وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

سوره يـس

0

سوره يـس

سوره «یس» به گواهى احادیث متعدّدى که در این زمینه وارد شده، یکى از مهمترین سوره هاى قرآنى است، به گونه اى که در احادیث «قلب قرآن» نامیده شده است(1) و این به جهت محتواى مهمّ توحیدى آن است که محور همه مسائل اعتقادى است.در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) نیز آمده است:
«هر کس آن را در روز بخواند، در طول روز محفوظ و پرروزى خواهد بود و هر کس آن را شبانگاه پیش از آن که بخوابد تلاوت کند، خداوند هزار فرشته بر او مأمور مى کند که او را از هر شیطان رجیم و هر آفتى حفظ کنند…» و به دنبال آن فضایل مهمّ دیگرى نیز بیان مى فرماید.(2)
یادآورى لازم:
ناگفته پیداست پاداش هاى عظیمى که درباره این سوره و سایر سوره هاى قرآن در روایات آمده است، به معناى خواندن سطحى و بدون تدبّر و خالى از عمل نیست; شواهد فراوانى داریم که این برکات و پاداش ها مربوط به کسانى است که برنامه زندگى خود را با محتواى این سوره ها هماهنگ مى سازند.
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
یس (1) وَالْقُرْءَانِ الْحَکِیمِ (2) إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ (3) عَلَى صِرَط مُّسْتَقِیم(4)
یس. (1) سوگند به قرآن حکیم (و استوار). (2) که تو قطعاً از فرستادگان (خداوند) هستى، (3) بر راهى راست (قراردارى);(4)
تَنزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ (5) لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أُنذِرَ ءَابَآؤُهُمْ فَهُمْ غَـفِلُونَ(6)
(این قرآنى است که) از سوى خداوند توانا و مهربان نازل شده است; (5) تا قومى را انذار کنى که پدرانشان (هرگز) انذار نشدند، از این رو آنان غافلند.(6)
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَکْثَرِهِمْ فَهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ (7)
فرمان (الهى) درباره بیشتر آنها (به کیفر اعمالشان) تحقق یافته، به همین جهت ایمان نمى آورند. (7)
إِنَّا جَعَلْنَا فِى أَعْنَـقِهِمْ أَغْلَـلا فَهِىَ إِلَى الاَْذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ (8)
ما در گردنهاى آنان غلهایى طوقهایى] قرار دادیم که تا چانه ها ادامه دارد و سرهاى آنان را به بالا نگاه داشته است. (8)
وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَیْنَـهُمْ فَهُمْ لاَیُبْصِرُونَ (9)
و در پیش روى آنان سدّى قرار دادیم،و در پشت سرشان سدّى; و چشمانشان را پوشانده ایم، لذا نمى بینند. (9)
وَسَوَآءٌ عَلَیْهِمْ ءَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ (10)
براى آنان یکسان است: چه انذارشان کنى یا نکنى، ایمان نمى آورند. (10)
إنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَخَشِىَ الرَّحْمَـنَ بِالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَة وَأَجْر کَرِیم (11)
تو فقط کسى را مى توانى انذار کنى که از این یادآورى (الهى) پیروى کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد; سپس او را به آمرزش و پاداشى پرارزش بشارت ده. (11)
إِنَّا نَحْنُ نُحْىِ الْمَوْتَى وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَءَاثَـرَهُمْ وَکُلَّ شَىْء أَحْصَیْنَـهُ فِى إِمَام مُّبِین (12)
به یقین مامردگان را زنده مى کنیم و آنچه را از پیش فرستاده اند و آنچه را از خود باقى گذاشته اند; و همه چیز را در کتاب روشنگرى احصا کرده ایم. (12)
وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلا أَصْحَبَ الْقَرْیَةِ إِذْ جَآءَهَا الْمُرْسَلُونَ (13)
و براى آنها، اصحاب شهر (انطاکیه) را مثال بزن هنگامى که فرستادگان خدا به سوى آنان آمدند; (13)
إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ فَکَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِث فَقَالُواْ إِنَّآ إِلَیْکُم مُّرْسَلُونَ (14)
در آن زمان که دو نفر (از رسولان خود) را به سوى آنها فرستادیم، امّا آنان فرستادگان (ما) را تکذیب کردند;پس براى تقویت آن دو،شخص سوّمى را فرستادیم; و آنها گفتند: «ما فرستادگان (خدا) به سوى شما هستیم.» (14)
قَالُوا مَآ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمَنُ مِن شَىْء إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ تَکْذِبُونَ (15)
