وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

با بیماری روحی کفر گویی چه کنم

0

با بیماری روحی کفر گویی چه کنم

حدود 3 ماه است كه به دليل مشكلات روحى ‏‏روانى كفر مى گويم و ناسزا مى دهم ذات پاك خدا را. به چند روان پزشك هم مراجعه كردم ولى به نتيجه نرسيدم. راه چاره چيست؟

دليل ناسزاگويى خود را مشكلات روحى ‏روانى اى كه با آن دست به گريبان هستيد اعلام نموديد. شما تنها فردى نيستيد كه در هنگام روى آورى مشكلات زندگى عنان اختيار از كف داده و به پروردگارتان ناسزا مى گوييد. حال سوال اين است كه آيا با ناسزاگويى شما مشكلى از شما حل شده است؟

مقدمه

توجه داشته باشيد كه انسان ها به طور طبيعى در زندگى خود با عوامل محيطى درونى و بيرونى مختلفى مواجه مى شوند.

واكنش هر انسان در مقابل اين ناملايمات و فشارها متفاوت است و بستگى به شرايط و ظرفيت جسمانى و وجودى آنها دارد.

در اين ميان دسته اى از انسانها در مقابله با عواملى مانند ترس، عصبانيت، گناه، غم و غصه، نااميدى و… دچار اختلالات روانى شده و بسته به شدت و ضعف اين اختلالات، تحت درمان قرار مى گيرند.

اگر انسان ها از اعتقادات دينى قوى و ايمانى كامل برخوردار باشند، سلامت روانى و آرامش روحى آنها تقويت شده و از انواع بيماريهاى جسمى و مشكلات روحى و روانى در امان خواهند بود.

مراتب نفس

1) مسومه: قواى خير و شر در انسان مساوى است و هيچكدام فعليتى ندارند.

2) ملهمه: به الهام اوليه فطرى الهى همه انسانها هم خوبيها وهم بديها را مى شناسند.

3) اماره: در اين مرتبه نفس چنان بر انسان غلبه مى يابد كه فرد نمى تواند خويشتندارى كند

4) لوامه: مرتبه اى از نفس است كه در آن فرد مى خواهد الهام خير و شر را به فعليت برساند.

5) مطمئنه: اطمينان مرتبه اى از نفس است كه در پى آن دغدغه هاى فرد به كنارى رفته و فرد در كارهاى خير به چنان استقرار و ثباتى مى رسد كه نتيجه آن رسيدن به آرامش است. انسانى كه به اين مرحله برسد مورد خطاب خداوند قرار مى گيرد.

6) راضيه: در اين مرتبه نفس به جايى مى رسد كه از خدا راضى است.

7) مرضيه: در اين مرتبه نفس به جايى مى رسد كه خدا از وى راضى مى شود.

در لغت نامه دهخدا آمده است كه ناسزا گفتن: سخنان ناشايسته و نالايق گفتن. هرزه گوئى كردن. بيهوده گوئى كردن. (ناظم الاطباء). فحاشى كردن. فحش دادن. دشنام گفتن.

برادر گرامى‏همين كه خود در صدد راه چاره برآمديد نشانگر آن است كه نفس لوامه در شما فعال است و خود متوجه شده ايد كه خداوند سزاوار نازاگويى شما نيست، و اين خود نويد خوبى است كه شما مورد لطف و رحمت خدا هستيد زيرا ممكن است فردى سالها با مشكلى شبيه مشل شما دست به گريبان باشد ولى نفس اماره او را غافل گرداند.

راهكار

1- همانطور كه فرموديد، دليل ناسزاگويى تان عارضى است و علّت اصلى آن مشكلات روحى و روانى اى مى باشد كه دچار آن گشته ايد لذا سزاوار است مسأله را از ريشه حل نماييد و به درمان مساله اصلى بپردازيد.

2- مصائب و مشكلات نمك زندگى است. هيچ كس از مشت زدن به گونى پر از پنبه مشت زن خوبى نمى شود. واقعيت ها را بپذيريد و به صورت فعّال با آنها مواجه شويد، نه آنكه منفعلانه عمل كرده و با فحش و ناسزا به اين و آن و… قدرت تصميم گيرى عاقلانه را از خود سلب نماييد.

3- هرگاه حتى در ذهنتان بدون اختيار مشغول ناسزاگويى شديد، مشت خود را محكم روى زمين بكوبيد با گفتن ذكر لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظيم از جاى خود بلند شده، تغيير حالت دهيد تا بدينوسيله از آن فكر تكرارى و وسواس رهايى يابيد.

4- فهرستى از القاب ناشايستى را كه به خداوند نسبت مى دهيد در گوشه اى از كاغذ يادداشت كرده و روى آن بيانديشيد. درمقابل آن فهرست اوصاف شايسته اى از خدا و ند را يادداشت كرده و هر زمان كه خواستيد به خداوند ناسزا بگوييد، كلمات شايسته شأن خداوند را جايگزين ساخته و آنها را بارها تكرار نماييد تا به تدريج عمل جايگزينى صورت پذيرد.

نكته پايانى

به نظر مى رسد متأسفانه شما گناهى را مرتكب شده ايد كه اين چنين از لطف و رحمت خداوند مأيوس گشته و به اصطلاح بريده ايد و به جاى بازگشت به سوى خدا به وى ناسزا مى گوييد.

اخيراً بسيارى از روانشناسان به اين نتيجه رسيده اند كه تنها روزنه اى كه مى تواند آلام و ناراحتى هاى انسان را كاهش و تسكين دهد، ايمان به خدا و اعتقاد به يك مبدأ و قدرت مافوق انسانيت است تنها نيرويى كه مى تواند بر مشكلات فائق شود، نيروى الهى است. (1)

امام على ابن موسى الرضا عليه السلام فرمودند: هر كس را نفس امّاره باشد بايد كه وقت خواب دست بر سينه نهد و صد مرتبه بگويد (يا مميت) تا خوابش ببرد، حق تعالى نفس او را مطيع گرداند. (2)

پيشنهاد مى گردد در ابتداى امر رابطه خود را با خدايتان در قالب توبه اصلاح نماييد تا مشمول لطف و رحمت وى گرديد و در سايه آرامش روانى به حل مسأله اصلى خود كه ذكرى از آن به عمل نياورده ايد بپردازيد.

پاورقى

1- صانعى، صفدر، آرامش روانى و مذهب، ص 2

6- جاهد، رضا، گنجهاى معنوى.

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.