نياز عقل به وحيReviewed by مهدي يوسف وند on Sep 12Rating: 2.0

نياز عقل به وحي

با وجود عقل و علم و دانش چه نيازي به وحي است؟

پاسخ: 

ضرورت و نیاز انسان به وحی و هدایت آسمانی جوانب گوناگونی دارد که عقل به تنهایی قادر به پاسخگویی به این حوزه ها نیست ؛ منشا اصلی این مساله هم به عدم امکان رسیدن عقل به شناخت دقیقی از حقیقت انسان ، هدفی که در خلقت برای او ترسیم شده و مقصدی که پیش رو دارد بر می گردد ؛ در واقع وقتی عقل امکان درک حقیقت عالم آخرت و مسیر پیش روی انسان و جزییات روح انسان که حقیقت وجودی او را تشکیل می دهد و سعادت و شقاوت حقیقی روح را ندارد ، چگونه می تواند برای رسیدن به وضعیت مطلب و راهکار ارائه نماید ؟
البته حتی در عرصه زندگی دنیایی بشر نیز ضرورت وجود وحی امری غیر قبال انکار است ، اما بخصوص با پذیرش حقایق ماوراء ماده و اصل معاد این ضرورت بسیار جدی تر شده و ابعاد مختلفی به خود می گیرد که به برخی از آن ها در چند محور اشاره می شود :

1- ضرورت وحی در حوزه رشد عقلى:

در اینکه عقل قادر به ادراک برخی از حقایق بوده و در برخی اصول بنیادین به تنهایی قادر است خوبی یا بدی را تشخیص دهد، شکی وجود ندارد. مثلاً عقل بدون بیان دین و شرع، می تواند قبح ظلم یا حسن عدل را تشخیص داده و در نهایت حکم کند که اجراء اين فرمان عقلی او را در رساندن به سعادت کمک می کند (1) ، اما این امر محدود بوده و منحصر در برخی افعال و موارد خاص است ، یعنی در سائر افعال، امر بدین صورت نبوده و همه عقلاء در آن اتفاق نظر ندارند.
در واقع عقل علی رغم ادراک برخی کلیات در درک دقیق جزییات و مصادیق دارای محدودیت های بسیاری است و در تشخیص حق و باطل در بسیاری از جزییات دچار مشکل مى ‏شود. این محدویت ها هم شامل ادراکات عقلی محض می شود و هم امور مربوط به رفتارهای انسان در حوزه عملکرد فردی و اجتماعی که در این خلأ این وحی و شریعت است که زمینه‏ هاى حکم عقل را فراهم مى‏ نماید .(2) و به علاوه به عقل در تفسیر زندگى، شناخت جهان و شناخت مبدأ و معاد کمک مى‏کند.(3)
بر اساس نیاز عقل به دین است که یکى از فلسفه ‏هاى بعثت پیامبران «رشد عقلانى» بیان شده است. امام على (ع) فرمود: «خداوند رسولانش را فرستاد… تا گنجینه‏ هاى عقل را آشکار سازند…».(4)

استاد آیت اللَّه جوادى آملى مى‏ نویسد:

«… مثلاً عقل انسان، بعضى از صفات جزئیه خداوند، مانند سمع و بصر و کلام الهى و هم چنین حقیقت معاد و چگونگى آن و احکام الهى را کاملاً درک نمى‏ کند و باید آن‏ها را از نقل (قرآن یا حدیث) استفاده کند…».(5)

2- ضرورت وحی در تشریع و قانونگزاری :

اندیشمندان باور دارند که انسان‏ها مدنى بوده و نیاز به زندگى دسته جمعى دارند تا نیازهاى خویش را با تعامل تأمین کنند. اولین مؤلفه زندگى دسته جمعى، وجود قانون و اجراى آن است؛ زیرا بدون قانون نمى‏ توان امنیت و عدالت را برقرار کرد و از حقوق مردم دفاع نمود.
طرفداران دین معتقدند که عقل و علم به تنهایى قادر نیستند که همه مصالح و مفاسد انسان‏ها را درک کرده و بر اساس آن قانون وضع کند: «ما نباید فراموش کنیم که معلومات و ادراکات عقلى ما در برابر آنچه که نمى‏ دانیم، قطره‏اى در مقابل یک اقیانوس عظیم است، و این حقیقتى است که همه دانشمندان اعم از مادى و غیر مادى به آن معترفند…».(6)

