وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

حکم شرعی سب مؤمن

حکم شرعی سب مؤمن

گفتار دهم: سب مؤمن(۱)

تعریف: سب در جایی است که کسی را به امر قبیحی بنامند که در آن اهانتی وجود دارد، یا او را بدان خطاب کنند یا عمل زشتی را به او نسبت دهند؛ مثل بعضی فحّاشی‌ها که در آنها قصد نسبت دادن عمل زشت به صورت جدّی نیست تا مصداق قذف(۲) باشد، امّا کسی را به عمل یا صفتِ قبیحی منسوب می‌‌کنند؛ مثلاً به کسی نسبت بخل یا خساست می‌‌دهند. یا او را به پستی منتسب کرده و مثلاً “گدازاده” می‌‌نامند، یا او را به نام حیوانی صدا می‌کنند، یا در صورتی‌‌که به نقص جسمانی مبتلا باشد، به شکل زشتی بیان ‌کنند؛ مثلاً را با به نام کور یا چُلاق صدا می‌‌زنند. چنانچه این تعبیرات در عرف، شتم و تحقیر محسوب شود، سبّ و دشنام است. (مکاسب محرمه، ج۲۱۰، ص۱۰)

نسبی بودن امور قبیحه

قبح امری نسبی است؛ یعنی در شرایط مختلف متفاوت است؛ مثلاً در عرف ما گفتن سگ، دشنام بزرگی است. امّا نسبت به کسانی‌‌که سگ را با خودشان به حمام می‌برند و می‌شویند و با آنان هم‌‌خواب و همسفره می‌‌شوند، ممکن است سبّ نباشد. (مکاسب محرمه، ج۲۱۱، ص۲)

حرمت سب و دشنام

سبّ و دشنام مؤمن، خواه شیعه و خواه غیر شیعه، حرام است. اما سبّ کافر در صورتی‌‌که ظلم به او باشد، حرام است و اگر ظلم محسوب نشود، مکروه است. مگر در ‌‌جایی‌‌که لازم باشد کفار را هجو کنند. (مکاسب محرمه، ج۲۱۲، ص۷ و ج۲۱۳، ص۳)

موارد استثناء از حکم حرمت
۱. بدعت‌‌گزار(۳)؛ چه بدعت‌‌گزار در اصول باشد و چه در فروع:
الف) در صورتی‌‌که دشنام به این افراد، سبب منزوی شدن آنها شود، به‌‌گونه‌‌ای‌‌که نتوانند در ایمان مؤمنان اثر بگذارند، دشنام و سبّ آنها واجب است.
ب) اگر در جایی سبّ این افراد اثر عکس ‌گذارد، این سب حرام است؛ مانند اینکه به بدعت‌‌گزاری دشنام دهند و او در مقابل، منشِ مظلومانه به خود بگیرد و باعث شود عده‌‌ای بگویند که این دشنام از بی منطقی است. (مکاسب محرمه، ج۲۱۵، ص۲)

۲. دشنامی‌‌که مسبوب(۴) به عنوان جواب و از باب تقاص به سابّ(۵) می‌‌دهد؛ به شرطی‌‌که همان دشنام یا مثل آن دشنام داده شود، نه بیشتر یا غلیظ‌‌تر. (مکاسب محرمه، ج۲۱۶، ص۷)

۳. اهانت و دشنام دادن متجاهر به فسق، در همان فسقی که به آن تجاهر می‌کند؛ به شرطی‌‌که به قصد نهی از منکر باشد؛ یعنی دشنام می‌دهد تا به این وسیله او را از آن منکر باز دارد. (مکاسب محرمه، ج۲۱۴، ص۶)

نکته
در حرمت دشنام، حضور مخاطب شرط است؛ چه مخاطب همان فرد مسبوب باشد و چه غیر او. بنابراین اگر انسان در خلوت که مخاطبی ندارد، دشنامی به دیگری بدهد، حرام نیست. (مکاسب محرمه، ج۲۱۶، ص۷)

حرمت معامله

امروزه یکی از کارهای اساسی در جنگ‌‌های روانی دنیا، اکتساب به سبّ است؛ مثلاً روزنامه‌نگاری را برای فحاشی به جناحی اجیر می‌کنند یا به شاعری پول می‌دهند که دیگری را هجو کند. از آنجا که سب مومن حرام است، معامله‌‌ای هم که بر این اساس است نیز حرام و باطل است. (مکاسب محرمه، ج۲۱۰، ص۳)

[۱]. دشنام دادن به مؤمن
. [۲] قذف یعنی نسبت حرام به کسی دادن؛ مانند نسبت زنا.
[۳]. بدعت به این معناست که چیزی‌‌که مسلماً از دین است، نفی کند، یا چیزی‌‌که از دین نیست، وارد دین کند و فرقی نمی‌‌کند که این بدعت، در فروع باشد یا در اصول. همچنین فرقی نمی‌‌کند در اصول اساسی باشد یا در اصولی که اعتقاد به آن ملاک کفر و ایمان نیست؛ مثل بسیاری از مبانی اعتقادی که جزو اصول دین یا مذهب به حساب نمی‌آیند. لکن جزو اعتقاداتند. (مکاسب محرمه، ج۲۱۵، ص۲)
[۴]. دشنام داده شده
[۵]. دشنام دهنده

 

منبع: سایت هدانا برگرفته از استفتائات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.