وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

اعتبار احادیث بحار الانوار چگونه است

بحار را باید یک اثر جامع و گرانبها برای فقها و محدثین نامید، و خود علامه هم از چنین پروژه عظیمی که در تاریخ شیعه نظیر نداشته در ابتدای بحار با عظمت یاد می کند و اگر اشکالاتی جزئی از جهت بشری بر چنین پروژه عظیمی وارد باشداز عظمت آن نمی کاهد.

اعتبار احادیث بحار الانوار چگونه است

پاسخ حجت الاسلام مهدی یوسف وند

بحار الانوار اثر جامعی از روایات اهل البیت علیهم اسلام است، مرحوم علامه مجلسی در یک فعالیت طاقت فرسا در طول سالیان متمادی به جمع آوری این کتاب به همراه تیمی از شاگردان و عالمان زمان خود پرداخته است.

هدف علامه همانطور که از سیاق کار او هویداست بر جمع آوری انواع روایات اهل البیت علیهم اسلام است حالا چه صحیح و چه ضعیف تا در اولین گام از بین نروند، و در گام بعد در تبویب خاص خود قرار بگیرند که دسترسی راحت و جامع تری داشته باشند.

ایشان در ذیل برخی از روایات نقد ها و تذکرات خود را می نویسد که نشان می دهد هدف او صرفا جمع آوری بوده نه اینکه مبنا را بر جمع آوری و نقل احادیث صحیح قرار داده باشد. برای مثال گاهی مجلسی روایتی را مثلا به خاطر این که شیخ صدوق نیز آن را روایت کرده است، نقل می کند اما در انتهای روایت می نویسد: «در نظر من اين خبر بسیار عجیب و غريب است و من به آن اعتماد ندارم چون از اصل معتبرى نيست، گرچه به صدوق نسبت داده شده است.» (بحار الانوار جلد ۵۴ ص ۳۴۱)

علت این کار در ابتدا ۱- ایجاد یک دایره المعارف منظم است که چه روایاتی باقی مانده، و باید حفظ شود و به نسل بعد منتقل شود تا هر فقیه بر اساس مبانی خود به نقد و بررسی آن بپردازد.

۲- بحار یک کتاب جامع برای مجتهدان، محدثان و دانشمندان فن خود می باشد و کتابی نیست که صرفا برای عموم نوشته شده باشد. لذا ایشان با همین رویکرده که مخاطب کتاب چه کسی است کتاب را تدوین می کند و این از سیاق جمع آوری مشخص است.

۳-گاهی خود روایات ضعیف هم اهمیت دارند، از این حیث که نشان دهنده جعلیاتی است که به معصومین نسبت داده می شده و فقیه می تواند با مقایسه آن با روایات صحیح و قرآن به خلاف بودن آن پی ببرد، ما می فهمیم که جبهه مخالفان در چه جنبه هایی به اهل البیت نسبت ناروا می زده اند و چه حدیث سازی اتفاق می افتاده است، فضای عصر معصومین را بهتر می فهمیم و شیوه برخورد اهل البیت با این مخالفان در روایات صحیح چه بوده است. 

۴-در یک فرآیند کلی محدثان بزرگی مثل کلینی، مفید، صدوق و … خط اصلی روایی اهل البیت  را حفظ کرده و کتب را از جعلیات و روایات ضعیف مصون نگاه داشته اند اما اگر برای نمونه نوادری در کتب ایشان و علامه مجلسی هست یا در نظر ایشان با وجود ده ها روایات دیگر قابل توجیه و جمع بندی بوده است که مجتهد به راحتی به آن می رسد یا بخاطر اغراض دیگری بوده است برای مثال از متن روایات می توان راویان را شناخت، لذا اگر تمام احادیث جعلی را بزرگان از کتابها حذف می کردند، چه بسا شناخت درستی از راویانی که خلط بین روایات صحیح و جعلی می کرده اند پیدا نمی شد و امکان بررسی را از عالمان نسلهای بعد می گرفتند.

۴-باید دانست روایات درجه و طبقات خودشان را دارند، گاهی صحیح، حسن، موثق و … است چه بسا اگر علامه اقدام به حذف برخی روایات می کرد، از منظر دانشمندان دیگر آن روایات مقبول می بود، یا روایاتی که دارای اشکال می نماید در تفسیر یا جمع بندی دیگر آن اشکالات را نداشته باشد. لذا علامه مجلسی در ابتدا اکثر روایات را در اختیار فقیهان و محدثان قرار داده تا بر اساس اجتهاد خود بدان بپردازند، اساسا بحار یک کتاب تخصصی برای اهل فن خودش می باشد. در هر حال مرحوم مجلسی اکثر روایات را نقل کرده است در برخی از موارد برخی از احادیث که مشتمل بر گرایشات عرفانی و صوفیانه است را حذف می کند برای مثال ایشان خطبه البیان، یا ذیل دعای عرفه را در بحار نیاورده است.

آنچه که هست این است که بحار را باید یک اثر جامع و گرانبها برای فقها و محدثین نامید، و خود علامه هم از چنین پروژه عظیمی که در تاریخ شیعه نظیر نداشته در ابتدای بحار با عظمت یاد می کند و اگر اشکالاتی جزئی از جهت بشری بر چنین پروژه عظیمی وارد باشداز عظمت آن نمی کاهد.

حال مناسب است نظر مرحوم امام خمینی را دراین باره با هم در ادامه بخوانیم.

امام خمینی
امام خمینی

 کتاب بحار الانوار که تأليف عالم بزرگوار و محدث عالیمقدار محمدباقر مجلسی است مجموعه ای است از قریب چهارصد کتاب ورساله که در حقيقت يك كتابخانه کوچکی است که با يك اسم نام برده میشود ، صاحب این کتاب چون دیده کتابهای بسیاری از احادیث است که بواسطه کوچکی و گذشتن زمانها از دست میرود تمام آن کتابهارا بدون آنکه التزام بصحت همه آنها داشته باشد در يك مجموعه باسم بحار الانوار فراهم کرده و نخواسته کتابی عملی بنویسد یا دستورات وقوانين اسلام را در آنجا جمع کند تا در اطراف آن بررسی کرده و درست را از غیردرست جدا کند.

در حقیقت بحار خزانه ی همه اخباری است که پیشوایان اسلام نسبت داده شده چه درست باشد یا نادرست در آن کتابهائی هست که خود صاحب بحار آنهارا درست نمیداند و او نخواسته کتاب عملی بنویسد تاکسی اشکال کند که چرا این کتاب هارا فراهم کردی پس نتوان هر خبری که در بحار است برخ دینداران کشید که آنخلاف عقل ياحس است چنانکه نتوان بی جهت اخبار آنرا رد کرد که موافق سليقه مانیست بلکه در هر روایتی باید بررسی شود و آنگاه بامیزانهائی که علماء دراصول تعیین کردند عملی بودن یا نبودن آنرا اعلان کرد. کشف الاسرار، ص ۳۱۹-۳۲۰

 


