معني مولي در حديث غدير در اوليReviewed by مهدي يوسف وند on Oct 1Rating: 3.0

معني مولي در حديث غدير در اولي

بسم الله الرحمن الرحيم

دلالت حديث غدير بر ولايت امير مؤمنان عليه السلام

حديث غدير از احاديثي است كه تواتر آن را بزرگان و دانشمندان علم رجال و حديث اهل سنت تأييد كرده‌اند ؛ بنابراين نمي‌توان در اصل صدور آن ترديد كرد كه ما اين مطلب در مقاله «تواتر حديث غدير از ديدگاه اهل سنت» به صورت كامل بررسي كرده‌ايم ؛ اما اين كه منظور رسول خدا صلي الله عليه وآله از جمله «من كنت مولاه فعلي مولاه» ولايت و امامت امير مؤمنان عليه السلام بوده و يا صرف محبت و دوستي آن حضرت ، بحثي است اساسي كه از گذشته تاريخ به شكلي مستمر بين مورّخان ، محدثان و متكلمان شيعه و سني جريان داشته و دارد .
شيعيان با پيروي از خاندان رسول خدا صلوات الله عليهم اجمعين ، بر اين عقيده هستند كه طبق آيه مباركه بلاغ ، رسول خدا صلي الله عليه وآله مأمور بود كه ولايت و امارت امير مؤمنان عليه السلام را به تمامي مسلمانان ابلاغ نمايد . آن حضرت نيز بنا بر وظيفه‌اي كه داشت ، با بليغ‌ترين و صريح‌ترين كلمات ، اين وظيفه مهم را به انجام رساند ؛ اما از آن طرف پيروان مكتب خلفا معتقدند كه هدف رسول خدا صلي الله عليه وآله فقط و فقط محبت و دوستي آن حضرت بوده و جمله «من كنت مولاه فعلي مولاه» نمي‌تواند ولايت و امامت علي عليه السلام را ثابت كند ؛ زيرا كلمه «مولي» هيچگاه به معناي «اولي» نمي‌آيد .
بررسي اين مطلب در قدم اول مستلزم مطالعه و مراجعه به آراء اهل لغت و آشنايان به اصطلاحات و ادبيات عرب است كه مي‌تواند بخش مهمي از برداشت‌هاي نادرست و غلط كساني را كه با عناد ورزي سعي در تحريف حقايق تاريخي دارند افشاء نمايد .
از اين رو ، لازم است تا به اظهارات برخي از صاحبان لغت و شعر و ادب مراجعه و توجه نمائيم ، تا معلوم شود كه برداشت‌هاي انديشمندان پيرو اهل بيت عليهم السلام از واژه‌هاي «مولي» و «ولي» ، مستند به درك و فهم و تفسير بزرگاني از دانشمندان اهل سنت است كه در تاريخ ، تفسير ، لغت و شعر معناي واقعي اين الفاظ و كلمات را روشن كرده‌اند .
بنابراين ابتدا نگاه كوتاهي خواهيم داشت به آراء بزرگان و دانشمنداني از اهل سنت كه از چهره‌هاي شاخص در ادبيات عرب محسوب مي‌شوند و سپس از قرائن موجود در روايات غدير و غير آن اثبات خواهيم كرد كه مفهومي غير از ولايت ، امامت و رهبري قابل استفاده نيست و انكار آن جز عناد و لجبازي نخواهد بود .

 

معناي «مولي» به معناي «اولي» از ديدگاه اهل لغت :

برخي از دانشمندان اهل سنت با توجه به رسوبات ذهني و پيش‌فرض‌هايي كه داشته‌اند ، نه تنها «مولي» و «ولي» را در حديث به معناي محبت و دوستي گرفته‌اند ؛ بلكه ادعا كرده‌اند كه به اجماع اهل لغت ، لفظ «مولي» هيچ گاه به معناي «أولي» به كار نمي‌رود ! .

