موارد فسخ و بر هم زدن معاملهReviewed by مهدي يوسف وند on Sep 10Rating: 5.0

موارد فسخ و بر هم زدن معامله

موارد فسخ و بر هم زدن معامله

رساله توضیح المسائل معاملات

مواردی که انسان می‌تواند معامله را به هم بزند

[خیار: حق به هم زدن معامله]

مسأله 2124 حق ّ به هم زدن معامله را «خیار» می گویند و خریدار و فروشنده در یازده صورت (1) می‌توانند معامله را به هم بزنند:

اوّل: آن که از مجلس معامله متفرق نشده باشند (2) و این خیار را «خیار مجلس» می گویند.

دوم: آن که مغبون شده باشند «خیار غَبن» (3).

(1) (گلپایگانی)، (صافی)، (زنجانی): دوازده صورت..

(2) (سیستانی): اوّل: آن که از هم جدا نشده باشند، هر چند مجلس معامله را ترک گفته باشند..

(3) (خوئی)، (فاضل)، (تبریزی)، (سیستانی)، (نوری): دوم: آن که مشتری یا فروشنده در بیع، یا یکی از دو طرف معامله در معاملات دیگر، مغبون شده باشند که آن را «خیار غبن» گویند. ((سیستانی): و منشأ ثبوت این نحو از خیار «شرط ارتکازی» در عرف عام می‌باشد، یعنی در هر معامله‌ای در ذهن دو طرف معامله این شرط مرتکز است که مالی را که می‌گیرد از جهت مالیّت به مقدار فاحش کمتر از مالی که می‌پردازد نباشد، و اگر باشد، حق ّ به هم زدن معامله را داشته باشد، ولی چنانچه در مواردی در عرف خاص شرط ارتکازی طور دیگر باشد مثلًا شرط این باشد که اگر مالی را که گرفته از جهت مالیت کمتر از مالی که پرداخته، باشد، بتواند ما به التفاوت میان آن دو را از طرف مطالبه کند، و اگر ممکن نشد معامله را بهم زند، باید همان عرف خاص در این چنین موارد رعایت شود).

(زنجانی): دوم: آن که معامله کننده مغبون شده باشد که به آن «خیار غبن» می گویند.

سوم: در معامله قرارداد کنند که تا مدّت معینی هر دو یا یکی از آنان بتوانند معامله را به هم بزنند «خیار شرط».

چهارم: فروشنده یا خریدار، مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد و طوری کند (1) که قیمت مال در نظر مردم (2) زیاد شود «خیار تدلیس».

(1) (نوری): طوری وانمود کند..

(2) (بهجت): در نظر طرف مقابل..

(خوئی)، (تبریزی): چهارم: یکی از دو طرف معامله مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد و طوری کند که قیمت مال در نظر مردم زیاد شود که آن را «خیار تدلیس» گویند.

(سیستانی): طوری کند که طرف در آن رغبت کند یا رغبت او به آن زیادتر شود..

(مکارم): چهارم: در صورتی که خریدار یا فروشنده تقلب کند و مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد «خیار تدلیس».

پنجم: فروشنده یا خریدار شرط کند که کاری انجام دهد، یا شرط کند مالی را که می‌دهد طور مخصوصی باشد و به آن شرط عمل نکند (1) که در این صورت، دیگری می‌تواند معامله را به هم بزند «خیار تخلّف شرط».

(1) (اراکی): واجبا را و هم ممکن نباشد..

(خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): پنجم: یکی از دو طرف معامله با دیگری شرط کند که کاری را انجام دهد و به آن شرط عمل نشود یا شرط کند مالی را ((سیستانی): مال معینی را) که می‌دهد به طور مخصوصی باشد و آن مال دارای آن خصوصیت نباشد؛ که در این صورت شرط کننده می‌تواند معامله را به هم بزند و آن را «خیار تخلّف شرط» گویند.

ششم: در جنس یا عوض آن عیبی باشد (1) «خیار عیب».

(1) (فاضل): و قبلًا اطلاع نداشته باشند..

(مکارم): ششم: در صورتی که یکی از دو جنس یا هر دو معیوب باشند و قبلًا اطلاع نداشته باشند «خیار عیب».

هفتم: معلوم شود مقداری از جنسی را که فروخته‌اند، مال دیگری است، که اگر صاحب آن به معامله راضی نشود، خریدار می‌تواند معامله را به هم بزند (1) یا پول آن مقدار را از فروشنده بگیرد و نیز اگر معلوم شود مقداری از چیزی را که خریدار عوض قرار داده، مال دیگری است و صاحب آن راضی نشود (2) فروشنده می‌تواند معامله را به هم بزند (3) یا عوض آن مقدار را از خریدار بگیرد (4) «خیار شرکت (5)».

