وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آیا قبل از حضرت آدم انسان های دیگری بوده اند

آیا قبل از حضرت آدم انسان های دیگری بوده اند

 

آيا همه انسان ها از نسل حضرت آدم (علیه السلام)  هستند و انسان ديگرى قبل از او در زمين نبوده است؟ كشفيّات علمى خلاف آن را مى گويد.

 

در پاسخ به اين پرسش به نكاتى اشاره مى شود. خداوند در سوره نساء آيه يكم مى فرمايد:

«الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثِيراً وَ نِساءً».

 

از ظاهر سياق و بافت آيه بر مى آيد، مراد از «نفس واحده» حضرت آدم (علیه السلام)  و منظور از «زوجها» حضرت حوّا مى باشد كه پدر و مادر نسل  انسانند و ما نيز از آن نسل هستيم. از آيه شريفه نيز استفاده مى شود كه نسل موجود از انسان تنها به آدم و همسرش باز مى گردد و جز اين دو نفر، هيچ كس ديگرى در انتشار اين نسل دخالت نداشته است[۱].

 

در تاريخ يهود بيان شده كه عمر نوع بشر از روزى كه در زمين آفريده شده تاكنون، بيش از هفت هزار سال نيست. ليكن دانشمندان زمين شناسى «ژئولوژى» بر اين باورند كه عمر نوع انسان بيش از ميليون ها سال است و بر  اين گفتار خود، از فسيل آثارى از انسان ها و نيز اسكلت هاى سنگ شده انسان هاى كهن، شواهد و دلايلى ذكر نموده اند كه عمر هر يك از آنها بر اساس معيارهاى علمى اين رشته بيش از پانصد هزار سال است.

 

امّا ادلّه اى كه اين كارشناسان بيان كرده اند، قانع كننده نيست؛ زيرا دليلى نيست كه بتواند اثبات كند اين فسيل ها، بدن سنگ شده اجساد همين انسان هاى امروزى است؛ و نيز دليلى وجود ندارد كه بتواند اين احتمال را رد نمايد كه اين اسكلت هاى سنگ شده مربوط به يكى از ادوارى است كه انسان هايى در زمين زندگى مى كرده اند، چون ممكن است چنين بوده باشد و دوره ما انسان ها پيوسته به دوره فسيل هاى نامبرده نباشد؛ بلكه انسان هايى قبل از آفرينش آدم ابوالبشر در زمين زندگى مى كرده و سپس منقرض شده اند، و اين پيدايش انسان ها و انقراضشان تكرار شده باشد تا پس از چند دوره نوبت به نسل حاضر رسيده باشد[۲].

 

از برخى آيات قرآن ممكن است استفاده شود كه پيش از آفرينش حضرت آدم ابوالبشر، انسان هايى ديگر در اين زمين زندگى مى كرده اند؛ مانند آيه شريفه ۳۰ سوره بقره كه مى فرمايد:

«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ…»؛ «و زمانى كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: مى خواهم در زمين جانشينى قرار بدهم، گفتند: در زمين كسانى را مى گذارى كه در آن فساد كنند و خون ها بريزند؟».

 

پرسش مهم اين است كه فرشتگان پيش از خليفه شدن آدم (علیه السلام)  در زمين، از كجا مى دانستند كه او در زمين فساد نموده و خون ها مى ريزد؟

 

علاّمه طباطبايى در پاسخ مى فرمايند كه فرشته ها مى دانستند انسان موجودى زمينى و مادّى است و مركّب از غضب و شهوت است؛ از سوى ديگر جهان مادّه و دنيا، جهان تزاحم و اصطكاك است و اگر انسان ها بخواهند يك زندگى اجتماعى داشته باشند، منجر به درگيرى و خونريزى خواهد شد؛ از اين رو اين پرسش را مطرح كردند. ايشان در پاسخ به پرسش مذكور اين احتمال را نيز بيان مى كنند كه فرشتگان، دوره ها و افرادى پيش از آدم (علیه السلام)  را ديده بودند و مى ديدند كه آنها در زمين مرتكب فساد و خونريزى مى شوند؛ از اين رو به خداوند گفتند: آيا در زمين انسانى مى آفرينى كه فساد انجام دهد و خون ها مى ريزد؟[۳]

 

در روايات متعدّدى از اهل بيت (علیهم السلام)  آمده كه پيش از دوره كنونى انسان، ادوار بسيارى از بشر در زمين زندگى مى كرده اند.

 

امام صادق (علیه السلام)  در پاسخ به اين پرسش كه آيا خداوند بشرى غير از انسان كنونى نيافريده؟ فرمودند: «بلى و اللّه لقد خلق اللّه تبارك و تعالى ألف ألف عالم و ألف ألف آدم و انت فى آخر تلك العوالم و اولئك الآدميين»[۴]؛  «آرى به خدا سوگند به طور قطع خداوند هزار هزار جهان و هزار هزار آدم (انسان) آفريد، در حالى كه تو در آخرين اين جهان ها و در جرگه آخرين آن آدم ها قرار دارى».

 

از امام باقر (علیه السلام)  روايت شده كه فرمودند: «خداى عزّ و جلّ از روزى كه زمين را آفريده، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض كرده است) كه هيچ يك از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبوده اند و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمين آفريده و نسلى را بعد از نسل ديگر ايجاد كرد و براى هر يك عالمى بعد از عالم ديگر پديد آورد، تا در آخر، آدم ابوالبشر را بيافريد و ذريّه اش را از او منشعب ساخت»[۵]. بنابراين از مجموعه شواهد تاريخى و متون دينى به دست مى آيد كه پيش از آفرينش حضرت آدم (علیه السلام)  احتمال انسان ها و عوالم ديگرى نيز وجود دارد. امّا در هر صورت آدم و حوّا عليهماالسلام از ويژگى خاصى در آفرينش و عقل و اراده بهره مند شدند و سرسلسله انسان هاى كنونى هستند.

 

[۱]. تفسير الميزان، ج ۴، ص ۱۴۲.
[۲]. همان، ج ۴، صص ۱۴۰-۱۳۹.
[۳]. تفسير الميزان، ج ۱، ص ۱۱۹.
[۴]. صدوق، الخصال، ج ۲، ص ۶۵۲، قم: جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ۱۳۶۲.
[۵]. بحارالأنوار، ج ۵۴، صص ۳۲۰-۳۱۹.

 

منبع: انسان شناسی – قسمت دوم (دفتر ۴۲ پرسش ها و پاسخ ها).

حتما بخوانيد

ویژه نامه دین پژوهی و اعتقادات

[به این نوشته امتیاز بدهید]
[total: 0 امتیاز: ۰]

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.