چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوندReviewed by مهدي يوسف وند on Aug 3Rating: 4.0

چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند

همواره علت تمامي احكام بر ما منكشف نبوده ، اما علت دار بودن آن نزد عقل به اثبات رسيده است. پشتوانه احكام الهي اراده وعلم بي نهايت خداوند متعال است و پشتوانه محدود نگري ما عقل و علم كم ماست.

در هر حال با همه اين محدوديتها و نقصهاي بشري، با توجه به روايات و استنباطات مي توان حكمت برخي از احكام را تا حدودي متوجه شد. شناخت احكام الهي از ديرباز امري پيچيده همراه با آميختگي انواع علوم مختلف بوده است كه فقيهان خداجو با تلاش و اجتهاد در اين پهنه بي كران به استنباط احكام پرداخته اند. متن آماده شده زير نوشتاري است از حضرت استاد آيت الله جوادي آملي كه ظرافت انديشه ورصين بودن آراء ايشان سبب تمايزشان با بسياري از بزرگان شده است. اميد كه بهره لازم را ببريد. در انتهاء نيز به چند مسئله فقهي پيرامون مرجعيت زنان اشاره شده است .

حضرت آيت الله جوادي آملي

حضرت آيت الله جوادي آملي

ارزش فقاهت و مسؤوليت مرجعيت
با نگاهي به سيره علماي دين روشن خواهد شد كه بسياري از بزرگان فقاهت، به زحمت مرجعيت را قبول مي‏ نمودند، و تا آنجا كه ممكن بود آن را نمي ‏پذيرفتند، در عين حال شبانه‏ روز در جهت فقاهت تلاش مي‏كردند و در مسير اجتهاد جدّيت داشتند، از طرفي مجاهده داشتند تا مجتهد شوند، و از سويي مجاهد بودند كه مرجع نشوند، اين نشانه آن است كه آنچه فضيلت است چيز ديگر است و مقام‏هاي اجرايي صرفاً وظيفه است كه اگر كسي قيام كرد بايد او را تأييد و كمك نمود.

بزرگان فقاهت … از طرفي مجاهده داشتند تا مجتهد شوند، و از سويي مجاهد بودند كه مرجع نشوند، اين نشانه آن است كه آنچه فضيلت است چيز ديگر است و مقام‏هاي اجرايي صرفاً وظيفه است كه اگر كسي قيام كرد بايد او را تأييد و كمك نمود.

بنابراين، اگرپذيرفتن مسؤوليت‏هاي اجرايي واجب عبادي يا حتي مستحب تعبدي مي‏ بود و لازم بود كه انسان براي دسترسي به آن تلاش وكوشش نمايد، حتماً بزرگاني نظير شيخ انصاري‏ ها تلاش مي‏كردند كه به اين بارگاه بار يابند. اين كه ما مي‏بينيم هر فقيهي كه زاهدتر است مي‏كوشد مرجعيت را نپذيرد، يا هر فقيهي كه وارسته ‏تر است مي‏ كوشد مسائل مالي را قبول نكند يا كمتر قبول كند، ـ مگر اين كه براي او واجب عيني شود ـ سرّش آن است كه اين امور وظيفه است، نه مقام.

اما اجتهاد، فقاهت، وارث علوم انبيا شدن، فهم كتاب و سنت، مقام است. و همان كه با تلاش، از مسائل مالي گريزان است، با كوشش به مسائل علمي گرايش دارد. اين پرهيز و گريز از مال و كشش به طرف فقاهت دو كار است نه يك كار، يكي تبري و ديگري تولّي است. لذا چنانكه در سخنان اولياي الهي عليهم السلام تبيين شده، درجات بهشت به عدد آيات قرآن و به اندازه فهم و اعتقاد و ظاهر و باطن، قرآن دسته‏ بندي شده است، اما در هيچ موردي ديده نشده است كه درجات بهشت بر معيارهاي اجرايي تقسيم شده باشد تا در نتيجه گفته شود، به زن سهم كمتري مي‏دهند. بلكه تقسيم، بر اساس معنويات و اصول ارزشي است، به اين معنا كه هر كه اعلم يا افقه است، و يا هر كه اتقي است مقامات را به ترتيب سير مي‏كند.
بايد اين مسائل براي معتقدان به مباني ارزشي اسلام حل شود و نقد آنها از صحنه ذهن و فكرشان پاك گردد. تا جاي سؤال نماند كه چرا، زن نمي‏تواند كار اجرايي قبول كند، و مرد مي ‏تواند عهده‏ دار كار اجرايي بشود؟

ما بايد آن زيربناي نظام ارزشي را در انسانيّت مان جستجو كنيم، نه در ذكورت، و نه در انوثت.
اما در مقام پاسخ به ديگران و كساني كه به اين مسائل عميق راه نيافته ‏اند بايد از طريق عادي سير كرد، و با زبان خود آنان پاسخ گفت و توضيح داد كه اولاً همان گونه كه در آغاز فصل (كتاب زن در آينه جلال و جمال) اشاره شد، بسياري از كارهاي اجرايي براي زن جايز است. بويژه اگر كارهاي اجرايي مخصوص بخش زنان، به عهده آنان باشد نه تنها ممنوع نيست بلكه اولي است. همچنانكه اگر زن به مقام فقاهت بار يابد، راه حضور در مسائل مشورتي، نظير شوراي نگهبان و مجلس شوراي اسلامي براي او باز است. اگر احياناً براي شوراي نگهبان شش نفر فقيه از رجال قرار داده شده‏ اند، براي آن است كه دشواري هاي برخورد را آنها بهتر مي‏ توانند تحمل كنند وگرنه اگر حضور زنان و حشر آنان با مردان، موجب محذور نباشد، بعيد نيست كه فقهايي از زنان نظر و فتوا بدهند و مورد مشورت واقع شوند.

ممكن است زني در اوج فقاهت به حد مرحوم صاحب جواهر و شيخ انصاري رسيده باشد، اما به دليل محذور و حشر و نشر با نامحرم، مرجع تقليد نشود ولي شاگردان او مرجع تقليد باشند، اين هيچ نقصي براي زن نيست.

فقاهت ملك است و مرجعيت امانت
اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب ـ عليه افضل صلوات المصلين ـ كارهاي اجرايي را وظيفه مي‏ داند و مي ‏فرمايد: اين امانتي به دست شما است و هرگز امين، مالك نيست. فرق بين مقام و پست اين است كه: مقامات معنوي ملك آدمي است ولي پست، امانت است و امانت مايه فخر نيست و حال آن كه ملك مايه فخر است.
يك وقت به شخصي مي‏گويند اين فرش به عنوان امانت پيش شماست، او موظف به نگهداري است و حق بهره‏ برداري ندارد. اگر اين فرش ارزشي داشته باشد مال صاحب فرش است نه مال امين. اما زماني به شخص مي‏گويند اين فرش مال شماست در اين صورت او حق بهره‏ برداري دارد. و مي‏تواند استفاده كند و براي او زينت است.
اينها در مسائل ظاهري و اما در مسائل معنوي: علوم و معارف متعلق به انسان است يعني زينت به انسان مي‏ دهد ليكن سمَت، وظيفه و امانت است نه مقام.

مرجعيت امانت است ولي فقاهت ملك است، وزارت امانت است، اما تقوا ملك است و در آنچه تعلق به جان دارد و كمال روح است زن و مرد يكسانند. اما در محدوده آنچه امانت و وظيفه است و جداي از جان است، كارها تقسيم شده است.

الآن اگر دانشگاه هايي مخصوص زن باشد، اگر مسؤوليت اجرايي آن دانشگاهها را زن به عهده بگيرد قطعاً بهتر است. مگر اين كه زني شرايط مديريت را نداشته باشد، و اين شرايط، تحصيلي است نه حصولي، يعني بايد زناني باشند كه امور مربوط به زنان و دختران را اداره كنند تا لازم نباشد نامحرم متصدي اداره آن امور بشود. البته ولي مسلمين بايد مرد باشد چرا كه، ولايت تتمه همان امامت است، چون، ولي دستور جنگ و صلح مي‏دهد، ديدار فراوان با مردم دارد و كار بدني دشوارتري دارد، و حشر بيشتري مي‏طلبد و… و لازمه اين امور، مرد بودن است. همچنانكه در سطوح ديگر مديريت بخشهايي وجود دارد كه مخصوص زن است و مرد حق ندارد دخالت كند، اما چون ضرورت ايجاب مي‏كند مرد شركت مي‏نمايد.
شايد كسي بگويد: اگر رهبر، مرد باشد، زن هم بالاخره بايد با او در تماس باشد و اين مشكل دوجانبه است.

جواب اين مطلب روشن است. رهبر هر روز با تمام جامعه در ارتباط است، ولي زن گاهي با رهبري يا قاضي يا فرمانده جنگ و فرمانده قوا كه مرد است، در ارتباط قرار مي‏گيرد و اين ارتباط كارِ روزانه او نيست، البته اگر زن، غير از مقام ولايت عامه يكي از مسؤوليت‏هاي مهم كليدي ديگر را به عهده بگيرد، باز هم محذور برخورد روزانه با صدها مرد متقاضي، متشاكي و مانند آن وجود دارد و به همين جهت كارهاي اجرايي را تقسيم نموده ‏اند.

خلاصه كلام آن كه مرجعيت يك سمت اجرايي است، اما پشتوانه مرجعيت، ريشه و بهاي مرجعيت به فقاهت و اجتهاد و عدالت است، و در اين امور ذكورت و انوثت شرط نيست، ممكن است زني در سايه فقاهت و عدالت بتواند شاگرداني تربيت كند كه آنها مرجع تقليد بشوند و اين هيچ محذوري ندارد، اما خودش مقام مرجعيت نداشته و كار اجرايي نپذيرد. گرچه در اين مورد نيز همان گونه كه اشاره شد اگر محذور جانبي وجود نداشته باشد اصالتاً منعي نيست، مخصوصاً اگر مرجعيت زنان را به عهده بگيرد، همانطور كه مي‏تواند امام جماعت زنان باشد.   زن در آينه جلال و جمال صفحه ۳۹۹-


مرجعيت زن

پرسش ۴۷ . آيا شخص مى تواند از زن مجتهد تقليد كند؟

همه مراجع: خير، تقليد از او جايز نيست.[۸۵]

تبصره. ترديدى نيست كه تحصيل علم و نيل به مقام اجتهاد، مخصوص مرد نيست و زن نيز مى تواند به اين مقام دست يابد؛ ولى تقليد از او جايز نيست.

پرسش ۴۸ . آيا زن مى تواند در مسائل زنان، مرجع آنان شود؟

همه مراجع: خير، زن نمى تواند مرجع تقليد شود.[۸۶]

پرسش ۴۹ . اگر زنى به مقام اجتهاد برسد، آيا بر او نيز تقليد حرام است؟

همه مراجع: آرى بر زن مجتهد نيز تقليد از ديگرى حرام است.[۸۷]

تبصره. اين مسئله هر چند در اكثر رساله هاى عمليه مراجع تقليد ذكر نشده است؛ ولى در كتاب هاى استدلالى از آن بحث شده و نزد آنان از مسلّمات است.

[۸۵]. توضيح المسائل مراجع، م ۲؛ نورى و وحيد، توضيح المسائل، م ۲٫

[۸۶]. تبريزى، استفتائات، س ۵ و دفتر: همه مراجع.

[۸۷]. فاضل، جامع المسائل، ج ۲، س ۸؛ مكارم، استفتائات، ج ۱، م س ۲۵؛ بهجت، توضيح المسائل، (احكام تقليد). (احكام تقليد و بلوغ – سيد مجتبي حسيني،ص۶۰)

 

لينك كوتاه مطلب: http://hadana.ir/?p=16691

*- ضمنا شما مي توانيد از اينجا مشترك خبرنامه سايت شويد و جديد ترين مطالب را دريافت كنيد.

حتما بخوانيد

* ويژه نامه احكام تقليد

چرايي اختلاف فتاوا و نظرات مراجع تقليد                    سفارش پیامبر اسلام به مودت فی القربی

تاريخچه تقليد و اجتهاد در ميان شيعيان                      شرح حديث قرب نوافل

محاسبه سن تکلیف و نشانه های بلوغ                      انقلاب اسلامی برای آزادی دین از اسارت

تقليد بدون ملاك شرعي

معني و منظور الاعلم فالاعلم چيست



كليد: چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند  چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند  چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند  چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوندچرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند  چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوندچرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند  چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوندچرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند  چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند   چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند چرا زن نمي تواند مرجع شود چرا زن نمي تواند مرجع شود چرا زن نمي تواند مرجع شود چرا زن نمي تواند مرجع شود چرا زن نمي تواند مرجع شود چرا زن نمي تواند مرجع شود چرا زن نمي تواند مرجع شود  چرا زن نمي تواند مرجع شود  چرا زن نمي تواند مرجع شود  چرا زن نمي تواند مرجع تقليد شود

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب