وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

حمله به کاروان ابوسفیان

حمله به کاروان ابوسفیان

 آيا پيامبر و يارانش، حق داشتند كه به كاروان ابوسفيان حمله كنند ; حمله اى كه مقدمه جنگ بدر شد؟

 

 

نکته:

 

پيش از پرداختن به اين پرسش، دقت در اين نكته لازم است كه دعوت اسلام به يكتاپرستى، با حكمت و اندرز نيكو همراه بود و خداوند، رسولش را به اين مهم توصيه مى فرمود ; 

(ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ )[۱۶۱]. پيام حقيقى اسلام، صلح، آرامش و نفى ظلم است و جهاد و دفاع را نيز براى ساختن يك زندگى شرافت  مندانه و عزيزانه، تجويز مى كند[۱۶۲] و چنين دينى، يكتاپرستى و توحيد را با شمشير، تجويز نمى كند و اتهام «اسلام، دين شمشير است»[۱۶۳]، ادعايى سست و نادرست است. جنگ هايى كه در دوران مدينه و در عصر پيامبر انجام گرفت، همه براى دفاع از كيان دولت اسلامى،[۱۶۴] رفع فتنه[۱۶۵] و ايستادگى در برابر نقض پيمان دشمن[۱۶۶] بوده است كه برخى در قالب دفاع و بعضى در قالب جهاد بوده است.

 

درباره علت حمله به كاروان هاى قريش و به ويژه كاروان ابوسفيان، به نكات زير دقت كنيد:

 

۱. پيش از غزوه بدر، چند غزوه و سريه، براى حمله به كاروان هاى قريش صورت گرفت[۱۶۷]. مورخان درباره حملات پيش از پيكار بدر، مدعى اند كه انصار در اين حملات، شركت نداشتند[۱۶۸].

 

۲. وقتى مسلمانى با آزادى كامل و اراده خود، دين را پذيرفته است و فشارى براى پذيرش اسلام بر او نبوده است، طبيعى است كه براى ارتباط او با دين، بايد فضاى سالمى فراهم شود. گاهى انسان براى كسب آزادى فكر، عقيده و خداپرستى، ناگزير به جنگ مى شود ; به خصوص اگر طرف مقابل، پذيراى منطق و دليل نباشد و با خشونت، در برابر يكتاپرستان بايستد. اسلام براى دست يابى به چنين آزادى، دفاع را لازم مى داند[۱۶۹] و به عبارتى ديگر، وقتى آزادى مسلمانى به جهت عقيده او سلب شود و در پى آن، فضاى زندگى او با انواع فشارها و تهديدات سياسى، اقتصادى و اجتماعى، تنگ گردد و او را مجبور به ترك سرزمين و خانه خويش كنند و هماره سايه سياه تهديد را براو بگستراند، طبيعى است كه دين اسلام، چتر حمايتى و دفاعى براى او فراهم مى آورد و اجازه جنگ با مشركان را به او مى دهد. حملات نخست مهاجران به كاروان هاى تجارى مشركان، مجوزى براى دست يابى به حق آنان بود و آيه ۳۹ سوره حج، رخصت پيكار با مشركان را به مهاجران داده است[۱۷۰].

 

۳. اين حملات را از منظر نمايش رزمى مسلمانان نيز مى توان نگريست كه به نوعى، فشاراقتصادى و روانى به قريش محسوب مى شد و چنين پيامى را به دشمن مى رساند كه مسلمانان به زودى هيچ منطقه اى را براى مشركان آزاد نخواهند گذاشت ; تا وقتى آزار و اذيت و مصادره دارايى مسلمانان ادامه يابد.

 

۴. اين حملات، از منظر سياسى نيز هشدارى براى قبايل نزديك مدينه و يهوديانى بود كه در فكر هم پيمانى با قريش بودند ; قريشى كه هم اكنون تجارت او مختل شده است[۱۷۱].

 

۵. اين حملات را از منظر نظامى نيز مى توان تحليل كرد و آن را نوعى دفاع پيشگيرانه ناميد. اين دفاع كه به دفاع بازدارنده نيز شهرت دارد، به عنوان يك دفاع مشروع، اين اجازه را مى دهد كه در برابرخطر در شرف وقوع، واكنش نشان داده، به نوعى اقدام بازدارنده دست يازيد[۱۷۲]

 

 

[۱۶۱]. نحل (۱۶ )، آيه ۱۲۵ .
[۱۶۲]. انفال (۸ )، آيه ۲۴ .
[۱۶۳]. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج ۴، ص ۲۴۱ .
[۱۶۴]. حج (۲۲ )، آيه ۳۹ .
[۱۶۵]. بقره (۲ )، آيه ۱۹۳ .
[۱۶۶]. توبه (۹ )، آيه ۱۲ و ۱۳ .
[۱۶۷]. انساب الاشراف، ج ۱، ص ۲۸۷ .
[۱۶۸]. السيرة النبويه، ج ۱، ص ۵۹۵ .
[۱۶۹]. الصحيح، ج ۴، ص ۳۲۴ .
[۱۷۰]. انساب الاشراف، ج ۱، ص ۲۸۶ .
[۱۷۱]. الصحيح، ج ۴، ص ۳۴۸ .
[۱۷۲]. ر.ك: سيد ابراهيم حسينى، اصل منع توسل به زور و موارد استثناى آن در اسلام و حقوق بين الملل معاصر، ص۶۰ .

 

منبع: هدانا برگرفته از پرسش ها و پاسخ ها  «پیامبراعظم – سیره و تاریخ».

حتما بخوانيد

ویژه نامه امامت پژوهی

 

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.