امّا آنان (در جواب) گفتند: «شما جز بشرى همانند ما نیستید، و خداوند رحمان چیزى نازل نکرده، شما فقط دروغ مى گویید.» (15)
قَالُوا رَبُّنَا یَعْلَمُ إِنَّآ إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ (16) وَمَا عَلَیْنَآ إِلاَّ الْبَلَـغُ الْمُبِینُ (17)
(فرستادگان ما) گفتند: «پروردگار ما مى داند که ما قطعاً فرستادگان (او) به سوى شما هستیم، (16) و بر عهده ما چیزى جز ابلاغ آشکار نیست.» (17)
قَالُواْ إِنَّآ تَطَیَّرْنَا بِکُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُواْ لَنَرْجُمَنَّکُمْ وَلَیَمَسَّنَّکُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ (18)
آنان گفتند: «ما شما را به فال بد گرفته ایم (وشما را شوم مى دانیم)،واگر (از این سخنان) دست برندارید شما را سنگسار خواهیم کرد و عذاب دردناکى از ما به شما خواهد رسید! (18)
قَالُواْ طَـئِرُکُم مَّعَکُمْ أَئِن ذُکِّرْتُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ (19)
(فرستادگان) گفتند: «اگر درست بیندیشید فال بد شما با خود شماست، بلکه شما گروهى اسرافکارید.» (19)
وَجَآءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعَى قَالَ یَـقَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ (20)
و مردى (با ایمان) از دورترین نقطه شهر با شتاب آمد، گفت: «اى قوم من! از فرستادگان (خدا) پیروى کنید. (20)
اتَّبِعُوا مَن لاَّ یَسْئَلُکُمْ أَجْراً وَهُم مُّهْتَدُونَ (21)
از کسانى پیروى کنید که از شما اجر و پاداشى نمى خواهند و خود هدایت یافته اند. (21)
وَمَا لِىَ لاَ أَعْبُدُ الَّذِى فَطَرَنِى وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (22)
چرا کسى را پرستش نکنم که مرا آفریده، و همگى به سوى او بازگشت داده مى شوید؟! (22)
ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ ءَالِهَةً إِن یُرِدْنِ الرَّحْمَـنُ بِضُرّ لاَّ تُغْنِ عَنِّى شَفَـعَتُهُمْ شَیْئاً وَلاَ یُنقِذُونِ (23)
آیا غیر از او معبودانى را انتخاب کنم که اگر خداوند رحمان بخواهد زیانى به من برساند، شفاعت آنها کمترین فایده اى براى من ندارد و مرا (از مجازات او) نجات نخواهند داد؟! (23)
إِنِّى إِذاً لَّفِى ضَلَـل مُّبِین (24) إِنِّى ءَامَنتُ بِرَبِّکُمْ فَاسْمَعُونِ (25)
اگر چنین کنم،در گمراهى آشکارى خواهم بود. (24) (به همین دلیل) من به پروردگارتان ایمان آوردم;پس به سخنان من گوش فرا دهید.» (25)
قِیلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ یَـلَیْتَ قَوْمِى یَعْلَمُونَ (26) بِمَا غَفَرَ لِى رَبِّى وَجَعَلَنِى مِنَ الْمُکْرَمِینَ (27)
(سرانجام او را شهید کردند و) به او گفته شد: «وارد بهشت شو.» گفت: «اى کاش قوم من مى دانستند… (26) که پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامى داشتگان قرار داده است!» (27)
وَمَآ أَنزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُند مِّنَ السَّمَآءِ وَمَا کُنَّا مُنزِلینَ (28)
و ما بعد از او بر قومش هیچ لشکرى از آسمان نفرستادیم، و هرگز سنّت ما براین نبود; (28)
إِن کَانَتْ إِلاَّ صَیْحَةً وَحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَـمِدُونَ (29)
(بلکه) فقط یک صیحه آسمانى بود و ناگهان همگى خاموش شدند. (29)
یَـحَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِم مِّن رَّسُول إِلاَّ کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِءُونَ (30)
افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبرى به سراغ آنان نیامد مگر این که او را استهزا مى کردند! (30)
أَلَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَیْهِمْ لاَیَرْجِعُونَ (31)
آیا ندیدند چه قدر از اقوام پیش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کردیم که آنها هرگز به سوى ایشان باز نمى گردند (و زنده نمى شوند)؟! (31)
وَإِن کُلٌّ لَّمَّا جَمِیعٌ لَّدَیْنَا مُحْضَرُونَ (32) وَءَایَةٌ لَّهُمُ الاَْرْضُ الْمَیْتَةُ أَحْیَیْنَـهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبّاً فَمِنْهُ یَأْکُلُونَ (33)
و همه آنان (روز قیامت) نزد ما احضار مى شوند. (32) و زمین مرده براى آنها نشانه اى (از عظمت خدا) است که ما آن را زنده کردیم و دانه (هاى غذایى) از آن خارج ساختیم که از آن مى خورند; (33)
وَجَعَلْنَا فِیهَا جَنَّـت مِّن نَّخِیل وَأَعْنَـب وَفَجَّرْنَا فِیهَا مِنَ الْعُیُونِ (34)
و در آن باغهایى از نخلها و انگورها قرار دادیم و چشمه هایى در آن جارى ساختیم، (34)
لِیَأْکُلُوا مِن ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ أَفَلاَ یَشْکُرُونَ (35)
تا از میوه آن بخورند در حالى که با دست خود آن را به عمل نیاورده اند. آیا شکر (خدا را) به جا نمى آورند؟! (35)
سُبْحَـنَ الَّذِى خَلَقَ الاَْزْوَجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الاَْرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لاَ یَعْلَمُونَ (36)
منزّه است کسى که تمام زوجها را آفرید، از آنچه زمین مى رویاند، و از خودشان، و از آنچه نمى دانند. (36)
وَءَایَةٌ لَّهُمُ الَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ (37)
شب (نیز) براى آنها نشانه اى است (از عظمت خدا); ما روز را از آن برمى گیریم، در این هنگام آنان در تاریکى فرو مى روند. (37)
وَالشَّمْسُ تَجْرِى لِمُسْتَقَرّ لَّهَا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ (38)
و خورشید (نیز براى آنها آیتى است) که پیوسته به سوى قرارگاهش در حرکت است; این تقدیر خداوند توانا و داناست. (38)
وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ (39)
و براى ماه منزلگاههایى قرار دادیم، (و هنگامى که این منازل را طى کرد) سرانجام بصورت شاخه کهنه (قوسى شکل و زرد رنگ) خرما درمى آید. (39)
لاَالشَّمْسُ یَنبَغِى لَهَا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلاَ الَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِى فَلَک یَسْبَحُونَ (40)
نه خورشید را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشى مى گیرد; و هر یک در مسیر خود شناورند. (40)
وَءَایَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّیَّتَهُمْ فِى الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ (41) وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا یَرْکَبُونَ (42)
نشانه اى (دیگر از عظمت پروردگار) براى آنان این است که ما فرزندانشان را در کشتیهایى پر (از وسایل و بارها) حمل کردیم. (41) و براى آنها مرکبهاى (دیگرى) همانند آن آفریدیم. (42)
وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلاَ صَرِیخَ لَهُمْ وَلاَ هُمْ یُنقَذُونَ (43) إِلاَّ رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَـعاً إِلَى حِین (44)
و اگر بخواهیم آنها را غرق مى کنیم بطورى که نه فریادرسى داشته باشند و نه نجات داده شوند. (43) مگر این که رحمت ما (شامل حالشان شود)، و تا زمان معیّنى (از این زندگى) بهره گیرند. (44)
وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَیْنَ أَیْدِیکُمْ وَمَا خَلْفَکُمْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (45)
و هر گاه به آنها گفته شود: «از آنچه پیش رو و پشت سر شماست (از عذاب دنیا و آخرت) بپرهیزید تا مشمول رحمت الهى شوید.» (اعتنا نمى کنند).(45)
وَمَاتَأْتِیهِم مِّنْ ءَایَة مِّنْ ءَایَتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ کَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِینَ (46)
و هیچ آیه اى از آیات پروردگارشان براى آنها نمى آید مگر این که از آن روى گردان مى شوند. (46)
وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللهُ قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ ءَامَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ یَشَاءُ اللهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ فِى ضَلَل مُّبِین (47)
و هنگامى که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزى کرده انفاق کنید.»، کافران به مؤمنان مى گویند: «آیا ما کسى را اطعام کنیم که اگر خدا مى خواست او را اطعام مى کرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد و) شما فقط در گمراهى آشکارید.» (47)
وَیَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن کُنتُمْ صَـدِقِینَ (48)
آنها مى گویند: «اگر راست مى گویید، این وعده (قیامت) کى خواهد بود؟!» (48)
مَا یَنظُرُونَ إِلاَّ صَیْحَةً وَحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ یَخِصِّمُونَ (49)
(امّا) جز این انتظار نمى کشند که یک صیحه عظیم (آسمانى) آنها را فرا گیرد، در حالى که مشغول جدال (در امور دنیا) هستند. (49)
فَلاَ یَسْتَطِیعُونَ تَوْصِیَةً وَلاَ إِلَى أَهْلِهِمْ یَرْجِعُونَ (50)
و (چنان غافلگیر مى شوند که حتّى) نمى توانند وصیّتى کنند و نه به سوى خانواده خود باز گردند. (50)
وَنُفِخَ فِى الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الاَْجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ یَنسِلُونَ (51)
(بار دیگر) در «صور» دمیده مى شود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوى (دادگاه) پروردگارشان مى روند. (51)
قَالُوا یَـوَیْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَـنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ (52)
مى گویند: «اى واى بر ما! چه کسى ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟! (آرى) این همان (روز جزا) است که خداوند رحمان و عده داده، و فرستادگان (او) راست گفتند.» (52)
إن کَانَتْ إِلاَّ صَیْحَةً وَحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِیعٌ لَّدَیْنَا مُحْضَرُونَ (53)
صیحه واحدى بیش نیست، (فریادى عظیم بر مى خیزد) ناگهان همگى نزد ما احضار مى شوند. (53)
فَالْیَوْمَ لاَ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَلاَ تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ (54)
(و به آنها گفته مى شود:) امروز به هیچ کس کمترین ستمى نخواهد شد، و جز آنچه انجام مى دادید، کیفر داده نمى شوید. (54)
إِنَّ أَصْحَـبَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فِى شُغُل فَـکِهُونَ (55) هُمْ وَأَزْوَجُهُمْ فِى ظِلَـل عَلَى الاَْرَآئِکِ مُتَّکِئُونَ (56)
بهشتیان، امروز (به نعمتهاى خدا) مشغول و مسرورند. (55) آنها و همسرانشان در سایه هایى (از قصرها و درختان بهشتى) بر تختها تکیه زده اند. (56)
لَهُمْ فِیهَا فَـکِهَةٌ وَلَهُم مَّا یَدَّعُونَ (57) سَلَـمٌ قَوْلا مِّن رَّبّ رَّحِیم (58)
براى آنها در بهشت میوه بسیار لذّت بخشى است، و هرچه بخواهند در اختیارشان خواهد بود. (57) سلام (و درود الهى بر آنها)، سخنى است از سوى پروردگارى مهربان. (58)
وَامْتَـزُوا الْیَوْمَ أَیُّهَا الْمُجْرِمُونَ (59) أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَـبَنِى ءَادَمَ أَن لاَّ تَعْبُدُوا الشَّیْطَـنَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ (60)
(و به گروهى دیگر گفته مى شود:) جدا شوید امروز اى گنهکاران! (59) اى فرزندان آدم! آیا با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید،که او براى شما دشمن آشکارى است؟! (60)
وَأَنِ اعْبُدُونِى هَـذَا صِرَطٌ مُّسْتَقِیمٌ (61) وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنکُمْ جِبِلاًّ کَثِیراً أَفَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ (62)
و این که مرا بپرستید که راه مستقیم این است؟! (61) او گروه زیادى از شما را گمراه کرد; آیا اندیشه نکردید؟! (62)
هَـذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِى کُنتُمْ تُوعَدُونَ (63) اصْلَوْهَا الْیَوْمَ بِمَا کُنتُمْ تَکْفُرُونَ (64)
این همان دوزخى است که به شما وعده داده مى شد. (63) امروز بخاطر کفرى که داشتید به آتش آن بسوزید! (64)
الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَهِهِمْ وَتُکَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ (65)
امروز بر دهانشان مُهر مى نهیم،و دستهایشان با ما سخن مى گویند و پاهایشان به کارهایى که انجام مى دادند گواهى مى دهند. (65)
وَلَوْ نَشَآءُ لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْیُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَطَ فَأَ نَّى یُبْصِرُونَ (66)
و اگر بخواهیم (در همین جهان) چشمانشان رامحو مى کنیم; سپس براى عبور از راه، مى خواهند بر یکدیگر پیشى بگیرند، امّا چگونه مى توانند ببینند؟! (66)
وَلَوْ نَشَآءُ لَمَسَخْنَـهُمْ عَلَى مَکَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَـعُوا مُضِیّاً وَلاَ یَرْجِعُونَ (67)
و اگر بخواهیم آنها رادر جاى خود مسخ مى کنیم (و به مجسّمه هایى بى روح مبدّل مى سازیم) تا نتوانند راه خود را ادامه دهند و نه به عقب بازگردند. (67)
وَمَن نُّعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِى الْخَلْقِ أَفَلاَ یَعْقِلُونَ (68)
هر کس را عمر طولانى دهیم، در آفرینش واژگونه اش مى کنیم (و به ناتوانى کودکى باز مى گردانیم); آیا نمى اندیشند؟! (68)
وَمَا عَلَّمْنَـهُ الشِّعْرَ وَمَا یَنبَغِى لَهُ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ وَقُرْءَانٌ مُّبِینٌ (69)
ما شعر به او [= پیامبر] نیاموختیم، و شایسته او نیست; (شاعر باشد) این (کتاب آسمانى) فقط مایه یادآورى و قرآن مبین است. (69)
لِّیُنذِرَ مَن کَانَ حَیّاً وَیَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْکَفِرِینَ (70)
تا هرکس را که زنده است (و حیات انسانى دارد) انذار کند (و بر کافران اتمام حجّت شود) و فرمان عذاب بر آنان مسلّم گردد. (70)
أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُم مِّمَّا عَمِلَتْ أَیْدِینَآ أَنْعَماً فَهُمْ لَهَا مَـلِکُونَ (71)
آیا ندیدند که از آنچه با قدرت خود به عمل آورده ایم چهارپایانى براى آنان آفریدیم که آنان مالک آن هستند؟! (71)
وَ ذَلَّلْنَـهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَکُوبُهُمْ وَمِنْهَا یَأْکُلُونَ (72) وَلَهُمْ فِیهَا مَنَـفِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلاَ یَشْکُرُونَ (73)
و آنها را رام ایشان ساختیم، هم مرکب آنان از آن است و هم از آن تغذیه مى کنند; (72) و براى آنان بهره هاى دیگرى در آن (حیوانات) است و نوشیدنیهایى گوارا; آیا با این حال شکرگزارى نمى کنند؟! (73)
وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللهِ ءَالِهَةً لَّعَلَّهُمْ یُنصَرُونَ (74) لاَ یَسْتَطِیعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُونَ (75)
آنان غیر از خدا معبودانى (براى خویش) برگزیدند به این امید که یارى شوند. (74) (ولى) آنها قادر به یارى ایشان نیستند، و این (عبادت کنندگان در قیامت) لشکرى براى آنها خواهند بود که (در آتش دوزخ) احضار مى شوند. (75)
فَلاَ یَحْزُنکَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا یُسِرُّونَ وَمَا یُعْلِنُونَ (76)
پس سخنانشان تو را غمگین نسازد;ما آنچه را پنهان مى دارند وآنچه را آشکار مى کنند مى دانیم. (76)
أَوَ لَمْ یَرَ الاِْنسَنُ أَنَّا خَلَقْنَهُ مِن نُّطْفَة فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُّبِینٌ (77)
آیا انسان نمى داند که ما او را از نطفه اى بى ارزش آفریدیم؟! و او (چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد که) به مخاصمه آشکار (با ما) برخاست. (77)
وَضَرَبَ لَنَا مَثَلاوَنَسِىَ خَلْقَهُ قَالَ مَن یُحْىِ الْعِظَـمَ وَهِىَ رَمِیمٌ (78)
و براى ما مثالى زد و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت: «چه کسى این استخوانها را زنده مى کند در حالى که پوسیده است؟!» (78)
قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِى أَنشَأَهَآ أَوَّلَ مَرَّة وَهُوَ بِکُلِّ خَلْق عَلِیمٌ (79)
بگو: «همان کسى آن را زنده مى کند که نخستین بار آن را آفرید; و او نسبت به هر مخلوقى داناست. (79)
الَّذِى جَعَلَ لَکُم مِّنَ الشَّجَرِ الاَْخْضَرِ نَاراً فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ (80)
همان کسى که براى شما از درخت سبز، آتش آفرید و شما بوسیله آن، آتش مى افروزید.» (80)
أَوَلَیْسَ الَّذِى خَلَقَ السَّمَو تِ وَالاَْرْضَ بِقَدِر عَلَى أَن یَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَهُوَ الْخَلَّـقُ الْعَلِیمُ (81)
آیا کسى که آسمانها و زمین را آفریده، قادر نیست همانند آنان را بیافریند؟! آرى (مى تواند)، و او آفریدگار آگاه است.(81)
إِنَّمَآ أَمْرُهُ إِذَآ أَرَادَ شَیْئاً أَن یَقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ (82)
فرمان او چنین است که هرگاه چیزى را اراده کند، تنها به آن مى گوید: «موجود باش!»، آن نیز بى درنگ موجود مى شود. (82)
فَسُبْحَنَ الَّذِى بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَىْء وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (83)
پس منزّه است خداوندى که مالکیّت همه چیز در دست اوست; و به سوى او بازگردانده مى شوید. (83)

 

حتما بخوانيد

فهرست کامل مفاتیح الجنان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.