محدودیت عقل انسان از یک سو و نیاز انسان به قانون از جانب دیگر این امر را ضرورى مى ‏نماید که خداوند هم باید قانون وضع کند و هم براى اجراى قانون پیامبران را ارسال نماید تا آن‏ها با اجراى قانون، ارتباط انسان‏ها با خدا را بر قرار نمایند و سعادت آنان را تأمین کنند. این قوانین همان شریعت است که مجریان آن پیامبران هستند.

امام صادق (ع) در خصوص فلسفه بعثت پیامبران فرمود:
«… هنگامى که ثابت کردیم خالق و آفریدگارى داریم و آن آفریدگار هرگز به چشم دیده نمى ‏شود و قابل لمس نیست تا بندگانش با او تماس مستقیم داشته باشند، ثابت مى ‏شود که او سفیرانى میان بندگانش دارد که دستورهاى او را به آن‏ها مى‏ رسانند و آن‏ها را به آنچه مصالح و منافع شان در آن است و مایه بقاى آن‏ها، و ترک آن مایه فناى آنان مى‏شود، رهنمون مى ‏شوند».(7)

3- ضرورت وحی در حوزه اخلاق و تربیت :

در حوزه اخلاق و تربیت نیز انسان‏ها به دین نیاز دارند، زیرا عقل و دانش انسان در رشد فضایل اخلاقى و تفسیر و شناخت مفاهیم آن عاجز است؛ از این رو امروزه این لغزش به وجود آمده است که ارزش‏هاى اخلاقى و کرامت انسانى، در لذت دنیوى، قدرت گرایى و ثروت ظهور مى‏ کند.(8)

در مکاتب اخلاقى به وجود آمده، هر کدام خوشبختى انسان را در یک چیز دانسته ‏اند:

یکى در لذّت‏گرایى، دیگرى در ترک لذّت، یکى در سود خواهى و دیگرى در قدرت‏ طلبى، که «نیچه» فیلسوف آلمانى، خوشبختى انسان را در رسیدن به قدرت هر چه بیش تر مى‏ داند، حتى با از بین بردن انسان‏ها. و این نشان از سردرگمى عقل در شناخت راه سعادت و نجات بشرى است. براى نجات بشریت و پیمودن راه سعادت باید از دین کمک گرفت، دینى که توسط رسولان الهى براى ما انسان‏ها آورده شده است.
به همین جهت پیامبر (ص) فرمود: «اِنَّى بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الاَخلاَق؛ (9) من براى کامل کردن فضیلت های اخلاقی مبعوث شدم». این حدیث بیانگر آن است که عقل به تنهایى براى کسب فضایل و مفاهیم اخلاقى کافى نیست، بلکه براى تشکیل جامعه آرمانى نیاز به مکمّل دارد که آموزه‏ هاى اخلاقى است. شاید بر همین اساس باشد که یکى از فلسفه‏ هاى بعثت پیامبر (ص) تعلیم و تربیت بیان شده است. (10) دین نه تنها در تعریف و ارائه مفاهیم اخلاقى نقش دارد، بلکه پشتوانه مهم اجراى بایدها و نبایدهاى اخلاقى است.
تجربه بشر نیز به خوبی نشان داده که عقل انسان‏ها نمى‏ تواند هواهاى نفسانى را مغلوب کند، بلکه در تضاد این دو (عقل و شهوت) معمولا پیروز میدان نفس اماره است. در نتیجه آموزه های بیرونی وحیانی می تواند کمک شایانی در شناخت و مقابله با این رذائل اخلاقی داشته باشد .
به علاوه شاید انسان‏ها خوب و بد و راه خوشبختى را بشناسند، اما انگیره و عاملى که بتواند آن‏ها را به انجام برساند، نبوده یا ضعیف است. بنا بر این، وحی و آموزه های وحیانی با ایجاد ایمان و باور به خداوند و رستاخیز و حسابرسى قیامت و بیان ارزش‏هاى الهى و انسان، پشتوانه بسیار محکمى براى اخلاق انسانى است که براى اجراى مفاهیم اخلاقى نیاز به تشویق است.
از این رو پیامبران الهى معلمان جامعه خوانده شده اند و مردم، دانش آموزانى که پیامبران با بهره‏ گیرى از دو عنصر «بشارت و انذار» به هدایت آنان مى‏پردازند. (11).

