وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

دیدار حضرت محمد با خدا

دیدار حضرت محمد با خدا

آيا پيامبر(صلى الله عليه وآله)، در معراج، خدا را هم ديد؟

 

نکته:

 

خدا، مادى وجسم نيست تا ديده شود ; از اين رو، در هيچ زمانى، چه در معراج و چه در قيامت و… قابل رؤيت نيست و منظور از «ديدن خدا» كه در برخى روايات آمده است، رؤيت قلبى و ديدن با چشم دل است.

 

براى روشن شدن زواياى مختلف بحث، لازم است به مطالب زير، اشاره كنيم:

 

۱. موجودات اين جهان بر دو قسمند ; مادى و مجرد. موجود مادى، آن است كه با چشم و حواس عادى و يا حواس مسلح به وسايل و ابزار و لوازم ويژه، همچون ميكروسكوپ، تلسكوپ و…، قابل درك مى باشد ; اما موجودات مجرد، به هيچ وجه، محسوس و ديدنى نيستند و بايد از آثار وجودى آنها پى به وجود آنها برد ; مثلاً روح انسان، فكر و انديشه او و علم و آگاهى او، موجوداتى مجرد هستند كه به هيچ وجه، در قلمرو حس و درك ظاهر قرار نمى گيرند.

بنابراين، هيچ ترديدى نيست كه خداوند ديده نمى شود ; زيرا خدا، مادى نيست و جسم نيست تا ديده شود و در اين جهت، تفاوتى بين دنيا و آخرت و يا شب معراج، وجود ندارد[۱۳۶]. قرآن مجيد در اين باره مى فرمايد: 

(لا تُدْرِكُهُ الاْبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الاَْبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ )[۱۳۷] ;

«ديده ها نمى توانند او را درك كنند ; ولى او ديده ها را درك مى كند و او لطيف و آگاه است».

 

۲. درباره منشأ ايجاد اين شبهه بايد گفت كه برخى با توجه به آيات سوره نجم و بعضى از روايات مربوط به معراج، گمان كرده اند كه پيامبر گرامى اسلام در شب معراج، خداوند را با چشم ظاهرى ديده است. براى برطرف شدن اين اشتباه، لازم است موارد مذكور را بررسى كنيم.

قرآن كريم در تشريح وقايع شب معراج مى فرمايد:

(أَفَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى. وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى )[۱۳۸] ;

«آيا با او در آن چه كه ديده است، به مجادله بر مى خيزيد؟ چرا مجادله مى كنيد او وى (فرشته وحى ) را يك بار ديگر نيز ديده است».

برخى از نويسندگان در تفسير و ارجاع ضماير آيات مذكور، دچار اشتباه شده اند و تصور كرده اند كه مقصود، رؤيت خداست ; در حالى كه محور بحث در دو فراز گذشته، جبرئيل امين است ; از آن جا كه مشركان رؤيت فرشته وحى را در واقعه معراج پيامبر تكذيب مى كردند، قرآن با صلابت، بر صحت آن تأكيد مى كند و مى فرمايد: اين رؤيت، چيز عجيب و جديدى نبوده است ; بلكه حضرت پيامبر، فرشته امين را يك بار ديگر هم به هنگام نزول وحى، مشاهده كرده است[۱۳۹].

همچنين روايتى كه منشأ ايجاد شبهه فوق شده است، روايتى به نقل از پيامبر است كه در ضمن توصيف وقايع معراج فرمود:

«فرايت ربى[۱۴۰] ;

سپس پروردگارم را مشاهده كردم».

بايد توجه داشت كه با توجه به براهين عقلى و امتناع از رؤيت حسى، مقصود از عبارت مذكور، رؤيت و ديدن قلبى و با چشم دل است ; چنان كه پيامبر(صلى الله عليه وآله)در حديثى ديگر، به صراحت به اين مطلب اشاره مى كند و مى فرمايد:

 «فرأيته بقلبى و ما رأيته بعينى»[۱۴۱] ;

با قلب خود، خدا را مشاهده كردم ; ولى با چشم سر، او را نديدم».

جالب اين كه ظاهراً اين پرسش در ميان مسلمان صدر اسلام نيز مطرح بوده است ; چنان كه محمد بن فضيل نقل مى كند كه از امام رضا(عليه السلام) پرسيدم: آيا پيامبر گرامى اسلام، خدا را مشاهده كرده است؟ حضرت فرمود: 

«نعم بقلبه اما سمعت الله عزوجل يقول ما كذب الفؤاد ما رأى اى لم يره بالبصر ولكن راه بالفؤاد[۱۴۲] ;

آرى، پيامبر، خدا را با قلب خود مشاهده كرد. آيا نشنيده اى اين سخن خدا را كه درباره معراج پيامبر فرمود: قلب، تكذيب نكرد آن چه را ديده بود ; يعنى خدا را با چشم نديده بود ; بلكه با قلب، مشاهده كرده بود».

 

۳. اگر مجرد قابل ديده شدن نيست، پس چگونه پيامبر توانست فرشته وحى را ببيند ; در حالى كه ملائكه هم مانند خداوند، مجرد هستند و اگر گفته شود كه ملائكه بعد از تمثل و تجسم به شكل هاى ديگر، قابل رؤيت مى شدند، باز مى گوييم چرا خداوند، نمى تواند به شكل يك موجود مادى مجسم شود؟

 

پاسخ اين است:

 

اولا:

 

اصل مجرد بودن ملائكه، ثابت نيست ; بلكه ممكن است آنها مانند جن، موجوداتى جسمانى باشند.

 

ثانيا:

 

اگر ملائكه مجرد باشند، مجرد بودن ملائكه، با مجرد بودن خداوند، فرق دارد ; زيرا خداوند، مجرد محض است و وجود خالص و نامحدود است و ماهيت ندارد ; ولى ملائكه، موجوداتى مجرد و همراه با ماهيت و محدوديت هستند و مجردى كه ماهيت داشته باشد، قابليت تمثل به شكل هاى مادى و محدود را دارا مى باشد ; پس آيات مذكور، دلالت بر ديدن خداوند ندارند[۱۴۳].

 

[۱۳۶]. جعفر سبحانى، الهيات و معارف اسلامى، ص ۱۳۵ .
[۱۳۷]. انعام (۶ )، آيه ۱۰۴ .
[۱۳۸]. نجم (۵۳ )، آيات ۱۲ و۱۳ .
[۱۳۹]. منشور جاويد، ج ۶، ص ۱۸۴ .
[۱۴۰]. بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۳۷۳ ; به نقل از تفسير قمى .
[۱۴۱]. احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ص ۴۸ .
[۱۴۲]. شيخ صدوق، التوحيد، ص ۱۱۷ .
[۱۴۳]. ر.ك: محسن اديب بهروز، معراج از ديدگاه قرآن و روايات ; ابوعلى سينا، معراج نامه ; سيد عبدالحسين دستغيب، معراج  .
منبع: هدانا برگرفته از پرسش ها و پاسخ ها  «پیامبراعظم – سیره و تاریخ».

حتما بخوانيد

ویژه نامه امامت پژوهی

 

[به این نوشته امتیاز بدهید]
[total: 0 امتیاز: ۰]
🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.