(1) (مکارم): یا معامله را در مقداری که مال فروشنده بوده، قبول کند و پول بقیّه را پس بگیرد «خیار شرکت یا خیار تَبَعُّض صَفقَه». (بهجت): می‌تواند تمام معامله را به هم بزند..

(2) (فاضل): معامله نسبت به آن قسمت باطل است و در قسمتی که مال خودش بوده صحیح است ولی..

(3) (بهجت): می‌تواند تمام معامله را به هم بزند..

(4) (اراکی): که اگر مال دیگری با مال او ممزوج شده باشد به نحوی که اشاعه حاصل شده باشد «خیار شرکت» و اگر مال دیگری جدا بوده «خیار تَبَعُّض صَفقَه».

(زنجانی): همچنین اگر قسمتی از جنسی را که فروخته‌اند یا قسمتی از چیزی را که عوض قرار داده‌اند، از چیزهایی باشد که معامله با آن صحیح نیست، مثلًا کسی گوسفند و خوک را در یک معامله فروخته باشد، در این صورت کسی که مال به صورت کامل به دستش نمی‌رسد، می‌تواند معامله را به هم بزند. خیار در این صورتها «خیار تَبعُّض صَفقَه» نام دارد، در خیار «تَبَعُّض صَفقَه» لازم نیست قسمتی که مال دیگری درمی آید، تفکیک شده باشد، بلکه اگر بصورت مشاع هم باشد این خیار ثابت می‌باشد. هشتم: آن که پس از انجام معامله و قبل از تحویل، جنسی را که فروخته‌اند یا چیزی را که عوض قرار می‌دهند بطوری با چیز دیگر مخلوط شود که شرکت پدید آید، که کسی که مال وی به صورت مشترک درآمده، می‌تواند معامله را به هم بزند، این خیار «خیار شرکت» نامیده می‌شود.

(5) (فاضل): «خیار تَبَعُّض صَفقَه».

(خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): هفتم: معلوم شود مقداری از جنسی را که معامله نموده‌اند، مال دیگری است که اگر صاحب آن به معامله راضی نشود، گیرنده می‌تواند معامله را به هم بزند یا عوض آن مقدار را چنانچه پرداخته باشد از طرف خود بگیرد و آن را «خیار شرکت» گویند.

(گلپایگانی)، (صافی)، (نوری): هفتم: معلوم شود جنسی که فروخته شده، میان فروشنده و دیگری به طور مشاع مشترک بوده، خواه فروشنده مال غیر را هم فروخته باشد یا فقط مال خودش را فروخته باشد و نگفته باشد با دیگری مشاع است و در این صورت خریدار اگر به معامله راضی نشد می‌تواند معامله را به هم بزند «خیار شرکت».

مسأله اختصاصی

(گلپایگانی)، (صافی): هشتم: اگر فروشنده مال خود را که جدا است با مال شخص دیگر بفروشد و آن شخص رد کند، خریدار می‌تواند پول آن را از فروشنده پس بگیرد یا اصل معامله را فسخ نماید «خیار تَبَعُّض صَفقَه».

هشتم: (1) فروشنده خصوصیات جنس معینی را که مشتری ندیده به او بگوید، بعد معلوم شود طوری که گفته نبوده است (2) که در این صورت مشتری می‌تواند معامله را به هم بزند و نیز اگر مشتری خصوصیات عوض معینی را که می‌دهد بگوید، بعد معلوم شود طوری که گفته نبوده است، فروشنده می‌تواند معامله را به هم بزند (3) «خیار رؤیت».

(1) (گلپایگانی)، (صافی)، (زنجانی): نهم:..

(2) (گلپایگانی)، (صافی): یعنی ناقص‌تر است..

(3) (گلپایگانی)، (فاضل)، (صافی): و همچنین است اگر با رؤیت سابقه معامله شود و بعد معلوم گردد که جنس یا عوض آن تغییر به نقص نموده که در صورت اوّل خریدار و در صورت دوم فروشنده می‌تواند معامله را به هم بزند «خیار رؤیت».

(خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): هشتم: صاحب مال خصوصیات جنس معینی را که طرف ندیده به او بگوید بعد معلوم شود طوری که گفته نبوده است ((سیستانی): یا آن که طرف جنس را سابقاً دیده بوده و خیال می‌کرده است که فعلًا دارای خصوصیاتی است که در گذشته در آن دیده، بعد معلوم شود که آن خصوصیات در آن باقی نمانده است) که در این صورت طرف می‌تواند معامله را به هم بزند و آن را «خیار رؤیت» گویند.

