وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

فضیلت زیارت امام رضا (علیه السلام)

0

فضیلت زیارت امام رضا (علیه السلام)

مقدمه

فضیلت زیارت امام رضا(علیه السلام) بیش از آن است که احصا شود و ما در این جا تنها به ذکر چند روایت تبرّک مى جوییم; ولى قبل از بیان این روایات، اشاره اى به بعضى از کرامات آن حضرت در طول سفر به خراسان مناسب به نظر مى رسد:
«ابن طاووس» روایت کرده: زمانى که مأمون، امام رضا(علیه السلام) را از مدینه به خراسان طلبید آن حضرت از مدینه به سوى بصره حرکت کرد و بدون آن که وارد کوفه شود، از طریق کوفه به بغداد و از آن جا وارد قم شد; اهل قم به استقبال آن حضرت شتافتند و چون هر کسى میل د

اشت که آن بزرگوار بر او وارد شود، در زمینه ضیافت و پذیرایى از آن جناب با هم به نزاع پرداختند. حضرت(علیه السلام) فرمودند: شتر من مأمور است، یعنى هر کجا که او فرود آمد من همان جا وارد مى شوم. آن شتر آمد و آمد، تا دَرِ خانه اى که صاحبش در شب آن روز خواب دیده بود که امام رضا(علیه السلام) فردا میهمان او خواهد بود، ایستاد و حضرت آن جا وارد شدند. چندى نگذشت که آن محلّ به مقام رفیعى تبدیل شد و در زمان ما از مدارس دینیه موفّق حوزه مقدّسه قم به حساب مى آید (و به نام مدرسه رضویّه نامیده شده است).(1)

«شیخ صدوق» نیز به سند خود از «اسحاق بن راهویه» نقل کرده که گفت: وقتى امام رضا(علیه السلام) وارد نیشابور شد و خواست از آن جا حرکت کند، راویان احادیث خدمت آن حضرت جمع شدند و عرض کردند: اى پسر رسول خدا از نزد ما مى روى بدون آن که براى ما حدیثى بیان فرمایى که از آن بهره مند شویم؟ آن بزرگوار سر مبارکش را از داخل محملى که در آن نشسته بود بیرون آورد و فرمود: «شنیدم از پدرم موسى بن جعفر(علیهما السلام) که فرمود: شنیدم از پدرم جعفربن محمّد(علیهما السلام)، که فرمود: شنیدم از پدرم محمّدبن على(علیهما السلام) که فرمود: شنیدم از پدرم على بن الحسین(علیهما السلام) که فرمود: شنیدم از پدرم حسین بن على(علیهما السلام) که فرمود: شنیدم از پدرم امیر مؤمنان على بن ابى طالب(علیهما السلام) که فرمود: شنیدم از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) که فرمود: شنیدم از جبرئیل که گفت: شنیدم از خداوند عزّوجلّ که فرمود: «لااِلهَ اِلاَّ اللهُ حِصْنى، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنى اَمِنَ مِنْ عَذابى; لا اله الا الله قلعه محکم من است، هر کس در این قلعه وارد شود از عذاب من در امان خواهد بود». امام(علیه السلام) پس از بیان این حدیث حرکت فرمود، وقتى شتر آن حضرت به راه افتاد، مجدّداً سر مبارک خود را از محمل بیرون آورد و فرمود: «بِشُرُوطِها وَاَنـَا مِنْ شُرُوطِها; با شرایطش و من از آن شرایط هستم»!(2)
اباصلت نیز روایت کرده که وقتى امام رضا(علیه السلام) به «ده سُرخ» در اطراف مشهد رسیدند محضر مبارکش عرض شد: یابن رسول الله!(صلى الله علیه وآله)ظهر شده است نماز بجاى نمى آورید؟ حضرت فرود آمد و آب طلبید. عرض کردند: آب همراه نداریم، پس با دست مبارک خود زمین را کاویدند، آن قدر آب از زمین جوشید که آن حضرت و همه همراهان وضو ساختند و اثرش تا به امروز باقى است. وقتى وارد سناباد شدند پشت مبارک را به کوهى که دیگ هاى سنگى از آن مى تراشیدند تکیه داد و عرض کرد: «خداوندا! به این کوه و آنچه در داخل ظرف هاى تراشیده شده از این کوه گذاشته مى شود، نفع و برکت عطا فرما»! سپس دستور دادند که براى خود آن حضرت نیز دیگ هایى از همان کوه بتراشند و طعامش را تنها داخل همان دیگ ها طبخ کنند، از آن روز به بعد، مردم نیز دیگ ها و ظرف ها از آن کوه تراشیدند و برکت گرفتند.(3)

 

 فضیلت زیارت حضرت رضا (ع)

پس از این مقدّمه به سراغ مختصرى از روایاتى مى رویم که در فضیلت زیارت آن حضرت وارد شده است:
1ـ از رسول گرامى(صلى الله علیه وآله) نقل شده که فرمود: «بزودى پاره اى از تن من در زمین خراسان مدفون گردد و هیچ مؤمنى او را زیارت نکند مگر آن که خداوند متعال بهشت را بر او واجب و بدنش را بر آتش جهنّم حرام کند».(4)
2ـ در حدیث دیگرى از آن حضرت(صلى الله علیه وآله) آمده است: «پاره اى از بدن من در خراسان مدفون خواهد شد، هر غم زده اى که او را زیارت کند خداى متعال غمش را زایل گرداند و هر گناهکارى که به زیارتش رود خداوند گناهانش را بیامرزد».
3ـ از خود حضرت رضا(علیه السلام) روایت شده: «بقعه اى در خراسان است که زمانى بر آن مى گذرد که محلّ رفت و آمد فرشتگان مى شود; پیوسته فوجى از فرشتگان از آسمان فرود مى آیند و فوجى بالا مى روند تا صور اسرافیل بدمد». پرسیدند: اى پسر رسول خدا! آن، کدام بقعه است؟ فرمود: «بقعه اى است در زمین طوس و آن به خدا قسم، باغى از باغ هاى بهشت است، هر کس مرا در آن بقعه زیارت کند گویا رسول خدا را زیارت کرده است».(6)
4ـ به دو سند معتبر نقل شده که آن حضرت فرمود: هر کس مرا با توجّه به دورى قبرم زیارت کند روز قیامت در سه جایگاه نزد او بیایم، تا او را از صحنه هاى هولناک آن روز خلاصى بخشم، اوّل زمانى که نامه اعمال به دست انسانها داده مى شود، دوم نزد پُل صراط و سوم نزد میزان و ترازوى اعمال.(7)
5ـ از حضرت جواد(علیه السلام) نیز روایت شده که فرمود: «من از جانب خداوند متعال ضمانت بهشت مى کنم براى کسى که قبر پدرم را در طوس زیارت کند در حالى که به حقّ آن حضرت معرفت داشته باشد».(8)
کوتاه سخن این که، روایاتى در فضیلت زیارت آن حضرت وارد شده که درباره زیارت هیچ یک از معصومین(علیهم السلام) وارد نشده است و این به دلایل مختلفى است که یکى از آنها این است که فقط شیعیان خالص اثنا عشرى به زیارت مرقدش مى شتابند و از برکات تربتش بهره مى گیرند و به پیروى از مکتبش افتخار مى کنند، البتّه همان گونه که در حدیث اخیر آمده عارف به حقّ آن حضرت بودن، شرط قبولى زیارت است.

 

 

کيفيّت زيارت حضرت رضا(ع)

در منابع دینى ما زیارات متعدّدى براى آن حضرت نقل شده است:

زیارت اوّل: زیارت مشهور آن جناب است که در کتب معتبرى مانند «کامل الزیارات» و «عیون اخبارالرضا» و «مصباح الزائر» نقل شده و از عبارت «کامل الزیارات» به دست مى آید که این زیارت از یکى از ائمّه(علیهم السلام) روایت شده است.(1)
در کتاب هاى فوق، این زیارت با اندکى اختلاف نسبت به یکدیگر نقل شده است، و ما این زیارت را بر اساس نسخه متداول نقل مى کنیم:
پیش از آن که از منزل خارج شوى غسل مى کنى و در هنگام غسل چنین مى گویى:

اَللّـهُمَّ طَهِّرْنى وَطَهِّرْ لى قَلْبى، وَاشْرَحْ لى صَدْرى، وَاَجْرِ عَلى لِسانى مِدْحَتَکَ، وَالثَّنآءَ عَلَیْکَ،
خدایا پاکم کن و پاک کن دلم را و بگشا سینه ام را و مدح و ثناى خود را بر زبانم جارى کن
فَاِنَّهُ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِکَ، اَللّـهُمَّ اجْعَلْهُ لى طَهُوراً وَشِفآءً
زیرا که نیرویى نیست جز بوسیله تو خدایا این غسل را برایم پاک کننده و درمان (دردهایم) قرار ده
و به هنگام بیرون رفتن مى گویى:

بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ وَاِلَى اللهِ، وَاِلَى ابْنِ رَسُولِ اللهِ، حَسْبِىَ اللهُ، تَوَکَّلْتُ عَلَى اللهِ،
به نام خدا و به (یارى) خدا و بسوى خدا و بسوى فرزند رسول خدا بس است مرا خدا و توکل کردم بر خدا،
اَللّهُمَّ اِلَیْکَ تَوَجَّهْتُ، وَاِلَیْکَ قَصَدْتُ، وَما عِنْدَکَ اَرَدْتُ
خدایا به درگاه تو رو کنم و به سوى تو آهنگ دارم و آنچه در پیش تو است (از فضل و احسان) مى خواهم
هنگامى که از خانه بیرون مى روى بر در خانه خود بایست و بگو:

اَللّـهُمَّ اِلَیْکَ وَجَّهْتُ وَجْهى، وَعَلَیْکَ خَلَّفْتُ اَهْلى وَمالى وَما خَوَّلْتَنى،
خدایا رویم را بدرگاه تو کردم و به امید تو جا گذاشتم خانواده و داراییم و نیز آنچه را تو به من ارزانى داشتى
وَ بِکَ وَثِقْتُ، فَلا تُخَیِّبْنى، یا مَنْ لا یُخَیِّبُ مَنْ اَرادَهُ، وَلا یُضَیِّعُ مَنْ حَفِظَهُ،
و به تو اعتماد کردم پس نومیدم مکن اى که نومید نکند هر که او را قصد کند و تباه نسازد هر که را نگهدارى کند
صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاحْفَظْنى بِحِفْظِکَ، فَاِنَّهُ لا یَضیعُ مَنْ حَفِظْتَ
درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نگهداریم کن به نگهدارى خود که براستى تو ضایع نکنى هر که را نگهدارى کنى
سپس هنگامى که به سلامت به مقصد رسیدى و خواستى به زیارت بروى، مجدّداً غسل مى کنى و مى گویى:

اَللّهُمَّ طَهِّرْنى وَطَهِّرْ لى قَلْبى، وَاشْرَحْ لى صَدْرى،
خدایا پاکم کن و پاک کن دلم را و بگشا سینه ام را
وَاَجْرِ عَلى لِسانى مِدْحَتَکَ وَمَحَبَّتَکَ وَالثَّنآءَ عَلَیْکَ، فَاِنَّهُ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِکَ،
و مدح و دوستى و ثناى خود را بر زبانم جارى کن که براستى نیرویى نیست جز به تو
وَقَدْ عَلِمْتُ اَنَّ قِوامَ دینىِ اَلتَّسْلیمُ لاَِمْرِکَ، وَالاِْتِّباعُ لِسُنَّةِ نَبِیِّکَ، وَالشَّهاَدَةُ عَلى جَمیعِ خَلْقِکَ،
و این را بخوبى دانسته ام که آنچه موجب ماندن و قوام دین من است همان تسلیم در برابر فرمان تو و متابعت از سنّت پیامبرت و گواهى دادن به این مطلب براى همه خلق توست
اَللّـهُمَّ اجْعَلْهُ لى شِفآءً وَنُوراً، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ.
خدایا این غسل را براى من شفا و نورى قرار ده که تو بر هر چیز توانایى
آنگاه پاکیزه ترین لباس هاى خود را مى پوشى و به آرامى و وقار و با گام هاى کوتاه در حال گفتن

اَللهُ اَکْبَرُ و لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ و سُبْحانَ اللهِ و الْحَمْدُللهِِ
خدا بزرگتر است معبودى جز خدا نیست، منزه است خدا، ستایش خاص خداست
به سوى حرم حرکت مى کنى، و هنگام ورود به آن روضه مقدس مى گویى:

بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ، وَعَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ،
به نام خدا و به (یارى) خدا و بر کیش ر سول خدا صلى الله علیه و آله
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَاَنَّ عَلِیّاً وَلِىُّ اللهِ
گواهى دهم که معبودى نیست جز خداى یگانه اى که شریک ندارد و گواهى دهم که همانا محمّد بنده و رسول او است و على ولى (و نماینده) خداست
سپس در مقابل قبر آن حضرت پشت به قبله مى ایستى و چنین مى گویى:

اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ،
گواهى دهم که معبودى جز خداى یگانه نیست که شریک ندارد و گواهى دهم که همانا محمّد بنده و رسول اوست
وَ اَنَّهُ سَیِّدُ الاَْوَّلینَ وَالاْخِرینَ، وَاَنَّهُ سَیِّدُ الاَْنْبِیآءِ وَالْمُرْسَلینَ،
و او آقاى اوّلین و آخرین است و اوست آقاى پیمبران و رسولان
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَنَبِیِّکَ، وَسَیِّدِ خَلْقِکَ اَجْمَعینَ، صَلاةً لا یَقْوى عَلى اِحْصآئِها غَیْرُکَ،
خدایا درود فرست بر محمّد بنده تو و رسول و پیامبر تو و بزرگ و آقاى آفریدگانت همگى درودى که نیروى شماره آن را کسى جز تو نداشته باشد
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى اَمیرِ الْمُؤمِنینَ عَلِىِّ بْنِ اَبیطالِب، عَبْدِکَ وَاَخى رَسُولِکَ،
خدایا درود فرست بر امیر مؤمنان على بن ابى طالب بنده تو و برادر رسولت
اَلَّذِى انْتَجَبْتَهُ بِعِلْمِکَ، وَجَعَلْتَهُ هادِیاً لِمَنْ شِئْتَ مِنْ خَلْقِکَ،
آن بزرگوارى که او را برگزیدى به علم خود و راهنماییش کردى براى هر که خواستى از خلق خود
وَالدَّلیلَ عَلى مَنْ بَعَثْتَهُ بِرِسالاتِکَ، وَدَیّانَ الدّینِ بِعَدْلِکَ، وَفَصْلَ قَضآئِکَ بَیْنَ خَلْقِکَ،
و دلیلش ساختى بر آن کس که برانگیختى او را به رسالت هاى خود و داور دین قرارش دادى از روى عدالت و فیصله دهنده حکم خود گرداندى او را در میان خلقت
وَالْمُهَیْمِنَ عَلى ذلِکَ کُلِّهِ، وَالسَّلامُ عَلَیْهِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ،
و مسلطش کردى بر همه اینها و سلام باد بر او و رحمت خدا و برکاتش
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى فاطِمَةَ بِنْتِ نَبِیِّکَ، وَزَوْجَةِ وَلِیِّکَ، وَاُمِّ السِّبْطَیْنِ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ، سَیِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ،
خدایا درود فرست بر فاطمه دختر پیامبرت و همسر ولى و نماینده ات و مادر دو سبط (این امّت) حسن و حسین دو آقاى جوانان اهل بهشت
اَلطُّهْرَةِ الطّاهِرَةِ الْمُطَهَّرَةِ، اَلتَّقِیَّةِ النَّقِیَّةِ، اَلرَّضِیَّةِ الزَّکِیَّةِ، سَیِّدَةِ نِسآءِ اَهْلِ الْجَنَّةِ اَجْمَعینَ،
آن بانوى پاک پاکیزه طاهره پرهیزکار زبده پسندیده تزکیه شده بانوى زنان اهل بهشت همه شان
صَلاةً لا یَقْوى عَلى اِحْصآئِها غَیْرُکَ،
درودى بر او فرست که کسى
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سِبْطَىْ نَبِیِّکَ، وَسَیِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ،
نیروى شماره اش را جز تو نداشته باشد خدایا درود فرست بر حسن و حسین دو نوه پیغمبرت و دو آقاى جوانان اهل بهشت
اَلْقآئِمَیْنِ فى خَلْقِکَ، وَالدَّلیلَیْنِ عَلى مَنْ بَعَثْتَ بِرِسالاتِکَ،
که بپا خواستند در میان خلقت و دو نشانه بر آن کس که او را به رسالات خود مبعوث داشتى
وَدَیّانَىِ الدّینِ بِعَدْلِکَ، وَفَصْلَىْ قَضآئِکَ بَیْنَ خَلْقِکَ،
و دو داور در دینت از روى عدل تو و دو فیصله دهنده حکم تو در میان خلقت
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، عَبْدِکَ الْقآئِمِ فى خَلْقِکَ،
خدایا درود فرست بر على بن الحسین بنده ات که قیام کرد در میان خلق تو
وَالدَّلیلِ عَلى مَنْ بَعَثْتَ بِرِسالاتِکَ، وَدَیّانِ الدّینِ بِعَدْلِکَ،
و دلیل بود بر آن کس که به رسالت مبعوثش داشتى و داور در دین بود به عدل و داد تو
وَفَصْلِ قَضآئِکَ بَیْنَ خَلْقِکَ، سَیِّدِ الْعابِدینَ،
و فیصله دهنده حکم تو بود در میان خلقت آقاى عبادت کنندگان
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ، عَبْدِکَ وَخَلیفَتِکَ فى اَرْضِکَ، باقِرِ عِلْمِ النَّبِیّینَ،
خدایا درود فرست بر محمّد بن على بنده ات و جانشینت در روى زمین شکافنده علم پیمبران
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد الصّادِقِ، عَبْدِکَ وَوَلِىِّ دینِکَ، وَحُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ اَجْمَعینَ، اَلصّادِقِ الْبآرِّ،
خدایا درود فرست بر جعفر بن محمّد صادق بنده و سرپرست دینت و حجّت تو بر همه خلقت آن امام راستگوى نیکوکار
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُوسَى بْنِ جَعْفَر، عَبْدِکَ الصّالِحِ، وَلِسانِکَ فى خَلْقِکَ، وَالنّاطِقِ بِحُکْمِکَ، وَالْحُجَّةِ عَلى بَرِیَّتِکَ،
خدایا درود فرست بر موسى بن جعفر بنده شایسته ات و زبان گویاى تو در میان خلقت آن که به حکم تو گویا بود و حجّتى بر خلق تو بود
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى عَلىِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضى، عَبْدِکَ وَوَلِىِّ دینِکَ،
خدایا درود فرست بر على بن موسى الرضا آن آقاى پسندیده و بنده تو و سرپرست دینت
اَلْقآئِمِ بِعَدْلِکَ، وَالدّاعى اِلى دینِکَ وَدینِ آبائِهِ الصّادِقینَ، صَلاةً لا یَقْوى عَلى اِحْصائِها غَیْرُکَ،
و قیام کننده به عدل و داد تو و دعوت کننده به آیین تو و آیین پدران راستگویش درودى فرست که نیروى شماره اش را کسى جز تو نداشته باشد
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلىٍّ، عَبْدِکَ وَوَلِیِّکَ الْقآئِمِ بِاَمْرِکَ، وَالدّاعى اِلى سَبیلِکَ،
خدایا درود فرست بر محمّد بن على بنده ونماینده ات که قیام کرد به فرمان تو و دعوت کرد به راه تو
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى عَلىِّ بْنِ مُحَمَّد، عَبْدِکَ وَوَلِىِّ دینِکَ،
خدایا درود فرست بر على بن محمّد بنده تو و سرپرست آیین تو
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ، اَلْعامِلِ بِاَمْرِکَ، اَلْقآئِمِ فى خَلْقِکَ،
خدایا درود فرست بر حسن بن على آن بزرگوارى که به دستورت عمل کرد و در میان خلقت بپاخواست
وَحُجَّتِکَ الْمُؤَدّى عَنْ نَبِیِّکَ، وَشاهِدِکَ عَلى خَلْقِکَ، اَلْمَخْصُوصِ بِکَرامَتِکَ،
و آن حجّت عالى مقام تو که پرداخت (آنچه را بعهده داشت) از طرف پیامبرت و گواه تو بر خلقت آن که مخصوص گشت به کرامتت
اَلدّاعى اِلى طاعَتِکَ، وَطاعَةِ رَسُولِکَ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ،
و دعوت کننده بود بسوى فرمانبردارى تو و فرمانبردارى رسول تو و درودهاى تو بر همگى ایشان باد
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى حُجَّتِکَ وَوَلِیِّکَ الْقآئِمِ فى خَلْقِکَ، صَلاةً تآمَّةً نامِیَةً باقِیَةً،
خدایا درود فرست بر حجّتت و نماینده ات که قیام کننده است در میان خلق تو درودى کامل و روینده و ماندنى
تُعَجِّلُ بِها فَرَجَهُ، وَتَنْصُرُهُ بِها، وَتَجْعَلُنا مَعَهُ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ،
که شتاب کنى بدان وسیله در فرج او و بدان یاریش کنى و قرار دهى ما را با آن حضرت در دنیا و آخرت
اَللّـهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِحُبِّهِمْ، وَاُوالى وَلِیَّهُمْ، وَاُعادى عَدُوَّهُمْ،
خدایا من تقرّب جویم به درگاه تو بوسیله دوستى ایشان و دوست دارم دوستشان را و دشمن دارم دشمنشان را
فَارْزُقْنى بِهِمْ خَیْرَ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ، وَاصْرِفْ عَنّى بِهِمْ شَرَّ الدُّنْیا والاْخِرَةِ، وَاَهْوالَ یَوْمِ الْقِیامَةِ
پس روزى من گردان بوسیله ایشان خوبى دنیا و آخرت را و بگردان از من به برکت ایشان شرّ دنیا و آخرت و دهشت هاى قیامت را
آنگاه نزد سر مبارک آن حضرت مى نشینى و مى گویى:

