وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

ازدواج مرد متاهل با زن بیوه

ازدواج مرد متاهل با زن بیوه

خواستگارى متأهل

پرسش ۶۴ . شوهر يكى از اقوام من اخيراً فوت كرده است. آن خانم بالاى ۴۰سال سن دارد و ديپلم دارد و خانه دار است و داراى فرزند. وى الان حقوق بازنشستگى شوهرش را مى گيرد. من حدود ۳۰سال دارم و كارمندم و ليسانس دارم. متأهلم و داراى فرزند. من آن خانم را دوست دارم و مايلم كه با او ازدواج كنم. طرحم اين است كه ما با هم عقد كنيم (چه دائم، چه موقت) ولى هر كداممان سر خانه و زندگى خودمان باشيم و مثل سابق به زندگى خودمان برسيم و هيچ چيز تغيير نكند و فقط ما دوتا از نظر شرعى به هم حلال شويم و هر چند مدت يكبار هر وقت كه شرايط مساعد شد يا خودمان احساس نياز كرديم، با همديگر در خانه من يا خانه او باشيم. اين طرح را چگونه ارزيابى مى كنيد؟

خداوند عالم همه پديده هاى الهى را به صورت زوج آفريده است و هر انسانى به طور معمول نياز به ازدواج دارد. اما بايد توجه كرد كه اصل اوليه بر تك همسرى است و چند زن داشتن اصل نيست. خداوند عالم در قرآن كريم اين مطلب را تأييد مى كند و هيچ توصيه و تشويقى براى تعدد  زوجات به طور مطلق وجود ندارد؛ البته مواقعى يك استثناءات خاصى پيش مى آيد كه در اين موارد استثناء، يك فرد مى تواند همسر ديگرى اختيار كند.

اين شرايط، شرايط خاصى است، مثلاً مرد در وضعيتى قرار دارد كه نمى تواند كنار همسر خود زندگى كند يا داراى مشكلات روحى – روانى يا امراض جسمى مانند سرطان، نازايى طولانى مدت است ولى از سوى ديگر هم نمى خواهد از همسرش جدا شود. اين يك شرايط استثنايى است و چنان چه مرد بتواند عدالت را رعايت كند، جايز است. آن هم در صورت رعايت عدالت از همه جهات (مادى و اقتصادى، همخوابى، محبت و…) كه قرآن آن را شرط تعدد زوجات قرار داده كه بسيار هم سخت است، به طورى كه خداوند نگرانى عدم اجراى عدالت را مطرح نموده است و از مردان خواسته است در صورتى كه خود را قادر به رعايت عدالت ميان همسران نمى بينند، به يك همسر اكتفا كنند.

با توجه به مطالب ذكر شده، در ادامه پاسخ، توجه شما را به انگيزه هاى گوناگون افراد از تعدد زوجات و آثار آن جلب مى كنيم، به درون خود بنگريد و ببينيد كه واقعا مصداق كداميك مى باشيد و تصميم نهايى را اتخاذ كنيد.

۱. تعدد زوجات از روى ضرورت؛ عده اى از افراد همان طور كه اشاره اى هم شد در موقعيتى قرار مى گيرند كه ضرورت اقتضا مى كند كه اقدام به امر تعدد در زوجات نمايند، مانند مريضى همسر، دورى از همسر در زمان هاى طولانى در هر سال، نازايى طولانى مدت همسر و… سبب مى شود مرد به فكر انتخاب همسر ديگر افتد. در اين حالت زن و شوهر با كمال تفاهم و علاقه به يكديگر، راضى به اين امر مى شوند و توصيه دينى و روانشناسى اين است كه در اين موارد خود همسر اول اقدام كند به همسريابى براى شوهرش تا از بروز بعضى از  آثار سوء جلوگيرى نمايد.

۲. تعدد زوجات براى ثواب و امر خير؛ گاهى اوقات در اطراف ما اتفاقاتى رخ مى دهد كه انسان نمى تواند نسبت به آنها بى تفاوت باشد، يكى از سنت هاى پسنديده انسانى كه اسلام هم آن را سفارش نموده كمك به خانواده هاى بى سرپرست مى باشد.

گاهى اوقات مرد خانواده اى فوت مى كند و همسر او همراه فرزندان و يا بدون فرزند باقى مى ماند و در مواردى احساس فقر از نظر مالى، احساس مى شود و در اين موارد مردانى فقط و فقط براى رضاى خدا (نه هوس بازى) براى حمايت مالى و پناه دادن آنها و جلوگيرى از بعضى مشكلات اخلاقى با چنين زنانى ازدواج مى كنند كه امرى پسنديده مى باشد كه در اين موارد هم با رعايت عدالت و رضايت همسر اول بايد اقدام به اين گونه ازدواج ها نمود. البته اين انگيزه را مى توان بدون ازدواج نيز تأمين نمود و ازدواج گاهى اوقات كلاه شرعى براى اين نوع رفتارهاست.

۳. تعدد زوجات از روى هوس؛ بعضى از مردها خيال مى كنند كه زن دوم يك لذت ديگرى دارد. انسان هوس باز امروز به فكر زن دوم، فردا به فكر زن سوم، سپس به فكر ناموس ديگران مى افتد و اين دنباله روى هوس پايان ندارد. غافل از اين كه شاهين خيال آدمى و هوس، گشاده بال است و اگر مهار نشود به هيچ حد و مرزى پاى بند نيست.

بنابراين اگر ازدواج هوسى شد از جهت اخلاقى بسيار خطرناك است. نوعا افراد چشم چران و هوس باز به اين مشكل گرفتار مى شوند و گاهى اوقات بعضى افراد در ابتدا اين گونه نيستند؛ بلكه اختلافات خانوادگى و سرد شدن زن و مرد از يكديگر سبب اين افكار مى شود كه در اين صورت راه درمان تعدد زوجات نيست؛ بلكه بايد با استفاده از راهنمايى مشاورين دلسوز، مشكل اصلى را در درون خانواده حل نمود.

 در كنار مطالب فوق، به برخى از نكاتى درباره ازدواج مجدد توجه كنيد:

۱. مرد بايد هزينه هاى زندگى همسران خود را تأمين كند و اين كه آن ها خود از حقوق بازنشستگى برخوردارند نمى تواند دليلى بر شانه خالى كردن از اين امر گردد. لذا اگر پس از ازدواج از شما درخواست نفقه كند شما مجبوريد هزينه زندگى او را مانند همسر كنونى تان پرداخت نماييد.

۲. مرد بايد بين همسران خود به عدالت رفتار كند. لذا بايد هر مقدار كه در كنار يك همسر خود حضور دارد در كنار همسر ديگر خود نيز باشد. هر گونه كوتاهى در اين امر، مايه ناخرسندى همسر دوم و نيز كيفر الهى خواهد گردید.

۳. شما كه تصميم به اين ازدواج، آن هم به صورت مخفيانه گرفته ايد تا كى مى خواهيد آن را مخفى نگه داريد؟ به هر حال، ديگران به تدريج پى به اين مسئله خواهند برد و آن وقت است كه پيامدهاى آن گريبان شما را خواهد گرفت.

**توصيه جدى ما اين است كه قدر كانون گرم خانواده خود را بدانيد و راضى نشويد با يك تصميم بى جا يك عمر پشيمانى براى خود و خانواده خود به ارمغان بياوريد. قدر سابقه خوبى را كه در ميان دوست و آشنا داريد بدانيد و حاضر نشويد آن را به راحتى با بدنامى و بى آبرويى عوض كنيد.**

  • منبع: هدانا برگرفته از پرسمان، کتاب پرسش و پاسخ خواستگارى .

حتما بخوانيد

ویژه نامه مشاوره و زندگی دینی

 

🔗 لینک کوتاه
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
۰ (۰ رای)

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

2 نظرات
  1. ساسان می گوید

    باسلام و عرض ادب و احترام خدمت شما؛ از شما بخاطر زحمات و مطالب بسیار مفید این سایت، صمیمانه تشکر میکنم.
    بنده بیست و یک ۲۱سالم هست و مجرد هستم و از محضر حضرت عالی دوتا سوال داشتم:
    حقیقت اینکه نیاز و خواسته های جنسی من اونقدر زیاد شده که میترسم به گناه آلوده بشوم و تا الآن به لطف نماز و ترسی که از خدا دارم، جلوی خودم رو گرفتم.
    سوال اول: من برای اینکه به گناه آلوده نشم و از راه پاک و شرعی خواسته های جنسی رو برآورده کنم میخواهم ازدواج کنم. بنظر شما به این نیت ازدواج کردن صحیح است؟؟
    ((آخه دوستای هم سن و سالم رو که میبینم دارن با اکثر زن های محله رابطه جنسی برقرار میکنن و یا بعضی از دوستانم رو میبینم که با دوست دخترشون میرن قهوه خونه و من رو هم دعوت میکنن که همراهشون بروم؛خیلی دلم میخواهد همراهشون بروم بیرون ولی میدونم که مرتکب گناه میشوم و مهم تر از همه اگر مرتکب گناه شوم، حمایت و عشق خدا را از دست میدم.
    به این دلیل هست که میخوام ازدواج کنم.))

    سوال دوم: اگر من بخوام ازدواج کنم، بهتر است با زن بیوه ازدواج کنم یا دختر باکره؟؟
    ((منظور بنده از ازدواج، ازدواج دائم است.
    راستش میخوام اول با یک خانم بیوه جهت مساعدت ایشان و هم جهت رفع نیازهای جنسی ام ازدواج دائم کنم و بعدا جهت بچه دار شدن با یک دختر باکره و هم سن و سالم خودم ازدواج کنم.))
    در مورد مطالب بالا بنده رو راهنمائی کنید.

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      ازدواج کرد بخاطر به گناه نیفتادن نه تنها بد نیست بلکه بسیار خوب هست و اگر کسی بداند به گناه می افتد ازدواج بر او واجب می شود.
      دوستانی هم که اشاره کردید، دوستان خطرناکی هستند، باید به خدا پناه برد از چنین افرادی، آخرت و دنیای انسان را نابود می کنند، اگر قابل اصلاح نیستند نباید با چنین افرادی که چنین گناهان کبیره ای را انجام می دهند رفاقت کرد، از باب نهی از منکر.
      ۲- اگر می توانید با خانمی که در سن شماست و باکره هست به عنوان ازدواج دائم ازدواج کنید این بهتر و در شرع هم سفارش شده است. ببینید ازدواج موقت مخاطراتی دارد، و در زندگی آینده شما نیز تاثیر گزار هست، گاهی فرد را تنوع گرا می کند و در رابطه با همسر در آینده اشکالاتی ایجاد می کند. پس به دنبال ازدواج دائم باشید، اگر نتوانستید ازدواج موقت تا زمانی که شرایط را پیدا کنید اشکال ندارد و از جهاتی با توجه به اینهمه آلودگی های جامعه خوب هم هست.
      در هر حال تا می توانید نگاه را کنترل کنید، ورزش کنید و مدتی نماز جعفر طیار بخوانید تا انشاالله زمینه ازدواج دائم شما فراهم شود.
      وفقکم الله لکل الخیر