شيخ عبد العزيز دهلوي ، نويسنده كتاب التحفة الإثنا عشريّة در اين باره مي‌نويسد :
« و گويند كه مولي به معني اولي به تصرف است و اولي به تصرف بودن عين امامت است اول غلط درين استدلال آن است كه اهل عربيه قاطبه انكار كرده‌اند كه مولي به معني اولي آمده باشد بلكه گفته اند كه مفعل به معني افعل هيچ جا در هيچ ماده نيامده چه جاي اين ماده علي الخصوص الا ابوزيد لغوي كه اين را تجويز نموده » .
الدهلوي ، حافظ (عبدالعزيز) غلام حليم بن شيخ قطب الدين احمد بن شيخ ابوالفيض المعروف به شاه ولى الله الهندى ، تحفه اثنا عشري ، باب هفتم: در امامت . صفحة 348 به بعد ، منبع :  http://www.aqeedeh.com/ebook/list_book.php?catID=20

و شهاب الدين آلوسي ، مي‌نويسد :
ووجه استدلال الشيعة بخبر «من كنت مولاه فعلى مولاه» أن المولى بمعنى الأولى بالتصرف ، وأولوية التصرف عين الامامة ولايخفى أن أول الغلط فى هذا الاستدلال جعلهم المولى بمعنى الأولى وقد أنكر ذلك أهل العربية قاطبة بل قالوا : لم يجىء مفعل بمعنى أفعل أصلا ولم يجوز ذلك إلا أبو زيد اللغوى متمسكا بقول أبى عبيدة فى تفسير قوله تعالى : هى مولاكم أى أولى بكم .
روش استدلال شيعه به خبر «من كنت مولاه فعلي مولاه» اين است كه مولي به معناي أولي به تصرف است و اولويت به تصرف همان امامت است . روشن است كه نخستن اشتباه شيعيان در اين استدلال گرفتن مولي به معناي أولي است ؛ در حالي كه تمام لغت شناسان آن را انكار كرده‌اند و بلكه گفته‌اند : صيغه مفعل هيچگاه به معناي أفعل نمي‌آيد . اين مسأله را كسي ديگري جايز ندانسته غير از أبو زيد لغوي كه استناد كرده به سخن أبو عبيده كه در آيه «هي مولاكم» گفته به معناي أوليكم است .
الآلوسي البغدادي ، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ) ، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني ، ج 6 ، ص 195 ، ناشر : دار إحياء التراث العربي – بيروت .

و قاضي عضد الدين ايجي در كتاب المواقف مي‌گويد :
وإن سلم أن هذا الحديث صحيح فرواته أي أكثرهم لم يرووا مقدمة الحديث وهي «ألست أولى بكم من أنفسكم» فلا يمكن أن يتمسك بها في أن المولى بمعنى الأولى والمراد بالمولى هو الناصر بدليل آخر الحديث وهو قوله وال من والاه . . الخ . ولأن مفعل بمعنى أفعل لم يذكره أحد من أئمة العربية .
حتي اگر به پذيريم كه اين حديث صحيح نيز باشد ، اكثر راويان ، مقدمه حديث يعني جمله « ألست أولي بكم من أنفسكم» را نقل نكرده‌اند ؛ پس امكان ندارد به آن تمسك كنيم و بگوييم كه مولي به معناي اولي است ؛ بلكه مولي به معناي ناصر است به دليل آخر حديث كه فرمود : «وال من والاه … .
الإيجي ، عضد الدين (متوفاي756هـ) ، كتاب المواقف ، ج 3 ، ص 616 ، تحقيق : عبد الرحمن عميرة ، ناشر : دار الجيل ، لبنان ، بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1417هـ ، 1997م .

‍[در لغت عرب و در آيات قرآن كريم «مولي» به معناي «اولي» آمده]

حال با مراجعه به آراء دانشمندان و متخصصان دانش لغت و اعتراف آن‌ها به اين كه نه تنها در لغت عرب كه حتي در آيات قرآن كريم نيز «مولي» به معناي «اولي» آمده ، ارزش اجماعي كه شاه ولي الله دهلوي ادعا كرده ، روشن خواهد شد ؛ از جمله اين دانشمندان مي‌توان به افراد ذيل اشاره كرد :

1 . الكلبي ، محمد بن السائب ، (متوفى 146 هـ) ؛
محمد بن سائب كلبي از علماي پرآوازه لغت عرب در قرن دوم از كساني است كه تصريح كرده است كه «مولي» به معناي «اولي» مي‌آيد .

فخر رازي ، مفسر مشهور اهل سنت در تفسير آيه « هي مولاكم وبئس المصير (الحديد / 15) » مي‌نويسد :
وفي لفظ المولى ههنا أقوال : أحدها قال ابن عباس : «مَوْلَاكُمْ » أي مصيركم ، وتحقيقه أن المولى موضع الولي ، وهو القرب ، فالمعنى أن النار هي موضعكم الذي تقربون منه وتصلون إليه . 
والثاني : قال الكلبي : يعني أولى بكم ، وهو قول الزجاج والفراء وأبي عبيدة .
در لفظ (مولي) چند نظريه وجود دارد ، يكي از آن سخنان از ابن عباس است كه گفته است: (مولاكم) يعني فرجام و عاقبت . توضيح آن اين است كه (مَولي) از (وَلِي) به معني نزديك بودن است ؛ يعني آتش جايگاه شما است كه به آن نزديك مي شويد و به آن مي رسيد .
سخن دوّم از كلبي است كه مي‌گويد : (مولي) يعني اولي و بر تر از شما به خود شما است .
الرازي الشافعي ، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاي604هـ) ، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب ، ج 29 ، ص 198 ، ناشر : دار الكتب العلمية – بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1421هـ – 2000م .

بغوي و أبو حيان اندلسي ، نظر كلبي را اين گونه نقل مي‌كنند :
( هو مولانا ) ناصرنا وحافظنا وقال الكلبي هو أولى بنا من أنفسنا في الموت والحياة . 
(او مولاي ما است) ياور و نگاهدار ما است ، كلبي گفته است : مولي به معناي اولي و برتر از ما به جان ما در مرگ و زندگي است .
البغوي ، الحسين بن مسعود (متوفاي516هـ) ، تفسير البغوي ، ج 2 ، ص 299 ، تحقيق : خالد عبد الرحمن العك ، ناشر : دار المعرفة – بيروت ؛
الأندلسي ، محمد بن يوسف الشهير بأبي حيان (متوفاي745هـ) ، تفسير البحر المحيط ، ج 5 ، ص 53 ، تحقيق : الشيخ عادل أحمد عبد الموجود – الشيخ علي محمد معوض، شارك في التحقيق 1) د.زكريا عبد المجيد النوقي 2) د.أحمد النجولي الجمل ، ناشر : دار الكتب العلمية – لبنان/ بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1422هـ -2001م .

شرح حال محمد بن سائب كلبي :
ذهبي در باره او گفته است :
محمد بن السائب الكلبي . ت . بن بشير بن عمرو وأبو النضر الكلبي الكوفي الأخباري العلامة صاحب التفسير . روى عن الشعبي وأبي صالح باذام وأصبغ بن نباتة وطائفة … قال ابن عدي : ليس لأحد تفسير أطول من تفسير الكلبي .
محمد بن سائب كلبي از كوفيان و فردي اخباري بود ، وي صاحب تفسير و با لقب علامه مشهور است ، ابن عدي در حق وي گفته است : تفسيري به گسترده گي تفسير كلبي از هيچ كس سراغ نداريم . 
الذهبي ، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان ، (متوفاي748هـ) ، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام ، ج 9 ، ص 267 ، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى ، ناشر : دار الكتاب العربي – لبنان/ بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1407هـ – 1987م .

2 . الفراء ، يحيي بن زياد ، (متوفاي 207هـ) ؛
همان طور كه گذشت ، به شهادت فخر رازي ، فراء نيز از كساني است كه مي‌گويد «مولي» به معناي «اولي» مي‌آيد :
والثاني : قال الكلبي : يعني أولى بكم ، وهو قول الزجاج والفراء وأبي عبيدة .
تفسير كلمه (مولي) به معناي اولي و برتر، از فراء نيز نقل شده است .

شرح حال فراء :
خطيب بغدادي در باره او مي‌نويسد‌ :
يحيى بن زياد بن عبد الله بن منظور أبو زكريا الفراء مولى بنى أسد من أهل الكوفة نزل بغداد وأملى بها كتبه في معاني القران وعلومه … ويحكى عن أبى العباس ثعلب انه قال لولا الفراء لما كانت عربية لأنه خلصها وضبطها ولولا الفراء لسقطت العربية لأنها كانت تتنازع ويدعيها كل من أراد ويتكلم الناس فيها على مقادير عقولهم وقرائحهم فتذهب .
فراء نيز اهل كوفه بود كه به بغداد آمد و آثارش را در موضوع علوم و معاني قرآن در همين شهر پديدار كرد ، از ابو العباس ثعلب نقل است كه گفت : اگر فراء نبود ادبيات عرب نابود مي‌شد ؛ چون او بود كه آن را خالص نگه داشت و نوشت ، اگر فراء نبود ادبيات عرب از طرف نا اهلان رو به نابودي مي‌گذاشت ؛ چون هر كس به اندازه درك و فهمش از آن مي‌گفت و مي‌نوشت 
البغدادي ، أحمد بن علي أبو بكر الخطيب (متوفاي463هـ) ، تاريخ بغداد ، ج 14 ، ص 149 ، رقم : 7467 ، ناشر : دار الكتب العلمية – بيروت .

و أبو محمد يافعي متوفاي 768 هـ او را اين گونه معرفي مي‌كند :
الامام البارع النحوى يحيى بن زياد الفراء الكوفى اجل اصحاب الكسائى كان رأسا في النحو واللغة ابرع الكوفيين واعلمهم بفنون الادب … .
فراء از بزرگترين و با ارزش‌ترين شاگردان كسائي است ، كه در دانش نحو و لغت سر آمد كوفيان و نسبت به فنون ادبيات عرب داناترين است .
اليافعي ، أبو محمد عبد الله بن أسعد بن علي بن سليمان (متوفاي768هـ) ، مرآة الجنان وعبرة اليقظان ، ج 2 ، ص 38 ، حوادث سال 207هـ ، ناشر : دار الكتاب الإسلامي – القاهرة – 1413هـ – 1993م .

3 . أبي عبيدة ، معمر بن المثني ، (متوفاي 210هـ) ؛
علاوه بر آن چه از فخر رازي نقل شد ، ابو عبيده در كتاب مجاز القرآن در باره معناي كلمه مولي در آيه «هي مولاكم» مي‌گويد :
«هِيَ مَوْلاَكُمْ» أولى بكم .
اين مولاي شما است ؛ يعني اولي و برتر است به شما .
التيمى ، أبو عبيدة معمر بن المثنى ، مجاز القرآن ، ج 1 ، ص 122 .

شرح حال أبو عبيده :
شمس الدين ذهبي در باره او مي‌گويد :
أبو عبيدة معمر بن المثنى التيمى البصري اللغوي الحافظ صاحب التصانيف … قال الجاحظ: لم يكن في الأرض خارجى ولا جماعى اعلم بجميع العلوم من أبي عبيدة وذكره بن المديني فصحح رواياته .
ابو عبيده از بصريان و لغت شناس و حافظ (كسي كه احاديث فرواني حفظ باشد) ، داراي آثار علمي است . جاحظ در باره او گفته : در روي زمين كسي آگاه تر از ابو عبيده به همه دانش‌ها نبوده است .
الذهبي ، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان ، (متوفاي748هـ) ، تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 371 ، رقم : 367 ، ناشر : دار الكتب العلمية – بيروت ، الطبعة : الأولى .

و جلال الدين سيوطي مي‌گويد :
وكان في العصر ثلاثة هم أئمة الناس في اللغة والشعر وعلوم العرب لم يُرَ قبلهم ولا بعدهم مثلهم ، عنهم أخذ جل ما في أيدي الناس من هذا العلم ، بل كله ، وهم : أبو زيد ، وأبو عبيدة والأصمعي ، وكلهم أخذوا عن أبي عمرو اللغة والنحو والشعر .
در لغت و شعر و علوم قرآن سه نفر مقام پيشوائي آن را دارند كه مانند آنان قبل و بعد از ايشان ديده نشده است. آنچه از اين دانشها در دسترس مردم است از اينان گرفته شده است. اين سه تن عبارتند از ابو زيد، ابو عبيده، و اصمعي، و اين سه نفر آنچه داشته اند از ابو عمر گرفته اند. 
السيوطي ، عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ) ، المزهر في علوم اللغة وأنواعها ، ج 2 ، ص 344 ، تحقيق : فؤاد علي منصور ، ناشر : دار الكتب العلمية – بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1418هـ 1998م .

4 . الزجاج ، أبو اسحاق ، (متوفاي 311هـ) .
به شهادت فخر رازي ، زَجّاج نيز از كساني است كه «مولي» را به معناي «اولي» گرفته است :
والثاني : قال الكلبي : يعني أولى بكم ، وهو قول الزجاج والفراء وأبي عبيدة .
زجاج نيز در تفسير و توضيح كلمه (مولي) گفته است : يعني اولي و برتر به شما است .
شرح حال زَجّاج :
خطيب بغدادي در باره او مي‌گويد :
إبراهيم بن السرى بن سهل أبو إسحاق النحوي الزجاج صاحب كتاب معاني القرآن كان من أهل الفضل والدين حسن الإعتقاد جميل المذهب وله مصنفات حسان في الأدب .
زجاج ، صاحب كتاب معاني قرآن است ، وي اهل فضل و دين بود و اعتقاداتي نيكو داشت ، و در ادبيات عرب آثاري نيكو به جاي گذاشت .
البغدادي ، أحمد بن علي أبو بكر الخطيب (متوفاي463هـ) ، تاريخ بغداد ، ج 6 ، ص 89 ، رقم : 3126 ، ناشر : دار الكتب العلمية – بيروت .

5 . أبو بكر الأنباري (متوفاي 328هـ)‌‌‌ :
ويكون المولى : الأولى . قال الله عز وجل : «النارُ هي مولاكُمْ» معناه : هي أولى بكم . أنشدنا أبو العباس للبيد : 
فَغَدَتْ كلا الفَرْجَيْنِ تحسبُ أَنّه * مولى المخافةِ خَلْفُها وأمامُها . 
معناه : أولى بالمخافة خلفها وأمامها … .
ابوبكر انباري گفته : مولي به معناي اولي است ، و اين فرمايش خداوند : (النار هي مولاكم) ؛ يعني نار اولي است براي شما . در شعر لبيد هم به معناي اولي آمده است : دو گروه متخاصم گمان بردند كه ترسناك تر و سزاوارتر براي ترس و وحت پشت سر و روبرو است . 
الأنباري ، أبو بكر محمد بن القاسم (متوفاي328هـ) ، الزاهر في معاني كلمات الناس ، ج 1 ، ص 125 ، تحقيق : د. حاتم صالح الضامن ، ناشر : مؤسسة الرسالة – بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1412 هـ -1992 .

شرح حال ابن الأنباري :
ذهبي در باره او مي‌نويسد :
ابن الأنباري الإمام الحافظ اللغوي ذو الفنون أبو بكر محمد بن القاسم بن بشار ابن الأنباري المقرئ النحوي وسمع في صباه باعتناء أبيه من محمد بن يونس الكديمي وإسماعيل القاضي وأحمد بن الهيثم البزاز وأبي العباس ثعلب وخلق كثير .
قال أبو علي القالي كان شيخنا أبو بكر يحفظ فيما قيل ثلاث مئة ألف بيت شاهد في القرآن . قلت هذا يجيء في أربعين مجلدا .
وقال محمد بن جعفر التميمي ما رأينا أحدا أحفظ من ابن الأنباري ولا أغزر من علمه وحدثوني عنه أنه قال أحفظ ثلاثة عشر صندوقا … وقيل إن من جملة محفوظه عشرين ومئة تفسير بأسانيدها .
قال أبو بكر الخطيب كان ابن الانباري صدوقا دينا من أهل السنة صنف في علوم القرآن والغريب والمشكل والوقف والابتداء . وقال غيره كان من أعلم الناس وأفضلهم في نحو الكوفيين وأكثرهم حفظا للغة أخذ عن ثعلب وأخذ الناس عنه .
ابن انباري امام و لغت شناس و آشنا به همه دانش‌ها بود ، در كودكي از افراد زيادي كسب دانش نمود ، گفته شده است : حافظ سه هزار شعر بود كه براي مفاهيم قرآن از آن استفاده كرد . 
محمد بن جعفر تميمي در باره وي گفته : در قدرت حافظه و دانش فراوان كسي مانند او نديديم ، و شنيدم كه گفته است : سيزده صندوق كتاب را حافظم ، كه از جمله محفوظاتش صد و بيست تفسير با سند آن است .
خطيب در باره وي گفته است : ابن انباري راستگو ديندار و از اهل سنت بود ، در دانش قرآن ، و رشته‌هاي سخت علمي و وقف آثاري بر جاي گذاشت . 
ديگران در باره وي گفته‌اند : ابن انباري از دانشمند‌ترين مردم و برترين آنان در دانش نحو و لغات فراواني را حافظ بود ، او دانشش را از ثعلب گرفت و ديگران از او .
الذهبي ، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان ، (متوفاي748هـ) ، سير أعلام النبلاء ، ج 15 ، ص 274 ، رقم : 122 ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط ، محمد نعيم العرقسوسي ، ناشر : مؤسسة الرسالة – بيروت ، الطبعة : التاسعة ، 1413هـ .

6 . أبو القاسم صاحب بن عُبّاد الطالقاني (متوفاي 385هـ) :
وتكونُ بمَعْنى الأُوْلى ؛ كقَوْلِه عَزَّ ذِكْرُه : «هِيَ مَوْلاَكُم» أي هيَ أَوْلى بكم .
مولي به معناي اولي است ، مانند اين فرمايش خداوند متعال: (هي مولاكم) ؛ يعني اين آتش براي شما سزاوارتر است .
الطالقاني ، أبو القاسم إسماعيل ابن عباد بن العباس بن أحمد بن إدريس (متوفاي385هـ) ، المحيط في اللغة ، ج 10 ، ص 380 ، اسم المؤلف: تحقيق : الشيخ محمد حسن آل ياسين ، ناشر : عالم الكتب – بيروت / لبنان ، الطبعة : الأولى ، 1414هـ – 1994م .

شرح حال صاحب بن عباد :
ابن خلكان در باره او مي‌نويسد :
الصاحب بن عباد . الصاحب أبو القاسم إسماعيل بن أبي الحسن عباد بن العباس بن عباد بن أحمد ابن إدريس الطالقاني كان نادرة الدهر وأعجوبة العصر في فضائله ومكارمه وكرمه أخذ الأدب عن أبي الحسين أحمد بن فارس اللغوي صاحب كتاب المجمل في اللغة وأخذ عن أبي الفضل ابن العميد وغيرهما .
وقال أبو منصور الثعالبي في كتابه اليتيمة في حقه ليست تحضرني عبارة أرضاها للإفصاح عن علو محله في العلم والأدب وجلالة شأنه في الجود والكرم وتفرده بالغايات في المحاسن وجمعه أشتات المفاخر لأن همة قولي تنخفض عن بلوغ أدنى فضائله ومعاليه وجهد وصفي يقصر عن أيسر فواضله ومساعيه .
صاحب بن عباد در فضائل و سجاياي اخلاقي و جود و كرم ، اعجوبه و يگانه روزگار بود ، دانش صرف و نحو را از احمد بن فارس ، لغت شناس و صاحب كتاب المجمل در لغت و از ابن عميد و غير اين دو آموخت .
ثعالبي در كتابش اليتيمه مي‌نويسد : تعبيري كه به تواند پرده از مقام والا و ارجمند صاحب بن عباد بر دارد و جايگاه دانش و ادب او و جود و كرم و محاسن اخلاقي وي را برساند نزد من نيست و عبارات كوتاه تر از آن است كه گوشه اي از برتري‌هاي وي را بازگو كند . 
إبن خلكان ، أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر (متوفاي681هـ) ، وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان ، ج 1 ، ص 228 ، رقم : 96 ، تحقيق احسان عباس ، ناشر : دار الثقافة – لبنان .

7 . الدقيقي النحوي (متوفاي614هـ) :
وي نيز كه از بزرگان علم لغت در قرن هفتم به شمار مي‌ورد ، تصريح مي‌كند كه «مولي» به معناي «اولي» مي‌آيد :
وقال تعالى : «مأواكم النار هي مولاكم» أي أولى بكم .
خداوند فرمود : جايگاه شما آتش است، يعني آتش اولي و برتر است براي شما .
الدقيقي النحوي ، سليمان بن بنين (متوفاي614هـ) ، اتفاق المباني وافتراق المعاني ، ج 1 ، ص 138 ، تحقيق : يحيى عبد الرؤوف جبر ، ناشر : دار عمار – الأردن ، الطبعة : الأولى ، 1405هـ 1985م .

شرح حال الدقيقي النحوي :
ذهبي در باره او مي‌گويد :
سليمان بن بنين بن خلف . أبو عبد الغني المصري ، الدَّقيقي ، النحوي ، الأديب . سمع من : إسماعيل الزَّيات ، وعبد الله بن برَّي ، وشير بن علي ، وخلق من طبقتهم . ولزم ابن برِّي مدة في النحو . وصنّف في النحو ، والعروض ، والرَّقائق ، وغير ذلك . روى عنه : الزَّكي عبد العظيم . 
دقيقي نحوي ، ادب شناسي است كه از اسماعيل زيات و عبد الله بن بري و شير ين بن علي و ديگران استفاده برده است و براي مدتي همنشين ابن برّي براي استفاده در علم نحو شد ، و در نحو و عروض و رقائق و غير آن كتاب نوشت .
الذهبي ، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان ، (متوفاي748هـ) ، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام ، ج 44 ، ص 198 ، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى ، ناشر : دار الكتاب العربي – لبنان/ بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1407هـ – 1987م .

8 . إبن منظور الأفريقي (متوفاي 711هـ) :
ابن منظور مصري كه كتاب لسان العرب او از برترين كتاب‌هاي لغت به شمار مي‌رود ، با استشهاد به شعر معروف لبيد تصريح مي‌كند كه «مولي» در اين شعر به معناي «أولي» است :
وأما قول لبيد : فعدت كلا الفرجين تحسب أنه مولى المخافة خلفها وأمامها فيريد أنه أولى موضع أن تكون فيه الحرب .
(ترجمه شعر قبلا ذكر شد) در شعر لبيد : از (مولي المخافة) اين چنين قصد شده است كه : سزاورتر و بر ترين مكان كه در آن جنگ خواهد بود ، پشت سر و رو برو است .
الأفريقي المصري ، محمد بن مكرم بن منظور (متوفاي711هـ) ، لسان العرب ، ج 15 ، ص 410 ، ناشر : دار صادر – بيروت ، الطبعة : الأولى .

شرح حال ابن منظور :
سيوطي در باره او مي‌نويسد :
محمد بن مكرم بن علي – وقيل رضوان – بن أحمد ابن أبي القاسم بن حقة بن منظور الأنصاري الإفريقي المصري جمال الدين أبو الفضل ، صاحب لسان العرب في اللغة ، الذي جمع فيه بين التهذيب والمحكم والصحاح وحواشيه والجمهرة والنهاية … وخدم في ديوان الإنشاء مدة عمره ، وولي قضاء طرابلس ، وكان صدراً رئيساً ، فاضلاً في الأدب ، مليح الإنشاء ، روى عنه السبكي والذهبي . وقال : تفرد في العوالي ؛ وكان عارفاً بالنحو واللغة والتاريخ والكتابة .
ابن منظور صاحب كتاب لسان العرب در لغت است ، وي از چندين كتاب بهره برد ، و عمرش را در نويسندگي گذراند و قاضي شهر طرابلس شد ، وي مقامي والا داشت و در ادب عربي برتر بود و بسيار زيبا مي نوشت ، آشنا به دانش نحو ، لغت ، تاريخ و نويسندگي بود .
السيوطي ، عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ) ، بغية الوعاة في طبقات اللغويين والنحاة ، ج 1 ، ص 248 ، رقم : 457 ، تحقيق : محمد أبو الفضل إبراهيم ، ناشر : المكتبة العصرية – لبنان / صيدا .

9 . أبو البقاء الكفوي (متوفاي 1094هـ) :
كفوي از بزرگان لغت در قرن يازدهم است . وي در كتاب مشهورش الكليات در باره كلمه (مولي) مي ‌نويسد :
«مأواكم النار هي مولاكم» أي : هي أولى بكم .
جايگاه شما آتش است ؛ يعني اولي و سزاوار تر براي شما است .
الكفوي الحنفي ، أبو البقاء أيوب بن موسى الحسيني ، (متوفاي1094هـ) ، الكليات معجم في المصطلحات والفروق اللغوية ، ج 1 ، ص 870 ، تحقيق : عدنان درويش – محمد المصري ، ناشر : مؤسسة الرسالة – بيروت – 1419هـ – 1998م .

