وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آیا اسلام صرفا از قدرت نظامی برای فتوحات استفاده کرده است؟

آیا اسلام صرفا از قدرت نظامی برای فتوحات استفاده کرده است؟

شبهه :  پيامبر اسلام(ص) چرا با منطق وارد ايران نشد و متأسفانه ما را متهم مى كنند كه شما مسلمانان با زور و شمشير وارد اين كشور شديد و دين خود را به زور به آنها تحميل كرديد و در صورت نپذيرفتن از آنها پول دريافت مى كردى. لطفا نظر خود را در اين باره بيان فرماييد.

مقدمه اول:

اصولا اسلام فقط در سه مورد توسل به قدرت نظامى را مجاز شمرده است كه عبارتند از:

۱ محو آثار شرك و بت پرستى.

زيرا از نظر اسلام بت پرستى يك دين و آئين نيست بلكه يك انحراف، بيمارى و خرافه است و هرگز نبايد اجازه داد جمعى در يك مسير صد در صد غلط پيش روند و به سقوط كشانده شوند. لذا اسلام بت پرستان را ابتدا با تبليغ به سوى توحيد دعوت كرد و آنجا كه مقاومت كردند، متوسل به زور شد، بت‏خانه ‏ها را درهم كوبيد و از هر گونه تظاهرى به نام بت و بت پرستى جلوگيرى كرد تا اين بيمارى روحى و فكرى به كلى ريشه كن گردد.

۲ جهاد دفاعى.

اسلام به مسلمانان دستور داده در برابر كسانى كه نقشه نابودى و حمله به مسلمانان را مى كشند متوسل به قدرت نظامى گردد.

۳ براى كسب آزادى در تبليغ.

زيرا هر آيينى حق دارد به طور آزاد و به صورت منطقى خود را معرفى كند. و اگر كسانى مانع از اين كار شوند مى توان با توسل به زور اين حق را به دست آورد.

مقدمه دوم:

ما تاييد كننده جنگ‏هاى به راه افتاده توسط خلفاى اهل سنت نيستيم اما بايد بگوييم قسمتى از اين جنگ‏ها جنبه كشور گشايى و اجبار افراد به آئين اسلام را نداشته بلكه براى واژگون كردن حكومت‏هاى ظالمانه و نظام‏هاى غلط و اجازه يافتن مردم براى مطالعه آزاد درباره مذهب و شيوه‏هاى زندگى اجتماعى بوده است.

شاهد گوياى اين مطلب اين است كه در تاريخ اسلام در موارد متعددى ديده مى‏شود كه:

– مسلمانان هنگامى كه شهرهايى را فتح مى‏كردند به پيروان مذاهب ديگر نيز، همانند مسلمانان آزادى مى‏دادند. در كتاب تمدن اسلام و عرب كه نويسنده آن نيز خود، يك مسيحى است اين گونه آمده است: «رفتار مسلمانان با جمعيت‏هاى ديگر به قدرى ملايم بود كه رؤساى مذهبى آنان اجازه داشتند براى خود مجالس مذهبى تشكيل دهند.» [[۱ همچنين نقل شده: جمعيتى از مسيحيان كه براى گزارش ها و تحقيقاتى خدمت پيامبر رسيده بودند، مراسم نيايش مذهبى خود را آزادانه در مسجد پيامبر در مدينه انجام دادند. [

[۲- و به عنوان نمونه‏اى ديگر: در نبرد قادسيه كه بين ايرانيان به فرماندهى «رستم فرخ زاد» و اعراب مسلمان به فرماندهى سعد بن ابى وقاص بوقوع پيوست، پيش از شروع نبرد اعراب مسلمانان به منظور جلوگيرى از ايجاد جنگ به ايرانيان پيشنهاد يكى از سه امر زير را كردند كه خود نشانه‏ى اين است كه آنان به دنبال آزادى در تبليغ دين خود بودند: ۱- از روى اختيار دين اسلام را بپذيرند. ۲- ضمن صلح با مسلمانان به آنان جزيه پرداخت كنند. ۳- در صورت نپذيرفتن دو مورد قبل تن به جنگ بدهند.

پاسخ به سوال:

در پاسخ به اين بخش از سوال شما كه گفته ايد: «برخى مى‏گويند اسلام با زور شمشير دين خود را به ايرانيان تحميل كرد» توجه شما را به اين فرازهاى تاريخى جلب مى‏نمايم:

به طور كلى فتوحات اوليه مسلمين در داخل ايران تقريبا از دو گونه خارج نبود: فتح به جنگ يا فتح به صلح.

۱- فتح به جنگ.

اولين نقاطى كه اعراب به آن جا حمله بردند منطقه «سواد» (يا همان محدوده عراق امروزى) بود. در اين منطقه كه محل وقوع جنگ‏هاى مهمى است، اغلبِ فتوحات به جنگ انجام گرفت. زيرا دولت و حكومت ساسانى از حيثيت و موجوديت خود دفاع مى‏كرد و طبيعى است كه بايد براى رهايى از چنگال سقوط و اضمخلال بيشترين امكانات و تواناييهاى خود را به كار مى‏گرفت.

۲- فتح به صلح.

پس از تصرف عراق و بين النهرين نيروهاى بومى مناطق مفتوحه نيز به كمك لشكريان مسلمان آمده در فتح ساير مناطق، با آنان به همكارى مى‏پرداختند. مسلمانان هر چه بيشتر در فلات ايران پيش مى رفتند پيشروى با صلح نيز بيشتر مى شد مگر در سرزمين فارس.

فارس: در سرزمين فارس فتح به جنگ بيشتر بود. زيرا اين منطقه پايگاه اعتقادى و خاستگاه نژادى ساسانيان بود و نفوذ آيين زرتشت در آنجا ريشه‏هاى استوارترى داشت.

خراسان: در خراسان نيز اغلب فتوحات صلح آميز بود. زيرا ديگر اميدى به بقاى حكومت ساسانى وجود نداشت.

نهاوند: بلاذرى مى‏نويسد: «پارسيان از شهر بيرون شده پيكار مى‏كردند و مسلمانان ايشان را هزيمت مى‏داند. اما سرانجام با مسلمانان از سر صلح بر آمده و در قبال پرداخت خراج (منظور همان ماليات است) و جزيه، اعراب مردم نهاوند را بر اموال، بناها و منازلشان باقى گذارده متعرض آنان نشدند». 

دينور: مردم دينور پس از يكروز جنگ به مصالحه پرداختند وضمن قبول پرداخت خراج و جزيه، بر جان و مال و فرزندان خويش، امان خواستند كه فرمانده سپاه مسلمانان شرط آنان را پذيرفت.

شهرهاى ماسپذان، شيروان و صميره: اين شهرها نيز به اين شرط كه فرمانده عرب خون هيچ يك از ايشان را نريزد يا آنان را به اسيرى نگيرد و زر و سيم مردم را نستاند با مسلمانان صلح كردند. 

همدان: اين شهر تبديل به گريزگاه سپاهيان ايرانى‏اى شده بود كه در نهاند شكست خورده و فرارى شده بودند لذا دست به مقاومت زدند اما شكست خورده و مسلمانان همان شرايط نهاوند را بر آنان اعمال كردند (مسلمانان خراج بگيرند و كارى به اموال و منازل آنان نداشته باشند).

اصفهان: تنها مقاومت در محدوده اصفهان در منطقه «جى» صورت پذيرفت كه مورخين در مورد آن مى‏نويسند: مسلمانان پس از نبردى كوچك جى را كه از توابع اصفهان بود مشروط بر آن كه اهل آن خراج و جزيه بپردازند، به صلح فتح كردند و در عوض مردمان را بر جان و مال‏شان امان دادند. و به همين طريق بر ساير نقاط اصفهان چيره شدند. و به همين ترتيب ساير شهرهاى ايران…

نكته ديگرى كه بايد به آن توجه داشت نحوه برخورد طبقات مختلف جامعه با اسلام است.جامعه ايرانى در رويارويى با اسلام و اعرابانگيزه و نحوه برخورد هر يك از اقشار اجتماعى ايران با اعراب و اسلام تقريبا متفاوت از ديگرى بوده است كه به برخى از آن‏ها اشاره مى‏كنيم:

 دربار سلطنتى و  اشراف.

يزدگرد سوم، پادشاه ساسانى و خاندان سلطنتى از همان ابتدا با خشونت وتنفر هرچه بيشتر به درخواست مسلمانان مبنى بر قبول اسلام جواب منفى دادند و با هر شكست يك گام به عقب مى‏نشستند و در انتظار پيروزى بر حريفان خود بودند.  شاهزادگان ساسانى حتى سالها پس از سقوط اين سلسله هنوز هواى سلطنت از دست رفته را در سر داشتند مثلا خسرو، از نوادگان يزدگرد در سال ۱۱۰ ق درحمله تركان به ماوراء النهر، از جمله مهاجمان بود. 

 امراى سپاه ساسانى.

اسپهبدان، امرا و افراد برجسته ارتش ساسانى و نيز اشراف نزديك به دربار سلطنتى، عموما در مقابل سپاه مسلمين ايستادگى مى‏كردند، زيرا موجوديت آن‏ها به حكومت ساسانى وابسته بود و راه ديگرى برايشان متصور نبود.

حكام، امراى محلى و دهقانان.

اين گروه نيز خود دو دسته مى‏شدند: ۱- حاكمان مناطق غربى ۲- حاكمان مناطق شرقى.

در مناطق غربى برخى از اين حكام به تنهايى يا در كنار امراى نظامى به روياروى با سپاه اسلام پرداختند اما در نهايت به علت فقدان حكومت مركزى و اينكه اتكاى آنان در گذران زندگى‏شان بر درآمدهاى ارضى استوار بود به سازش با مسلمانان روى آوردند.

اما در نواحى شرقى ايران همچون خراسان، حكام و اشراف محلى بويژه دهقانان (در اين برهه زمانى مراد از دهقان، كسانى است كه: عهده‏دار جمع آورى ماليات بودند) به دليل عدم انگيزه مقاومت و نيز حفظ جايگاه اجتماعى و امتيازهاى شخصى و نيازشان به مسلمانان، براى متوقف ساختن حملات اقوام ترك، به سرعت راه مسالمت با مسلمانان را در پيش گرفتند و حتى براى تسلم مناطق تحت نفوذ خود به ايشان پيشقدم شدند، مثلا مرزبان طوس در سال ۲۹ ق به والى بصره و كوفه نامه نوشت و آن دو را به خراسان فراخواند. [۴

 كشاورزان و رعايا

ريچارد بولت در مورد اين دسته مى‏نويسد: در ميان بخشهاى مختلف اجتماعى ايرانى، دو گروه بيش از همه تمايل به گرايش به اسلام داشتند، اسيران جنگى و افرادى كه از طبقات پائين جامعه بودند مانند رعايايى كه در اراضى كشاورزى به كار مشغول بودند. [

بررسى مفاد اولين عهد نامه هاى صلح ميان فاتحين مسلمان و بزرگان محلى ايران حاكى از عدم اعمال سياست اجبار و زور در دعوت و جذب ملل شكست خورده در امر پذيرش دين اسلام از سوى اعراب مسلمان است. اينكه بسيارى از كارگزاران نظام پيشين، بدون تغيير آيين خود، به خدمت نظام جديد درآمدند، اين حقيقت را روشن مى‏سازد كه مسلمين اصرارى بر پذيرش اسلام از سوى شكست خوردگان نداشته اند حتى در اين راستا هيچ كوشش آگاهانه‏اى از سوى لشكريان مسلمان مشاهده نمى‏شود.

از سوى ديگر با آن كه اسلام خود، داعيه جهان شمولى داشت اما روشن است كه بايد ميان فتوحات‏ اعراب و گسترش اسلام از نظر كيفى و هم كمى تفاوت نهاد. به عبارت ديگر گرچه در مجموع، فتح اسلامى بوسيله جنگ حاصل شد اما نشر اسلام در بين كشورهاى فتح شده به زور جنگ نبود. [

برخى از محققين نيز بر عدم اعمال زور و فشار از سوى مسلمين در جهت تغيير دين ملل فتح شده از جمله ايران تاكيد ورزيده‏اند. [

 اما اينكه چرا مسلمانان از آنان پول (جزيه) مى‏گرفتند: حكومت اسلامى در مقابل خدماتى كه به شهروندان مسلمان ارائه مى‏كرد از آنان ماليات دريافت مى‏كرد اين ماليات در مورد شهروندان غير مسلمانى كه در كشورهاى اسلامى حضور داشتند به نام جزيه معروف بود. خدماتى همچون استقرار نيروهاى امنيتى براى تامين امنيت جانى، مالى، ناموسى. نصب قضات براى رسيدگى به دعاوى و…. كه پرداخت حقوق آن‏ها از راه دريافت ماليات از مسلمانان و جزيه از كافران ميسر و مقدور مى‏گشت.

نكته پايانى اينكه:

آن‏هايى كه خود مدعى بحث، گفتگو و منطق هستند بيشترين فجايع بشرى را آفريده ‏اند. اگر قرار بود كارها با عقل و منطق پيش بورد چرا همكنون كه در عصر خرد، دانش، تكنولژى و فضا هستيم برخى كشورها وحشيانه ترين اعمال را براى تصرف و نابود سازى ساير كشورها انجام مى‏دهند فجايعى همچون: حمله به عراق و افغانستان، بوسنى و هرزگوين، چچن، لبنان و فلسطين و….

[[۱. آيت الله مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج ۲، ص

۲۰۶ [[۲. پيشين.

[[۳. بلاذرى، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش آذرنوش، تهران، سروش، ۱۳۶۴ ش، چاپ دوم، ص ۳۰۳ طبرى، تاريخ الامم و الملوك، (ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، اساطير، ۱۳۶۴ ش، ج ۲، ص

۳۷۸ [[۴. بلاذرى، فتوح البلدان، ص

۳۰۴ [[۵. حسين مفتخرى و حسين زمانى، تاريخ ايران از ورود مسلمانان تا پايان طاهريان، تهران، سمت، ۱۳۸۱، ص ۲۹ و

۳۰ [[۶. يعقوبى، تاريخ يعقوبى، ترجمه محمد ابراهيم آيتى، تهران، عليم و فرهنگى، ۱۳۶۲ ش، ج ۲، ص ۴۳ فتوح البلدان، ص

۲۵۸ [[۷. طبرى، تاريخ الامم و الملوك، ج ۴، ص

۳۳ [[۸. يعقوبى، البلدان، ترجمه آيتى، تهرن، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ۱۳۵۶ ش، چاپ سوم، ص ۳۳۰ يعقوبى، تاريخ يعقوبى، ج ۲، ص

۱۶۷ [[۹. گروش به اسلام در قرون ميانه، ص

۴۴ [[۱۰. كارنامه اسلام، ص ۱۱ تاريخ گسترش اسلام، صفحات مختلف.

[[۱۱. برتولد اشپولر، تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى، ترجمه جواد فلاطورى، تهران، علمى وفرهنگى، ۱۳۶۴ ش، چاپ دوم، ج ۱، ص ۲۴۰ تاريخ گسترش اسلام، ص. ۱۵۲

پرسمان/

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.