بشه یا قبل از طلاقش خانوداش متوجه بشن و کار به جاهای وحشتناکی بکشه شاید این پیام من جوابی نداشته باشه فقط خواستم گفته باشم حرفمو ممنون.

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم برادر خوب و عزیز
      واقعا نمی دانید؟!
      شما در لبه پرتگاه جهنم نشسته اید، واقعا نمی ترسید از خشم خدا!… تا همینجا هم قدم به قدم، لحظه به لحظه اشتباه کرده اید، همان دوستی روز اول حرام بود و گناه و همین ادامه دادن، و گناه باعث بسته شدن چشم و گوش است و برای همین هست الان سردرگم هستید و نمی توانید تصمیم درست را بگیرید!… اگر می خواستید قبل از اینکه ایشان ازدواج کنند باید شما با ایشان ازدواج می کردید.
      کمی از خدا بترسید، زن متاهل، زنی که مادر هست!!، شما به چه حقی برای او دلسوزی می کنید، اینها دلسوزی نیست، بلکه شما با این حضور و ارتباط و محبت به او، تیشه به ریشه او و زندگی اش می زنید، و بدانید اگر حتی اگر یک روزنه امیدی باشد که این خانم با همان مرد زندگی کند، شما دارید همان را هم می بندید!. شما هم اگر ازدواج کنید در طول زندگی فراز و نشیب دارید، قرار نیست اگر فردا روز شما با همسرتان مشکلی داشتید یک مرد غریبه با همسر شما دوست باشد و ارتباط شیطانی داشته باشد!!.
      توبه کنید، زندگی ایشان به خودش مربوط است و او خدا دارد، و خدای او از شما به او مهربان تر است!، زندگی او به شما هیییییچ ارتباطی ندارد. اینکه از درون خیال کنید که شما وظیفه دارید به او کمک کنید این وسوسه شیطان هست!، موارد مثل شما را زیاد داشته ایم همه هم می گویند ما قصد کمک داریم و آرام آرام بعدا شیطان کار را به جاهای باریک و خطرناک کشانده است. شما تنها وظیفه ای که دارید این است که الان توبه کنید و این ارتباط را قطع کنید، پس از این هر چه شد به شما ارتباطی ندارد و مربوط به او و خدا است.

      بترسید که فرزند او در قیامت یقه شما را بگیرد که حضور شما زندگی او را نابود کرد.

      این را هم هشدار بدهم خدا هم صبری دارد، گناه پشت گناه، ارتباط پشت ارتباط در این سالها!!، یکدفعه خدا رسوا می کند همانطور که خیلی ها را رسوا کرده و خدای ناکرده کار تا به قتل یا نزاع های ناموسی و … نرسیده کمی فکر کنید، ادامه این کارهای شما قلب را می بندد و راه توبه هم بسته می شود شیطان کاری نکند که دنیا و آخرت را سر این علاقه شیطانی و بچه گانه به یک زن متاهل از دست بدهید، فردا روز نگویید کسی نبود به من بگوید به من هشدار بدهد!… این حرفهای بنده اتمام حجت است بر شما.

      توبه کنید، تمام راه های ارتباطی را ببندید تلفن تماس و آدرس را اگر او می داند تغییر بدهید و هیچ تکلیفی هم نسبت به این خانم ندارد، اگر قسمت بود همان اول ایشان باید زمینه را طوری می کرد که با هم ازدواج کنید، نه الان پس از اینهمه پیچیده شدن ماجرا.

      در هر حال علاقه ای که در قلب شما هست خدایی نیست، چون ارتباط شما خدایی نبوده؛ رابطه را قطع کنید آرام آرام گذر زمان این علاقه را هم از قلب شما خارج می کند، و علاوه بر ذکر استغفار که خوبست زیاد تکرار کنید، این ذکر «یا خیر حبیب و محبوب صلی علی محمد و آل محمد» را زیاد تکرار کنید تا عشق مجازی از قلب خارج بشود.
      این نصیحت های ما چند بار بخوانید و جدی بگیرید.
      وفقکم الله لکل الخیر

  15. Shayan.K94 می گوید

    با سلام و احترام
    من هم با این مشکل روبرو هستم و خانم مورد نظر زن عمو من هست.
    من را در خانواده به مهربانی میشناسند و اغلب کاری داشته باشند از من کمک میگیرند.
    به همین دلیل در خانواده بسیار محبوب هستم اما از چند ماه پیش به یکباره رفتار ایشان با من تغییر کرده و هر چه بی توجهی می کنم کار ساز نیست.
    بعلاوه به دلیل دورهمی های خانوادگی حداقل یکبار در ماه همدیگر را میبینیم بنابراین امکان قطع رابطه بصورت مطلق وجود ندارد.
    لطفا مرا نیز راهنمایی کنید.
    با سپاس

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      خیلی مراقب باشید، مخصوصا در این موارد که شیطان به هزاران حیله و روش به دنبال آن است که انسان را فریب بدهد. باید به خدا پناه برد.
      این امتحان شماست، شما که می دانید اینطور هست، تا می توانید در جایی که ایشان هست نروید، مراقب باشید. فرصت خوبی هم برای رشد معنوی شماست، اگر درست قدم بردارید. زندگی شیخ رجبعلی خیاط و بزرگان را شبها قبل از خواب بخوانید. ببینید که با ترک گناه خداوند چطور درهای ملکوت را برای آنها باز کرد.
      زمانی که می بینید این خطرات هست شرعا موظف هستید مکان رو ترک کنید و ضرورتی هم به حضور و رفتن شما نیست، برنامه داشته باشید برای نرفتن، در این ساعتها برای خود کار ایجاد کنید و همین کارها مثل قرار با دوستان را بهانه کنید برای اینکه شرکت نکنید. و اگر حالت خاص پیدا کردند و به صراحت مطرح کردند!، لازم است مادر خود را در جریان بگذارید تا چرایی نرفتن را بدانند و خطری که شما را تهدید می کند.
      این ذکر را زیاد تکرار کنید«یا خیر حبیب و محبوب صلی علی محمد و آل محمد» بهترین دوست و محبوب و معشوق، خداوند است.
      مدتی نماز جعفر طیار را بخوانید تا خداوند خطر گناه را دور کند و این علاقه ها و خطرات شیطان را دور نماید.
      وفقکم الله لکل الخیر

  16. Mhdi norozi می گوید

    انشالله ک کسی گرفتار این جور دام های شیطان نشه و اینک هرلحظه انسان حواسش باشه من باور نمیکردم کسی ک تحصیل کرده و پخته باشد این جور رابطه نادرست را برقرار کند. یک ن یک عمر انسانیت وپاکی ب همراه دارد.

  17. Mhdi norozi می گوید

    منم دقیقا همین رو تجربه کردم و حالا نمیدونم چی کار کنم اخه خسته شدم از دستش و اینک هرچه میگم بیخیال من شو قبول نمیکنه با اینک تحصیل کرده و دکتر هستش و سن بالا اما هرچه دوری میکنم بیشتر جذب من میشه دیگ خسته شدم از کاراش

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      همینکه راه ارتباطی با ایشان را حفظ کرده اید که اینگونه راحت می تواند ارتباط برقرار کند و ابراز علاقه کنند خطرناک و اشتباه بزرگی هست.
      خودتان رابطه را قطع کنید!، حتی با کمی تندی، به شیوه ای که متوجه اشتباه خود بشوند.
      وفقکم الله لکل الخیر

      1. بنده خدا می گوید

        سلام.حاج آقا کمکم کنید.
        من زنی متاهلم وبچه دارم یه دختر.ازدواجم اجباری وبااکراه بوده همه میدونستن.بعدازدواج به پسرخاله م علاقمند شدم.ایشون قبل ازمن علاقمندشدن.وخودشون باعث شدن منم بهش علاقه پیداکنم.الان طوری شدیم که نمیتونیم بدون هم باشیم.رابطه نزدیکی نداشتیم.دوسال باهمیم.ومنتظرمن طلاق بگیرم.امامتاسفانه شوهرم طلاقم نمیده.بهش گفتم طلاقم بده.میگه دوستت دارم.مادربچه می نمیتونم طلاقت بدم.چیکارکنم.
        میدونم رابطم اشتباهههههه.بخدااااااااامیدونم.خودم مذهبی هستم.خانوادم مذهبین.وسه سال تمام ردمیکردم این خواستگاری رو.چون پسرعموم هست باید باش ازدواح میکردم.حاج آقا.خدا درمورداین ازدواج زوری چیزی نگفته!نمیگه منم دل دارم.دلم یکی دیگه رومیخواد.ازدواج اجباری اکراه.اصلازنش محسوب نمیشم.اماپسرعموم چون عاشقم بود وعشقش یکطرفه س منوبه زور گرفت
        من ازگناه باپسرخاله م میترسم.خودشومیکشه اگه بش بگم رابطه قطع کنیم….

        1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

          سلام علیکم خواهر گرامی
          من تعجب می کنم چطور به این راحتی نزدیک است در دام شیطان بیفتید!، چطور دم از مذهب و امام زمان بزنیم و هنوز با پسر خاله خود ظاهرا در ارتباط هستید!. از امام عصر ارواحنا فدا خجالت نمی کشید حالا شوهر به کنار!!.
          خودش را بکشد به شما چه ربطی دارد!، آدم نادان به چه حقی آمده با یک زن متاهل که شما باشید ابراز علاقه می کند!… خواهر من سری به قسمت حوادث روزنامه ها بزنید!؛ باور کنید خیر و صلاح شما را می خواهم و فکر می کنم شما هم خواهر بنده هستید، اگر خواهر بنده بود که تندتر تشر می زدم، از خواب بیدار بشوید. بترسید، از جان خودتان، از جان بچه تان بترسید. این نکته اول.

          ۲- به هر قیمتی که شده باید قطع ارتباط کنید؛ با پسر خاله حتی تند برخورد کنید. اصلا جوابش را ندهید، چه کسی گفته وظیفه دارید جواب او را بدهید؟! دو سال است رابطه دارید انتظار دارید شیطان در قلب شما نفوذ نکرده باشد و احساسات الان شما واقعی باشد!. این رابطه را باید قطع کنید تا بتوان به شما مشاوره درست داد. چه معنا می دهد، این روابط حرام حتی اگر در حد یک پیامک باشد، کسی که به راحتی به خود اجازه می دهد به یک زن متاهل اینگونه اظهار محبت کند، بدانید مبغوض و دشمن خدا و پیامبر هست، شما هم خجالت بکشید. برای اینکه این عشق کاذب از بین برود باید قطع ارتباط کنید، شما فکر می کنید این آقا شما را خوشبخت می کند!، فرزند شما خوشبخت می شود!. فکر می کنید زندگی که بر اساس این محبت باشد ادامه دارد.
          پس رابطه را گفتیم قطع کنید این ثمره سالها مشاوره بنده به شماست حالا قیامتش بماند، من گفتم که اتمام حجت خدا بر شما باشد فردا نگویید خدا یا کسی من را از خواب غفلت بیدار نکرد!. شما آتش این عشق شیطانی را دارید زیاد می کنید کمی هم به فکر آن بچه باشید.
          قبل از اینکه بخواهیم به شما مشاوره درباره این زندگی بدهیم چاره ای ندارید مگر اینکه رابطه قبل را کامل قطع کنید.

          ۳-حالا پس از آنچه در قبل گفتیم، زندگی فعلی شما را باید بررسی کرد، اجبار کردند یعنی چه؟ یعنی اسلحه گذاشتند، تهدید به مرگ کردند؟، خب از اول ازدواج شما باطل بوده است. یا رفتند و آمدند و خودتان پذیرفتید!؛ چرا همان روز اول نه نگفتید!، این آقا و این بچه طفل معصوم چه گناهی کرده اند که بازیچه احساسات شما بشوند چه تضمینی هست که شما مجدد ازدواج کردید دچار این احساسات و دوستی با شخص دیگری نشوید، در هر زندگی سختی هست اگر با هر سختی قرار باشد برویم دنبال دوستی حرامی که اولش با ظاهر خوب است که سنگ روی سنگ بند نمی شود. شما نیاز به مشاوره جدی دارید، باید حتما با مشاور از نزدیک صحبت کنید تا به شما از جهت فکری بیشتر کمک کند.

          ۴- سوال بعدی مشکل شما در این زندگی چیست؟، این را هم باید بررسی کرد، چه بسا با چند تکنیک و روش عشق شما با همسرتان بیشتر شود، و همسرتان نیز نیاز به مشاور دارند!؛ شما تا زمانی که به این دستوراتی که گفته ایم عمل نکرده اید هیچ تصمیم دیگری نگیرید، مشاوره مذهبی بروید سعی کنید همین زندگی را اصلاح کنید برای اینکه عشق شیطانی هم از قلب شما خارج بشود این ذکر «یا خیر حبیب و محبوب» را زیاد تکرار کنید، غروب قبل از نماز مغرب زیارت آل یاسین را بخوانید و قلبا متوجه حضرت ولی عصر بشوید که به شما کمک کنند هر آنچه خیر شماست را رقم بزند چند اربعین تکرار کنید، زیاد هم استغفار کنید. رابطه را هم قطع کنید اگر ذره ای به خدا و امام عصر عج ارادت دارید این کار را بکنید، این رابطه که دارید دین شما را نابود می کند، ما هشدار دادیم، آن شخص هم هر کاری خواست بکند بکند خونش پای خودش و درپیشگاه الهی خودش جواب بدهد؛ شما مسئول حفظ دین و جان خود و فرزندخودتان هستید.
          این افکار شیطانی را هم بگذارید کنار که اگر با او ارتباط نداشته باشید خودش را می کشد!. شیاطین درعالم زیاد هستند شما مسئول نیستید. چه کسی گفته مسئول ارتباط با او هستید؟ خدا گفته؟ امام زمان گفته؟ یا شیطان و نفس می گوید؟!.

          ۵- باور کنید وظیفه شرعی و الهی و مشاوره ای را به شما گفتم، راه همین هست که گفتم، حالا اگر مشاوره هم رفتید و نشد، بروید دادگاه درخواست طلاق بدهید اما تا طلاق نگرفته اید با هیچ نامحرمی دوستی، و ارتباط نداشته باشید، نگذارید مجدد عوامل دیگر بر نظر شما تاثیر داشته باشند تا بعدا نگویید نمی دانستم و نشد!. اگر یکبار تصمیم اشتباه گرفته اید از این به بعد هر تصمیم مهمی می خواهید بگیرید با یک مشاور مذهبی آگاه و امین بگیرید.

          ۶- اگر لحن بنده شدید هست امیدوارم درک کنید و خوشحال باشید که خیر و صلاح شما را خواسته ام، تمام اینها حجت خدا بر شماست، خدا هم صبری دارد در برابر گناهان؛ نکند که رسوا کند!، شما اگر این زندگی را نمی خواهید حق دوستی و حتی ارتباط با دیگری را ندارید. این هشدارهای بنده بخاطر این است که شما در لبه پرتگاه گناه هستید، رفته اید یک دوستی حرام برای خود ایجاد کرده اید طرف مقابل هم با روح و روان شما بازی کرده و شیطان هم آتیش بیار معرکه شده است و شما اصلا اجازه نداده اید که از عشق حلال همسرتان لذت ببرید، ذائقه شما عادت به دوستی حرام کرده است!.
          در هر حال چند بار این متن نوشتار را بخوانید و به تعبیر شیخ سعدی:
          من آنچه شرط بلاغست با تو می‌گویم
          تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

          محل قابل و آنگه نصیحت قائل
          چو گوش هوش نباشد چه سود حسن مقال

          دل ای حکیم درین معبر هلاک مبند
          که اعتماد نکردند بر جهان عقال

          وفقکم الله لکل الخیر