مصرف زکاتReviewed by مهدي يوسف وند on Aug 24Rating: 5.0

مصرف زکات

مصرف زکات

1- در نوشتار قبل « احکام و شرایط پرداخت زکات» مطرح شد از اینجا کلیک کنید و در تکمیل نوشتار حاضر مطالعه نمایید.

2- برای مطالعه از شرایط زکات گیرنده از اینجا کلیک کنید و مطالعه نمایید.

رساله توضیح المسائل تقلید

[موارد مصرف زکات ]

مسأله 1925 انسان می‌تواند زکات را در هشت مورد مصرف کند (1):

اوّل: فقیر و آن کسی است که مخارج سال خود و عیالاتش را (2) ندارد (3) و کسی که صنعت یا ملک یا سرمایه‌ای دارد که می‌تواند مخارج سال خود را بگذراند (4) فقیر نیست.

دوم: مسکین و آن کسی است که از فقیر سخت‌تر می‌گذراند (5)

سوم: کسی که از طرف امام علیه السلام یا نایب امام مأمور است که زکات را جمع و نگهداری نماید و به حساب آن رسیدگی کند و آن را به امام علیه السلام یا نایب امام یا فقرا برساند (6)

چهارم: کافرهایی که اگر زکات به آنان بدهد به دین اسلام مایل می‌شوند، یا در جنگ (7) به مسلمانان کمک می‌کنند (8)

پنجم: خریداری بنده‌ها و آزاد کردن آنان (9).

ششم: بدهکاری که نمی‌تواند قرض خود را بدهد (10)

هفتم: سبیل اللّه، یعنی کاری که مانند ساختن مسجد (11) منفعت عمومی دینی دارد، یا مثل ساختن پل و اصلاح راه که نفعش به عموم مسلمانان می‌رسد و آنچه برای اسلام (12) نفع داشته باشد به هر نحو که باشد (13)

هشتم: إبن السبیل، یعنی مسافری که در سفر درمانده شده (14) و احکام اینها در مسائل آینده گفته خواهد شد.

(1) (مکارم): زکات را در یکی از هشت مورد زیر باید صرف کرد..

(سیستانی): زکات در هشت مورد صرف می‌شود..

(زنجانی): انسان باید زکات را در یکی از هشت مورد زیر مصرف کند..

(2) (بهجت): خود و افراد تحت تکفّلش را.. (3) (زنجانی): البتّه لازم نیست که مخارج عیالاتی را که متناسب شؤون وی نیست دارا باشد.. (4) (گلپایگانی)، (صافی)، (زنجانی): مخارج سال خود را از منافع آن بگذراند..

(فاضل): مخارج سال خود را به تدریج کسب کند..

(5) (مکارم): اوّل و دوم: «فقرا» و «مساکین»: و آنها کسانی هستند که مخارج سال خود و عیالاتشان را ندارند. تفاوت فقیر و مسکین در این است که فقیر روی سؤال از کسی ندارد امّا مسکین نیازمندی است که روی سؤال دارد؛ کسانی که صنعت و ملک و سرمایه و کسبی دارند که زندگی آنها را اداره نمی‌کند فقیر محسوب می‌شوند و کمبود زندگی خود را می‌توانند از زکات بگیرند..

(6) (فاضل): که می‌تواند به اندازه زحمتی که می‌کشد از زکات استفاده کند..

(مکارم): سوم: کسانی که از طرف امام علیه السلام یا نایب او مأمور جمع آوری زکات یا نگهداری یا رسیدگی به حساب آن و یا رساندن آن به امام علیه السلام و نایب او یا رساندن به مصارف لازم هستند می‌توانند به اندازه زحمتی که می‌کشند از زکات استفاده کنند..

(زنجانی): سوم: کسی که از طرف امام علیه السلام یا نایب امام مأمور جمع آوری زکات یا نگهداری یا رسیدگی به حساب آن یا رساندن به امام یا نایب امام یا مصارف زکات می‌باشد.

(7) (سیستانی): یا غیر آن..

(8) (گلپایگانی)، (صافی): ولی بعید نیست که اعطاء و دادن این قِسم، مخصوص به امام علیه السلام باشد..

(فاضل): و همچنین مسلمانانی که ایمان آنان ضعیف است که اگر زکات به آنان بدهند ایمانشان قوی می‌شود..

(سیستانی): و همچنین مسلمانانی که ایمان آنان به بعضی از آنچه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آورده‌اند ضعیف است، ولی چنانچه زکات به آنان داده شود موجب تقویت ایمانشان می‌گردد یا مسلمانانی که ایمان به ولایت امیر مؤمنان علیه السلام ندارند، ولی اگر به آنان زکات داده شود به ولایت رغبت پیدا می‌کنند و به آن ایمان می‌آورند..

(مکارم): چهارم: افراد ضعیف الایمانی که با گرفتن زکات تقویت می‌شوند و تمایل به اسلام پیدا می‌کنند..

(زنجانی): چهارم: مسلمانان سست اعتقادی که با پرداخت زکات، ایمان قویتری پیدا می‌کنند..

(9) (سیستانی): به تفصیلی که در محل ّ خود ذکر شده است..

(زنجانی): با شرایطی که در کتب مفصل گفته شده است..

(خوئی)، (تبریزی): پنجم: خریداری بنده‌هایی که در شدت می‌باشند و آزاد کردن آنان.. (10) (فاضل): به شرط آن که قرض در معصیت صرف نشده باشد.. (11) (فاضل): و مدرسه.. (12) (فاضل): و مسلمین..

(13) (خوئی)، (تبریزی): هفتم: فی سبیل اللّه یعنی کارهایی که می‌توان با آنها قصد قربت نمود مثل ساختن مسجد و مدرسه‌ای که علوم دینیه در آن خوانده می‌شود و تنظیف شهر و اسفالت راهها و توسعه آنها و مانند اینها..

(گلپایگانی)، (صافی): هفتم: سبیل اللّه یعنی هر کار خیر و عمل نیکی که از شارع مقدس نسبت به آن تشویق شده باشد مثل ساختن مدرسه علوم دینیه و پل و منزلگاه برای مسافرین و زوّار و مسجد و دار الایتام و تعظیم شعائر و طبع کُتُب دینی و نشر معارف اسلامی و هر کاری که موجب تقرّب به خداوند متعال ((صافی): و اعلای کلمه اسلام) باشد..

(بهجت): هفتم: فی سبیل اللّه، یعنی کاری که مانند ساختن مسجد، پل، راه سازی و مدرسه، منفعت عمومی و دینی دارد که نفع آن به عموم مسلمان می‌رسد و برای اسلام نفع داشته باشد..

(مکارم): هفتم: «سبیل اللّه» یعنی کارهایی مانند ساختن مسجد که منفعت دینی عمومی دارد و همچنین مدارس علوم دینی، مراکز تبلیغاتی، اعزام مبلغین، نشر کتابهای مفید اسلامی و خلاصه آنچه برای اسلام نفع داشته باشد به هر نحو که باشد، مخصوصاً جهاد در راه خدا..

(زنجانی): هفتم: «فی سبیل اللّه» یعنی امور دینی، خواه مربوط به عموم باشد، همچون ساختن مسجد و مدارس علوم دینی و نشر کتب دینی، و خواه به افراد خاصّی مربوط باشد، مثل آنکه برخی از مؤمنان را به حج ّ خانه خدا بفرستد و روشن‌ترین مورد این مصرف، جهاد در راه خدا است، و ظاهراً این مصرف، امور دنیایی را شامل نمی‌گردد، هر چند عمومی باشد همچون ساختن پل و تعمیر جاده‌ها و راهها..

(سیستانی): هفتم: فی سبیل اللّه، یعنی کارهایی که نفعش به عموم مسلمین می‌رسد مثل ساختن مسجد و مدرسه‌ای که علوم دینیّه در آن خوانده می‌شود و تنظیف شهر و اسفالت راهها و توسعه آنها و مانند اینها..

(14) (مکارم): هشتم: «إبن سبیل» یعنی مسافری که در سفر مانده و محتاج شده که به مقدار نیازش می‌تواند از زکات استفاده کند هر چند در محل ّ خود غنی و بی نیاز باشد.

(سیستانی): این‌ها مواردی است که زکات در آنها صرف می‌شود ولی مالک نمی‌تواند زکات را بدون اذن امام علیه السلام یا نائبش در دو مورد سوم و چهارم مصرف نماید. و در مورد هفتم نیز بنا بر احتیاط لازم باید از حاکم شرع اذن بگیرد. و احکام این موارد در مسائل آینده گفته خواهد شد.

[دریافت زکات بیشتر از مخارج سال]

مسأله 1926 احتیاط واجب آن است که فقیر و مسکین بیشتر از مخارج سال خود و عیالاتش را از زکات نگیرد و اگر مقداری پول یا جنس دارد، فقط به اندازه کسری مخارج یک سالش زکات بگیرد. (1)

(1) (اراکی): مسأله اگر یک دفعه بیش از مخارج سال به فقیر، زکات بدهند مانع ندارد گر چه احتیاط مستحب ّاست که بیش از مخارج سال به او ندهند، ولی اگر به تدریج به او زکات بدهند، بیش از مخارج سالش نمی‌تواند بگیرد. کسی که مقداری پول یا جنس دارد ولی کمتر از مخارج سالش می‌باشد، می‌تواند زکات بگیرد.

(گلپایگانی)، (صافی): مسأله جایز است در یک دفعه مقداری زکات به فقیر بدهند که غنی شود ولی اگر به مقدار مخارج یک سال گرفت بعد نمی‌تواند، تا به قدر مخارج سال دارد بگیرد.

(بهجت): مسأله انسان می‌تواند به فقیر و مسکین بیش از مخارج سالیانه‌اش زکات بدهد ولی اگر این کار موجب بی (ان صافی) شده و به دیگر فقرا اجحاف شود، مثل اینکه همه مردم بخواهند زکاتشان را به یک فقیر بدهند و بقیه فقرا تنگدست بمانند، خالی از اشکال نیست. و مستحب ّ است که به هر فقیر کمتر از زکات نصاب اوّل طلا و نقره که قبلًا گفته شد ندهند.

(زنجانی): مسأله فقیر یا مسکین نمی‌تواند بیشتر از مخارج سال خود و عیالاتش را از زکات بگیرد و اگر مقداری پول یا جنس دارد، فقط می‌تواند به اندازه کسری مخارج یک سال، زکات بگیرد، ولی اگر قادر به تأمین مخارج سالهای آینده و لو از زکات نباشد می‌تواند مخارج سالهای بعد را نیز در همان سال اوّل از زکات بگیرد.

(مکارم): مسأله فقیر یا مسکین بنا بر احتیاط واجب نمی‌تواند بیش از مخارج سال خود و عیالاتش را از زکات بگیرد و اگر کسری دارد تنها به اندازه کسری خود می‌تواند بگیرد.

[مخارج سالش را داشته]

مسأله 1927 کسی که مخارج سالش را داشته اگر مقداری از آن را مصرف کند و بعد شک کند که آنچه باقی مانده به اندازه مخارج سال او هست یا نه، نمی‌تواند زکات بگیرد.

این مسأله، در رساله آیات عظام: (بهجت) و (مکارم) نیست

[درآمد از مخارج سالش کمتر یاشد]

مسأله 1928 صنعتگر یا مالک یا تاجری که (1) درآمد او از مخارج سالش کمتر است (2) می‌تواند برای کسری مخارجش زکات بگیرد (3) و لازم نیست ابزار کار یا ملک یا سرمایه خود را به مصرف مخارج برساند (4)

(1) (مکارم): صنعتگر یا کارگری که..

(2) (زنجانی): اگر درآمد صنعت یا ملک یا تجارت انسان از مخارج سالش کمتر است..

(3) (اراکی): بقیّه مسأله ذکر نشده.

(4) (بهجت): مگر اینکه ابزار کار یا سرمایه او به قدری زیاد باشد که بتواند آن را تعویض یا تبدیل به چیز دیگر کند و مقداری برایش بماند که برای زندگی بدون مشقّت و عُسر کافی باشد، که در این صورت لازم است این کار را انجام بدهد.

[فقیری که خانه و ماشین دارد]

مسأله 1929 فقیری که خرج سال خود و عیالاتش را ندارد، اگر خانه‌ای دارد که ملک اوست و در آن نشسته، یا مال سواری (1) دارد، چنانچه بدون اینها نتواند زندگی کند (2) اگر چه برای حفظ آبرویش باشد، می‌تواند زکات بگیرد و همچنین است اثاث خانه و ظرف و لباس تابستانی و زمستانی و چیزهایی که به آنها احتیاج دارد. و فقیری که اینها را ندارد، اگر به اینها احتیاج داشته باشد، می‌تواند از زکات خریداری نماید.

(1) (سیستانی): وسیله سواری.. (2) (زنجانی): چنانچه به آنها نیاز داشته باشد..

(بهجت): مسأله فقیری که خرج سال خود و افراد تحت تکفلش را ندارد، اگر خانه‌ای دارد که ملک اوست و در آن ساکن است، یا حیوان سواری دارد، چنانچه بدون اینها نتواند زندگی کند، یا اینکه برای حفظ آبرویش لازم داشته باشد، می‌تواند زکات بگیرد، و همچنین است اگر اثاث خانه، ظرف، لباس تابستانی و زمستانی و چیزهای ضروری زندگی را نداشته باشد و به اینها احتیاج داشته باشد، می‌تواند از مالی که به عنوان زکات به او می‌دهند خریداری نماید.

(مکارم): مسأله شخص نیازمند می‌تواند مرکب سواری مورد نیاز و همچنین خانه‌ای که به آن احتیاج دارد و سرمایه لازم برای کسب و کار را از زکات تهیّه کند و در این قسمت باید به آن مقدار که برای نیاز و حفظ آبروی او لازم است قناعت کند.

[یاد گرفتن حرفه و شغل برای بی نیازی از زکات]

مسأله 1930 فقیری که یاد گرفتن صنعت برای او مشکل نیست، بنا بر احتیاط واجب باید یاد بگیرد و با گرفتن زکات زندگی نکند، ولی تا وقتی مشغول یاد گرفتن است (1) می‌تواند زکات بگیرد.

(1) (گلپایگانی)، (صافی): ولی مادامی که از تحصیل مخارج عاجز است..

(مکارم): مسأله کسی که می‌تواند با یاد گرفتن صنعت یا کارهای دیگر زندگی خود را اداره کند باید یاد بگیرد تا نیازی به زکات نداشته باشد، ولی تا زمانی که مشغول یاد گرفتن است می‌تواند زکات بگیرد.

(زنجانی): مسأله فقیری که یاد گرفتن صنعت برای او مشکل نیست، نمی‌تواند با گرفتن زکات زندگی کند ولی تا وقتی مشغول یاد گرفتن است می‌تواند زکات بگیرد.

(سیستانی): مسأله فقیری که می‌تواند کسب کند و مخارج خود و عیالش را تهیّه نماید و از روی تنبلی اقدام نمی‌کند، جایز نیست زکات بگیرد و طلبه فقیری که کسب، مانع ادامه تحصیل اوست، در هیچ صورتی نمی‌تواند از سهم فقرا زکات بگیرد، مگر اینکه تحصیل بر او واجب عینی باشد و از سهم فی سبیل اللّه، در صورتی که تحصیل او منفعت عمومی داشته باشد با اجازه حاکم شرع بنا بر احتیاط لازم جایز است. و فقیری که یاد گرفتن صنعت برای او مشکل نیست، بنا بر احتیاط واجب نمی‌تواند با گرفتن زکات زندگی کند، ولی تا موقعی که مشغول یاد گرفتن است، می‌تواند زکات بگیرد.

[کسی که قبلًا فقیر بوده ]

مسأله 1931 به کسی که قبلًا فقیر بوده (1) و می‌گوید فقیرم، اگر چه انسان از گفته او اطمینان پیدا نکند، می‌شود زکات داد (2)

این مسأله، در رساله آیت اللّه (مکارم) نیست

(1) (خوئی)، (تبریزی): و یا اینکه معلوم نباشد فقیر بوده یا نه..

(2) (سیستانی): ولی کسی که معلوم نباشد قبلًا فقیر بوده یا نه، نمی‌توان بنا بر احتیاط تا وقتی که اطمینان به فقرش حاصل نشود، به او زکات داد.

(بهجت): اگر از گفته او اطمینان یا گمان پیدا شود، می‌شود به او زکات داد.

(زنجانی): مسأله به کسی که نمی‌دانیم فقیر است یا نه ولی قبلًا فقیر بوده، می‌توان زکات داد.

[فقیر بودن شخص مشخص نباشد]

مسأله 1932 کسی که می‌گوید فقیرم و قبلًا فقیر نبوده، (1) یا معلوم نیست فقیر بوده یا نه (2) اگر از ظاهر حالش گمان پیدا شود (3) که فقیر است، می‌شود به او زکات داد.

(1) (خوئی)، (تبریزی): چنانچه از گفته او اطمینان پیدا نشود، احتیاط واجب آن است که به او زکات ندهند. (2) (گلپایگانی)، (فاضل)، (صافی): چنانچه از گفته او اطمینان پیدا نشود، احتیاط واجب آن است که به او زکات ندهند. (3) (اراکی): اگر گمان پیدا شود..

(سیستانی)، (زنجانی): چنانچه از گفته او اطمینان پیدا نشود، نمی‌شود به او زکات داد.

(مکارم): مسأله کسی که فقیر بودنش معلوم نیست، نمی‌توان به او زکات داد، ولی اگر از ظاهر حالش گمان پیدا شود که فقیر است، زکات دادن به او جایز است، همچنین اگر افراد مورد اعتماد خبر دهند که او فقیر می‌باشد.

[محاسبه طلب از فقیر بجای زکات]

مسأله 1933 کسی که باید زکات بدهد، اگر از فقیری طلبکار باشد، می‌تواند طلبی را که از او دارد، بابت زکات حساب کند (1).

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست

(1) (زنجانی): مگر آن که امید نداشته باشد که طلبکار بتواند قرض خود را در آینده ادا کند که در این صورت نمی‌تواند آن را از بابت زکات حساب کند.

(مکارم): مسأله کسی که زکات بر ذمّه دارد و از فقیری طلبکار است، می‌تواند طلب خود را از باب زکات حساب کند، حتی اگر فقیر بدهکار از دنیا برود می‌تواند بدهی او را از زکات محسوب دارد، امّا اگر چیزی از خود گذاشته که به اندازه بدهی اوست بنا بر احتیاط واجب نمی‌توان بدهی او را از زکات حساب کرد.

[اگر فقیر بدهکار بمیرد]

مسأله 1934 اگر فقیر بدهکار بمیرد و ترکه‌ای که وافی به بدهیش باشد نداشته باشد (1) انسان می‌تواند طلبی را که از او دارد بابت زکات حساب کند (2).

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست

(1) (گلپایگانی)، (خوئی)، (فاضل)، (سیستانی)، (صافی)، (تبریزی): اگر فقیر بمیرد و مال او به اندازه قرضش نباشد..

(2) (خوئی)، (فاضل)، (تبریزی)، (سیستانی): بلکه اگر مال او به اندازه قرضش باشد و ورثه قرض او را ندهند، یا به جهت دیگر انسان نتواند طلب خود را بگیرد، نیز می‌تواند طلبی را که از او دارد، بابت زکات حساب کند.

(گلپایگانی)، (صافی): ولی اگر مال او به اندازه قرضش باشد و ورثه قرض او را ندهند، یا به جهت دیگر انسان نتواند طلب خود را بگیرد، بنا بر احتیاط واجب نباید طلبی را که از او دارد؛ بابت زکات حساب کند.

(مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله 1933.