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَلِىَّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللهِ،
سلام بر تو اى ولى خدا سلام بر تو اى حجّت خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نُورَ اللهِ فى ظُلُماتِ الاَْرْضِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَمُودَ الدّینِ،
سلام بر تو اى نور خدا در تاریکى هاى زمین سلام بر تو اى استوانه دین
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ نُوح نَبِىِّ اللهِ،
سلام بر تو اى وارث حضرت آدم برگزیده خدا سلام بر تو اى وارث نوح پیغمبر خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ اِبْراهیمَ خَلیلِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ اِسْماعیلَ ذَبیحِ اللهِ،
سلام بر تو اى وارث ابراهیم خلیل خدا سلام برتو اى وارث اسماعیل قربانى خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ مُوسى کَلیمِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ عیسى رُوحِ اللهِ،
سلام بر تو اى وارث موسى هم سخن خدا سلام بر تو اى وارث عیسى روح خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ مُحَمَّد رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِىٍّ وَلِىِّ اللهِ، وَوَصِىِّ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمینَ،
سلام بر تو اى وارث محمّد رسول خدا سلام بر تو اى وارث امیر مؤمنان على(ع) ولى خدا و وصىّ رسول پروردگار جهانیان
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ، سَیِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الجَنَّةِ،
سلام بر تو اى وارث فاطمه زهرا سلام بر تو اى وارث حسن و حسین دو آقاى جوانان اهل بهشت
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ عَلىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ زَیْنِ الْعابِدینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ باقِرِ عِلْمِ الاَْوَّلینَ وَالاْخِرینَ،
سلام بر تو اى وارث على بن الحسین سیّد و زینت عبادت کنندگان سلام بر تو اى وارث محمّد بن على شکافنده علم اوّلین و آخرین
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد الصّادِقِ الْبآرِّ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ مُوسَى بْنِ جَعْفَر،
سلام بر تو اى وارث جعفر بن محمّد آن راستگوى نیکوکار سلام بر تو اى وارث موسى بن جعفر
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الصِّدّیقُ الشَّهیدُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْوَصِىُّ الْبآرُّ التَّقِىُّ،
سلام بر تو اى راستى پیشه شهید سلام بر تو اى وصى نیک رفتار با تقوا
اَشْهَدُ اَنَّکَ قَدْ اَقَمْتَ الصَّلاةَ وَآتَیْتَ الزَّکاةَ، وَاَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ،
گواهى دهم که براستى تو برپا داشتى نماز را و بدادى زکات را و امر کردى به معروف (کار نیک) و نهى کردى از کار زشت
وَعَبَدْتَ اللهَ مُخْلِصاً حَتّى اَتیکَ الْیَقینُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبَا الْحَسَنِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ
و پرستش کردى خدا را از روى اخلاص تا مرگت فرا رسید سلام بر تو اى ابا الحسن و رحمت خدا و برکاتش
سپس مى گویى:

اَللّـهُمَّ اِلَیْکَ صَمَدْتُ مِنْ اَرْضى، وَقَطَعْتُ الْبِلادَ رَجاءَ رَحْمَتِکَ فَلا تُخَیِّبْنى،
خدایا به آهنگ دربار تو کوچ کردم از سرزمینم به امید رحمت تو شهرها را درنوردیدم پس نومیدم مکن
وَلا تَرُدَّنى بِغَیْرِ قَضآءِ حاجَتى، وَارْحَمْ تَقَلُّبى عَلى قَبْرِ ابْنِ اَخى رَسُولِکَ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ،
و بازم مگردان بدون برآوردن حاجتم و رحم کن به این رفت و آمد و روى آوردنم بر سَرِ قبر برادر زاده پیغمبرت که درودهاى تو بر او و آلش باد
بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى یا مَوْلاىَ، اَتَیْتُکَ زآئِراً وافِداً عآئِذاً مِمّا جَنَیْتُ عَلى نَفْسى، وَاحْتَطَبْتُ عَلى ظَهْرى،
پدر و مادرم به فدایت اى سرور من آمده ام براى زیارتت و واردم بر تو و پناهنده ام به تو از آن جنایاتى که بر خود کردم و بار گناهى که بر دوش کشیدم
فَکُنْ لى شافِعاً اِلَى اللهِ یَوْمَ فَقْرى وَفاقَتى،فَلَکَ عِنْدَاللهِ مَقامٌ مَحْمُودٌ، وَاَنْتَ عِنْدَهُ وَجیهٌ
پس تو شفیع من باش در پیشگاه خداوند در روز نیاز و نداریم زیرا که تو در پیشگاه خداوند مقامى شایسته دارى و در نزد او آبرومندى
آنگاه دست راست را بلند مى کنى و مى گویى:

اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِحُبِّهِمْ وَبِوِلایَتِهِمْ، اَتَوَلّى آخِرَهُمْ بِما تَوَلَّیْتُ بِهِ اَوَّلَهُمْ، وَاَبْرَءُ مِنْ کُلِّ وَلیجَة دُونَهُمْ،
خدایا من به تو تقرّب جویم بوسیله دوستى و ولایت این خاندان دوست دارم آخرین آنها را به همان نحو که دوست داشتم اوّلین نفرشان را و بیزارى جویم از هر همدمى غیر از ایشان
اَللّهُمَّ الْعَنِ الَّذینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَکَ، وَاتَّهَمُوا نَبیَّکَ، وَجَحَدُوا بِآیاتِکَ،
خدایا لعنت کن کسانى که دگرگون کردند نعمت تو را و متّهم کردند (در امر خلافت) پیامبرت را و منکر شدند آیات تو را
وَ سَخِرُوا بِاِمامِکَ، وَحَمَلُوا النّاسَ عَلى اَکْتافِ آلِ مُحَمَّد،
و به مسخره گرفتند امام تو را و سوار کردند مردم را بر دوش آل محمّد (و بر علیه آنان تحریکشان کردند)
اَللّـهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ، وَالْبَرآئَةِ مِنْهُمْ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ یا رَحْمنُ
خدایا من به تو تقرّب جویم بوسیله لعنت کردن بر ایشان و بیزارى جستن از آنها در دنیا و آخرت اى خداى بخشاینده
سپس به پایین پاى آن حضرت برمى گردى و مى گویى:

صَلَّى اللهُ عَلَیْکَ یا اَبَا الْحَسَنِ، صَلَّى اللهُ عَلى رُوحِکَ وَبَدَنِکَ،
درود خدا بر تو اى ابا الحسن، درود خدا بر روان تو و بر پیکرت باد
صَبَرْتَ وَ اَنْتَ الصّادِقُ الْمُصَدَّقُ، قَتَلَ اللهُ مَنْ قَتَلَکَ بِالاَْیْدى وَالاَْلْسُنِ.
بردبارى کردى با این که تو راستگویى بودى تصدیق شده خدا بکشد کسانى که تو را کشتند بدست و زبان.
آنگاه بر قاتلان امیرمؤمنان و حسن و حسین و جمیع اهل بیت رسول خدا(علیهم السلام) لعن مى کنى، سپس به بالاى سر حضرت برمى گردى و دو رکعت نماز مى خوانى، در رکعت اوّل پس از حمد، سوره «یس» و در رکعت دوم سوره «الرحمن» را تلاوت مى کنى و در دعا و تضرّع، تلاش و همّت به خرج مى دهى و براى پدر و مادر و برادران دینى،زیاد دعا مى کنى. (البتّه انجام این امور در مواقعى است که ازدحام جمعیّت نباشد و گرنه مى توان در گوشه اى ایستاد و تمام زیارت را خواند).(2)
یادآورى:
الف) براى فرستادن لعن بر قاتلان ائمّه(علیهم السلام) اگر عبارت ذیل را که به گفته محدّث قمى(ره) از بعضى دعاها گرفته شده است(3)، بخواند شاید مناسب تر باشد:

اَللّـهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ، وَقَتَلَةَ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ، وَقَتَلَةَ اَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّکَ،
خدایا لعنت کن کُشندگان امیر مؤمنان را و کشندگان حسن و حسین علیهم السلام را و کشندگان خاندان پیامبرت را
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَعْدآءَ آلِ مُحَمَّد وَقَتَلَتَهُمْ، وَزِدْهُمْ عَذاباً فَوْقَ الْعَذابِ، وَهَواناً فَوْقَ هَوان، وَذُلاّ فَوْقَ ذُلٍّ، وَخِزْیاً فَوْقَ خِزْى،
خدایا لعنت کن دشمنان آل محمّد و کشندگانشان را و بیفزا بر آنها عذابى روى عذابى و خوارى بر روى خوارى و زبونى بر روى زبونى و رسوایى بر روى رسوایى
اَللّـهُمَّ دُعَّهُمْ اِلَى النّارِ دَعّاً، وَاَرْکِسْهُمْ فى اَلیمِ عَذابِکَ رَکْساً، وَاحْشُرْهُمْ وَاَتْباعَهُمْ اِلى جَهَنَّمَ زُمَراً.
خدایا بیفکن آنها را بدوزخ به سختى و سرنگونشان کن در عذاب دردناک یک باره و آنان را با پیروانشان گروه گروه بسوى جهنم محشور فرما.
ب) «علاّمه مجلسى»(رحمه الله) از «شیخ مفید»(رحمه الله) نقل کرده که مستحب است زائر محترم بعد از زیارت حضرت رضا(علیه السلام)، این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ یا اَللهُ الدّآئِمُ فى مُلْکِهِ، اَلْقآئِمُ فى عِزِّهِ، اَلْمُطاعُ فى سُلْطانِهِ، اَلْمُتَفَرِّدُ فى کِبْرِیائِهِ،
خدایا از تو خواهم اى خدایى که فرمانرواییش همیشگى و عزّتش پایدار است و در سلطنتش (همه موجودات) فرمانبردار اویند، یکتا است در عظمت و بزرگوارى
اَلْمُتَوَحِّدُ فى دَیْمُومِیَّةِ بَقآئِهِ، اَلْعادِلُ فى بَرِیَّتِهِ، اَلْعالِمُ فى قَضِیَّتِهِ، اَلْکَریمُ فى تَأْخیرِ عُقُوبَتِهِ،
و یگانه است در بقاى همیشگى در میان مخلوقاتش به عدالت رفتار کند و داناست در قضاوت و بزرگوار است در پس انداختن کیفر،
اِلهى حاجاتى مَصْرُوفَةٌ اِلَیْکَ، وَآمالى مَوْقُوفَةٌ لَدَیْکَ،
خدایا حاجت هاى من بسوى تو بازگردد و آرزوهایم در پیشگاه تو باز ایستاده
وَکُلَّما وَفَّقْتَنى مِنْ خَیْر فَاَنْتَ دَلیلى عَلَیْهِ، وَطَریقى اِلَیْهِ،
و هرگاه مرا به کار نیکى موفق کرده اى راهنماى من بر آن کار و طریق من بسوى آن تو بودى
یا قَدیراً لا تَؤُدُهُ الْمَطالِبُ، یا مَلِیّاً یَلْجَأُ اِلَیْهِ کُلُّ راغِب،
اى توانایى که (زیادى) خواسته ها درمانده اش نکند اى دارایى که به او پناه آرد هر مشتاق،
مازِلْتُ مَصْحُوباً مِنْکَ بِالنِّعَمِ جارِیاً عَلى عاداتِ الاِْحْسانِ وَالْکَرَمِ،
همواره با نعمت هاى تو قرین بوده ام و بر شیوه هاى احسان و کرمت (که نسبت به من داشتى) گام بر مى داشتم
اَسْئَلُکَ بِالْقُدْرَةِ النّافِذَةِ فى جَمیعِ الاَْشْیآءِ، وَقَضآئِکَ الْمُبْرَمِ الَّذى تَحْجُبُهُ بِاَیْسَرِ الدُّعآءِ،
از تو خواهم بدان نیروى نافذت در همه چیزها و بدان حکم مسلّمت که با کوچکترین درخواستى آن را جلوگیرى کنى
وَبِالنَّظْرَةِ الَّتى نَظَـرْتَ بِها اِلَى الْجِبالِ فَتَشامَخَتْ،
و بدان نظرى که از روى عنایت به کوه ها کردى و آنها بلندى گرفتند
وَ اِلَى الاَْرَضینَ فَتَسَطَّحَتْ، وَاِلَى السَّمواتِ فَارْتَفَعَتْ، وَاِلَى الْبِحارِ فَتَفَجَّرَتْ،
و به زمینها افکندى هموار شدند و به آسمان ها نگریستى و آنها مرتفع گشتند و به دریاها آن نظر را کردى آنها روان گردیدند
یا مَنْ جَلَّ عَنْ اَدَواتِ لَحَظاتِ الْبَشَرِ، وَلَطُفَ عَنْ دَقآئِقِ خَطَراتِ الْفِکَرِ،
اى که والاترى از ابزار و آلات دید بشر و لطیف ترى از ریزه کارى هایى که در افکار خطور کند
لا تُحْمَدُ یا سَیِّدى اِلاَّ بِتَوْفیق مِنْکَ یَقْتَضى حَمْداً،
ستایش نشوى اى آقاى من جز به توفیق خودت که خود آن نیز موجب ستایش دیگرى است
وَلا تُشْکَرُ عَلى اَصْغَرِ مِنَّة اِلاَّ اسْتَوْجَبْتَ بِها شُکْراً،
و سپاسگزاریت نشود بر کوچکترین نعمتى جز آن که سزاوار گردى بدان سپاسگزارى دیگرى را
فَمَتى تُحْصى نَعْمآؤُکَ یا اِلهى، وَتُجازى آلاؤُکَ یا مَوْلاىَ، وَتُکافَئُ صَنایِعُکَ یا سَیِّدى،
پس چه زمان نعمتهایت بشماره در آید اى معبود من و سپاسگزارى شود به عطاهایت اى سرور من و پاداش داده شود به داده هایت اى آقاى من
وَمِنْ نِعَمِکَ یَحْمَدُ الْحامِدُونَ، وَمِنْ شُکْرِکَ یَشْکُرُ الشّاکِرُونَ،
و آن هم از نعمت هاى توست که ستایشت کنند ستایش کنندگان و از سپاس توست که سپاسگزاریت کنند سپاسگزاران
وَاَنْتَ الْمُعْتَمَدُ لِلذُّنُوبِ فى عَفْوِکَ، وَالنّاشِرُ عَلَى الْخاطِئینَ جَناحَ سِتْرِکَ،
و تویى که مورد اعتمادى در گذشتت از گناهان و گستراننده بر خطاکاران بال هاى پرده پوشیت را
وَاَنْتَ الْکاشِفُ لِلضُّرِّ بِیَدِکَ، فَکَمْ مِنْ سَیِّئَة اَخْفاها حِلْمُکَ حَتّى دَخِلَتْ،
و تویى برطرف کننده سختى به قدرتت چه بسیار گناهى که پوشاند آن را بردباریت تا این که از بین رفت
وَحَسَنَة ضاعَفَها فَضْلُکَ حَتّى عَظُمَتْ عَلَیْها مُجازاتُکَ،
و کار نیکى که چند برابرش کرد فضل تو تا بزرگ گردید براى آن پاداش تو،
جَلَلْتَ اَنْ یُخافَ مِنْکَ اِلاَّ الْعَدْلُ، وَاَنْ یُرْجى مِنْکَ اِلاَّ الاِْحْسانُ وَالْفَضْلُ،
تو برترى از آن که از تو بترسند جز ازعدالتت و از این که جز احسان و فضل چیز دیگرى از تو امید رود،
فَامْنُنْ عَلَىَّ بِما اَوْجَبَهُ فَضْلُکَ، وَلا تَخْذُلْنى بِما یَحْکُمُ بِهِ عَدْلُکَ،
منّت بنه بر من بدانچه لازمه فضل توست و زبونم مکن بدانچه عدالتت بدان حکم کند
سَیِّدى لَوْ عَلِمَتِ الاَْرْضُ بِذُنُوبى لَساخَتْ بى،
ای آقای من اگر براستى زمین از گناهان من آگاه بود حتماً مرا در خود فرو برده بود
اَوِ الْجِبالُ لَهَدَّتْنى، اَوِ السَّماواتُ لاَخْتَطَفَتْنى، اَوِ الْبِحارُ لاََغْرَقَتْنى،
یا اگر کوه ها بدانها اطلاع داشت مرا درهم مى شکست یا اگر آسمانها مى دانستند مرا ربوده بودند یا اگر دریاها مى دانست مرا در امواج خود غرق مى کرد
سَیِّدى سَیِّدى سَیِّدى، مَـوْلاىَ مَـوْلاىَ مَـوْلاىَ،
اى آقاى من … و اى مولا و سرور من…
قَدْ تَکَرَّرَ وُقُوفى لِضِیافَتِکَ، فَلا تَحْرِمْنى ما وَعَدْتَ الْمُتَعَرِّضینَ لِمَسْئَلَتِکَ،
براستى بارها شد که به مهمانیت آمدم پس محرومم مکن از آنچه به درخواست کنندگانت وعده فرمودى
یا مَعْرُوفَ الْعارِفیِنَ، یا مَعْبُودَ الْعابِدینَ، یا مَشْکُورَ الشّاکِرینَ،
اى مورد شناسایى براى عارفان و اى معبود عبادت کنندگان و اى مورد سپاس سپاس گزاران
یا جَلیسَ الذّاکِرینَ، یا مَحْمُودَ مَنْ حَمِدَهُ، یا مَوْجُودَ مَنْ طَلَبَهُ،
و اى همنشین اهل ذکر اى ستوده ستایش کنندگان اى حاضر نزد آن کس که تو را جوید
یا مَوْصُوفَ مَنْ وَحَّدَهُ، یا مَحْبُوبَ مَنْ اَحَبَّهُ، یا غَوْثَ مَنْ اَرادَهُ،
اى توصیف شده کسى که بیگانگى او را بپرستد اى محبوب دوستدارش اى فریادرس هر که آهنگش کند
یا مَقْصُودَ مَنْ اَنابَ اِلَیْهِ، یا مَنْ لا یَعْلَمُ الْغَیْبَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لا یَصْرِفُ السُّوءَ اِلاَّ هُوَ،
اى مقصد کسى که بسویش بازگردد اى که نداند غیب را جز او اى که نگرداند بدى (و بلا) را جز او
یا مَنْ لا یُدَبِّرُ الاَْمْرَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لا یَغْفِرُ الذَّنْبَ اِلاَّ هُوَ،
اى که تدبیر کار را نکند جز او اى که نیامرزد گناه را جز او
یا مَنْ لا یَخْلُقُ الْخَلْقَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لا یُنَزِّلُ الْغَیْثَ اِلاَّ هُوَ،
اى که نیافریند خلق را جز او اى که فرو نفرستد باران را جز او
صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاغْفِرْ لى یا خَیْرَ الْغافِرینَ،
درود فرست بر محمّد و آل محمّد و بیامرز مرا اى بهترین آمرزندگان
رَبِّ اِنّى اَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ حَیآء، وَاَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ رَجآء،
پروردگارا از تو آمرزش خواهم آمرزش شرمسارى و حیا و از تو آمرزش خواهم آمرزش امیدوارى
وَاَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ اِنابَة، وَاَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ رَغْبَة،وَاَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ رَهْبَة،
و از تو آمرزش خواهم آمرزش توبه جویى و بازگشت و از تو آمرزش خواهم آمرزش از روى اشتیاق و از تو آمرزش خواهم آمرزش از روى بیم و هراس
وَاَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ طاعَة، وَاَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ ایمان، وَاَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ اِقْرار،
و از تو آمرزش خواهم آمرزش از روى طاعت و فرمانبردارى و از تو آمرزش خواهم آمرزش از روى ایمان و از توآمرزش خواهم از روى اقرار (بگناه)
وَاَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ اِخْلاص، وَاَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ تَقْوى، وَاَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ تَوَکُّل،
و از تو آمرزش خواهم آمرزش از روى اخلاص و از تو آمرزش خواهم آمرزش تقوا و پرهیزکارى و از تو آمرزش خواهم آمرزش از روى توکّل
وَاَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ ذِلَّة، وَاَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ عامِل لَکَ، هارِب مِنْکَ اِلَیْکَ،
و از تو آمرزش خواهم آمرزش از روى خوارى و از تو آمرزش خواهم آمرزش کسى که برایت کار کرده و از (ترس) تو بسوى خودت گریخته
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَتُبْ عَلَىَّ وَعَلى والِدَىَّ بِما تُبْتَ وَتَتُوبُ عَلى جَمیعِ خَلْقِکَ،
پس درود فرست بر محمّد و آل محمّد و توجه کن بر من و بر پدر و مادرم بدانچه توجه کرده و بازگردى بر همه خلق خود
یا اَرْحَـمَ الرّاحِمینَ، یا مَنْ یُسَمّى بِالْغَفُورِ الرَّحیمِ، یا مَنْ یُسَمّى بِالْغَفُورِ الرَّحیمِ، یا مَنْ یُسَمّى بِالْغَفُورِ الرَّحیمِ،
اى مهربانترین مهربانان اى که نامور گشتى به آمرزنده مهربان اى که نامور گشتى به آمرزنده مهربان اى که نامور گشتى به آمرزنده مهربان
صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاقْبَلْ تَوْبَتى، وَزَکِّ عَمَلى،وَاشْکُرْ سَعْیى،
درود فرست بر محمّد و آل محمّد و بپذیر توبه ام را و پاک کن کردارم را و قدردانى کن از سعى و کوششم
وَارْحَمْ ضَراعَتى، وَلاتَحْجُبْ صَوْتى، وَلا تُخَیِّبْ مَسْئَلَتى،
و رحم کن به تضرّع و زاریم و در پرده (بى توجهى خود) قرار مده آوازم را و نومید مکن درخواستم را
یا غَوْثَ الْمُسْتَغیثینَ، وَاَبْلِغْ اَئِمَّتى سَلامى وَدُعآئى، وَشَفِّعْهُمْ فى جَمیعِ ما سَئَلْتُکَ،
اى فریادرس فریادخواهان و برسان به امامان و پیشوایانم سلام و دعاى مرا و شفیع ساز آنها را براى من در تمام آنچه از تو درخواست کردم
وَاَوْصِلْ هَدِیَّتى اِلَیْهِمْ کَما یَنْبَغى لَهُمْ، وَزِدْهُمْ مِنْ ذلِکَ ما یَنْبَغى لَکَ بِاَضْعاف لا یُحْصیها غَیْرُکَ،
و برسان هدیه مرا به ایشان بدان سان که شایسته مقام آنهاست و بیفزا براى آنها آنچه را تو سزاوار آنى به چندین برابر که شماره اش نتواند جز تو
وَلا حَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ، وَصَلَّى اللهُ عَلى اَطْیَبِ الْمُرْسَلینَ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ.(4)
و جنبش و نیرویى نیست جز به خداى والاى بزرگ و درود خدا بر پاکیزه ترین فرستادگان محمّد و آل پاکش.
زیارت دوم: زیارت کوتاهى است که آن نیز در «کامل الزیارات» از بعضى از ائمّه(علیهم السلام) نقل شده است، به این شرح: هنگامى که به نزد قبر امام رضا(علیه السلام) رفتى بگو:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى، اَلاِْمامِ التَّقِىِّ النَّقِىِّ،
خدایا درود فرست بر على بن موسى الرضا آن امام پسندیده با تقواى پاک
وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَْرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى، اَلصِّدّیقِ الشَّهیدِ،
و حجّت تو بر هر که روى زمین و هر که در زیر زمین است آن راستگوى شهید
صَلاةً کَثیرَةً نامیَةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً، کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِیآئِکَ.(1)
درودى بسیار نمو یافته و پاکیزه و پیوسته و پى در پى و دنبال هم مانند بهترین درودى کـه مى فرستى بر یکى از دوستانت.
زیارت سوم: «شیخ مفید» در «مقنعه» زیارت دیگرى را به شرح زیر نقل کرده است: 
پس از غسل زیارت و پوشیدن پاکیزه ترین لباس هاى خود، نزد قبر آن حضرت مى ایستى و مى گویى:

