وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آیا گناه زمینه تسخیر شیطان بر انسان و عدم توانایی توبه است

آیا گناه زمینه تسخیر شیطان بر انسان و عدم توانایی توبه است

 

آيا اين درست است كه هنگامى كه انسان بر اثر انجام گناهان زياد شيطانى در روح او رخنه پيدا مى كند و اراده را از او مى گيرد و او را وادار به كارهاى زشت مى كند و ديگر نمى تواند خود را اصلاح كند و فكر او را تسخير مى كند؟ اگر درست است چاره چيست؟ و موضوع جن گيرى آيا راه چاره است؟

در ابتدا بايد خاطر نشان كرد كه انسان موجودى است مختار، موجودى كه با كمك عقل و توان خدادادى خود مى تواند آينده وسعادت يا شقاوت خويش را رقم زند، او موجودى است منحصر به فرد به طورى كه در وى هم خوى الهى فرشته شدن هست و هم خوى حيوانى و شيطان شدن. اما انتخاب هر كدام بر عهده اوست و و اوست كه گزينش خويش آينده خود را مى سازد.

 

مطلب ديگر اينكه در تفكر اسلامى شيطان به عنوان موجودى ضعيف معرفى شده است كه اگر انسانها به خود و خالق خويش فكر و انديشه كنند مى توانند راه نفوذ او را بندد، بر خلاف اديان غيراسلامى مانند مسيحيت و يهوديت و زردشت كه شيطان در آنها به عنوان موجودى بسيار قوى و پرقدرت و ترسناك و حتى موجودى كه توان ايستادن در مقابل خداوند را دارد ظاهر و معرفى مى شود. حال با ذكر اين مقدمه بايد گفت كه گناه همچون آب شورى است كه فرد تشنه هر قدر آن را بنوشد بيشتر تشنه مى شود و در واقع اين از آن روست كه آب شور، عطش او را دو برابر مى كند و فقدان جسمى را در او دو چندان مى نمايد. گناه در واقع چنين است وقتى فردى اولين گناه را مرتكب شد گويا در صفحه سفيد وجودش كلمه سياهى نقش مى بندد كه اين سياهى هر چند بسيار كوچك است اما كم كم بزرگ و بزرگ مى شود كه اگر پاك و زدوده نگردد تمام وجودش را مى گيرد و ديگر جايى براى پاكى و سفيدى باقى نمى گذارد. از آنجا كه گناه با خوى حيوانى و شهوانى انسان بسيار هماهنگ است و با خوى فرشتگى و عقلانى او در تعارض، چون فردى با گناهان خود اين جنبه را تحريك كند و در واقع براى جنبه حيوانى مواد غذايى بفروشد به مرور زمان تمام وجود او را اين جنبه او تسخير مى كند و ديگر بعد عقلانى او خلع سلاح مى گرددو او كم كم خود با پاى خويش و از روى ميل به سوى گناه كشيده مى شود.

كه البته در اين هنگام نيز اختيار از او سلب نمى شود چرا كه او خود گزينش اش را بدين سو سوق داده است همچون فردى كه با اختيار خويش وارد باتلاقى مى گردد و يا جام زهر را مى نوشد و چون در گرداب آن غرق شود و زهر قلبش را بفشارد نمى تواند بگويد من مجبورم و اختيارى نداريم زيرا او خود اين عدم توان گريز را براى خويش با اختيارش بوجود آورده است و اين باعث سلب اختيار او نخواهدش. اما نكته شگفت انگيز در مورد انسان اين است كه او حتى آن گاه كه تا گردن در گرداب گمراهى و گناه غرق شده است نيز مى تواند خود را نجات دهد اما با شرطى كه به خود و خالق خود توجه كند و او را بياد آورد هر چند چنين كارى بسيار سخت است اما غيرممكن نيست.

 

 

در پايان توصيه اى را كه علامه طباطبايى به نوجوانى ۲۲ ساله دارد را ذكر مى كنيم كه بسيار مفيد و ثمربخش است. او چنين مى گويد كه:

هر روز صبح كه از خواب بيدار مى شويد. قصد جدى كنيم كه هر عملى پيش آيد، رضاى خدا را مراعات خواهم كرد. آن وقت در هر كارى كه مى خواهيد انجام دهيد، نفع آخرت را منظور خواهيد داشت به طورى كه اگر نفع اخروى نداشته باشد، انجام نخواهيد داد، هر چه باشد، و همين حال را تا شب، وقت خواب، ادامه خواهيد داد. وقت خواب، چهار، پنج دقيقه اى در كارهايى كه روز انجام داده ايد، فكر كرده و يكى يكى از نظر بگذرانيد، هر كارى كه مطابق رضاى خدا انجام يافته، شكر كنيد و هر كدام تخلف شده استغفار نماييد و اين رويه را هر روز ادامه دهيد. اين روش اگر چه در ابتدا، سخت و در ذائقه نفس تلخ است اما كليد نجات و رستگارى است. هر شب، پيش از خواب اگر توانستيد سوره مستحبات (سوره هايى كه با تسبيح خداوند آغاز مى شود) يعنى:

سوره هاى حديد و حشر و صف و جمعه و تقابن را بخوانيد و اگر نتوانستيد، تنها سوره حشر را بخوانيد و پس از مدتى تأثير آن را خواهيد ديد. (ر. ك نامه هاى عرفانى، على شيروانى، ص ۱۸۸- ۱۸۷) -پرسمان.

🔗 لینک کوتاه

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.