اثبات روح

اثبات روح

 

 يك دليل دل چسب و ساده در اثبات وجود روح يا بُعد ملكوتى انسان بيان كنيد.

 

براى اثبات روح و بعد ملكوتى انسان دلايل گوناگونى مطرح شده است؛[۴۰] هر انسانى وقتى به درون خود توجه مى كند؛ با علم حضورى مى يابد كه ويژگى هاى مادّه و جسم مانند انقسام پذيرى، دگرگونى، مكان مندى، وزن داشتن و… قابل انطباق بر روح و توانمندى هاى روحى او نيست.

 

موجودات مادّى و جسمانى به اين دليل كه داراى كمّيّت و مقدارند، قابل تقسيم و تجزيه مى باشند؛ به عنوان مثال يك پاره سنگ بيست سانتى يا يك قطعه چوب يك مترى چون داراى مقدار است، تقسيم پذير است و مى توان آنها را به دو پاره سنگ ده سانتى يا دو قطعه چوب نيم مترى تقسيم نمود. امّا هر يك از ما هنگامى كه در خود تأمّل مى كند اين حقيقت را با علم حضورى در خود مى يابد كه نفس از امور مادّى نيست و آنچه را با واژه «من» از او ياد مى كند، موجودى بسيط و تقسيم ناپذير است؛ به عنوان مثال نمى توان «من» را به دو نيمه تقسيم كرد و از آن «دو نيمه من»  پديد آورد. اين تقسيم ناپذيرى نشان آن است كه «من» جسم و ماده نيست.

 

پديده هاى روحى نيز مثل علم و فكر و اراده، عشق و نفرت را نيز نمى توان مانند پديده هاى مادّى تجزيه و تقسيم نمود.

 

همچنين موجودات مادّى به جهت اين كه داراى ابعاد سه گانه طول و عرض و عمق هستند، بى نياز از مكان نيستند و مقدارى از فضا را اشغال مى كنند، ولى روح و پديده هاى روحى به كلّى فاقد ابعاد مذكور هستند، از اين رو پديده هاى روحى مانند: غم، شادى، تفكّر، اراده و آگاهى، داراى متراژ و وزن نيستند، بلكه داراى شاخصه هاى فرامادّى و مجرّدند و از كاركردهاى روح به شمار مى آيند. ناگفته نماند، حواسّ پنجگانه و سلول هاى مغزى و عصبى نقش واسطه و انتقال را براى دريافت هاى روح برعهده دارند. به طورى كه اگر با سلامتى و خوبى فعاليت خود را انجام دهند دريافت هاى روح و آگاهى، غم و شادى روح به درستى فعليت مى يابد.

 

شايان ذكر اين كه دستاوردهاى نوين در دانش «فرا روان شناسى»[۴۱]به آگاهى هاى شگفت انگيزى از روان انسان دست يافته كه جز با اعتقاد به بعد روحانى و ملكوتى در انسان قابل تبيين و توجيه نيست؛ امورى مانند: تله پاتى، هيپنوتيزم، ذهن خوانى، اِخبار از غيب، كارهاى شگفت انگيز و خارق العاده اى كه برخى از اصحاب رياضت انجام مى دهند، همگى دليل بر وجود روح و بُعد فرامادّى در انسان است.

 

همچنين خواب هايى كه پرده از روى اسرارى برداشته و حقايق مربوط به آينده و يا حقايق پنهانى مربوط به حال را كشف مى نمايد و از آن  به «رؤياهاى صادق» تعبير مى شود، نشانگر جنبه روحانى و ملكوتى انسان است. اين گونه از رؤياهاى صادق براى بسيارى از افراد در طول زندگى اتّفاق افتاده است.

 

خود حقيقت خواب بهترين گواه بر تجرّد روح است؛ به عنوان مثال فردى كه در خواب مى بيند به مسجد مى رود، سپس از خواب بيدار مى شود، اينجا سه چيز را احساس مى كند؛ يكى همين بدن مادّى كه به خواب رفته، دوّم بدنى كه در عالم رؤيا ديده كه به مسجد رفته است و سوّم آن ناظر بيرونى كه ديده بدن رويايى به مسجد مى رود و توانسته تشخيص بدهد اين بدن رؤيايى غير از بدن مادّى دنيوى است. اين امور همگى حاكى از وجود بُعد فرامادّى در انسان مى نمايد.

 

[۴۰]. ر.ك: حسن حسن زاده آملى، گنجينه گوهر روان، قم: نشر طوبى.
[۴۱]۱. Meta Psychology.
منبع: انسان شناسی – قسمت یکم (دفتر ۴۲ پرسش ها و پاسخ ها).

حتما بخوانيد

ویژه نامه دین پژوهی و اعتقادات

 

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.