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَلِىَّ اللهِ وَابْنَ وَلِیِّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللهِ وَابْنَ حُجَّتِهِ،
سلام بر تو اى ولى (و نماینده) خدا و فرزند ولى او سلام بر تو اى حجّت خدا و فرزند حجّت او
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اِمامَ الْهُدى وَالْعُرْوَةَ الْوُثْقى، وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ،
سلام بر تو اى پیشواى هدایت و رشته محکم حق، و رحمت خدا و برکاتش نیز بر تو باد
اَشْهَدُاَنَّکَ مَضَیْتَ عَلى مامَضى عَلَیْهِ آبآؤُکَ الطّاهِرُونَ، صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِمْ،
گواهى دهم که تو به همان راهى رفتى که پدران پاکت بدان راه رفتند درودهاى خدا بر ایشان باد
لَمْ تُؤْثِرْ عَمىً عَلى هُدىً، وَلَمْ تَمِلْ مِنْ حَقٍّ اِلى باطِل،
اختیار نکردى کورى (گمراهى) را بر هدایت و تمایل نگشتى از حق بسوى باطل
وَاَنَّکَ نَصَحْتَ للهِِ وَلِرَسُولِهِ، وَاَدَّیْتَ الاَْمانَةَ، فَجَزاکَ اللهُ عَنِ الاِْسْلامِ وَاَهْلِهِ خَیْرَ الْجَزآءِ،
و تو براستى خیرخواهى کردى براى خدا و پیامبرش و پرداختى امانت را پس خداوند پاداشت دهد از دین اسلام و مسلمانان به بهترین پاداش،
اَتَیْتُکَ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى زآئراً عارِفاً بِحَقِّکَ، مُوالِیاً لاَِوْلِیآئِکَ، مُعادِیاً لاَِعْدآئِکَ، فَاشْفَعْ لى عِنْدَ رَبِّکَ
آمده ام پدرم و مادرم به فدایت به درگاه تو براى زیارت با معرفت به حق تو و دوستدارم دوستانت را و دشمنم با دشمنانت پس شفاعت کن از من در نزد پروردگارت
آنگاه به جانب بالاى سربرگرد و بگو:

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلاىَ یَا بْنَ رَسُولِ اللهِ، وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ،
سلام بر تو اى مولا و سرور من اى فرزند رسول خدا و رحمت خدا و برکاتش بر تو باد
اَشْهَدُ اَنَّکَ الاِْمامُ الْهادى، وَالْوَلِىُّ الْمُرْشِدُ، اَبْرَءُ اِلَى اللهِ مِنْ اَعْدآئِکَ،
گواهى دهم که تویى امام راهنما و سرپرست با رشد و هدایت بیزارى جویم بدرگاه خداوند از دشمنانت
وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللهِ بِوِلایَتِکَ، صَلَّى اللهُ عَلَیْکَ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ.
و تقرّب جویم بدرگاه خدا بوسیله دوستى تو درود خدا و رحمت خدا و برکاتش بر تو باد.
سپس دو رکعت نماز زیارت بجاى آور و اگر مى خواهى نمازهاى دیگرى هم بخوان و به طرف پایین پا برگرد و حاجات خود را از خداوند طلب کن!(1)

 

 

زيارت وداع

«علاّمه مجلسى»(رحمه الله) از «بلدالامین» نقل مى کند که براى وداع با آن حضرت همان سخنى را بگو که امام صادق(علیه السلام) براى وداع با رسول گرامى(صلى الله علیه وآله) بیان داشته است یعنى:

لا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ تَسْلیمى عَلَیْکَ
قرار ندهد خداوند این سلام را آخرین سلام من بر تو
و اگر خواستى بگو: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَلِىَّ اللهِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ،
*****سلام بر تو اى نماینده خدا و رحمت خدا و برکاتش نیز بر تو باد
اَللّـهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَتى اِبْنَ نَبِیِّکَ، وَحُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ،
خدایا قرار مده این بار را آخرین بار زیارت من از فرزند پیامبرت و حجّت تو بر خلقت
وَاجْمَعْنى وَاِیّاهُ فى جَنَّتِکَ، وَاحْشُرْنى مَعَهُ وَفـى حِـزْبِهِ مَـعَ الشُّـهَدآءِ وَالصّالِحینَ، وَحَسُنَ اُولئِکَ رَفیقاً،
و گرد آور من و او را در بهشتت و محشورم کن با او در زمره حزب او با شهیدان و مردان شایسته و آنها نیکو رفیقانى هستند
وَاَسْتَوْدِعُکَ اللهَ وَاَسْتَرْعیکَ، وَاَقْرَءُ عَلَیْکَ السَّلامَ،
و تو را به خدا مى سپارم و رعایتت را نسبت به خود خواهانم و سلام بر تو مى رسانم،
آمَنّا بِاللهِ وَبِالرَّسُولِ، وَبِما جِئْتَ بِهِ وَدَلَلْتَ عَلَیْهِ، فَاکْتُبْنا مَعَ الشّاهِدینَ.(1)
ایمان داریم به خدا و به رسول خدا و بدانچه تو آوردى و بدان راهنمایى کردى پس نام ما را در زمره گواهان ثبت فرما.
یادآورى: در پایان این فصل لازم است سه نکته یادآورى شود:
1ـ مرحوم «علاّمه مجلسى» مى گوید: زیارت حضرت رضا(علیه السلام) در روزهاى مقدّس اسلامى، افضل است، خصوصاً روزهایى که اختصاص به آن حضرت دارد مثل روز ولادت (11 ذى القعده) و روز شهادت آن حضرت (مطابق مشهور آخر ماه صفر) سپس از کتاب «اقبال» مرحوم «سیّد بن طاووس» استحباب زیارت آن حضرت را در روز 23 ذى القعده (طبق روایتى روز شهادت آن حضرت) نیز نقل مى کند و در پایان مى نویسد: استحباب زیارت آن حضرت در ماه رجب گذشت.(2)
مرحوم محدّث قمى روز 25 ذى القعده را نیز به این موارد ضمیمه کرده است.
2ـ مردم نباید اصرار در بوسیدن ضریح مقدس داشته باشند و براى دیگران ایجاد زحمت کنند زیرا بوسیدن ضریح شرط زیارت نیست و با گفتن یک سلام نیز زیارت حاصل مى شود.
3ـ ناگفته پیداست که گذشته از زیارات سه گانه مخصوصه بالا، مى توان از زیارات جامعه مانند زیارت امین الله که گذشت و زیارت جامعه کبیره که از زیارات بسیار مهم است و بعداً خواهد آمد، استفاده کرد.
زیارت هاى دیگرى نیز وجود دارد که در بخش زیارات جامعه مى آید.
در پایان این فصل، شایسته است اشعار جالبى را که مرحوم محدّث قمى از جامى در مدح حضرت رضا(علیه السلام) نقل کرده بیاوریم:
سَلامٌ عَلى آلِ طه وَیس
سَلامٌ عَلى آلِ خَیْرِ النَّبِیّینَ
سلام بر خاندان طه و یاسین
سلام بر خاندان بهترین پیمبران
سَلامٌ عَلى رَوْضَة حَلَّ فیها
اِمامٌ یُباهى بِهِ الْمُلْکُ وَالدّینُ
سلام بر روضه اى که مسکن گرفت در آن
امامى که افتخار کند بدان مُلک و دین
امام بحق شاه مطلق که آمد
حریم درش قبله گاه سلاطین
شه کاخ عرفان، گل شاخ احسان
دُرِ دُرج امکان، مه بُرج تمکین
علىّ بن موسى الرّضا کز خدایش
رضا شد لقب چون رضا بودش آیین

ز فضل و شرف بینى او را جهانى
اگر نبودت تیره چشم جهان بین
پى عطر روبند حُوران جنّت
غبار درش را بگیسوى مشکین
اگر خواهى آرى بکف دامن او
برو دامن از هر چه جز اوست بر چین.

 

حتما بخوانيد

فهرست کامل مفاتیح الجنان

 

 

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.