نهم: (1) مشتری پول جنسی را که نقد خریده، تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را تحویل ندهد که اگر مشتری شرط نکرده باشد که دادن پول را تأخیر بیندازد (و شرط تأخیر جنس هم نشده باشد (2))، فروشنده می‌تواند معامله را به هم بزند ولی اگر جنسی را که خریده مثل بعضی از میوه‌ها باشد که اگر یک روز بماند ضایع می‌شود (3) چنانچه تا شب پول آن را ندهد و شرط نکرده باشد که دادن پول را تأخیر بیندازد (و شرط تأخیر جنس هم نشده باشد (4)، فروشنده می‌تواند معامله را به هم بزند «خیار تأخیر».

(1) (گلپایگانی)، (صافی)، (زنجانی): دهم:..

(2) (فاضل): نهم: مشتری پول جنسی را که نقد خریده، تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را تحویل نداده باشد در صورتی که شرط تأخیر برای بایع یا مشتری نسبت به ثمن و مثمن نشده باشد..

[قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: (گلپایگانی)، (زنجانی) و (صافی) نیست]

(3) (بهجت): فاسد می‌شود..

(4) [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: (گلپایگانی)، (زنجانی) و (صافی) نیست] (خوئی)، (تبریزی): نهم: اگر مشتری پول جنسی را که خریده و شرط نکرده که در پرداخت پول تأخیر کند تا سه روز ندهد، اگر فروشنده جنس را تحویل نداده باشد می‌تواند معامله را به هم بزند. ولی اگر جنسی را که خریده مثل بعضی از میوه‌ها باشد که اگر یک روز بماند ضایع می‌شود، چنانچه تا شب پول آن را ندهد و شرط نکرده باشد که دادن پول را تأخیر بیندازد فروشنده می‌تواند معامله را به هم بزند و آن را «خیار تأخیر» گویند.

(سیستانی): نهم اگر مشتری پول جنسی را که خریده تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را تحویل نداده باشد، فروشنده می‌تواند معامله را به هم بزند، ولی این در صورتی است که فروشنده خریدار را در پرداخت پول مهلت داده باشد، ولی تعیین مدّت نکرده باشد؛ و امّا اگر او را اصلًا مهلت نداده باشد، می‌تواند با اندکی تأخیر در پرداخت پول، معامله را به هم بزند؛ و اگر بیش از سه روز مهلت داده باشد، نمی‌تواند تا تمام شدن مدّت، معامله را به هم بزند، و اگر جنسی را که فروخته از قبیل سبزیها یا میوه‌ها باشد که زودتر از سه روز فاسد می‌شود، مهلت آن کمتر خواهد بود؛ و این خیار را «خیار تأخیر» گویند.

(مکارم): نهم: در صورتی که مشتری پول جنسی را که نقداً خریده تا «سه روز» ندهد و فروشنده هم جنس را تحویل نداده باشد، فروشنده می‌تواند معامله را بهم بزند (مگر اینکه مشتری شرط کرده باشد دادن پول را تا مدّت معینی تأخیر بیندازد) و اگر جنسی که فروخته شده مثل بعضی از میوه‌ها و سبزیها باشد که اگر یک روز بر آن بگذرد ضایع می‌شود چنانچه تا شب پول آن را ندهد فروشنده می‌تواند معامله را بهم بزند «خیار تأخیر».

دهم: (1) حیوانی را خریده باشد، که خریدار تا سه روز می‌تواند معامله را به هم بزند (2) «خیار حیوان».

(1) (گلپایگانی)، (صافی)، (زنجانی): یازدهم..

(2) (گلپایگانی)، (اراکی)، (صافی): و اگر در عوض حیوانی که خریده، حیوان دیگری داده باشد، فروشنده هم تا سه روز می‌تواند معامله را به هم بزند «خیار حیوان».

(خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی)، (زنجانی): و اگر در عوض چیزی که فروخته حیوانی گرفته باشد، فروشنده تا سه روز می‌تواند معامله را به هم بزند و آن را «خیار حیوان» گویند.

یازدهم: (1) فروشنده نتواند جنسی را که فروخته تحویل دهد، مثلًا اسبی را که فروخته فرار نماید که در این صورت مشتری می‌تواند معامله را به هم بزند «خیار تعذّر تسلیم» (2) و احکام اینها در مسائل آینده گفته خواهد شد.

(1) (گلپایگانی)، (صافی)، (زنجانی): دوازدهم:..

(2) (مکارم): بقیه مسأله ذکر نشده.

(زنجانی): و این خیار در جایی است که در هنگام معامله فروشنده توانائی تحویل جنس را داشته یا خریدار بتواند جنس را تحویل بگیرد و ناتوانی پس از انجام معامله پدید آید، و اگر در هنگام معامله توانائی وجود نداشته باشد، معامله از اساس باطل است. احکام خیارها در مسائل آینده گفته خواهد شد.

