وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

فرق بین تلاوت قرائت ترتيل تحقيق تجويد تفسير و تأويل

فرق بین تلاوت قرائت ترتيل تحقيق تجويد تفسير و تأويل

اصطلاحات تلاوت

 مى خواستم بدانم چه فرقى ميان تلاوت، قرائت، ترتيل، تحقيق، تجويد، تفسير و تأويل وجود دارد؟

تلاوت :
«تلاوت» اصطلاحى مختص به خواندن كتاب هاى آسمانى است و تلاوت اخص از «قرائت» مى باشد. هر تلاوتى قرائت است اما هر قرائتى، تلاوت نيست.
تلاوت قرآن در قالب الحان عرب، مورد تصويب پيغمبر اكرم است، و به فهم بهتر آيات كمك مى كند و انگيزش انسان را بر عمل بيشتر مى سازد.۵۵ البته لحن اهل فسق ممنوع است.

 

«ترجيع» نيز به معنى كشش آواز در گام هاى موسيقى است كه در قرآن نبايد به طرز كشش هاى غنائى اهل كتاب و اهل فسق و رهبانان و نوحه گران باشد.
تلاوت قرآن لحن خاصى دارد كه بايد از استاد فن ياد گرفت كه آن استادان سينه به سينه از اساتيد سابق ياد گرفته اند، تا به زمان امامان عليهم السلام و صدر اسلام رسيده است.
امام رضا عليه السلام فرمود: «حَسِّنوا بالقرآنِ اصواتَكُم»۵۶؛ يعنى براى قرائت قرآن آوازهاى خود را نيكو سازيد.

 

و به دنبال آن فرمود: «فَاِنَّ صَوتَ الحَسَن يَزيد القرآن حُسْنا» و اين نكته بسيار مهم است كه آواز خوب سبب افزايش تأثير قرآن در دلهاست.۵۷

قرائت قرآن چهار مرتبه دارد؛

۱. ترتيل، خواندن قرآن با تأنى و شمرده و شيوا مى باشد به طورى كه همراه با تدبر در معانى و رعايت تمامى قواعد تجويد است.

۲. تحقيق، خواندن قرآن با حداكثر آرامش و تأنى، آهسته تر از قرائت و ترتيل و اشباع مدها و تحقيق همزه ها و اتمام حركات و تحقيق مخارج حروف مى باشد.
قرائت تحقيق، روشى است كه جهت تعليم قرائت به شاگردان و تمرين زبان و رعايت كامل قواعد تجويد، استفاده مى گردد.

۳. تحدير، سريع خواندن (سريعتر از تحقيق و ترتيل) ولى با حفظ احكام تجويد مى باشد.

۴. تدوير، نوعى قرائت است نه به سرعت (تحدير) و نه به كندى (تحقيق) مى باشد.
افضل القراآت همان ترتيل است.

 

 

ترتيل :
ترتيل يعنى درست و شمرده و شيوا خواندن قرآن مجيد، اين واژه در قرآن يكبار آمده است:
«وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً»۵۸؛ «و قرآن را با ترتيل مناسب آن بخوان».
«ترتيل» خواندن به نظم و توالى و مقدم و مؤخر نكردن است و اصل آن از «ترتيل الاسنان» يعنى صاف و مرتب بودن دندان ها است.
از امام على عليه السلام درباره «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً» پرسيدند فرموده اند: «الترتيل تجويد الحروف و معرفه الوقوف»۵۹؛ «ترتيل خوب ادا كردن حروف و آشنايى به وقف هايى قرآن است».
ابن جوزى در تعريف ترتيل مى نويسد: پيوسته و آهسته خواندن بدون شتاب است و قرآن بدون شتاب و به تأنى نازل شده است.
برخى گفته اند؛ ترتيل آهسته و شمرده خواندن به قصد تدبر و تفكر و استنباط معانى است!۶۰
در مجمع البيان در تفسير آيه شريفه «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً» ابوبصير از امام صادق عليه السلام روايت مى كند كه فرمود: «هو اَنْ تَتَمَكَّنْ فيه و تُحَسِّنْ به صُوتَكَ»؛ «در قرائت درنگ كنى و آواز خود را به قرائت نيكو گردانى».

تفسير۶۱:

تفسير در لغت به معنى روشن گرى و تبيين است و از اين باب است گفته خداوند فرموده است:
«وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلاّ جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً»۶۲؛ «و براى تو مثلى نياورند، مگر آن كه (ما) حق را با نيكوترين بيان براى تو آورديم».
واژه تفسير در قرآن مجيد تنها همين يك مورد آمده است برخى اهل لغت، تفسير را به معناى آشكار كردن و پرده بردارى از پوشيده دانسته اند۶۳.

