وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

ترس از ازدواج بخاطر رابطه در گذشته

ترس از ازدواج بخاطر رابطه در گذشته

عذاب وجدان دختر

پرسش 23 .  من اصلاً روم نمى شه اين سؤال را بپرسم. من وقتى 13سال داشتم با يك پسر دوست شدم و با او برخلاف ميلم رابطه جنسى داشتم. من دخترى بودم كه دوست داشتم فقط با همسر آينده ام اين رابطه را داشته باشم ولى او مرا برخلاف ميلم مجبور مى كرد. نمى دانم چرا بار اول كه در ماشين در حال حركت اين اتفاق افتاد ترسيدم و نتوانستم از خودم دفاع كنم. به او گفته بودم كه من از سر كنجكاوى با تو دوست شدم كه ببينم چرا دختر و پسرها با هم دوست مى شوند. مى خواستم تجربه كنم ولى نمى دانستم كار به اينجا مى كشد. من در رابطه با رابطه جنسى چيزى نمى دانستم يعنى چيزهايى كه الان مى دانم را اگر آن موقع مى دانستم اصلاً رفاقت نمى كردم. من به او گفته بودم كه نمى خواهم چنين رابطه اى داشته باشم ولى او مى گفت اگر اين كار را با او نكنم ديگر با من ازدواج نمى كند. من اصلاً فكر ازدواج در سر نداشتم.

بچه بودم چيزى نمى دانستم و چيزى نمى فهميدم. گول خوردم. فقط چون اين رابطه را با او داشتم ديگر نمى توانستم قبول كنم كه با مرد ديگرى ازدواج كنم. دوست ندارم به همسر آينده ام خيانت كنم. مى گفتم ديگه تمام شد من مجبورم با او با وجود تنفر با تمام وجودم از او، ازدواج كنم. بعد از آن ماجرا من از همه پسرها و مردها متنفر شدم. حتى باعث افسردگى خيلى شديد در من شد. از همه چيز  مى ترسيدم. به هيچ چيز اعتماد نداشتم. به دكتر روانپزشك هم مراجعه كردم ولى هيچ فايده اى نداشت. تنها راه نجات من خدا بود. او بود كه به من در آن دوران عذاب وجدان مى داد تا اين كار را نكنم و بيشتر از اين غرق نشوم. در رابطه با اين موضوع خانواده ام چيزى نمى داند. من 5سال به كلاس هاى خداشناسى و اخلاق رفتم. خيلى در زندگى من تأثير داشت و به من خيلى روحيه داد و من را 180 درجه عوض كرد و من خيلى به خدا نزديك شدم. از خود تعريف نباشد به خدا من سرشت پاكى دارم و 8سال است كه اين درد و عذاب وجدان را به دنبال خود مى كشم. همه راجع به من يه جور ديگه فكر مى كنن. من رابطه شديد جنسى با او نداشتم ولى در دختر بودنم شك دارم. من كسى را دوست دارم (در دلم) ولى نمى توانم قبول كنم كه به او خيانت كنم و منصرف مى شوم. دو دل هستم. نمى توانم قبول كنم كه خودم را به جاى يك دختر پاك دامن براى كسى جا بزنم. با خودم در رابطه با رفتن به پيش دكتر و تبديل خودم به دختر نمى توانم كنار بيايم. يعنى اين را گناه بزرگى مى دانم و خيانت.

پشيمانى پس از اشتباه و خويشتن دارى و پاى بندى شما به ايمان و اخلاق قابل تقدير و ستايش است، توصيه مى كنيم هر چه زودتر در صورتى كه خواستگار داشتيد، ازدواج كنيد و افكار منفى را از خود دور كنيد.

احساس گناه در اين زمينه تا حدى سازنده است و روى شما تأثير مثبت داشته، ولى اگر به صورت افراطى درآيد، باعث تأثير منفى و نااميدى و افسردگى و مانند آن خواهد شد، بنابراين شما كه اكنون نسبت به عمل گذشته خود پشيمان هستيد و مدت چندسال است كه آن را ترك كرده ايد، نبايد در اين  زمينه نگران باشيد. خداوند بسيار بخشنده و مهربان است و توبه كنندگان را دوست دارد.

ازدواج شما شرعا اشكالى ندارد. دخترى كه بكارت ندارد اگر بخواهد با مردى ازدواج نمايد، لازم نيست به او تذكر دهد و چنانچه مرد در هنگام خواستگارى و عقد شرط بكارت ننمايد و يا صحبتى از بكارت نكند و صرفا به گمان اين كه دختر باكره است اقدام به ازدواج نمايد و پس از عقد متوجه شود «حق فسخ عقد را ندارد» و تنها حقى كه براى شوهر ثابت است از مهريه تعيين شده نصف آن را كسر كند البته اگر شوهر هنگام عقد با صراحت، بكارت را شرط كرده باشد و يا دختر هنگام عقد يا خواستگارى خود را به باكره بودن توصيف كرده باشد و عقد ازدواج مبتنى بر آن واقع شده باشد پس از كشف خلاف شوهر مى تواند عقد را فسخ نمايد.[11]

بنابراين با احتمال اين كه به ارزش دخترى شما آسيبى وارد نشده و يا با گذر زمان ترميم شده است بدون مطرح كردن اين موضوع و به طور عادى براى ازدواج اقدام كنيد و طورى رفتار نكنيد كه خودتان موجب لو دادن موضوع شويد و به دست خودتان حيثيت شما تهديد شود و همچنان به صورت عادى به زندگى خود ادامه دهيد و بدانيد كه خدا شما را دوست داشته كه آبروى شما را حفظ نموده است و خودش هم ادامه زندگى را تأمين مى كند فقط به اين شرط كه ديگر خطا تكرار نشود و واقعا توبه نماييد. عدم ازدواج و تأخير در آن به صلاحتان نيست و بيشتر در موضع اتهام قرار مى گيريد و ناراحت نمودن والدين هم شايسته نيست.

[11]. برگرفته از: تحريرالوسيله، باب نكاح، تدليس مسئله 14.

  • منبع: هدانا برگرفته از پرسمان، کتاب پرسش و پاسخ خواستگارى .

حتما بخوانيد

ویژه نامه مشاوره و زندگی دینی

1 نظر
  1. ناشناس می گوید

    عزیز دلم وقتی خدا به اون بزرگی تو رو بخشیده ک تونستی هنوز توی راهش باشی و برای رسیدن بهش تلاش کنی دیگران و حتا خودت چیکاره‌ای! همین ک تو خودت عذاب وجدان داری یعنی غفران خدا…. آیه آخر سوره عنکبوت چی میگه !؟ کسی ک برای راه من بجنگه خودم راه رو نشونش میدم و در عوض سوره انفال چی میگه هر کس رو بخوام مهر روی قلبش میزنم ک صدای من رو نشنوه. ب نظر منم ازدواج کن. تو ک از خدا غیورتر نیستی!؟ وقتی تو رو میبخشه ادانه بده به زندگی. من ی پزشکم و بهت میگم اصلا لازم نیست بهش بگی.

نظر شما درباره این مطلب:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.