وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

خطور گناه در ذهن امام معصوم

خطور گناه در ذهن امام معصوم

آيا امرى گناه آلود از ذهن امامان معصوم خطور هم نميكرد يا عصمت امامان صرفا در رفتارشان بود ؟ يعنى اگر ذهنشان هم خطور ميكرد در عمل آنرا انجام نميدادند ؟

منظور از خطور ذهنى چيست؟

الف. اگر مراد صرف تصور ذهنى و به تعبير ديگر درك مفاهيم گناهان باشد آنان مسلما درك و تصور اين مفاهيم را داشته و بر اساس آن توانسته اند احكام آنها را بيان كنند.

ب. اگر مراد خطور ذهنى ارتكاب گناه تو سط خودشان باشد، قطعا چنين خطوراتى ندارند. معصوم به خاطر علم كامل و الهى كه از واقعيات گناه دارند نه تنها در عمل مرتكب گناه نمى شوند بلكه فكر گناه هم نمى كنند. يكى از بزرگان در اين زمينه بيان كامل و جامعى دارد كه در اينجا مى آوريم: عصمت مصونيت در برابر گناه، از شئون و لوازم علم و ايمان به مفاسد گناه است. البته اين مطلب نه به اين معنا است كه هر نوع علم به لوازم گناه پديدآورنده مصونيت و عصمت مى باشد، بلكه بايد واقع نمايى علم به قدرى شديد و نيرومند باشد كه لوازم و آثار گناه آن چنان در نظر وى مجسم و روشن گردد كه آنها را با ديده دل موجود و محقق ببينند و در اين موقع صدور گناه از وى به صورت يك «محال عادى» و نه محال «عقلى» در مى آيد، براى روشن شدن اين حقيقت به مثال زير توجه فرماييد: هر يك از ما در برابر يك سلسله اعمال خارجى كه به قيمت جانمان تمام مى شود يك نوع عصمت و مصونيت داريم و اين نوع مصونيت زاييده علم ما به لوازم اين گونه اعمال است.

مثلاً… هر فرد عاقل و خردمندى در برابر زهر كشنده اى كه نوشيدن آن به قيمت جان او تمام مى شود و يا سيم لخت برق كه تماس با آن انسان را مى كشد و يا باقيمانده غذاى بيمار مبتلا به «جذام» و «سل» با علم به اين كه خوردن آن موجب سرايت بيمارى هاى مزبور مى گردد، يك نوع مصونيت و عصمت دارد يعنى هرگز به هيچ قيمتى اين اعمال را انجام نمى دهد و صدور اين اعمال از وى يك محال عادى مى باشد و عامل اين مصونيت همان تجسم لوازم اين اعمال است.

اين لوازم آن چنان در نظرى وى مجسم و محقق و از نظر ديده عقل، آن چنان مسلم و قطعى مى باشد كه در پرتو آن فكر اقدام به چنين كارهايى را در مغز خود نمى پردازد تا چه رسد كه عملاً به اين كار اقدام نمايد و همچنين انسانهايى كه ايمان قوى و نيرومند به آثار گناه دارد مثلاً خودرن مال يتيم را به قطعه اى از آتش مساورى و برابر مى دارند و هيچ عاقل و خردمندى به خوردن آتش اقدام نمى كند زيرا او با ديده علم و بصيرت مى بيند كه چگونه اين اموال به آتش هاى سوزنده مبدل مى گردد و روى اين اصل در برابر عمل، مصونيت پيدا مى كند. (كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى خورند، (در حقيقت) تنها آتش مى خورند و به زودى در شعله هاى آتش دوزخ مى سوزند) قرآن كريم درباره كسانى كه طلا و نقره را به صورت گنج در مى آورند بدون اينكه حقوق واجب آن را بپردازند مى گويد: اين فلزهاى گرانبها در روز رستاخيز به صورت توده آتش دارندگان گنج را با آن داغ مى كنند. (توبه/ ۳۵) گاهى برخى افراد در همين جهان بدون مشاهده منظره كيفر الهى آن چنان به مفاد اين آيه ايمان پيدا مى كنند كه اثر آن كمتر از شهود آن نمى باشد تا آنجا كه اگر پرده هاى دنيوى از برابر ديدگان آنها برداشته نشود تفاوتى در ايمان آنها به وجود نمى آيد. در اين صورت چنين فردى در برابر اين گناه (مال يتيم و ذخيره كردن طلا و نقره…) يك نوع مصونيت و عصمت پيدا مى كند حال اگر يك فرد پاك يا گروهى نسبت به كيفر تمامى معاصى يك چنين حالتى پيدا كنند و قهر و خشم و كيفر الهى آن چنان بر آنها روشن نشود كه برطرف شدن حجاب و از بين رفتن فواصل زمانى و مكانى كوچك ترين اثرى در ايمان و اعتقاد آنان نگذارد در چنين صورتى اين فرد يا آن گروه در برابر تمام معاصى، يك نحو مصونيت و عصمت صد در صد پيدا مى كند و نه تنها گناه از آنان سر نمى زند، بلكه به فكر گناه هم نمى افتد.

بنابراين، عصمت در اين موارد اثر مستقيم ايمان و علم قاطع به كيفر اعمال مى باشد و هر فردى يك نوع عصمت در برخى از موارد دارد چيزى كه هست پيامبران و امامان بر اثر احاطه علمى به كيفر قطعى اعمال و آگاهى كامل از عظمت خداوند در برابر تمام گناهان عصمت جامع و كامل دارند. روى همين علم، تمامى دواعى گناه و غرايز سركش انسان در آنها مهار شده و لحظه اى از مرزهاى كه از طرف خداوند تعيين شده است تجاوز نمى كنند. اين همان مقام شامخ عصمت و مصونيت از گناه است كه پيامبران و امامان داراى آن مى باشند و سرچشمه اصلى آن، ايمان علم و دانش تسلط بر نفس، همت والا و فكر بلند آنهاست لذا فكر گناه هم نمى كنند

پرسمان.

🔗 لینک کوتاه

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.