(سیستانی): مسأله اگر فروشنده نتواند جنسی را که فروخته است تحویل دهد، مثلًا اسبی را که فروخته است فرار نماید، در این صورت معامله باطل می‌شود و مشتری می‌تواند پول خود را مطالبه نماید.

[گران خریدن کالا]

مسأله 2125 اگر خریدار قیمت جنس را نداند، یا در موقع معامله غفلت کند و جنس را گرانتر از قیمت معمولی آن بخرد، چنانچه به قدری گران خریده که مردم او را مغبون می‌دانند (1) و به کمی و زیادی آن اهمّیت می‌دهند (2) می‌تواند معامله را به هم بزند و نیز اگر فروشنده قیمت جنس را نداند، یا موقع معامله غفلت کند و جنس را ارزانتر از قیمت آن بفروشد در صورتی که مردم به مقداری که ارزان فروخته اهمّیت بدهند و او را مغبون بدانند، می‌تواند معامله را به هم بزند (3).

(1) (سیستانی): چنانچه به مقدار قابل توجهی گرانتر خریده باشد، می‌تواند معامله را به هم بزند، البتّه به شرط آن که در وقت به هم زدن معامله هم غبن باقی باشد وگرنه حق ّ خیار محل ّ اشکال است؛ و نیز اگر فروشنده قیمت جنس را نداند، یا موقع معامله غفلت کند و جنس را ارزانتر از قیمت آن بفروشد، در صورتی که به مقدار قابل توجهی ارزانتر فروخته باشد، می‌تواند به شرط گذشته معامله را به هم بزند.

(مکارم): می‌تواند معامله را فسخ کند، این حکم در صورتی که فروشنده قیمت جنس را نداند و مغبون شود نیز جاری است.

(2) (اراکی)، (گلپایگانی)، (خوئی)، (تبریزی)، (صافی)، (زنجانی): چنانچه به قدری گران خریده که مردم به آن اهمّیت می‌دهند..

(3) (اراکی)، (گلپایگانی)، (خوئی)، (زنجانی)، (تبریزی)، (صافی): در صورتی که مردم به مقداری که ارزان فروخته اهمّیت بدهند، می‌تواند معامله را به هم بزند.

[در معامله بیع شرط]

مسأله 2126 در معامله بیع شرط، که مثلًا خانه هزار تومانی را به دویست تومان می‌فروشند و قرار می‌گذارند که اگر فروشنده سر مدّت، پول را بدهد (1) بتواند معامله را به هم بزند، در صورتی که خریدار و فروشنده قصد خرید و فروش داشته باشند (2) معامله صحیح است.

(1) (بهجت): در معامله بیع شرط، که مثلًا جنس هزار تومانی را به هزار تومان یا کمتر می‌فروشند و قرار می‌گذارند که اگر فروشنده تا مدّت معینی پول را بدهد..

(2) (سیستانی): قصد خرید و فروش واقعی داشته باشند..

(مکارم): مسأله در معامله بیع شرط که مثلًا خانه صد هزار تومانی را با علم و آگاهی به پنجاه هزار تومان می‌فروشند و قرار می‌گذارند اگر فروشنده در موعد مقررّ پول را بدهد می‌تواند معامله را فسخ کند، معامله اشکالی ندارد به شرط این که طرفین واقعاً قصد خرید و فروش داشته باشند و اگر در موعد مقرّر پول را ندهد جنس از آن خریدار خواهد بود.

(فاضل): مسأله اگر در بیع، طرفین با هم شرط کنند که اگر فروشنده در تاریخ معیّنی پول مشتری را پس بدهد جنس فروخته شده مال خودش باشد صحیح و لازم الوفاء است و این را «بیع شرط» می گویند در معامله‌ای که به این صورت واقع می‌شود جنس فروخته شده تا تاریخ مذکور ملک مشتری است و در هر نوع استفاده از آن آزاد است و حتی می‌تواند به خود فروشنده اجاره دهد و اگر فروشنده رأس تاریخ مقرر پول را پس بدهد صاحب ملک خود می‌شود ولی اگر پول را ندهد دیگر حق ّ رجوع ندارد و جنس فروخته شده ملک مشتری باقی می‌ماند در این نوع معامله هم مثل سایر معاملات باید قصد جدّی نسبت به بیع وجود داشته باشد لذا معامله صوری به این نحو برای فرار از ربا باطل است و اگر فروشنده مطمئن باشد که پول را مقداری دیرتر از موعد مقرر هم بدهد باز خریدار جنس را به او پس می‌دهد می‌تواند «بیع شرط» کند و این معنا ضرری به بیع نمی‌زند.

[در معامله بیع شرط پول را سر وقت ندهد]

مسأله 2127 در معامله بیع شرط اگر چه فروشنده اطمینان داشته باشد که هرگاه سر مدّت پول را ندهد، خریدار ملک را به او می‌دهد معامله صحیح است، ولی اگر سر مدّت پول را ندهد، حق ّ ندارد ملک را از خریدار مطالبه کند (1) و اگر خریدار بمیرد (2) نمی‌تواند ملک را از ورثه او مطالبه نماید.

این مسأله، در رساله آیات عظام: (مکارم) و (بهجت) نیست

(1) (گلپایگانی)، (صافی): بقیّه مسأله ذکر نشده.

(2) (اراکی): و پول را سر مدّت ندهد.. (تبریزی): تا پول را نداده.. (فاضل): رجوع کنید به ذیل مسأله 2126.

[مخلوط کردن کالا]

مسأله 2128 اگر چای اعلا را با چای پست مخلوط کند و به اسم چای اعلا بفروشد (1) مشتری می‌تواند معامله را به هم بزند.

(1) (اراکی): در صورتی که هنگام معامله مشتری نمی‌دانسته و بعداً بفهمد، می‌تواند معامله را به هم بزند. (گلپایگانی)، (صافی): و مشتری نفهمد، بعد که دانست می‌تواند معامله را به هم بزند.

(فاضل): و مشتری خبر نداشته باشد، وقتی که متوجه شود می‌تواند معامله را به هم بزند.

[عیب داشتن کالا]

مسأله 2129 اگر خریدار بفهمد (1) مالی را که گرفته عیبی دارد (2) مثلًا حیوانی را بخرد و بفهمد که یک چشم آن کور است، چنانچه آن عیب پیش از معامله در مال بوده و او نمی‌دانسته، (3) می‌تواند معامله را به هم بزند، (4) یا فرق قیمت سالم و معیوب آن را معین کند (5) و به نسبت تفاوت قیمت سالم و معیوب از پولی که به فروشنده داده پس بگیرد مثلًا مالی را که به چهار تومان خریده، اگر بفهمد معیوب است، در صورتی که قیمت سالم آن هشت تومان و قیمت معیوب آن شش تومان باشد، چون فرق قیمت سالم و معیوب یک چهارم می‌باشد، می‌تواند یک چهارم پولی را که داده یعنی یک تومان از فروشنده بگیرد.

(1) (گلپایگانی)، (صافی): اگر معامله به مال مشخصی واقع شده باشد و خریدار بفهمد..

(2) (اراکی): و معامله به شخص آن مال واقع شده باشد نه به طور کلّی..

(خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): اگر خریدار بفهمد مالی ((سیستانی): مال معیّنی) را که خریده عیبی دارد..

(3) (زنجانی): و مال به همان شکل اوّلیه خود باقی مانده است، می‌تواند معامله را به هم زده و آن مال را به فروشنده برگرداند، و اگر مال را تغییر داده باشد، مثلًا پارچه را بریده یا دوخته یا رنگ کرده است، یا اینگونه تغییرات بدون دخالت فروشنده در مال ایجاد شده باشد، می‌تواند به خاطر عیبی که پیش از معامله در مال بوده و او نمی‌دانسته، به نسبت تفاوت قیمت سالم و معیوب از پولی که به فروشنده داده، پس بگیرد، مثلًا مالی را که به چهار هزار تومان خریده اگر بفهمد معیوب است، در صورتی که قیمت سالم آن هشت هزار تومان و قیمت معیوب آن شش هزار تومان باشد، چون فرق قیمت سالم و معیوب یک چهارم است، می‌تواند یک چهارم پولی را که داده یعنی هزار تومان از فروشنده بگیرد. و بنا بر احتیاط واجب در صورتی که مال تغییر نکرده، نمی‌تواند تفاوت قیمت بگیرد، بلکه تنها می‌تواند معامله را به هم بزند.

(4) (بهجت): یا ما به التفاوت قیمت سالم و معیوب آن را بگیرد. [پایان مسأله]

(5) (خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): می‌تواند معامله را به هم زده و آن مال را به فروشنده برگرداند و چنانچه بر گرداندن ممکن نباشد، مثلًا در آن مال تغییری حاصل شده ((سیستانی): مانند اینکه عیبی حادث شده باشد) یا تصرفی که مانع از رد است نموده باشد، ((سیستانی): مانند اینکه آن را فروخته یا اجاره داده باشد یا پارچه را بریده یا دوخته باشد) در این صورت فرق قیمت سالم و معیوب آن را معین کند..

(صافی): می‌تواند معامله را به هم بزند و آن مال را به فروشنده برگرداند و احتیاط واجب این است که با امکان برگرداندن آن به فروشنده و به هم زدن معامله به آن اکتفا کند و اگر برگرداندن آن به فروشنده بواسطه تغییری که در آن حاصل شده یا تصرفی که مانع از ردّ باشد در آن کرده باشد در این صورت فرق قیمت سالم و معیوب آن را معین کند..

(مکارم): مسأله هرگاه خریدار بفهمد جنسی را که گرفته معیوب است، مثلًا پارچه یا فرشی را که خریده پوسیدگی یا پارگی دارد چنانچه آن عیب پیش از معامله در مال بوده و او نمی‌دانسته، می‌تواند معامله را فسخ کند، یا تفاوت قیمت سالم و معیوب را معین کند و به همان نسبت از پولی که به فروشنده داده پس بگیرد، مثلًا جنسی را به صد تومان خریده، هرگاه بفهمند معیوب است و تفاوت سالم و معیوب آن در بازار یک چهارم است، می‌تواند یک چهارم پولی را که داده یعنی بیست و پنج تومان از فروشنده بگیرد، ولی احتیاط واجب آن است که این کار با رضایت طرف مقابل انجام گیرد، همین حکم در صورتی که عیبی در عوض باشد نیز جاری است.

[جنس و عوض مقابل کالا معیوب باشد]

مسأله 2130 اگر فروشنده بفهمد در عوضی که گرفته عیبی هست (1) چنانچه آن عیب پیش از معامله در عوض بوده و او نمی‌دانسته می‌تواند معامله را به هم بزند (2) یا (3) تفاوت قیمت سالم و معیوب را بدستوری که در مسأله پیش گفته شد بگیرد.

(1) (اراکی)، (گلپایگانی)، (صافی): و معامله به شخص آن عوض واقع شده باشد نه به کلّی آن..

(فاضل): پس اگر معامله به عوض کلّی بوده می‌تواند آن را پس بدهد و عوض سالم را مطالبه نماید و اگر به عوض مشخص بوده پس..

(2) (بهجت): یا ما به التفاوت قیمت سالم و معیوب را بگیرد.

(3) (فاضل): یا نسبت.. (مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله 2129 (خوئی)، (تبریزی): مسأله اگر فروشنده بفهمد در عوضی [1] که مالش را به آن فروخته عیبی هست، چنانچه آن عیب پیش از معامله در عوض بوده و او نمی‌دانسته می‌تواند معامله را به هم زده و آن عوض را به صاحبش برگرداند [2] و چنانچه از جهت تغییر یا تصرّف نتواند برگرداند می‌تواند تفاوت قیمت سالم و معیوب را به دستوری که در مسأله پیش گفته شد بگیرد.

———————————–

[1] (سیستانی): در عوض معیّنی..

[2] (زنجانی): مگر در عوض، تغییری بدون دخالت خریدار صورت گرفته باشد که تنها می‌تواند تفاوت قیمت سالم و معیوب را به دستوری که در مسأله پیش گفته شد، بگیرد. و بنا بر احتیاط واجب در صورتی که عوض تغییر نکرده، نمی‌تواند تفاوت قیمت بگیرد، بلکه تنها می‌تواند معامله را به هم بزند.

[معیوب شدن قبل از تحویل کالا]

مسأله 2131 اگر بعد از معامله و پیش از تحویل گرفتن (1) مال عیبی در آن پیدا شود (2) خریدار می‌تواند معامله را به هم بزند و نیز اگر در عوض مال بعد از معامله و پیش از تحویل گرفتن (3) عیبی پیدا شود، فروشنده می‌تواند معامله را به هم بزند، ولی اگر بخواهند تفاوت قیمت بگیرند اشکال دارد (4)

(1) (خوئی)، (تبریزی): (سیستانی): تحویل دادن..

(2) (صافی): و یا در عوض مال، بعد از معامله و پیش از تحویل گرفتن، عیبی پیدا شود، فروشنده یا خریدار می‌توانند به دستوری که در مسأله [2129] گفته شد عمل نمایند.

(3) (خوئی)، (سیستانی)، (تبریزی): تحویل دادن..

(4) (گلپایگانی): اگر بخواهند، می‌توانند تفاوت قیمت بگیرند.

(خوئی)، (تبریزی): اگر بخواهند تفاوت قیمت بگیرند، جایز نیست.

(سیستانی): اگر بخواهند تفاوت قیمت را بگیرند، در صورت عدم ِ امکان ِ ردّ، جائز است.

(مکارم): مسأله هرگاه بعد از معامله و پیش از تحویل گرفتن جنس، عیبی در آن پیدا شود، مشتری می‌تواند معامله را فسخ کند، همچنین اگر در عوض آن جنس بعد از معامله و پیش از تحویل گرفتن عیبی پیدا شود فروشنده می‌تواند معامله را بهم زند.

(زنجانی): مسأله اگر بعد از معامله و پیش از تحویل دادن مال، عیبی بدون دخالت خریدار در آن پیدا شود، خریدار می‌تواند معامله را به هم بزند و نیز اگر در عوض مال بعد از معامله و پیش از تحویل دادن، عیبی بدون دخالت فروشنده پیدا شود، فروشنده می‌تواند معامله را به هم بزند، ولی نمی‌تواند تفاوت قیمت بگیرد.

[اگر بعد از عیب، فورا معامله را به هم نزند]

مسأله 2132 اگر بعد از معامله عیب مال را بفهمد و فوراً معامله را به هم نزند، دیگر حق ّ به هم زدن معامله را ندارد (1)

(1) (گلپایگانی)، (صافی): مگر آنکه جاهل به مسأله باشد، که وقتی فهمید، می‌تواند معامله را به هم بزند. ((صافی): و اگر بعد از حصول مانع از ردّ مال به فروشنده، ملتفت عیب شود، اگر فوراً تفاوت قیمت صحیح و معیوب را مطالبه نکرد حق ّ مطالبه او ساقط نمی‌شود).

(بهجت): و برای فسخ معامله کافی است که به طرف مقابل اطلاع دهد و یا اگر ممکن نیست به دیگران اطلاع دهد که معامله را فسخ کرده است.

(مکارم): بنا بر احتیاط حق ّ او ساقط می‌شود، ولی مقداری تأخیر برای فکر کردن مانعی ندارد و شرط نیست که فروشنده موقع فسخ حاضر باشد.

(فاضل): بنا بر احتیاط واجب دیگر حق ّ بهم زدن معامله را ندارد، مگر آن که جاهل به مسأله باشد، که وقتی فهمید می‌تواند معامله را به هم بزند، ولی مقداری تأخیر برای فکر کردن مانعی ندارد.

(خوئی)، (تبریزی): مسأله اگر بعد از معامله عیب مال را بفهمد لازم نیست فوراً معامله را به هم بزند و بعداً هم حق ّ به هم زدن معامله را دارد و همچنین است حکم در سایر خیارات.

(سیستانی): مسأله اگر بعد از معامله عیب مال را بفهمد چنانچه بخواهد باید فوراً معامله را به هم بزند، و اگر بیش از مقدار معمول با در نظر گرفتن اختلاف موارد تأخیر بیندازد دیگر نمی‌تواند معامله را به هم بزند.

(زنجانی): مسأله حق ّ به هم زدن معامله در موارد خیار، فوری نیست؛ بنا بر این اگر بعد از معامله عیب مال را بفهمد، لازم نیست معامله را فوراً به هم بزند، بلکه بعداً هم حق ّ به هم زدن معامله را دارد و همینطور در دیگر خیارها.

[ حاضر نبودن فروشنده]

مسأله 2133 هرگاه بعد از خریدن جنس عیب آن را بفهمد، اگر چه فروشنده حاضر نباشد، می‌تواند معامله را به هم بزند (1)

(1) (خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): و همچنین است حکم در سایر خیارات.

(مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله 2132.

[مواردی که نمی توان معامله را فسخ کرد]

مسأله 2134 در چهار صورت اگر خریدار بفهمد مال عیبی دارد (1) نمی‌تواند معامله را به هم بزند (2) یا تفاوت قیمت بگیرد:

اوّل: آن که موقع خریدن، عیب مال را بداند.

دوم: به عیب مال راضی شود (3)

سوم: در وقت معامله بگوید: اگر مال عیبی داشته باشد، پس نمی‌دهم و تفاوت قیمت هم نمی‌گیرم (4)

چهارم (5): فروشنده در وقت معامله بگوید: این مال را با هر عیبی که دارد می‌فروشم، ولی اگر عیبی را معین کند و بگوید مال را با این عیب می‌فروشم و معلوم شود عیب دیگری هم دارد، خریدار می‌تواند برای عیبی که فروشنده معین نکرده مال را پس دهد (6) یا تفاوت بگیرد.

(1) (گلپایگانی)، (خوئی)، (تبریزی)، (صافی): در چهار صورت خریدار بواسطه عیبی که در مال است..

(سیستانی): در دو صورت خریدار بواسطه عیبی که در مال است..

(2) (مکارم): در چند صورت با وجود عیب نمی‌تواند معامله را فسخ کند..

(3) و (4) [صورت دوم و سوم در رساله آیت اللّه (سیستانی) نیست]

(5) (سیستانی): دوم..

(6) (خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): و در صورتی که نتواند پس دهد تفاوت قیمت بگیرد.

(صافی): و اگر پس دادن آن ممکن نیست، تفاوت قیمت بگیرد.

[گرفتن تفاوت قیمت]

مسأله 2135 در سه صورت (1) اگر خریدار بفهمد مال عیبی دارد، نمی‌تواند معامله را به هم بزند، ولی می‌تواند تفاوت قیمت بگیرد (2):

اوّل: آن که بعد از معامله تغییری در مال بدهد که مردم بگویند: به طوری که خریداری و تحویل داده شده باقی نمانده است (3)

دوم: بعد از معامله بفهمد مال عیب دارد و فقط حق ّ برگرداندن آن را ساقط کند (4)

سوم: بعد از تحویل گرفتن مال، عیب دیگری در آن پیدا شود. ولی اگر حیوان معیوبی را بخرد و پیش از گذشتن سه روز (5) عیب دیگری پیدا کند، اگر چه آن را تحویل گرفته باشد باز هم می‌تواند آن را پس دهد. و نیز اگر فقط خریدار تا مدّتی حق ّ به هم زدن معامله را داشته باشد و در آن مدّت، مال عیب دیگری پیدا کند، اگر چه آن را تحویل گرفته باشد، می‌تواند معامله را به هم بزند.

(1) (مکارم): در چند صورت..

(2) (فاضل): می‌تواند نسبت تفاوت قیمت سالم و معیوب را بگیرد.. (3) (فاضل): مثل آن که پارچه را برای دوختن بریده و یا گندم را آرد کرده باشد..

(گلپایگانی): اوّل: آن که بعد از معامله در مال تصرّف کند به طوری که مال به حال اوّل نباشد و تغییر کرده باشد مثل آن که جامه را ببرد یا گندم را آرد کند..

(اراکی): اوّل: آن که بعد از معامله در مال تصرّفی کند که یک نوع تغییری در آن پیدا شود..

(4) (فاضل): دوم: فقط حق ّ فسخ را ساقط کرده باشد..

(5) (فاضل): بدون تفریط مشتری..

(خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی)، (زنجانی): مسأله اگر خریدار بفهمد مال عیبی دارد و پس از تحویل گرفتن مال عیب دیگری ((زنجانی): از ناحیه غیر فروشنده) در آن پیدا شود، نمی‌تواند معامله را به هم بزند ولی می‌تواند تفاوت قیمت سالم و معیوب را بگیرد ولی اگر حیوان معیوبی را بخرد و پیش از گذشتن زمان خیار که سه روز است عیب دیگری پیدا کند [1] اگر چه آن را تحویل گرفته باشد باز هم می‌تواند آن را پس دهد و نیز اگر فقط خریدار تا مدّتی حق ّ به هم زدن معامله را داشته باشد و در آن مدّت، مال عیب دیگری پیدا کند، اگر چه آن را تحویل گرفته باشد، می‌تواند معامله را به هم بزند.

———————————–

[1] (صافی : اگر خریدار در مال تصرّف کند به طوری که مال به حال اوّل نباشد و تغییر کند مثل آن که جامه را ببرد یا گندم را آرد کند، بعد بفهمد مال، عیبی دارد، نمی‌تواند معامله را به هم بزند ولی می‌تواند تفاوت قیمت بگیرد و همچنین اگر بعد از تحویل گرفتن مال، عیب دیگری در آن پیدا شود ولی اگر حیوان معیوبی را بخرد و پیش از گذشتن سه روز عیب دیگری پیدا کند.

[بعد از معامله فروشنده متوجه کالا شود]

مسأله 2136 اگر انسان مالی داشته باشد که خودش آن را ندیده و دیگری خصوصیات آن را برای او گفته باشد، چنانچه او همان خصوصیات را به مشتری بگوید و آن را بفروشد و بعد از فروش بفهمد که بهتر از آن بوده می‌تواند معامله را به هم بزند.

این مسأله، در رساله آیات عظام: (مکارم) و (بهجت) نیست.

  • توضیح المسائل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید/ متن اصلی از رساله امام خمینی و مُحشی حضرات آیات: سیستانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، شبیری زنجانی، بهجت،فاضل،  اراکی، خویی، گلپایگانی، تبریزی.

مطابق نظر آيت الله خامنه اي

مطابق نظر آيت الله خامنه اي

از اینجا کلیک کنید و نظر آیت الله خامنه ای را مطالعه کنید.

لینک کوتاه مطلب: http://goo.gl/y9ZQPq

حتما بخوانيد



کلید: موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله موارد فسخ و بر هم زدن معامله

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب