وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آيا كسى كه عارف مى شود همه علوم را درك مى كند؟

آيا كسى كه عارف مى شود همه علوم را درك مى كند؟

در پاسخ سوال يادشده بايد به اختصار طرح كنيم كه اولا نمى توان گفت كه اگر كسى عارف شد همه علوم را درك كند يا دارنده همه علوم است ثانيا عرفان اگر حقيقى و مبتنى بر شريعت گروى و انجام اوامر و نواهى الهى باشد كه تقوى، تزكيه نفس و عدالت فكرى، روحى- اخلاقى و علمى- رفتارى بن مايه سيرو سلوك عرفانى است، ثمرات سلوكى و ره آورد معرفتى فراوانى ذكر كردند كه از جمله آنها چند چيز است: ۱ علم الهى، علم افاضى و عنايى حضرت حق چنانكه فرمود: «وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللّهُ» (بقره/ ۲۸۲) يا فرمود: «فَوَجَدا عَبْدًا مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَهً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْمًا» (كهف/ ۶۵) يا معرفت شهودى درحوزه شنيدارى و ديدارى: «إِنَّ فى ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيدٌ» (ق/ ۳۷) ۲ بصيرت و روشن بينى درونى يا تحصيل «فرقان» كه جداسازى حق از باطل است و به بيانى ديگر از «بينش الهى» برخوردارى شود، لذا فرمود: «إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانًا» (انفال/ ۲۹) ۳ آرامش دل و طمأنينه درون: «الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللّهِ أَلا بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/ ۲۸) زيرا عارف دل متذكر به ذكر الهى داشته است. ۴ خشيت قلبى در برابر پروردگار متعال: «إِنَّما يَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَمؤُا» (فاطر/ ۲۸) ۵ بهره مندى از هدايت خاصه و معيشت خاصه الهيه: «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنينَ» (عنكبوت/ ۶۹) و….

اما معناى داراشدن علم لدنى و معرفت شهودى و فرقان قلبى داشتن همه علوم نيست زيرا «عرفان» مبتنى بر درجه فكر و عمل عارف و سالك است و راه هايى علمى حصولى غير از اينكه مرهون تقواى درون و نزاهت روح است بايد از مسير و مجراى خودش نيز باشد زيرا كسى كه بايد «رياضيدان» بشود بايد تحصيل علوم رياضى در همه مراحل نمايد و اگر چنين كرد، عرفان نيز به او در يادگيرى، بصيرت علمى، توليد علم و نظريه پردازى رشته رياضى كمك مى كند، همچچنين علوم فيزيك، جامعه شناسى، فلسفه، فقه و ديگر علوم پس همان طور كه در مسير عارف شدن راه به روى همگان باز است و باسواد و بى سواد مى تواند به رگه هايى و مراتبى از عرفان راه يابند، اما هرگز عرفان يك عامى مهذب مثل كربلايى كاظم و… با عرفان اساطين حكمت، فقاهت، عرفان علمى و عملى و… برابر نيستند بلكه هر كس به مقدار سعى و تلاش و ظرفيتش از عرفان و بركات و درجاتش بهره ور خواهد شد همين طور اگر كسى عارف شد به لزوم منطقى صاحب همه دانش ها و علوم نخواهد شد نتيجه آنكه: ۱ علم و معرفت در تحصيل «عرفان حقيقى» كه سرمايه اصلى و سلوكى اش تهذيب نفس، تزكيه روح و زاد و توشه مسافر الى الله و صائر به سوى حق سبحانه نيز «تقوى» با همه مراتب و درجاتش است، بسيار تأثيرگذار است. ۲ عرفان عملى نيز در بصيرت زايى و معرفت يابى تأثير عميقى دارد. ۳ عارف ممكن است جامع علوم باشد و ممكن است، نباشد اما اينكه همه علوم متعارف را مثلا رياضى، نجوم، فلسفه، روانشناسى، جامعه شناسى، زيست شناسى و… را به صورت تخصصى بداند براى عارف غيرمعصوم در عصر حاضر ممكن نيست، پس چنين نيست كه عارف لزوما همه علوم را بداند.

۴ راه عرفان به روى عامى و عالم باز است لكن هر كسى به مقدار فكر و معرفت و فعل و معنويتش از عرفان بهره مند خواهد شد. ۵ اگر چه عرفان مايه تلطيف روح، روشن ضميرى و درك بيان از حقايق معنوى خواهد شد اما اين به اين معناست كه عارف تنها از طريق سيرو سلوك عملى و طى مقامات معنوى در خلوتگه ها و خلسه هاى روحى اش تخصص در همه علوم پيدا كند بلكه راه تحصيل علوم تخصصى كه برخى از آنها را ياد كرديم، راه طبيعى خودش يعنى تحصيل، تحقيق، استاد ديدن و… خواهد بود و….

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.