 

و برخى ديگر؛ تفسير را به معناى كشف مراد و مقصود گوينده از لفظ مشكل دانسته اند.۶۴ اما در اصطلاح، تفسير قرآن همان علم فهم قرآن است و مفسّر لازم است به شأن نزول، اسباب نزول، عام و خاص، مطلق و مفيد، مجمل و مبيين، محكم و متشابه آيات قرآن آگاهى داشته باشد.
شيخ طوسى مراد از تفسير قرآن را دانستن معانى و مقاصد آن و اغراض گوناگون آن مى داند۶۵.
علامه طباطبائى در الميزان، تفسير را اين گونه تعريف كرده اند: «التفسير هو بيان معانى آلايات القرآنيه و الكشف عن مقاصدها و مداليها»؛ «تفسير بيان معانى آيات قرآنى و كشف مقاصد و مداليل آنهاست».
طبق اين تعريف دو مرحله براى تفسير بيان شده: 
مرحله اول بيان معانى آيات معناهايى كه از آيات به خودى خود با قطع نظر از ساير آيات و قرائن ديگر فهميده مى شود و مرحله دوم كشف مقاصد آيات يعنى آن معناهايى كه خداوند از آيات قرآن قصد كرده است.

 

تأويل:

«تأويل» از «اول» به معناى رجوع است.۶۶
كلمه تأويل ۱۷ بار در قرآن مجيد آمده است و به سه معنى به كار رفته است:
۱. به معناى «مآل امر» (سرانجام) در پنج مورد: نساء ۵۹، اسراء ۳۵، اعراف ۳۵ (دوبار)، يونس ۳۹.
۲. به معناى «تعبير رؤيا» در ۸ مورد: يوسف ۶، ۲۱، ۳۶، ۳۷، ۴۴، ۴۵، ۱۰۰ و ۱۰۱.
۳. به معناى «توجيه و تبيين متشابه» در چهار مورد: آل عمران ۷(دوبار)، كهف ۷۸ و ۸۲.
علامه طباطبائى مى گويد: «تأويل از امور عين است و فراتر از آن است كه قالب هايى الفاظ آن را فرا گيرد. آن امور و حقايق عينى را فقط به خاطر تقريب به اذهان ما مقيد به الفاظ و كلمات و عبارات نموده است اين الفاظ همانند مثل هايى هستند كه با آوردن آنها انسان به معناى مورد نظر نزديك شود. قرآن در تمام موارد استعمال لفظ تأويل همان واقعيت عينى خارجى را در نظر گرفته است.۶۷
استاد معرفت، عقيده دارد كه تأويل اصطلاحى است كه در دو معنا به كار رفته است:
۱. توجيه متشابه، خواه اين متشابه كلام متشابهى باشد يا عملى كه به شُبه و رَيب انجامد اين قسم از تأويل مختص به آيات متشابه است.
۲. معناى ثانوى كلام، كه از آن به «بطن» تعبير مى گردد در مقابل معناى اولى كه از آن به «ظهر» تعبير مى شود تأويل به اين معنى اختصاص به آيات متشابه نداشته بر همه قرآن سايه مى گستراند به عقيده استاد معرفت، اگر تأويل را عين خارجى بگيريم مصداق را با تأويل خلط نموده ايم.

۵۵. بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۹۰.
۵۶. عيون الاخبار، ج ۲، ص ۶۹.
۵۷. جهت آگاهى بيشتر ر.ك: كمالى، سيد على، دايره المعارف شيعى.
۵۸. مزمل ۷۳، آيه ۴.
۵۹. ابن جوزى، النشر، ج ۱، ص ۲۰۹.
۶۰. براى آگاهى بيشتر ر.ك: خرمشاهى، بهاءالدين، دائرة المعارف تشيع.
۶۱. دايرة المعارف تشيع، ص ۴۶۸.
۶۲. فرقان ۲۵، آيه ۳۳.
۶۳. ر.ك: قاموس القرآن.
۶۴. ر.ك: لسان العرب.
۶۵. ر.ك: مقدمه تفسير تبيان.
۶۶. فيروزآبادى، قاموس.
۶۷. الميزان، ج ۳، ص ۴۹.

منبع: سایت هدانا برگرفته از پرسمان،  پرسش ها و پاسخ ها «قرآن شناسی».

حتما بخوانيد

 

ویژه نامه قرآن پژوهی

 

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.