4- ضرورت وحی در راهنمایى به زندگى سعادت مندانه ابدی و آرامش درونی :

انسان داراى دو بُعد مادى و معنوى است که پرورش و هدایت هر دو نیاز به راهنمایى دارند. عقل و علم در پرورش بُعد مادى تا اندازه ‏اى موفق بوده ‏اند، ولى تقویت و پرورش بُعد معنوى، نیاز به راهنماى دیگر دارد که از طریق ر وحی حاصل می شود . وحی و شریعت در ایجاد آرامش (که یکى از نیازهاى روحى انسان است) نقش بنیادینی دارد، زیرا دین با راهنمایى خود افق های بلند تری را در پیش روی انسان باز می کند و حتی درسخت ترین شرایط زندگى انسان را هدفمند نموده و زمینه هایى را فراهم مى‏کند که انسان خود را در آخر خط نبیند .
اعتقاد به مبدأ و معاد و حقیقتی در نهایت قدرت و حکمت و ناظر بر همه امور، سختى‏ها و مشکلات زندگى را معنا دار نموده و به انسان آرامش مى ‏دهد و او را از بریدن و درجا زدن باز می دارد ؛ به تعبیر دیگر: وحی و شریعت بین آدمى و جهان و زندگى و خویشتن او آشتى بر قرار می کند تا به همه چیز به دید مثبت بنگرد. به همین دلیل قرآن کریم نیز یکى از پیام‏هاى معارف آسمانی و التزام به آن را حصول آرامش روانى مى‏داند: «ألا بِذِکرِاللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب (12) آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد » .

پى نوشت‏ها:
1. ر. ك فياض لاهيجى، ملا عبدالرزاق: گوهر مراد، تحقيق و تصحيح زين‏ العابدين قربانى ‏لاهيجى، چ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، تهران، ۱۳۷۲ ه.ش، ص‏ ۳۴۴.
2. ناصر مکارم شیرازى، پیام قرآن ،نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، بی تا، ج 7، ص 18 .
3. همان، ص 33.
4. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافى،نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1388 ق، ج 1، ص 16.
5. جوادى آملى ، انتظار بشر از دین،نشر مرکز اسرا، قم، 1387 ش،ص37.
6. پیام قرآن، ج 7، ص 51.
7. اصول کافى همان ، ج 1، ص 168.
8. زین العابدین قربانى، اخلاق و تعلیم ،دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1378 ش، ص 34.
9. علی متقی، کنزالعمال، نشر موسسه رسالت ،بیروت، 1413 ق، ج 11، ص 420.
10. جمعه (62) آیه 2.
11. پیام قرآن همان ، ج 7، ص 28 – 29.
12 . رعد (13) آیه 28.[پاسخگو].

لينك كوتاه مطلب: http://hadana.ir/?p=19203

*- ضمنا شما می توانید از اینجا مشترک خبرنامه سایت شوید و جدید ترین مطالب را دریافت کنید.

حتما بخوانید

*- ويژه نامه مقالات

نياز عقل به وحي

گوشه اي از اسرار حج

زمان مرگ ابليس

اسراف در نفس و نا اميدي از رحمت خدا

احکام و آداب بچه دار شدن از منظر اسلام



كليد: نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي نياز عقل به وحي

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب