وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

دختری را دوست دارم اما مادرم مخالف است

دختری را دوست دارم اما مادرم مخالف است…

من دختري را دوست دارم مادرم مخالف است چون يكي خواهراش طلاق گرفته چيكار كنم؟

مكاتبه شما با اين مركز گوياي حُسن اعتماد شما به ماست. قدر این اعتماد را می دانیم و اميدواريم راهنماي خوبي براي تصميم گيري در رابطه با مهمترين مسئله زندگي شما بوده و در اين وضعيت كمك يار شما باشيم.برادر گرامی همانطور که مي دانيد دانستن سن، تحصيلات و بسیاری جزييات ديگر در ارايه راهنمايي و مشاوره بهتر نقش دارند. با این حال برحسب وظیفه مطالب و رهنمودهایی را با توجه به مقدار آشنایی که از طریق متن ارسالیتان با وضعیت شما کسب می کنیم ارائه می دهیم و این شما هستید که باید با تطبیق آنها بر وضعیت خود برنامه مناسب را در پیش بگیرید.
پرسشگر گرامی، قبل از بیان راهکار ها توجه شما را به نکاتی جلب می نماییم.

نکته اول

ازدواج مهمترين و سرنوشت ‏سازترين مسئله گستره زندگى هر انسان است. طبيعى است كه اگر اين امر مهم با در نظر گرفتن همه‏ى جوانب آن و بر اساس تحقيق، آگاهى و شناخت لازم و با رعايت كردن نكات مهمى كه در انتخاب همسر بايد مدّ نظر قرار گيرد، انجام شود باعث خوشبختى و سعادت انسان در زندگى مى‏گردد و اگر با اين مسئله سطحى و از روى احساسات، كه عمرى بسيار كوتاه دارد و در عرض چند هفته يا چند ماه شعله‏هاى كاذب آن فرو مى‏نشيند برخورد شود پى‏آمدهاى ناگواری ببار خواهد آورد.

نکته دوم

ازدواج فقط پيوند دو فرد نيست بلكه پيوند دو خانواده است. بنابراين وقتى دو نفر مى‏خواهند با يكديگر ازدواج كنند بايد از جهات گوناگون كفو و همتاى يكديگر باشند تا تعادل بين آن دو و خانواده آنها برقرار شود والاّ مشكلات فراوانى را در پى خواهد داشت. منظور از كفو بودن به طور كلى يعنى اين دو نفر از نظر فكرى – اعتقادى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، تحصيلى، سنّى، قيافه‏ى ظاهرى و خانوادگى به يكديگر نزديك باشند و ناهمگونى در موارد فوق مى‏تواند براى زندگى آينده مسئله ساز باشد.

نکته سوم

در امر ازدواج نبايد قبل از انتخاب، عاشق و دلباخته‏ى كسى شد (نه پسر نسبت به دختر و نه دختر نسبت به پسر) البته علاقه در حدّى كه انگيزه‏اى شود براى انتخاب اشكالى ندارد بلكه لازم است. اما اگر اين علاقه تبديل به عشق شد مشكلات زيادى را دارد از جمله اينكه عشق‏هاى اين چنينی ( كه معمولا جنبه‏ى شهوانى و احساسى دارند ) عليرغم اينكه پايدار نيستند اما موجب مى‏شوند كه ما فرد مورد نظر را بخوبى نتوانيم ارزيابى كنيم و نتوانیم جنبه‏هاى مثبت و منفى او را شناسايى نمائيم لذا چنين عشق‏هايى مى‏تواند بطور كلى قدرت انتخاب را از انسان سلب كند. بنابراين علاقه‏هاى اوليه را بايد مهار كرد. اگر بعد از تحقيقات لازم انسان به اين نتيجه رسيد كه فلان مورد مناسب است آنگاه باید علاقه‏ها را تقويت كرد ولى اگر مورد مناسب نيست يعنى كفو نيست و فقط ظاهر او چشم انسان را گرفته اما ساير شرايط را ندارد و حتى اعضاء خانواده نيز موافق نيستند، طبيعى است كه در اين صورت بايد آن علاقه‏هاى خام اوليه را نيز از صفحه‏ى دل زدود زيرا دليلى ندارد به فردى كه همسر آينده ما نيست عشق بورزيم و علاقه‏ى او را در دل خود جاى دهيم. البته توجه به این نکته نیز ضروری است که نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مى‏دهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مى‏توان راهى براى گريز از آن پيدا كرد. اما همانطور که ذکر شد آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد. چرا که «دوست داشتن و عشق ورزيدن» اگر از مسير معيّن، مشخص و صحيح استيفا نشود، ممكن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد كند.

نکته چهارم

اینکه پدر و مادر غالباً دلسوز فرزندان خود هستند.
موافقت و مخالفت والدين در ازدواج از ديدگاههاي مختلف و در چندين علم و دانش مورد بررسي قرار مي گيرد و هر يک از اين علوم نيز از دريچه اي ويژه به آن مي نگرند. به تعبيري ديگر اين موضوع يک بحث بين رشته اي است و در علم فقه، حقوق، روان شناسي و جامعه شناسي خانواده مد نظر دانشمندان هر يک از اين علوم است و در اين ميان آنچه هم اکنون مورد توجه است بررسي تأثير روان شناختي اين عنصر در تشکيل خانواده و انجام يک ازدواج موفق مي باشد. از ديدگاه روان شناختي نه تنها عدم مخالفت و يا حتی موافقت والدين ضرورت يک ازدواج موفق است بلکه شرط انجام يک ازدوج موفق رضايت و همراهي مستمر والدين است. چه بدون تحصيل رضايت والدین هر يک از دختر و پسر در انجام این عمل خطير که نيازمند همراهي و تأييد ديگران است، بدون پشتوانه مي مانند و اين خود آغاز اضطراب ناخواسته و ورود آفت است. چه بسا فرزنداني که با وجود فراهم بودن تمام شرائط يک ازدواج موفق، مثل رضايت والدين، نمی توانند يک زندگي شيرين و همراه با پيشرفتي را پيش روي داشته باشند. بهره مندي از رضايت والدين از نظر ارزشي و فرهنگي حداقل يک پشتوانه روحي براي جوانان در مسير ازدواج است تا اين راه را با اطمينان خاطر و پشت گرمي کامل طي نمايند.
از ديدگاه روان شناختي جلب رضايت والدين در ازدواج يک ضرورت بي ترديد است و حضور اين عامل موجب دلگرمي جوانان به ازدواج و برخورداري آنها از اطمينان به خود و جرأت به عمل و آرامش و سکون گشته و راه بهره مندي از پشتوانه والديني و تجارب آنها و دلسوزي و نيک انديشي آنها را هموار مي نمايد و خرمني از خوبيها و علم و دانش و تجربه و مصلحت انديشي دلسوزانه و حتي پشتوانه اقتصادي را فرا روي دو جوان نيازمند تمام اين نيکيها مي گذارد و مخالفت والدين با ازدواج يعني محروميت از تمام اين خوبيها و از دست دادن اين عناصر ضروري که نمي توان حتي از يکي از آنها چشم پوشيد. پر واضح است که ازدواج بي بهره از سرمايه رضايت والدين در واقع به نوعي ازدواج بي بهره از موفقيت کامل خواهد بود.
اما آیا مفهوم اين سخن آن است که به محض مخالفت والدين با ازدواج بايد از آن دست شست؟ نه، بلکه بايد در تحصيل رضايت آنها کوشيد. بايد بررسي کرد که علت مخالفت آنها چيست؟ آيا آنها دليل قانع کننده ای براي مخالفت خود دارند؟ باید فارغ از هرنوع محبت و عشقی ببینید که مخالفت مادرتان بجا و مقتضي انديشه و محصول عاقبت انديشي پيران تجربه است يا نه؟… اکنون در عمق نهان خانه ي وجدان آنگاه که با خود خلوت مي کنيد بدون در نظر گرفتن عشق و علاقه به آن دختر نگاه نمایید و ببینید آیا او مطابق معیارها و ملاکهای شما هست و یا اینکه این علاقه عاملی برای نادیده گرفتن این اصول در انتخاب شده است. حال این نتیجه را با مخالفت مادرتان کنار هم قرار دهید پس اگر این مخالفت را بجا مي شماريد، تسليم حق شويد و اصرار بر تصميم غلط خود نداشته باشید و ليکن اگر مخالفت وی را بي مورد مي شماريد هرگز به دو گروه مخالف و موافق تقسيم نشويد و دو جبهه در برابر هم تشکيل ندهيد و هر يک بر طبل رأي خود مشت مکوبيد بلکه در صدد جلب رضايت ایشان برآئيد.

چند راهکار برای تحصیل رضایت والدین

براى تحصيل رضايت والدين از چند راه‏كار مى‏توانيد بهره گيريد:
۱. صحبت همراه با احترام و محبت با والدين بدون اصرار و سماجت؛ اتفاقی که برای دیگری افتاده ارتباطی به زندگی شما نداره و می توانید با منطق این توضیح را به والدینتان بدهید که :
اولا: طلاق یک چیز ارثی نیست و واگیر هم ندارد که چون برای برادر و یا خواهر او اتفاق افتاده حتما به خود وی هم سرایت می کند،
ثانیا : طلاق وقتی اتفاق می افتد که تناسبها در ازدواج رعایت نشود و اختلافات شدیدی را پیش بیارورد پس شما در صورتی باید رد کنید که ما تناسبها را نداشته باشیم اما اگر ما تناسب لازم را داشته باشیم چه دلیلی برای رد کردن هست ؟
همچنین طلاق در خانواده ممکن است دلیل ضعف پسر باشد اما دلیل ضعف دختر نیست چون در مورد پسر ممکن است گفته شود بخاطر وجود طلاق در خانواده شان شاید او هم همسرش را طلاق بدهد اما در مورد دختر چنین چیزی نیست چون اختیار طلاق دست مرد است نه زن، بنابراین از این جهت مشکلی نیست. ( البته این مسئله از این نظر که طلاق چه اثر فکری و روحی روانی بر این دختر داشته قابل بررسی است. پس قبل از هر اقدامی باید معلوم شود که علت اختلاف و طلاق خواهرش چه بوده و آیا این مسئله تاثیری بر روحیه وی داشته یا خیر؟ )
۲. استفاده از همكارى و ميانجى‏گرى خيرانديشان و خويشاوندان نزديك و صاحب نفوذ بر روى آنان؛ ۳. اصرار و پافشاری که البته باید آميخته به محبت و فرمانبرى و دعا به درگاه حضرت حق باشد. ۴. گاهى اوقات صبر و تحمل و گذر زمان، خود به عنوان يك عامل مؤثر، مى‏تواند شما را در رسيدن به هدفتان يارى دهد. پس صبر و تحمل داشته باشيد و عجولانه عمل نكنيد؛ بلكه اجازه بدهيد مدتى بگذرد.
اميد است بتوانید قلب والدين را به اعلام رضايت خاطر آن هم از صميم دل نرم سازید. در عین حال اگرآن دختر را واقعا مناسب همسری خود می دانید سعی کنید با گفتگوی منطقی و نیز با کمک گرفتن از بزرگان فامیل آنان را راضی کنید. لازم به يادآوري است که اگر آنها علي رغم سعي و تلاش شما رضايت ندادند، به مصلحت شماست که فعلا از اين ازدواج دست بکشيد و از گذر زمان به عنوان يک عامل مؤثر و هموار کننده و مسير نيل به هدف بهره بگيريد.
به هرحال توصیه اکید ما این است که بدون رضايت والدين هیچ اقدامی نکنيد و از هر گونه تماس با آن شخص اعم از حضوری، مکاتبه ای و یا تلفنی جدا خودداری کنید و بیش از این محبت وی را در دلتان جای ندهید مگر آنکه مخالفت والدين تان را برطرف ساخته و به رضايت بکشانيد. و چنانچه احساس کرديد لجاجت در کار است نه مخالفت منطقی در اين صورت همان طور که گفتیم از همکاري افراد خيرخواه و آگاه و صاحب نفوذ، به عنوان واسطه، در رفع اين حالت کمک بگيريد. البته ما فکر می‌کنیم والدینتان در مخالفت با این ازدواج دلیل دارند هر چند دلیل آنان مورد قبول شما نباشد. بنابراین سعی کنید به سخنان آنان توجه کنید و از آنان به عنوان مشاورانی دلسوز و باتجربه بهره بگیرید.
نکته پایانی اینکه به این نکته بسیار مهم هم توجه داشته باشید که دوستی با نامحرم ولو به قصد ازدواج، حرام است و پیامدهای ناگواری برای فرد به دنبال دارد. لذا توصیه اکید می کنیم فورا به این دوستی خاتمه دهید.

پرسمان

[به این نوشته امتیاز بدهید]
[total: 1 امتیاز: ۳]
🔗 لینک کوتاه
:کلیک کنید

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.