مقایسه قرآن و تورات در بیان منشا اختلاف زبان ها

مقایسه قرآن و تورات در بیان منشا اختلاف زبان ها

حضرت آیت الله مکارم شیرازی
حضرت آیت الله مکارم شیرازی

عظمت قرآن نسبت به تورات در بيان منشأ اختلاف زبان ها

پرسش : با مقایسه قرآن و تورات در بیان منشا اختلاف زبان ها کدامیک حق است؟

پاسخ اجمالی:

 قرآن اختلاف زبان و رنگ در انسان ها را یکى از پایه هاى شناخت اقوام مختلف و از نشانه هاى خداوند می داند؛ اما تورات می گوید در آغاز که زبانِ همه مردم روى زمین یکى بود، اتحاد و یکپارچگی در بین آنها نیز زیاد بود و این قضیه خوشایند خداوند نبود، و از عواقب آن نگرانى داشت؛ لذا به بعضى از فرشتگان فرمود: «بیا به زمین برویم و زبان آنها را مخلوط کنیم تا پراکنده شوند» یعنى تفرقه بیندازم و خدایى کنم!! 

پاسخ تفصیلی:

مساله اختلاف زبان هاى مردم جهان ـ با توجه به این که همه از یک پدر و مادر متولد شده اند ـ از مسائل شگفت انگیزى است که همیشه مورد توجه بوده است؛ قرآنمجید در این باره مى گوید: «وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّماوَاتِ وَالاَْرْضِ وَاخْتِلاَفُ اَلْسِنَتِکُمْ وَاَلْوَانِکُمْ اِنَّ فِى ذَلِکَ لاَیَات لِلْعَالِمِینَ»؛ (و از نشانه هاى او آفرینش آسمان ها و زمین، و تفاوت زبان ها و رنگ هاى شما است؛ در این نشانه هایى است براى اهل دانش).(1)
امروز ما مى دانیم که سر چشمه اختلاف زبان ها در واقع دو چیز است: نخست قدرت ابتکار و خلاقیت فکر انسان ها است که دائماً براى بر طرف ساختن نیازهاى خود لغات تازه و جمله بندى هاى جدیدى مى آفرینند. دوم فاصله گرفتن اقوام و ملّت ها از یکدیگر است؛ زیرا نبود وسائل ارتباط جمعى به شکل امروز در اعصار گذشته، هنگامى که قوم و ملّتى از دیگرى دور مى ماند، تدریجاً در الفاظ و عبارات موجود آنها تغییر و تحوّلاتى ایجاد مى شد؛ و این تغییرات در طول هزاران سال متراکم مى گشت و لغات و زبان ها از هم فاصله مى گرفت و مبدا پیدایش زبان هاى مختلف و متفاوتى مى شد.
از آنجا که اختلاف زبان ها یکى از پایه هاى شناخت اقوام مختلف بود کمک موثرى به مساله شناخت در جامعهبشرى مى کرد؛ و اگر قرآنمجید اختلاف زبان ها را در کنار اختلاف رنگ ها از آیات و نشانه هاى خداوند بر مى شمرد، اشاره به همین فلسفه است؛ زیرا هم تفاوت رنگ ها وسیله شناخت است و هم تفاوت زبان ها؛ با این تفاوت که اولى از اختیار بشر بیرون است و دومى با ابتکار و خلاقیت بشر پیوند آشکارى دارد.
مطابق روایات تورات در فصل یازدهم از سفر تکوین، در آغاز زبانِ همه مردم روى زمین یکى بود تا زمانى که فرزندان نوح و قبایل آنها در شنعار(بابل) جمع شدند و تصمیم به کار مهمى گرفتند ـ که آن ساختن شهر بزرگ و برج بلندى بود ـ و این قضیه خوشایند خداوند نبود، و از این جنب و جوش و عواقب آن نگرانى داشت؛ لذا به بعضى از فرشتگان فرمود: «بیا به زمین برویم و زبان آنها را مخلوط کنیم تا پراکنده شوند» ـ یعنى تفرقه بیندازم و خدایى کنم ـ این کار انجام شد، و چون آنها زبان یکدیگر را نفهمیدند، در نقاط مختلف زمین پراکنده شدند و ساختن برج عظیم در آنجا ناتمام ماند!
در کتاب اعلام قرآندر وجه نام گذارى بابل به این نام چنین مى گوید:
«داستان سرایان لفظ بابل را از بَلْبَلَ ماخوذ پنداشته اند و گفته اند که پس از طوفان نوح، مردم در این شهر اجتماع کردند و برجى برپا کردند تا علامت مرکزیت این شهر باشد، و مجامع رسمى خود را در این شهر تشکیل دهند؛ لکن چون شب خفتند و صبح برخاستند، زبان هاى ایشان مختلف شد و هر کدام به لغتى متکلم شدند و در نتیجه عدم تفاهم، به نواحى جهان پراکنده گردیدند و از هر کدام ملّتى ریشه گرفت».(2)
این افسانه کاملا منطبق بر چیزى است که در بالا از متن تورات نقل کردیم که نشان مى داد ایجاد اختلاف زبان از سوى خداوند بوده و به منظور مبارزه با قدرت مردم بابل صورت گرفته است!
ولى مستر هاکس نویسنده قاموس مقدس در ماده زبان، براى توجیه نوشته تورات سخن دیگرى دارد؛ او مى گوید: «تخمیناً تا دو هزار سال تمام دنیا داراى یک زبان و یک لهجه بودند… لکن یک صد سال بعد از طوفان، یعنى در زمان یاغى گرى کوشیان(3) بابل، خداى تعالى بطور خارق عادت زبان ها را، درهم و مغشوش کرد و روى زمین را با این خانواده ها مختلفه و السنه متنوعه متاهل گردانید».(4)
و در جاى دیگر مى گوید:
«این مطلب (ساختن برج بلند) چون موافق اراده خدانبود لهذا زبان هاى ایشان را مختلف نمود به صورتى که هیچ یک حرف دیگرى را نمى توانست بفهمد از این رو به تمام نقاط معموره پراکنده گردیدند… بدین وسیله قصد خداى تعالى به انجام رسیده، زمین معمور گردید».(5)
این تعبیرها چنین مى رساند که هدف خداوند از ایجاد پراکندگى در زبان مردم بابل، عمران و آبادى جهان بوده؛ در حالى که در عبارتى که از تورات نقل کردیم، به صراحت آمده که مقصود، تضعیف مردم بابل و در هم شکستن قدرت و وحدت و شوکت آنان بوده است.
ولى به هر حال مى دانیم که از نظر تاریخى منشا اختلاف زبان ها هرگز چنین چیزى نبوده و گذشت زمان و دور افتادن اقوام از یکدیگر عامل اصلى آن است، و این مطلب هم اکنون نیز ادامه دارد.(6)
پی نوشت:
(1). سوره روم، آيه 22.
(2). اعلام قرآن، صفحه 238.
(3). كوش نام پدر نمرود است.
(4). قاموس مقدس، ماده زبان.
(5). همان مدرك، ماده بابل.
(6). گردآوري از کتاب: پيام قرآن‏، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، 1386 ه. ش‏، ج 8، ص 206.

نظر شما درباره این مطلب:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.