وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آيا خداوند مي تواند سنگي بيافريند كه خودش نتواند بلندش كند؟

آيا خداوند مي تواند سنگي بيافريند كه خودش نتواند بلندش كند؟

براى پاسخ خوب است نخست از شما يك سؤال بديهى بپرسيم آيا مى شود به يك پرفسور رياضى گفت: اگر رياضى دان قوى هستى طورى محاسبه كن كه [۷ ۲* [۲ شود در اين صورت آيا صحيح است به او نسبت عدم توانايى بدهيم؟ براى توضيح بيشتر توجه شما را به مطلب زير جلب مى كنيم. ابتدا لازم است تعريف قدرت مشخص شود. قدرت يعنى «توانايى فاعل مختار براى كارى كه ممكن است از او سر بزند» پس قدرت مربوط به فاعل است و فاعل به حيثى است كه فعلى را كه ممكن است انجام شود مى‏تواند انجام بدهد و مى‏تواند انجام ندهد، اما متعلق قدرت چيست؟ آيا هر چيزى متعلق قدرت است؟ مسلما چنين نيست، متعلق قدرت، كارى است كه امكان تحقق داشته باشد و چيزى كه ذاتا محال يا مستلزم محال باشد، مورد تعلق قدرت واقع نمى‏شود زيرا مقدور نيست.

پس اين كه مى‏گوييم خداوند بر هر كارى تواناست، منظور ما اين نيست كه بر چيزهايى كه محال هستند نيز تواناست. زيرا آنها كار نيستند تا قدرت به آنها تعلق بگيرد. مثالى كه ذكر كرديد كه خداوند سنگى را خلق كند كه نتواند بلند كند، نيز محال ذاتى است و اصلاً قدرت خدا بر آن تعلق نمى‏گيرد. با دقت در اين گونه ها مثال ها معلوم مى شود كه اصل سؤال بى معنى است يعنى خود سؤال نافى خودش مى باشد.

توضيح مطلب آن كه وقتى گفته مى شود «خدا سنگى را بيافريند كه نتواند آن را حركت دهد» معنايش آن است كه خدا موجودى فراتر از قدرت خود بتواند خلق كند و حال آن مخلوق (همان موجود فراتر از قدرت خدا) نمى تواند از خالق و قدرتش فراتر باشد وگرنه مخلوق نمى تواند باشد زيرا اگر مخلوق است پس نمى تواند فراتر از خالق باشد و اگر فراتر است پس مخلوق نيست، به ديگر سخن اگر خدا بتواند سنگى را بيافريند حتما مى تواند آن را حركت هم بدهد زيرا حركت دادن سنگ از خلقت سنگ كه مهمتر نيست وقتى كه خلقت چنين سنگى ممكن باشد حركت دادن هم به آسانى امكان پذير است.

مثال تخم مرغ هم چنين است، خدا مى تواند جهان را در تخم مرغ جاى دهد در صورتى كه تخم مرغ را بزرگ كند اما اگر خواست خداوند بر وجود تخم مرغ به همين اندازه فعلى باشد، ديگر معنى دارد كه جهان را (با همه بزرگيش) در آن جاى داد زيرا يا جهان بايد كوچك شود و يا تخم مرغ بزرگ شود تا فرود يكى در ديگرى امكان پذير گردد. خلاصه كلام آن كه با اعتقاد به اين كه خداوند برتر از هر چيز است ديگر نمى توان چيزى را گفت كه فراتر از خدا و صفات او باشد.

اين بدان معنا نيست كه قدرت خداوند محدود است. بلكه قدرت خداوند نامتناهى است اما قدرت مقدور مى‏خواهد كه اصطلاحا به آن متعلق و مورد قدرت مى‏گويند و محالات ذاتى از دايره مقدورات خارجند. بنابراين سؤال از اين كه «آيا خداوند تواناست به اين كه سنگيبسازد، خودش نتواند بلند كند» سؤال غلطى است. براى آگاهى بيشتر ر. ك: ۱- آموزش عقايد، مصباح يزدى، انتشارات سازمان تبليغات اسلامى، ص ۷۷ ۲- آموزش فلسفه، مصباح يزدى، انتشارات سازمان تبليغات اسلامى، ج ۲، ص ۳۸۰ ۳- الهيات شفا، شهيد مطهرى، انتشارات حكمت، ج ۲، ص ۴۳۴ ۴- عقايد، استاد محسن قرائتى‏

🔗 لینک کوتاه

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.