(زنجانی): مسأله اگر فقیر بمیرد و مال او به مقدار قرضش نباشد، طلبکار می‌تواند از بابت طلبش به مقدار کسری مال او از بابت زکات حساب کند، و اگر مال او به اندازه قرضش باشد و ورثه قرض او را ندهند یا به جهت دیگر انسان نتواند طلب خود را بگیرد، بنا بر احتیاط مستحب ّ طلبی را که از او دارد بابت زکات حساب نکند.

[لازم نیست به فقیر زکات بودن را اعلام کند]

مسأله 1935 چیزی را که انسان بابت زکات به فقیر می‌دهد لازم نیست به او بگوید که زکات است بلکه اگر فقیر خجالت بکشد، مستحب ّ است به طوری که دروغ نشود به اسم پیشکش بدهد (1) ولی باید قصد زکات نماید.

(1) (اراکی)، (گلپایگانی)، (صافی): مستحب ّ است به اسم پیشکش بدهد..

(خوئی)، (فاضل)، (تبریزی)، (سیستانی)، (زنجانی): مستحب ّ است مال را به قصد زکات به او داده و زکات بودنش را اظهار ننماید.

(بهجت): مسأله موقع دادن زکات به فقیر لازم نیست به او بگوید که زکات است.

(مکارم): مسأله لازم نیست به فقیر بگویند که این مال زکات است بلکه می‌توان زکات را به صورت هدیه به او داد (البتّه به طوری که دروغ نشود) ولی در هر حال باید قصد زکات کند.

[بعد از پرداخت زکات بفهمد فقیر نبوده]

مسأله 1936 اگر به خیال این که کسی فقیر است به او زکات بدهد، بعد بفهمد فقیر نبوده، یا از روی ندانستن مسأله به کسی که می‌داند فقیر نیست زکات بدهد (1) چنانچه چیزی را که به او داده باقی باشد، باید (2) از او بگیرد و به مستحق ّ بدهد و اگر از بین رفته باشد (3)، پس اگر کسی که آن چیز را گرفته می‌دانسته یا احتمال می‌داده که زکات است (4)، انسان باید (5) عوض آن را از او بگیرد و به مستحق ّ بدهد، (6) ولی اگر به غیر عنوان زکات داده نمی‌تواند چیزی از او بگیرد و باید از مال خودش زکات را به مستحق ّ بدهد، و در همه صور می‌تواند از مال خودش زکات را بدهد و از کسی که گرفته مطالبه نکند.

(1) (خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): کافی نیست، پس.. (2) (بهجت): می‌تواند..

(3) (بهجت): أظهر این است که گیرنده در صورت جهل ضامن نیست امّا اگر کسی که آن چیز را گرفته می‌دانسته یا احتمال می‌داده که زکات است و می‌دانسته که خودش فقیر نیست و ممکن است آن چیز یا عوضش را از او بگیرند، اگر می‌تواند باید عوض آن را از او بگیرد و به مستحق ّ بدهد و اگر گیرنده ادّعا کند نمی‌دانسته آن مال زکات است، همین که دهنده زکات می‌گوید: به عنوان زکات داده‌ام، پذیرفته می‌شود، و در صورت بقای عین آن مال، حق ّ پس گرفتن آن را دارد ولی می‌تواند پس نگیرد و از مال خود دوباره بدهد.

(4) (اراکی)، (گلپایگانی)، (خوئی)، (صافی)، (تبریزی): می‌دانسته که زکات است.. (5) (خوئی): انسان می‌تواند.. (6) (اراکی): و در تمام صور می‌تواند از مال خودش زکات را بدهد و از کسی که گرفته مطالبه نکند.

(گلپایگانی)، (خوئی)، (تبریزی)، (صافی): و اگر نمی‌دانسته زکات است، نمی‌تواند چیزی از او بگیرد و باید از مال خودش زکات را به مستحق ّ بدهد.

(سیستانی): اگر کسی که آن چیز را گرفته، می‌دانسته زکات است، انسان می‌تواند عوض آن را از او بگیرد و به مستحق ّ بدهد. و اگر نمی‌دانسته زکات است، نمی‌تواند چیزی از او بگیرد و باید از مال خودش عوض زکات را به مستحق ّ بدهد، حتّی اگر در شناخت فقیر تحقیق کرده یا به حجّت شرعی، مستند بوده بنا بر احتیاط واجب.

(فاضل): مسأله اگر به اعتقاد اینکه ((مکارم): اگر به گمان اینکه) کسی فقیر است زکات به او بدهد بعد بفهمد فقیر نبوده، یا از روی ندانستن مسأله به کسی که فقیر نیست زکات بدهد چنانچه چیزی را که به او داده باقی باشد می‌تواند پس بگیرد و به مستحق ّ بدهد و اگر از بین رفته هرگاه کسی که آن چیز را گرفته می‌دانسته یا احتمال می‌داده که زکات است باید عوض آن را بدهد و او به مستحق ّ برساند، ولی اگر به غیر عنوان زکات داده نمی‌تواند چیزی از او بگیرد و ((مکارم): در هر حال) چنانچه در تشخیص مستحق ّ کوتاهی نکرده باشد ((فاضل): مثلًا بیّنه شرعیه، گواهی بر فقر او داده باشد) لازم نیست دوباره از مال خود زکات بپردازد.

(زنجانی): مسأله اگر زکات خود را به کسی بدهد که وی را از موارد مصرف زکات می‌داند، بعد بفهمد که او از موارد مصرف زکات نبوده، مثلًا خیال می‌کرده که او فقیر است، بعد بفهمد که او فقیر نبوده، مسأله دو صورت اصلی دارد: (1 مالی را برای زکات کنار گذاشته باشد و آن مال را بدهد، در این صورت چنانچه بتواند بدون حَرَج آن مال را از گیرنده بگیرد و پس گرفتن آن اشکال شرعی هم نداشته باشد، تا از مال دیگر خود زکات را نپرداخته، باید آن مال را بگیرد و به ارباب زکات بدهد. و اگر نتواند، چنانچه آن مال را با حجّت شرعی داده باشد چیزی به گردن او نیست ولی اگر با حجّت شرعی نداده باشد، ضامن بوده و باید دوباره زکات را بپردازد و اگر آن مال در دست گیرنده تلف شود یا گیرنده با مصرف کردن آن یا بگونه ای دیگر آن را اتلاف کند، چنانچه به استناد حجّت شرعی آن را گرفته باشد، ضامن نیست، وگرنه ضامن ارباب زکات بوده و باید به اندازه زکات، به مصرف آن برساند و پس از مصرف رساندن اگر از طرف مالک فریب خورده باشد می‌تواند عوض آن را از وی بگیرد. (2 مالی را داده که برای زکات کنار نگذاشته باشد در این صورت در هر حال زکات پرداخت نشده و باید مالک دوباره زکات بدهد (هر چند به استناد حجّت شرعی مال خود را به آن شخص داده باشد) و اگر گیرنده اشتباه مالک را بداند یا احتمال بدهد، نباید آن مال را که مالک به گمان مورد مصرف بودن زکات به وی می‌دهد بگیرد، و اگر آن را بگیرد و تلف نماید یا تلف شود، ضامن بوده و باید عوض آن را به مالک بدهد. و اگر گیرنده اشتباه مالک را احتمال نمی‌داده لذا آن مال را گرفته و تلف کرده یا تلف شده ضامن نیست؛ و در هر حال اگر آن مال موجود باشد، مالک می‌تواند آن را پس بگیرد، هر چند این کار واجب نیست.

[پرداخت زکات به بدهکار]

مسأله 1937 کسی که بدهکار است و نمی‌تواند بدهی خود را بدهد اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد، می‌تواند برای دادن قرض خود زکات بگیرد (1) ولی باید مالی را که قرض کرده در معصیت خرج نکرده باشد (2) یا اگر در معصیت خرج کرده از آن معصیت توبه کرده باشد (3) که در این صورت از سهم فقرا می‌شود به او داد.

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست

(1) (گلپایگانی)، (صافی): از سهم بدهکاران زکات بگیرد..

(زنجانی): ولی اگر مالی را که قرض کرده در معصیت خرج کرده باشد، تا توبه نکرده نمی‌تواند از سهم بدهکاران زکات بگیرد. گفتنی است که پرداخت وام، خود، گاه از مخارج سال به حساب می‌آید و آن در صورتی است که به جهت فشار طلبکار یا به جهت دیگر، پرداخت نکردن وام برای انسان حَرَجی بوده یا با هتک حیثیّت وی همراه باشد، در این صورت اگر نتواند وام خود را بپردازد فقیر به شمار می‌آید، در غیر این صورت، پرداخت وام از مخارج سال نمی‌باشد، لذا انسان فقیر به شمار نمی‌آید، ولی با این حال می‌تواند زکات گرفته و وام خود را بپردازد.

(2) (خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی)، (مکارم): بقیّه مسأله ذکر نشده.

(اراکی): ولی اگر در معصیت خرج کرده باشد از سهم بدهکاران نمی‌توان به او زکات داد ولی از سهم فقرا می‌شود به او داد.

(3) (گلپایگانی)، (صافی): بلی، از سهم فقرا می‌تواند زکات بگیرد اگر چه از آن معصیت توبه نکرده باشد.

[اگر زکات در معصیت استفاده شود]

مسأله 1938 اگر به کسی که بدهکار است و نمی‌تواند بدهی خود را بدهد، زکات بدهد (1) بعد بفهمد قرض را در معصیت مصرف کرده، چنانچه آن بدهکار فقیر باشد، می‌تواند آنچه را به او داده بابت زکات حساب کند (2) ولی اگر چیزی را که گرفته در شرابخواری یا به طور آشکارا در معصیت صرف کرده و از معصیت خود توبه نکرده، بنا بر احتیاط واجب باید چیزی را که به او داده بابت زکات حساب نکند.

این مسأله، در رساله آیات عظام: (مکارم) و (بهجت) نیست

(1) (گلپایگانی)، (صافی): از سهم بدهکاران زکات بدهد..

(2) (اراکی)، (خوئی)، (تبریزی): بقیّه مسأله ذکر نشده.

