وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

حدیث ولایت چیست +منابع اهل سنت

از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نقل شده است:
إن عليا مني و أنا منه و ولي كل مؤمن. علي از من است و من هم از او هستم و او ولي تمام مؤمنين است.
آقاي حاكم نيشابوري از بزرگان اهل سنت ذیل حدیث مي‌گويد: اين حديث صحيح است.

0

حدیث ولایت چیست

ما يك آيه ولايت داريم:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ

سوره مائده/آيه55

كه قبلاً بحث كرده‌ايم و بعضي از قسمت‌هايش از شبكه جهاني ولايت پخش شده است.

حديث داريم به نام حديث ولايت كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در مكان‌هاي مختلف و به مناسبت‌هاي مختلف فرمودند: «علي بن أبي طالب (عليه السلام) ولي مؤمنين، بعد از من است».

اولين جايي كه ما اين حديث را مي‌بينيم، در المستدرك علي الصحيحين حاكم نيشابوري، جلد 3، صفحه 111 است كه از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي‌كند:

إن عليا مني و أنا منه و ولي كل مؤمن.

علي از من است و من هم از او هستم و او ولي تمام مؤمنين است.

آقاي حاكم نيشابوري مي‌گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط مسلم و لم يخرجاه.

اين حديث صحيح است بنابر شرط صحيح مسلم، ولي او اين حديث را نياورده است.

آقاي ذهبي در ذيل المستدرك علي الصحيحين مي‌گويد: «روايت صحيح است».

آقايان أهل سنت يك مبنايي را دارند كه اگر يك روايتي را آقاي حاكم نيشابوري و ذهبي تصحيح كردند، به منزله ورود آن روايت در صحيح بخاري وصحيح مسلم است.

جناب آقاي ألباني كه از او به بخاري دوران و امام الحديث تعبير مي‌كنند، در كتاب السلسلة الأحاديث الصحيحة، جلد 5، صفحه 222 مي‌گويد: «اين روايت صحيح است».

آقاي ترمذي كه از بزرگان أهل سنت و صاحب كتاب صحيح كه يكي از صحاح سته است، مي‌گويد: «هذا حديث حسن».

سنن الترمذي، ج5، ص632

همين روايت را آقاي إبن عبد البر در الإستيعاب، جلد 3، صفحه 1091 نقل مي‌كند. آقاي احمد بن حنبل در مسند، جلد 4، صفحه 438 نقل مي‌كند. هم‌چنين نقل مي‌كند كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

أنت وليي في كل مؤمن بعدي.

تو بعد از من، ولي تمام مؤمنين هستي.

مسند احمد، ج1، ص331 ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص134 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص120 ـ خصائص أمير المؤمنين للنسائي، ص64 ـ مسند أبي داود الطيالسي، ص360 ـ كتاب السنة لعمرو بن أبي عاصم، ص552 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج12، ص78 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص102 و 199 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص381

آقاي‌ احمد بن حنبل نقل مي‌كند از بُريْده كه بعد از شكايت سپاه يمن، از أمير المؤمنين (عليه السلام) گلايه كرد و حضرت فرمود:

لا تقع في علي، فإنه مني و أنا منه و هو وليكم بعدي.

نسبت به علي اعتراض نكنيد، او از من است و من از او هستم و او ولي شما مؤمنين، بعد از من است.

مسند احمد، ج5، ص356

عزيزان نسبت به اين روايات چه مي‌خواهند بگويند؟!

در المعجم الكبير طبراني، جلد 22، صفحه 135 اين تعبير آمده است:

و هو أولي الناس بكم بعدي.

علي بعد از من، أولي از همه بر شماست.

مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص109 ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج4، ص471 ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج5، ص425، ح5484 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج11، ص612، ح32961

من گمان مي‌كنم اگر هيچ روايتي نداشته باشيم جز اين روايت، كافي است و حجت بر همگان تمام مي‌شود.

خداوند در رابطه با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، بالاترين مقامي كه بيان مي‌كند، اين است:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ

سوره أحزاب/آيه6

يعني ولايت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بر همه مؤمنين از خود مؤمنين بالاتر است. در اينجا هم آقا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي‌فرمايد:

بعد از من، ولايت علي بن أبي طالب (عليه السلام) بر همه شما، از خود شما بالاتر است.

ما متأسفانه از حديث غدير فقط اين تعبير را نقل مي‌كنيم و شنيده‌ايم كه آقا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

من كنت مولاه، فعلي مولاه

حال آن‌كه در منابع معتبر أهل سنت با سندهاي كاملاً صحيح و غير قابل خدشه، عبارت‌هاي مختلفي را نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در غدير مطرح كرده‌اند؛ به طوري‌كه عذر را بر همگان بستند. به تعبير حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) كه فرمود:

هل ترك أبي لأحد يو غدير خم عذرا؟

آيا پدرم در روز غدير خم، براي كسي جاي عذري باقي گذاشت؟

در همان حديث غدير اين تعبير آمده است:

ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم؟ قالوا: نعم، قال: فمن كنت وليه، فهذا وليه.

آيا ولايت من از تمام مؤمنين بر خودشان قوي‌تر نيست؟ گفتند: بله. حضرت فرمود: هر كس من ولي أمر او هستم، علي هم ولي أمر اوست.

كتاب السنة لعمرو بن أبي عاصم، ص592، ح1367 ـ مسند البزار، ج4، ص41، ح1203

آقايان أهل سنت بر اين عقيده هستند كه تمام روايات كتاب السنة عمرو بن أبي عاصم صحيح است. آيا اين جاي عذر باقي مي‌گذارد؟ آيا حجت تمام نيست؟

هم‌چنين آقاي احمد بن حنبل در حديث غدير نقل مي‌كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

من كنت وليه، فعلي وليه.

هر كس كه من ولي أمر او هستم، پس علي هم ولي أمر اوست.

مسند احمد، ج5، ص350 ـ فضائل الصحابة للنسائي، ص14 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص108 ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج7، ص494 ـ كتاب السنة لعمرو بن أبي عاصم، ص630 ـ السنن الكبري للنسائي، ج5، ص45 ـ خصائص أمير المؤمنين للنسائي، ص94 ـ صحيح إبن حبان، ج15، ص375، ح6530 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج5، ص166 ـ الجامع الصغير للسيوطي، ج2، ص642 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج11، ص602 ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج2، ص362 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص187 ـ انساب الأشراف للبلاذري، ص106 ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج3، ص629 ـ فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل، ج2، ص563

سوال: نسبت به لفظ مولا توجيهاتي را دارند. اما با توجه به اين رواياتي كه خوانديد و لفظ ولي در آنها بود، آيا نسبت به لفظ ولي هم توجيهاتي را دارند يا خير؟

پاسخ:

سؤال‌تان خيلي زيبا بود و از بينندگان عزيز تقاضا دارم كه دقت داشته باشند.

نسبت به مولا مي‌گويند كه به معناي ناصر و دوست است، ولي در رابطه با كلمه ولي، بنده نديده‌ام كه آقايان أهل سنت توجيهي داشته باشند؛ چون كلمه ولي را استعمال مي‌كنند بر ولايت أمر.

اينها در رابطه با مولا مي‌گويند كه 70 معني دارد و از كجا معلوم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وقتي فرمود: «من كنت مولاه، فعلي مولاه»، منظور از مولا به معناي ولايت أمر باشد؟

ولي در كلمه ولي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي‌فرمايد: «من كنت وليه، فعلي وليه»، من گمان نمي‌كنم كسي بتواند اعتراض بكند و كلمه ولي كاملاً صراحت دارد بر ولايت أمر آقا أمير المؤمنين (عليه السلام). چون خود خلفاء هم همين واژه را استعمال كرده‌اند در خلافت و ولايت خودشان.

آقاي أبو بكر مي‌گويد:

و قد وليت أمركم و لست بخيركم.

من ولي أمر شما قرار گرفتم، با اين‌كه بهترين شما نيستم.

[يا: قد وليت عليكم و لست بخيركم]

الطبقات الكبرى لمحمد بن سعد، ج3، ص182 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج30، ص301 ـ تخريج الأحاديث و الآثار للزيلعي، ج2، ص406 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج5، ص607 ـ المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج11، ص336 ـ المعيار و الموازنة لأبو جعفر الإسكافي، ص39 ـ تأويل مختلف الحديث لإبن قتيبة، ص109 ـ الكشاف عن حقائق التنزيل و عيون الأقاويل للزمخشري، ج4، ص309 ـ تفسير الرازي، ج23، ص117 ـ تفسير القرطبي، ج3، ص262 ـ تفسير البحر المحيط لأبي حيان الأندلسي، ج6، ص387 ـ الثقات لإبن حبان، ج2، ص157 ـ تاريخ اليعقوبي، ج2، ص127 ـ تاريخ الطبري، ج2، ص450 ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج2، ص332 ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج14، ص292 ـ السيرة النبوية لإبن هشام الحميري، ج4، ص1075 ـ السيرة الحلبية للحلبي، ج3، ص483

آقاي إبن كثير دمشقي سلفي مي‌گويد:

هذا اسناد صحيح.

سند اين روايت صحيح است.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج5، ص269

آقاي أبو بكر وقتي مي‌خواهد آقاي عمر را به عنوان خليفه معين كند، مي‌گويد:

قد وليت عليكم عمر.

عمر را ولي شما قرار دادم.

تاريخ الطبري، ج3، ص429 ـ سيره عمر بن الخطاب لإبن الجوزي، ص37 ـ تاريخ إبن خلدون، ج2، ص85

از كلمه ولي استفاده مي‌كند.

خود عمر هم در آخرين لحظات مي‌گويد:

لو أدركت سالم مولي أبي حذيفة لوليته و إستخلفته.

اگر سالم غلام أبو حذيفة زنده بود، او را ولي شما و خليفه شما قرار مي‌دادم.

تاريخ إبن خلدون، ج1، ص194 ـ تفسير البحر المحيط لأبي حيان الأندلسي، ج4، ص314 ـ تاريخ طبري، ج3، ص292 ـ الطبقات الكبرى لمحمد بن سعد، ج3، ص181 ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج2، ص161 ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج2، ص246

در اينجا هم كلمه ولي در خلافت استعمال شده است. جالب اين است كه جناب خليفه دوم، كلمه إستخلفته را عطف به وليته مي‌كند.

عمر در جاي ديگري مي‌گويد:

لو أدركت أبا عبيده بن الجراح لوليته.

اگر أبو عبيده جراج زنده بود، او را ولي قرار مي‌دادم.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج16، ص241 ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج1، ص372 ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج3، ص886 ـ الإمامة و السياسة لإبن قتيبه دينوري، تحقيق الزيني، ج1، ص28

در جاي ديگري مي‌گويد:

لو أدركت معاذ بن جبل ثم وليته.

اگر معاذ بن جبل زنده بود، او را ولي قرار مي‌دادم.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج25، ص462 ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج3، ص887 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج5، ص738 ـ الآحاد و المثاني للضحاك، ج3، ص418

در جاي ديگري مي‌گويد:

لو أدركت خالد بن الوليد لوليته.

اگر خالد بن وليد زنده بود، او را ولي قرار مي‌دادم.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج16، ص241 ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج1، ص372 ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج3، ص887 ـ الإمامة و السياسة لإبن قتيبه دينوري، تحقيق الزيني، ج1، ص28 ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج3، ص572 ـ الآحاد و المثاني للضحاك، ج2، ص26 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج5، ص739

پس اين‌كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حق حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

علي وليكم بعدي، من كنت وليه، فعلي وليه.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج5، ص350 ـ فضائل الصحابة للنسائي، ص14 ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج2، ص130 ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج9، ص107 ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج7، ص494 ـ السنن الكبرى للنسائي، ج5، ص45 ـ خصائص أمير المؤمنين (ع) للنسائي، ص93 ـ صحيح إبن حبان، ج15، ص375 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج5، ص166 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج13، ص104 ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج2، ص362 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص187 ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج1، ص308 ـ أنساب الأشراف للبلاذري، ص106 ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج3، ص629 ـ العثمانية للجاحظ، ص144 ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص154

مطلب تمام است و هيچ عذري در اين زمينه پذيرفته نيست.

منبع: سایت هدانا برگرفته از سخنرانی آیت الله قزوینی،17 / 05 / 1389

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.