وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

چرا خداوند اراد را معلول می آفریند

0

 

آيا آفرينش افراد معلول كه دليل معلوليت آنها از نظر پزشكى وقوع حادثه اى براى جنين تشخيص داده شده با اينكه مى گويند خدا در آفرينش آنها نقش دارد متناقض نيست؟ آيا خداوند در خلق افراد معلول يا كم توان (ذهنى جسمى) نقش دارد؟ چرا بايد زحمت و مشقت حمايت از اين افراد بر دوش افراد سالم بيفتد و انسان هايى كه سالم هستند از برخى حقوق روانى خود (نشاط و شادابى نياز به حرف زدن و افزايش خلاقيت ها و مهارت هاى خود) و خيلى از موارد ديگر كه با وجود چنين فردى در يك خانواده به كلى از بين مى روند بگذرند و به قول معروف «بسوزند و بسازند»؟

درباره‏ى علت تفاوت‏ها در ميان افراد بشر و نيز پيدايش انسانهاى ناقص الخلقه و ارتباط آن با خداوند، بايد به نكات زير توجه كنيد:

1 خداوند، عالم هستى را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار كرده است. هيچ پديده‏اى بدون علت به وجود نمى‏آيد، هر آنچه در عالم هستى محقق مى‏شود ناشى از علت و سبب خاصى است. آتش علت سوزاندن است، پيدايش درخت ميوه معلول قرار گرفتن نهال درون خاك با شرايط و كيفيت خاص و آب و هواى مناسب و غيره است. پيدايش انسان سالم و زيبا نيز معلول يك سلسله امورى است همچون شرايط خاص هنگام انعقاد نطفه، كيفيت تغذيه مادر در هنگام باردارى نوع مواد و غذاها و داروهاى مصرفى هنگام باردارى، حركات فيزيكى مادر در هنگام باردارى و غيره مى‏باشد هر يك از امور فوق در پيدايش نوزاد سالم و زيبا مؤثر است. بينا و نابينا تولد يافتن يك فرد لازمه‏ى حتمى مجموعه‏ى علل و عواملى است كه در به وجود آمدن وى مؤثر بوده‏اند.

2 اين اراده‏ى حكيمانه ‏ى خداوند كه تحقق هر پديده‏اى را معلول علت خاصى قرار داده است، موجب قوام زندگى موجودات و از جمله انسان است اگر اصل علّيت بر جهان هستى حكمفرما نبود ما هيچ كارى نمى‏توانستيم انجام دهيم و هيچ تصميمى براى انجام كارى نمى‏توانستيم بگيريم. در آن صورت، پديد آمدن هر چيزى از هر امر نامربوطى ممكن و محتمل مى‏بود. به تعبير معروف، اگر قانون عليت نبود، سنگ روى سنگ نمى‏ايستاد.

3 لازمه‏ ى نظام علت و معلولى حاكم بر جهان هستى، تحقق پديده‏ها به دنبال علت آنهاست. يعنى همان گونه كه بر اساس نظام علت و معلولى، استفاده‏ى بيمار عفونى از آنتى‏بيوتيك موجب سلامت يافتن و بهبود بيمار است، استفاده از اين دارو در هنگام باردارى بر روى جنين اثر مى‏گذارد و موجب اخلال در آن و ناقص‏الخلقه شدن نوزاد خواهد شد. همان گونه كه قانون جاذبه زمين موجب آسايش انسانها و ساختن بناهاى مرتفع و زندگى و حركت بر روى كره زمين است، قانون جاذبه باعث مى‏شود كه اگر كسى از ارتفاع بپرد، با زمين برخورد كند و بميرد. همان طور كه آتش علت سوزاندن است و براى انسان منافعى مانند روشن كردن كوره‏هاى ذوب آهن و يا پختن غذا دارد، اگر اين آتش به خانه يا بدن انسان برسد علت و سبب سوزاندن و از بين رفتن آنها مى‏شود و…

4 اينكه همه ‏ى آنچه را در جهان هستى رخ مى‏دهد به خداوند استناد مى‏دهيم از جمله تولد نوزاد را بدين جهت است كه خداوند است كه جهان را بر اساس نظام علت و معلول و اسباب و مسببات استوار كرده و هم اوست كه به علّت، وجود و قدرت تأثيرگذارى را داده است و هر آن و هر لحظه وجودِ علت و قدرت تأثيرگذارى آن، از خداوند و وابسته و قائم به اوست. بنابراين پيدايش افراد ناقص الخلقه مستند به علل و اسباب خاص آن است و هيچ منافاتى با مسأله عدالت الهى ندارد.

5 تاثير علل جزئى و زمينى در پبدايش چنين امورى منافى تاثير خدا نيست زيرا خداوند به طور جزئى و بدون حساب در اين امور مداخله نمى كند. نحوه تاثير گذارى خدا از طريق نظامات و قوانين حكيمانه اى است كه بر جهان حاكم كرده است. بنابر اين اگر آتش مى سوزاند در درجه اول مستند به خداست كه آتش را آفريد و همه شرايط سوزندگى را در آن و در نظام طبيعت فراهم ساخت و در مرتبه دوم به خود آتش منسوب است كه فاعل مباشر سوزندگى بر اساس همان قابليت خدا داد است.

براى آگاهى بيشتر ر. ك: عدل الهى، شهيد مطهرى، بحث راز تفاوت‏ها. پرسمان.

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.