10 . الحسيني الزبيدي (متوفاي 1205هـ) :
وي با استشهاد به شعر لبيد ، مي‌نويسد :
وقول لبيدٍ : فَغَدَتْ كِلا الفَرْجَيْن تَحْسَبُ أنَّه * مَوْلى المَخافةِ خَلْفُها وأَمامُها . فإنَّه أَرادَ أَولى مَوْضِع يكونُ فيه الخَوْف .
(ترجمه آن قبلا گذشت)
الحسيني الزبيدي ، محمد مرتضى (متوفاي1205هـ ، تاج العروس من جواهر القاموس ، ج 40 ، ص 254 ، تحقيق : مجموعة من المحققين ، ناشر : دار الهداية .
شرح حال زبيدي :
عبد الرحمن الجبرتي در باره او مي‌نويسد :
وحضر دروس اشياخ الوقت كالشيخ أحمد الملوي والجوهري والحفني والبليدي والصعيدي والمدابغي وغيرهم وتلقي عنهم واجازوه وشهدوا بعلمه وفضله وجودة حفظه واعتنى بشأنه إسماعيل كتخدا عزبان ووالاه بره حتى راج امره وترونق حاله واشتهر ذكره عند الخاص والعام ولبس الملابس الفاخرة وركب الخيول المسومة … 
واجتمع بأكابر النواحي وأرباب العلم والسلوك وتلقى عنهم وأجازوه وأجازهم وصنف عدة رحلات في انتقالاته في البلاد القبلية والبحرية تحتوي على لطائف ومحاورات ومدائح نظما نثرا لو جمعت كانت مجلدا ضخيما .
در درس‌هاي بزرگان و اساتيد وقت مانند : شيخ احمد ملوي ، جوهري ، حنفي ، بليدي ، صعيدي ، مدابغي و غير آنان شركت كرد و نكته‌ها آموخت و اجازه روايت گرفت ، به دانش و فضل و تيز هوشي و قوه حافظه‌اش همه گواهي دادند ، اسماعيل كدخدا عزبان او را گرامي داشت تا شهرتي به دست آورد و آوازه‌اش به گوش خاص و عام رسيد ، لباس‌هاي گران قيمت مي‌پوشيد و مركب‌هاي خوب سوار مي شد …
در جمع بزرگان دانش و عرفان حضور يافت و از آنان كسب فيض نمود ، ياد داشت‌هائي فراهم ورد كه حاوي نكاتي دقيق و گفتگوهاي شيرين و در ستايش‌ها به شعر و نثر است كه اگر جمع آوري شود يك جلد قطور خواهد شد .
الجبرتي ، عبد الرحمن بن حسن (متوفاي1237هـ) ، تاريخ عجائب الآثار في التراجم والأخبار ، ج 2 ، ص 104 ، اسم المؤلف: ناشر : دار الجيل – بيروت .

آنچه از نظر شما گذشت بخشي از آراء و انديشه هاي بزرگاني از قافله علم و ادب ، لغت ، تاريخ و غير آن بود كه در تفسير كلمه مولي از آنان در كتب تاريخ و لغت و غير آن به ثبت رسيده است .
حال از وجدان قلم بدستان و مبلغان حقيقت جو مي پرسيم كه : آيا باز هم جائي براي ادعاي اجماع شما باقي مي ماند كه گفتند : اجماع انديشمندان عرب اعم از لغت شناس و مورخ و ديگران بر اين است كه كلمه (مولي) به معناي (اولي) استعمال و تفسير نشده است ؟.

[منبع: موسسه تحقيقاتي وليعصر عج].

 

لينك كوتاه مطلب: http://hadana.ir/?p=20496

*- ضمنا شما می توانید از اینجا مشترک خبرنامه سایت شوید و جدید ترین مطالب را دریافت کنید.

حتما بخوانید



كليد:معني مولي در حديث غدير در اولي معني مولي در حديث غدير در اولي معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي كليد:معني مولي در حديث غدير در اولي معني مولي در حديث غدير در اولي معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي   معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي  معني مولي در حديث غدير در اولي

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب