وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

بررسی لعن زراره در زبان امام صادق علیه السلام

بررسی لعن زراره در زبان امام صادق علیه السلام

آيا امام صادق عليه سلام زراره را لعنت كرده است؟

در رابطه با شخصيت زراره مطالب بسيار است كه يك نتيجه كلى به دست ما مى دهد و آن اينكه زراره از بزرگترين و مورد اعتمادترين راويان نزد ائمه بوده است و آنچه در مذمت زراره رسيده همه از باب تقيه و براى حفظ جان وى بوده است، اينك براى روشن شدن مطلب نگاهى كوتاه داريم به شخصيت اين مرد بزرگ:

زراره بن اعين شيبانى، محدث مشهور شيعه و از اصحاب و شاگردان امام پنجم و ششم شيعيان. او فقيه، متكلم و اديب بود و در نقل روايات از امامان بسيار دقت و احتياط داشت.

خاندان او منسوب به اعين بن سنسن است كه از نظر زمانى، طولانى ترين دوران خدمات علمى را در بين خاندانهاى ديگر شيعه، به خود اختصاص داده است. اكثر اين خاندان، كوفى و بيشتر در شهر كوفه ساكن بودند، مجددا تعدادى از آنها به نقاط ديگر رفتند. ولى اكثرا آنها در محله خاصى در كوفه زندگى مى كردند كه سال ۳۳۴ ه ق، بر اثر حمله قرمطيان بر شيعيان، آنجا خراب شد و آنها آسيب زيادى ديدند. زراره، از اين خاندان بسيار مورد توجه امام صادق عليه السلام و شيعيان بود. او شاگرد امام پنجم، حضرت محمدباقر بود، و از حضرت روايات زيادى نقل كرده است. در مناظره ها بر همه غالب مى شد، از همين رو كسى قدرت مباحثه با او را نداشت.

نقش زراره، در گسترش معارف اهل بيت تا آنجاست كه امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند او را بيامرزد كه اگر او و همگنانش نبودند، سخنان پدرم از بين رفته بود. روايات زيادى در فضائلش نقل شده و برخى هم رواياتى در مذمت او آورده اند، ولى با توجه به جايگاه روشن و مهم او نزد امام پنجم و ششم و امامان بعدى كه در مدح و تأييد اوست، رجال شناسان اينگونه روايات را ضعيف و ناشى از شرايط خاص سياسى و تقيه و براى حفظ جان او مى دانند، زيرا كه اين امكان بوده كه مورد خشم حاكمان ستمكار عباسى قرار بگيرد. امام صادق عليه السلام در پيامى به او همين مطلب را فرمود: تو را براى حفظ جانت مذمت مى كنم. او مردى درشت اندام و سفيدرو بود و وقتى به نمازجمعه مى رفت، كلاهى بر سرش مى گذاشت و اثر سجده بر پيشانيش، زيبائى او را دو برابر مى كرد. مردم به تماشاى او مى ايستادند.

زراره از نظر امام صادق عليه السلام:

از امام صادق روايت است كه فرمود: ۴ نفر نزد من محبوب ترين هستند زراره، ابوبصير، محمدبن مسلم و بريدبن معاويه بجلى. در حديث ديگرى امام صادق عليه السلام او را از بهشتيان مى داند.

مسأله اى كه نزد محققان شيعه مورد گفتگوست، انكار يا ترديد او در امر امامت حضرت موسى بن جعفر عليه السلام امام هفتم است، هرچند اين مسئله هم كاملا محرز نيست، ولى اگر چنين ترديدى هم در زراره پيدا شده باشد، با توجه به تأييدات امامان و شيعيان بعدى از او، قطعا او به امامت امام هفتم گردن نهاده است. بنا به نقل تاريخ او ۹۰ سال عمر كرد و سال ۱۵۰ ه ق از دنيا رحلت نمود.

بعضى ها او را از اصحاب امام على بن الحسين عليه السلام و از زمان آن حضرت مى دانند. زراره، چند فرزند پسر داشت كه از راويان شيعه و غالبا از شاگردان امام صادق عليه السلام و امام كاظم عليه السلام بودند. عبيد يكى از فرزندان زراره، از همه بيشتر معتبر و مشهور بود و همه او را موثق ميدانستند و شيعيان كوفه براى ملاقات با امام صادق عليه السلام و سئوالات خود، در موقع نياز، او را به مدينه مى فرستادند. زراره داراى تأليفات بوده ولى فقط يك كتاب با نام «الاستطاعه والجبر والعهود» از او مانده كه ابن بابويه قمى گويد كه آن كتاب را ديده است.

شاید این مطالب را هم بپسندید:

آنچه كه در اين تحقيق مختصر پيرامون شخصيت والاى فقيهى وارسته، محدثى صادق و شاگردى موثق و مورد اعتماد خاندان عصمت و طهارت (عليهم السلام) بدان رسيدم اين بود كه اين گوهر كم نظير در اوج مظلوميت و غربت ائمه (عليهم السلام) و شيعيان، آنچنان خود را وقف خدمت به مذهب حنيف تشيع نمود كه امامان ما شفاعت از او را از سوى خود حتمى دانستند.

حال براى معرفى شخصيت او از روايات ائمه (عليهم السلام) و سخنان بزرگان دين مطالبى را مى‏آورم.

«زندگى نامه زرار بن أعين»

زرار فرزند أعين سُنسُن مى باشد. از زادگاه و زاد روزش اطلاع چندانى در دست نيست. از اين كه شيخ طوسى وى را كوفى مى‏ نامد ممكن است در آنجا متولد شده باشد و چون وفات او در سال ۱۵۰ ه. ق بوده و نوشته اند هفتاد سال عمر كرده است، مى‏توان ولادتش را در سال ۸۰ ه. ق تخمين زد.

پدر وى غلامى رومى بود كه مردى از بنى شيبان او را در شهر حلب خريدارى كرد و پس از آموختن قرآن و معالم دين و ادب وى را آزاد كرد و خواست او را به فرزندى قبول كند كه أعين از پذيرفتن آن خوددارى كرد و گفت: ولاى تو را خوشتر دارم از اينكه (در ميان مردم) فرزند خوانده ات شناخته شوم.

سنسن جد زراره از اهالى ايران و از راهبان بنام روم به حساب مى آمده است. از أعين فرزندانى به نامهاى زراره، حمران، عبدالملك و بكير برجاى ماند كه هر يك گوى فضل و دانش را از هم عصران خود ربوده بودند. آل أعين بزرگترين خاندان شيعى هستند كه بيشترين محدثان و فقيهان را به جامعه ارزانى داشتند.

كم مردى از اين خاندان را مى يابى كه راوى حديث نباشد. حسين بن عبيدالله غضايرى (۴۱۱ ه. ق) مى گويد: هر يك از رجال اين خانواده، مگر عبدالرحمن بن أعين، مجتهد و فقيهى بودند كه مى توانستند مرجع و جوابگوى مسائل يك شهر باشند.

از ميان اين ستارگان كهكشان علم و دانش نام زرار درخشنده تر و پرآوازه تر است. نامش عبدربّه، لقبش زراره، كنيه اش ابوالحسن و ابوعلى، فرزند أعين إبن سنسن مى باشد.

زراره را شيبانى نيز لقب داده اند و اين لقب به مناسبت دوران بردگى پدرش در خاندان بنى شيبان بوده است. در اوصاف ظاهرى او چنين نوشته اند: زراره مردى تنومند، خوش سيما، سفيدرو، جذاب، باوقار و در پيشانيش آثار سجده آشكار بود. روزهاى جمعه، در حالى كه كلاه سياهى بر سر و عصايى در دست داشت، به سوى جايگاه نماز جمعه به راه مى افتاد.

بر هر دسته و گروهى كه مى‏گذشت سيماى دلربا و پر هيبتش، آنان را به احترام و تعظيم وا مى‏داشت. وى به پدرش أعين بسيار شبيه بود در اولين تشرف زراره به محضر امام محمد باقر (عليه السلام) در مكه معظمه، حضرت او را از شباهت ظاهرى به پدرش أعين شناخت و پس از تمجيد از حمران برادر زراره به او سلام مى رساند.

«شخصيت علمى زراره»

زراره در فقاهت، حديث، كلام، ادب و شعر از بزرگترين رجال شيعه است.

صاحبنظران علم رجال اعتراف دارند كه وى در بلندى مقام و عظمت از اعتماد مورد نظر رجال شناسان فراتر مى‏باشد. زراره خود مى‏گويد: «هر سخنى كه از امام صادق (عليه السلام) مى‏شنيدم، بر ايمانم افزوده مى گرديد.»

زراره در آگاهى به احكام دين بدانجا رسيد كه همه بر فقيه بودن، بلكه فقيه تر بودن وى از ديگر اصحاب گواهى مى دهند. در كتاب المناقب چنين آمده است: بزرگان شيعه اتفاق دارند كه فقيه ترين فقهاى صدر اسلام از اصحاب امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) شش نفر هستند…. زرار بن أعين از همه آنها فقيه تر است. وى در ميان ياران ائمه به گونه اى شهرت يافته كه گويند هر كس او را درك كند مثل اين است كه امام صادق (عليه السلام) را درك كرده است.

او در پرتو توفيق الهى و تلاش بى دريغ خويش در جمع آورى احاديث ائمه (عليهم السلام) و انديشه در فهم احاديث و به كارگيرى آنها، بدين مقام و منزلت رسيده بود. هرگاه به محضر يكى از امامان وارد مى شد لوحهايى همراه داشت كه سخنان آنها را در آن ثبت مى كرد.

ابن ابى عمير كه يكى از علماى بزرگ شيعه است مى گويد: «به جميل بن دّراج گفتم: محضر درس تو چه باشكوه و پربار است.» گفت: «آرى به خدا سوگند ما نزد زرار بن أعين جز به منزله كودكان مكتبى كه اطراف معلمشان باشند، نبوديم»

برترى فقاهت و دانش زراره آنگاه روشن مى‏شود كه امام به او دستور مى دهد در مسجد بنشيند و فتوا بدهد. امام (عليه السلام) به وى مى فرمايد: اى زراره در مسجد پيامبر بنشين و براى مردم فتوا بده. چون دين مانند تو براى من بسى مايه خرسندى است.

وجود احاديث نقل شده از سوى زراره بهترين گواه بر مراتب دانش وى در فقه و علوم اهل بيت است.

پرسشهاى زراره از امام (عليه السلام) به گونه اى است كه جز فقيه و مجتهد را نرسد كه چنين بپرسد: راويان غير فقيه آنچه مى پرسيدند، بيشتر به حكم مسائل مربوط مى شد. اما او از علت حكم مسائل سوال مى كرد.

نمونه اى از آن چنين است: زراره گويد: «به امام پنجم عرض كردم آيا به من خبر مى دهيد از كجا دانستيد كه در وضو بايد فقط قسمتى از سر و پا را مسح كرد؟»

حضرت تبسمى كرد، فرمود: اى زراره هم پيامبر اكرم (صلوات الله عليه و آله) و هم قرآن اين را بيان كرده است. خداوند متعال ميفرمايد: «فَاغسِلُوا وُجُوهَكم» از اين جا شناختيم كه بايد همه صورت شسته شود پس فرمود: «وَاَيديكُم إِلَى المَرافِقِ» اين جمله را به جمله قبل عطف كرد. يعنى بايد تمام دست تا آرنج شسته شود. بعد فرمود: «وَامسَحوُا بِرُؤُسِكُم» از اين كه اين جمله را با دو جمله قبل فرق گذاشته و «رُؤُسِكُم» را با حرف «با» كه به معناى بعض است آورده، شناختيم كه بايد بخشى از سر را مسح كرد. پس با عطف به كلمه «رُؤُسِكُم» فرمود: «وَاَرجُلَكُم إِلَى الكَعبينِ» پيامبر اكرم (صلوات الله عليه و آله) نيز چنين فرمود. اما مردم (مخالفان مذهب) آن را ضايع كردند.

نجاشى در كتاب رجالى خود، زراره را علاوه بر فقاهت، استاد قرائت نيز معرفى مى‏كند. در روايتى آمده است كه چهل سال زراره از محضر امام صادق (عليه السلام) استفاده نمود.

شيخ صدوق (ره) نقل مى كند: زراره مى گويد: «به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم: خداوند مرا فدايت كند چهل سال است درباره مسائل حج از شما مى پرسم و شما پاسخ مى دهيد. حضرت فرمود: اى زراره خانه اى كه دو هزار سال پيش از خلقت حضرت آدم (عليه السلام) تاكنون محل به جا آوردن اعمال مناسك و حج است مى خواهى در چهل سال مسائل آن تمام شود؟»

زراره از افراد كميابى است كه عمر خود را در راه نگهدارى سخنان ائمه سپرى كرده، احاديث زيادى از وى در ابواب مختلف فقه و غير آن باقى مانده است به گونه اى كه بعضى، او را زبان گوياى ائمه (عليهم السلام) ناميدند.

با آن همه كتابسوزى و نابود شدن مجموعه هاى روايى ما، هم اينك از طريق زراره بيش از ۲۰۹۴ روايت به ما رسيده است. بابى از ابواب فقه نيست مگر اين كه يك يا چند حديث از زراره در آنجا موجود است و از آن جا مى توان ارزش او را در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام) ديد كه فرمودند: «بدانيد مقام و منزلت مردم نزد ما به اندازه احاديثى است كه از ما نقل كرده‏اند».

زراره علاوه بر آنكه از محضر امام محمد باقر (عليه السلام) و امام جعفر صادق (عليه السلام) بهره جسته و از آنها روايت نقل كرده است، از محضر بيش از دوازده استاد نيز بهره مند گرديده است. اسامى بعضى از آنها از اين قرار است: بكير، حسن بزّاز، حمران بن أعين، سالم بن أبى حفصه، عبدالكريم بن عتبه هاشمى، عمر بن حنظله، محمد بن مسلم و……….. وى در هر فرصتى آموخته هاى خود را نيز در اختيار ديگران مى گذاشت و كلاسهاى كوچك و بزرگى تشكيل مى داد و در اين راستا بيش از نود شاگرد تربيت نمود كه بيشتر آنها شاگردانى را پرورش داده اند.

اسامى تعدادى از شاگردان زراره از اين قرار است: ابن بكير، إبن مسكان، ابوخالد، جَميل بن درّاج، حمّاد بن عثمان، عبدا… و عبيد دو فرزند خودش، هشام بن سالم…..

از آنجا كه او مردى عالم، محدث و مورد اعتماد بوده علومى را از محضر امام صادق و امام باقر (عليهما السلام) فرامى‏گرفته و تصنيف مى‏كرده است. مهمترين تصنيفاتش چنين است:

۱- كتاب التاريخ

۲- كتاب الافضال

۳- كتاب مناسك الحج، كبير

۴- كتاب مناسك الحج، صغير

۵- كتاب ادعيه السّفر

۶- رساله فى آل أعين

۷- مختاره فى الكتاب بصائر الدرجات (۲ جلد)

۸- أخبار على بن سليمان بن مبارك، القمى

۹- أخبار فى الصوم، عن جده ابى طاهر عن الرّجال

۱۰- أخبار فى ظهور،

۱۱- كتاب الاستطاعه و الجبر.

۱۲- احاديث جمعها فى الحج و رسائل و كتابهاى كوچك و بزرگ ديگر.

«فضائل زراره»

أبى عبيده حذّاء گويد از امام صادق (عليه السلام)، شنيدم كه مى‏فرمود: «زراره و ابو بصير و محمد بن مسلم و بُريد، از كسانى هستند كه خداوند متعال در حقشان فرموده: «السّابقون السّابقون اولئك المقرّبون» آنان به حقيقت از مقربان درگاه حق‏اند. در روايتى حضرت اين چهار تن را از بزرگان دين و پايداران زمين معرفى مى‏كند. همچنين فرمودند: خداوند زراره بن أعين را بيامرزد اگر زراره و امثال او نبودند، احاديث پدرم از بين مى‏رفت و ديگر اين كه فرمودند: «محبوبترين مردم نزد من ج زنده يا مرده ج چهار نفرند: بُريد عِجلى، زراره بن أعين، محمد بن مسلم و اَحوَل. اين چهار نفر ج زنده يا مرده ج از همه مردم نزد من محبوبترند».

شدت اشتياق امام (عليه السلام) به اين چهار تن باعث شده است كه در اين بيان كوتاه، دو مرتبه اين جمله را درباره آنان تكرار كند: اينها محبوبترين افراد نزد من هستند. بى شك زراره اين عظمت را يك باره و بى زحمت بدست نياورده است. مراتب معرفت و اخلاق و فداكارى و كوشش در راه احياء و ترقى دين، تحمل رنجها، محروميتها و خون دل خوردنها، زراره و امثال او را محبوب امام معصوم (عليه السلام) كرده است. از امام صادق (عليه السلام) سوال شد كه زراره از امام باقر (عليه السلام) درباره ارث چنين نقل كرده است…… حضرت مى فرمايد: آنچه زراره از امام باقر (عليه السلام) نقل كرده است نمى‏شود مردود شمرد.

يحيى بن حبيب مى گويد: از امام رضا (عليه السلام) پرسيدم بهترين چيزى كه انسان را به خدا نزديك مى‏سازد چيست؟ حضرت فرمود: چهل و شش ركعت نمازهاى واجب (روزانه) و نافله‏هاى آن است» گفتم اين روايت زراره است. فرمود: آيا كسى را سراغ دارى كه از او بهتر و بيشتر حق را آشكار كند؟

ابن منصور واسطى گويد: در محضر امام كاظم (عليه السلام) نام زراره به گونه‏ اى (ناسزاوار) به ميان آمد. حضرت فرمود: به خدا سوگند، روز قيامت او را از خداوند خواهانم. (شفاعتش خواهم كرد) و به من عطا خواهد شد. واى بر تو زراره بن أعين به خاطر خدا دشمنان ما را دشمن و دوستان ما را دوست مى دارد.

امام محمد باقر (عليه السلام) فرمود: اى زراره بر خدا حق است كه تو را در بهشت جاى دهد و بشارت بهشت از سوى امام صادق (عليه السلام) نيز به زراره و برخى اصحاب داده شد.

«مذمت زراره از سوى امام صادق (عليه السلام)»

بعد از بيان فضائل زراره از سوى ائمه (عليهم السلام) به روايات متضادى نيز بر مى خوريم كه در آن امام صادق (عليه السلام) زبان به نكوهش، مذمت و حتى لعن زراره گشود.

مثلاً مردى بر امام صادق (عليه السلام) وارد شد. حضرت از او پرسيد چه مدتى است زراره را نديدى؟ گفت: چند روزى است. امام فرمود:

مهم نيست. اگر مريض شد عيادتش نرو. اگر از دنيا رفت در تشيع جنازه اش شركت نكن. از سياق روايات بر مى آيد كه حضرت بدون هيچ مقدمه و سوالى نام زراره را به ميان مى كشد. و گويى حضرت در اين كه مطلب در حضور بيگانگان انتشار يابد عمد داشته است.

امام صادق (ع) در جايى علت بدگوييهايش نسبت به زراره را به روشنى بيان فرموده اند. در آن روايت معتبر چنين آمده است: عبدا… فرزند زراره گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: «سلام مرا به پدرت برسان و به او بگو من اگر از تو بدگويى مى كنم فقط براى دفاع از توست. چرا كه مخالفان و دشمنان در كمين هستند كه هر كس را ما به خود نزديك دانستيم و از او به خوبى ياد كرديم، به او دست يابند و آنان را كه مورد محبت و قرب ما هستند، به خاطر محبت و دوستى و قرب به ما اذيت و آزار كنند و به قتل برسانند. پس رحمت خدا بر تو در زندگيت و آمرزش خدا بر تو، پس از مرگت».

در حديثى ديگر چنين آمده است. حسين فرزند ديگر زراره مى گويد: به امام ششم (ع) عرض كردم پدرم شما را سلام مى رساند و مى گويد: خداوند مرا فداى شما گرداند اشخاصى از نزد شما مى آيند و از اينكه آن حضرت مرا به بدى ياد كرده، (نقص هايى) وارد ساخته، خبر مى‏دهند. حضرت فرمود: پدرت را سلام برسان و به او بگو به خدا سوگند، خير دنيا و آخرت تو را مى‏خواهم. به خدا سوگند از تو راضى هستم. پس از اين به آنچه مردم درباره تو مى گويند توجهى نكن و اهميت نده.

منابع و مآخذ:

۱- اختيار معرفه الرجال، المعروف برجال الكشى، شيخ طوسى

۲- بحارالانوار، علامه مجلسى

۳- تاريخ آل زراره، سيد محمد على الموسوى الموحدى الابطحى الاصفهانى.

۴- تتمه المنتهى، محدث، شيخ عباس قمى

۵- رجال النّجاشى، نجاشى.

۶- رجال الطوسى، شيخ طوسى.

۷- زراره بن أعين، زلال شريعت، مولف احمد محيطى اردكانى. پرسمان.

🔗 لینک کوتاه

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.