اعتبار همه احادیث بحارالانوار 

در مورد بحارالانوار آیا می توان به همه احادیث آن اطمینان کرد زیرا بعضی احادیث هستند که چندان منطقی به نظر نمی رسد؟
در پاسخ به این پرسش نکات ذیل قابل توجه است :
۱- پاسخ اجمالیبه این پرسش این است که کتاب ارزشمند بحار الانوار که در واقع یک دائره المعارف بزرگ شیعه است مشتمل بر احادیثی است که برخی صحیح و برخی ضعیف است و به همین دلیل نیازمند بحث سندی و رجالی و متنی است .
۲- پاسخ مفصل به این پرسش چنین است :
علامه مجلسی (ره ) و کسانی که همانند ایشان بوده و هستند, دارای دو گونه کار در زمینه احادیث اند :
۱- گردآوری و طبقه بندی , ۲- نقد و بررسی .
کسی که اندک اطلاعی در مورد آثار علامه مجلسی (ره ) داشته باشد به آسانی در می یابد که روش آن مرحوم در بحارالانوار گردآوری و طبقه بندی بوده است . کاری که هر محققی در آغاز کار تحقیق باید به آن بپردازد. کار علامه مجلسی در زمان خود کار بسیار لازم و ضروری بوده است ; چرا که شیعه قرن ها در تحت فشار دستگاه های حکومتی بوده و از همین رو بسیاری از احادیث و آثار آن نابود شده بود و یا در خطر نابودی قرار داشت . بقای کتاب و حدیث نیز در آن زمان به نوشتن و انتشار دستی وابسته بوده است . از این رو اگر کتابی نوشته نمی شد واز روی آن نسخه های متعدد منتشر نمی گردید, از بین می رفت ; چنان که آثار فراوانی از بزرگان عالم اسلام به همین دلیل و به دلیل حوادث و پیشامدها, از بین رفته است . علامه مجلسی (ره) در روزگار کوتاهی که فرصتی برای شیعه پدید آمده بود (نسبت به تاریخ اسلام ) همت نهاد و کتاب های رو به نابودی شیعه را از اقصی نقاط عالم اسلام گردآوری و به طبقه بندی احادیث و تبویب آنها همت گماشت , حاصل این کار مجموعه گران قدر ‹‹بحارالانوار›› و نیز ‹‹عوالم بحرانی ›› است . شأن محقق در مرحله تتبع تنها گردآوری است .
علامه مجلسی (ره) چهره دیگری دارد که آن چهره نقد و بررسی است . کتاب شریف ‹‹مرآه العقول ›› -که شرح و نقد علمی ودقیق کتاب گران قدر کافی است – این جایگاه علامه را به روشنی آشکار می سازد. متأسفانه برخی که از وادی تحقیق دورند, تنها یک چهره کار را دیده اند; گرچه آن نیز در جای خود کاری لازم و ضروری بوده است (گردآوری ) و اگر بنا باشد محدث روایاتی را که فقط به نظر او صحیح می رسد گردآوری کند, این کار عوارض بسیار نامطلوبی را در پی خواهد داشت :
اولا, بسیاری از احادیث به دلیل عدم نقل (به ویژه در گذشته ها) متروک و محجور می ماند و کم کم از بین می رفت .
ثانیا, نظر محدث نوعا نظری است اجتهادی که بر طبق مبانی خود آن را برمی گزیند. چه بسیار مواردی که محدثی حدیثی را صحیح می داند ولی محدث دیگر بر طبق ادله آن را رد می کند و برعکس . بنابراین حذف روایات , بستن راه تحقیق به روی دیگران است . چه بسا امروز حدیثی فهمیده نشود; ولی فردا همان حدیث راه گشای آیندگان باشد و… و یا با نقطه نظرهای اجتهادی تازه , راه برای اثبات صحت سند آن فراهم گردد.
۳-در مورد غیر منطقی بودن و یا خرافی بودن برخی احادیث به نظر ما باید گفت : «خرافه»؛ یعنی چیزى که فاقد سند و مدرک باشد و مردم بدون هیچ اصل و ریشه اى بدان معتقد باشند که موارد آن ممکن است که زیاد هم باشد. در برخورد با مسائل دینی یک سری از آنها پایه و اساس و مدرک دارند و یک سری دیگر این گونه نیست و ممکن است از خرافات و جعلیات محسوب شوند. در شناخت این دو گونه می توان گفت ملاک شناخت حقیقت در حوزه معارف دینى دو منبع اصلى دارد که عبارت است از وحى و عقل. اگر هر یک از عقل یا وحى موضوعى را تأیید نمود به عنوان حقیقت مى پذیریم. البته باید توجه داشت که استفاده از عقل و وحى ضوابطى دارد که دانشمندان مسلمان در تنقیح آن ضوابط زحمات بسیارى کشیده اند و باید به آن ضوابط توجه نمود. بعد از این مقدمه توجه شما را به چند نکته جلب مى کنیم:
اول : عقل توانایى درک همه ى حقایق را ندارد و یکى از حکمت هاى نیاز به وحى نیز همین نکته مى باشد.
دوم : علوم تجربى در حوزه خودش قابل استناد است که البته محدود به امور مادى مى باشد.
سوم :حرف عدم درک یک چیز موجب انکار آن نمى شود، اگر در روایات معتبر براى انگشتر عقیق خواصى ذکر شده که ما از درک آن از طریق عقل یا تجربه عاجزیم، نباید منکر گردیم. چرا که از یک سو عقل ناتوان است و از سوى دیگر بسیارى از امور به مرور زمان در علوم تجربى روشن مى گردد. ما به استناد علم کامل و عصمت معصومین(ع) از کلمات آنان تبعیت مى کنیم و علم و عصمت آنان را با ادله قطعى، عقلى و نقلى اثبات مى کنیم. بنابر این در شناخت خرافه از حقیقت تکیه گاه اصلى معیارهاى شناخت است.


براى آگاه از معیارهاى شناخت و ارزش معلومات نگاه کنید:
۱. آیة الله جوادى آملى، معرفت شناسى در قرآن، اسراء، قم.
۲. علامه طباطبایى، اصول فلسفه و روش رئالیسم با پاورقى هاى شهید مطهرى، مقاله چهارم.پرسمان

🔗 لینک کوتاه

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.