(گلپایگانی)، (صافی): ولی احتیاط واجب آن است که اگر از آن معصیت توبه نکرده، چیزی را که به او داده بابت زکات حساب نکند.

(فاضل): ولی اگر از آن معصیت توبه نکرده باشد بنا بر احتیاط واجب چیزی را که به او داده، بابت زکات حساب نکند.

(سیستانی): می‌تواند آنچه را که به او داده، بابت سهم فقرا حساب کند. [پایان مسأله] (زنجانی): مسأله اگر به کسی که وی را مورد یکی از مصارف زکات می‌دانسته زکات بدهد بعد بفهمد که وی آن مورد نبوده ولی از موارد دیگر زکات بوده است، مثلًا به کسی به جهت فقیر بودن زکات بدهد، بعد بفهمد که آن شخص فقیر نبوده ولی به خاطر بدهکاری می‌تواند زکات دریافت کند، چنانچه پرداخت زکات وی مقید به همان مصرفی باشد که در نظر گرفته است، مثلًا می‌خواسته زکات را حتماً به مصرف فقیر برساند، در این صورت می‌تواند زکات را پس بگیرد و در مورد دیگر زکات به مصرف برساند، و می‌تواند زکات را پس نگرفته و آنچه را داده از بابت زکات حساب کند ولی اگر پرداخت زکات وی مقیّد به همان مصرف نباشد، مثلًا می‌خواسته زکات خود را به این شخص بدهد و مقیّد نبوده که حتماً از مصرف فقرا به وی بدهد، در این صورت زکات وی پرداخته شده و نمی‌تواند آن را پس بگیرد.

[بدهکاری که فقیر نیست اما نمی تواند بدهی را بپردازد]

مسأله 1939 کسی که بدهکار است و نمی‌تواند (1) بدهی خود را بدهد اگر چه فقیر نباشد، انسان می‌تواند طلبی را که از او دارد، بابت زکات حساب کند (2)

این مسأله، در رساله آیات عظام: (مکارم) و (بهجت) نیست

(1) (زنجانی): نمی‌تواند فعلًا.. (2) (زنجانی): و در مسأله [1933] گفته شد که اگر امیدی به پرداخت زکات از سوی بدهکار در آینده هم نباشد، نمی‌تواند طلبش را بابت زکات حساب کند.

[مسافری که خرجی او تمام شده]

مسأله 1940 مسافری که خرجی او تمام شده، یا مرکبش از کار افتاده، (1) چنانچه سفر او سفر معصیت نباشد (2) و نتواند با قرض کردن یا فروختن چیزی خود را به مقصد برساند، (3) اگر چه در وطن خود فقیر نباشد، می‌تواند زکات بگیرد (4) ولی اگر بتواند در جای دیگر با قرض کردن یا فروختن چیزی مخارج سفر خود را (5) فراهم کند، فقط به مقداری که به آنجا برسد، می‌تواند زکات بگیرد (6).

(1) (مکارم): یا اموالش به سرقت رفته.. (2) (گلپایگانی)، (صافی): و خود او هم در معصیت نباشد.. (3) (زنجانی): خود را به محلّی که باید برود برساند..

(4) (مکارم): و لازم نیست بعد از رسیدن به وطن مقداری را که از باب زکات گرفته برگرداند ولی اگر بعد از رسیدن به وطن چیزی از زکات زیاد آمده باشد باید آن را به حاکم شرع بدهد و بگوید زکات است.

(5) (بهجت): مخارج بقیه سفر خود را.. (6) (سیستانی): و بنا بر احتیاط واجب اگر بتواند با فروش یا اجاره مالی در وطن خود، خرج راه را تهیّه کند، نباید زکات بگیرد.

[مسافری که زکات گرفته به وطن برسد]

مسأله 1941 مسافری که در سفر درمانده شده و زکات گرفته، بعد از آنکه به وطنش رسید، اگر چیزی از زکات زیاد آمده باشد، در صورتی که بدون مشقّت نتواند بقیّه را به صاحب مال یا نائب او برساند باید آن را به حاکم شرع بدهد و بگوید آن چیز، زکات است (1).

(1) (خوئی)، (اراکی)، (گلپایگانی)، (صافی)، (تبریزی): اگر چیزی از زکات زیاد آمده باشد، باید ((گلپایگانی)، (صافی): بنا بر احتیاط لازم) آن را به حاکم شرع بدهد و بگوید آن چیز، زکات است.

(زنجانی): اگر چیزی از زکات زیاد آمده باشد، باید آن را به مصرف زکات برساند.

(فاضل): اگر چیزی از زکات زیاد آمد، باید آن را به مجتهد جامع الشرایط بدهد و بگوید آن چیز، زکات است.

(سیستانی): اگر چیزی از زکات زیاد آمده باشد، چنانچه نتواند آن را به دهنده زکات برساند باید به حاکم شرع برساند و بگوید آن چیز، زکات است.

(بهجت): اگر چیزی از زکات زیاد آمده باشد، در صورتی که باز گرداندن به صاحب مال یا نایب او مشقّت داشته باشد باید آن را به حاکم شرع بدهد و بگوید آن چیز زکات است و اگر به حاکم شرع هم ممکن نشد به مؤمنین عادل می‌دهد که آنها به مصرف زکات برسانند. و اگر آن هم ممکن نشد، خودش می‌تواند آن را در موارد مصرف زکات صرف کند.

(مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله

 [خرید قرآن و کتب دینی و وقف]

مسأله 1982 انسان می‌تواند از زکات، قرآن یا کتاب دینی یا کتاب دعا بخرد و وقف نماید، اگر چه بر اولاد خود و بر کسانی وقف کند که خرج آنان بر او واجب است. و نیز می‌تواند تولیت وقف را برای خود یا اولاد خود قرار دهد.

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست

(سیستانی): مسأله انسان نمی‌تواند از سهم سبیل اللّه، قرآن یا کتاب دینی یا کتاب دعا بخرد و وقف نماید، مگر آن که مصلحت عامّه، اقتضای این کار را داشته و از حاکم شرع بنا بر احتیاط لازم اجازه بگیرد.

(مکارم): مسأله انسان می‌تواند از زکات، کتاب‌های دینی و علمی و قرآن و دعا و سایر کتبی که در پیشرفت هدفهای اسلامی مؤثر است بخرد و وقف نماید، خواه وقف عموم کند، یا وقف اشخاص خاص، حتی می‌تواند بر اولاد خود و کسانی که واجب النفقه او هستند وقف کند، ولی نمی‌تواند از زکات املاکی بخرد و بر اولاد خود وقف نماید.

[خرید ملک و وقف]

مسأله 1983 انسان نمی‌تواند (1) از زکات، ملک بخرد (2) و بر اولاد خود یا بر کسانی که مخارج آنان بر او واجب است وقف نماید که عایدی آن را به مصرف مخارج خود برسانند.

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست

(1) (اراکی): بنا بر احتیاط واجب.. (گلپایگانی)، (صافی): بنا بر احتیاط لازم..

(2) (فاضل): املاکی بخرد.. (مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله

[ گرفتن زکات برای سفر حج و زیارت]

1982 مسأله 1984 فقیر می‌تواند برای رفتن به حج ّ و زیارت و مانند اینها زکات بگیرد (1)، ولی اگر به مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد، برای زیارت و مانند آن نمی‌تواند زکات بگیرد (2).

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست

(1) (اراکی): بقیّه مسأله ذکر نشده. (2) (فاضل): ولی از سهم سبیل اللّه مانعی ندارد.

(گلپایگانی)، (صافی): نمی‌تواند از سهم فقرا زکات بگیرد، ولی از سهم سبیل اللّه مانعی ندارد.

(خوئی)، (تبریزی): مسأله انسان می‌تواند برای رفتن به حج ّ و زیارت و مانند اینها از سهم سبیل اللّه زکات بگیرد [1] اگر چه فقیر نباشد یا این که به مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد. [2]

———————————–

[1] (زنجانی): انسان می‌تواند برای رفتن به حج ّ خانه خدا و زیارت از سهم سبیل اللّه زکات بگیرد..

[2] (سیستانی): ولی این در صورتی است که رفتن او به حج ّ یا زیارت و مانند اینها دارای منفعت عامه باشد، و بنا بر احتیاط از حاکم شرع برای صرف زکات در آن اذن بگیرد.

[وکیل فقیر]

مسأله 1985 اگر مالک، فقیری را وکیل کند که زکات مال او را بدهد (1) چنانچه آن فقیر احتمال دهد (2) که قصد مالک این بوده که خود آن فقیر از زکات برندارد، نمی‌تواند چیزی از آن را برای خودش بردارد (3)، و اگر یقین (4) داشته باشد که قصد مالک این نبوده، برای خودش هم می‌تواند بردارد.

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست (1) (نوری): چنانچه از لفظ مالک غیر او فهمیده نشود فقیری که وکیل است می‌تواند برای خود نیز بر دارد. (2) (خوئی)، (تبریزی): چنانچه آن فقیر یقین نداشته باشد.. (صافی): چنانچه آن فقیر بداند.. (3) (خوئی)، (تبریزی): می‌تواند به مقداری که به دیگران می‌دهد برای خودش نیز بردارد. (4) (زنجانی): اگر اطمینان..

(مکارم): مسأله اگر مالک کسی را وکیل کند که زکات مال او را بدهد چنانچه ظاهر عبارتش این باشد که به دیگران بدهد، خود وکیل نمی‌تواند چیزی از آن را بردارد، هر چند مستحق ّ باشد، ولی اگر ظاهر عبارت عام است خودش نیز می‌تواند استفاده کند.

  • توضیح المسائل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید/ متن اصلی از رساله امام خمینی و مُحشی حضرات آیات: سیستانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، شبیری زنجانی، بهجت،فاضل،  اراکی، خویی، گلپایگانی، تبریزی.

لینک کوتاه مطلب: http://goo.gl/WtEPQH

حتما بخوانيد



کلید: موارد مصرف زکات چیست موارد هشت گانه  مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات مصرف زکات زکات به چه کسانی داده می شود  زکات به چه کسانی تعلق می گیرد 

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب