مرگ باعزت در کلام امام حسین علیه السلام

حضرت علامه جوادي آملي در ادامه اثر ارزشمند خود در کتاب حماسه و عرفان نيز به خطبه مکي سالار شهيدان پرداخته و به نقل از آن حضرت آورده اند که فرمودند:

«خُطّ الموت علي وُلْد آدم مخطّ القلادة علي جيد الفتاة وما أوْلهني إلي أسلافي اشتياق يعقوب إلي يوسف… »؛ مرگ براي انسان سرنوشت حتمي است و بر گردن او آويخته شده است چنان که گردن بند بر گردن دختران آويخته مي شود. آن قدر مشتاق ديدار نياکانم هستم که يعقوب(عليه السلام) مشتاق ديدار يوسف(عليه السلام) بود…. (بحار، ج 44، ص 366).

آن حضرت در مواجهه با حرّ بن يزيد رياحي که ايشان را در ادامه رسالت جهاني خويش به ظاهر متوقف کرد برآشفته و فرمودند:

«أفبالموت تخوّفني وهلْ يعدو بکم الخطْب أن تقتلوني؟»؛ مرابه مرگ تهديد مي کني؟ آيا غير از کشتن من کار ديگري از دسستان برمي آيد. (او فرزند علي بن ابيطالب(عليه السلام) است که، وقتي با اشعث بن قيس(لعنه الله) بحث مي کند و اشعث آن حضرت را تهديد به ترور مي کند، همين جمله را مي فرمايد: «أبالموت تُخوّفني أو تُهدّدني؟ فوالله ما اُبالي وقعتُ علي الموت أو وقع الموت عليّ»؛ آيا مرا از مرگ مي ترساني يا به آن تهديد مي کني؟ به خدا قسم باک ندارم که بر مرگ واقع شوم و با توجه، اراده و اختيار خويش به سوي آن بروم يا اين که مرگ به طور ناگهاني به سراغ من آيد. (بحار، ج42، ص233).

بين برير و شمر مشاجره اي در شب عاشورا درگرفت و شمر ملعون، برير را تهديد به مرگ کرد. برير در جواب گفت: آيا مرا از مرگ مي ترساني؟ به خدا قسم مرگ با پسر پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) پيش من از حيات و زندگي با شما عزيزتر است. به خدا قسم به شفاعت پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) نمي رسد امتي که خون ذريه و اهل بيت او را ريخته باشد؛ «أبالموت تخوّفني؟ والله إنّ الموت مع ابن رسول الله أحبّ اليّ من الحياة معکم، و الله لانالتْ شفاعة محمد(صلي الله عليه و آله و سلم) قوماً أراقوا دماءَ ذرّيته وأهل بيته». (مقتل خوارزمي، ج1، ص251))

در ادامه توجه شما را به گزارشي که به حضرت از سوي کوفه در منزل شقوق رسيد و پاسخي که ايشان دادند جلب مي کنيم:

در اين منزل مردي که از کوفه مي آمد گزارشي از اوضاع نابسامان آنجا را به اطلاع امام حسين(عليه السلام) رساند. آن حضرت چند بيت شعر خواندند که يکي از ابيات آن اين است:

وإن تکن الأبدان للموت أنشأت *** فقتل امرء في الله بالسيف فضل

اگر بدن براي مرگ و مردن آفريده شده پس کشته شدن آدمي با شمشير در راه خدا بهتر است.

“حسين(ع) در آن شرايط مرگ را جز سعادت و حيات و زندگي با ستمکاران را جز ننگ و خواري نمي بيند”

در کربلا: امام حسين(عليه السلام) بعد از رسيدن به کربلا در خطبه اي اوضاع زمانه خود را تشريح کردند و در ضمن آن فرمودند: «ليرغب المؤمن في لقاء ربّه حقّاً حقّاً فإنّي لا أري الموت إلاّ سعادة والحياة مع الظالمين إلاّ برماً»؛ اگر مؤمن در چنين شرايطي براي لقاي پروردگارش رغبت و فداکاري کند سزاوار و شايسته است. من در چنين شرايطي مرگ را جز سعادت و حيات و زندگي با ستمکاران را جز ننگ و خواري نمي بينم. (بحار، ج 44، ص 381.)

عکس العمل سيد الشهداء هنگام پيشنهاد بيعت به ايشان :مرگ باعزت بهتر ز عيش با مذلّت

وقتي که در روز عاشورا پيشنهاد بيعت به آن حضرت مي شد، کلماتي مي فرمود که بعضي از آنها شعار امت اسلامي و شيعيان آن حضرت شد:

«والله لا اُعطيکم بيدي إعطاء الذليل ولا أفرّ فرار العبيد»؛ به خدا قسم نه دست ذلت براي بيعت با شما دراز مي کنم و نه مانند بردگان فرار مي کنم.

«موتٌ في عزٍّ خير من حياةٍ في ذلٍّ»؛ «مرگ باعزت ز عيش با مذلّت بهتر است».

ألموت خير من رکوب العار **** والعار أولي من دخول النار

مردن بهتر از سوار شدن بر مرکب ننگ است. و پذيرفتن ننگ بهتر از داخل شدن در آتش خشم و غضب خداست. کنايه از اين که لازمه بيعت فقط ننگ و ذلّت دنيايي نيست، بلکه داخل شدن در آتش و خذلان اخروي را نيز به همراه دارد که قابل قياس با ننگ دنيايي نيست.

«ألا وإنّ الدعيّ بن الدعيّ قد رکز بين اثنتين: بين السِّلّة والذّلّة وهيهات منّا الذّلّة يأبي الله لنا ذلک ورسوله والمؤمنون وحجورٌ طابت وطهُرتْ واُنوفٌ حميةٌ ونفوسٌ أبيةٌ من أن نؤثر طاعة اللئام علي مَصارع الکرام ألا إنّي قد أعذرتُ وأنذرتُ،ألا إنّي زاحفٌ بهذه الاُسرة علي قلّة العدد وخذْلان النّاصر»؛ آگاه باشيد اين نابکار فرزند نابکار مرا بين دو چيز مخير کرده است: بين شمشير و بين بيعت ذليلانه. ما و ذلت؟ هرگز. زير بار ذلت رفتن براي ما را نه خدا مي پسندد، نه رسول او و نه دامنهاي پاکي که ما را پرورانده است و نه بزرگان باغيرت و نفسهاي باشرافت.(هيچ کدام از اينها روانمي دارند که) ما اطاعت پست فطرتان رابر قتل کريمانه ترجيح دهيم. من با اين اتمام حجّتهاي خود قطع عذر کرده ام.آگاه باشيد که با همين گروه اندک خانوادگي ام مي جنگم ولي بيعت ذليلانه رانمي پذيرم هر چند کساني که وعده ياريم داده بودند، دست از ياريم کشيدند.

تذکر: اشاره حضرت به «دامنهاي پاک» شايد کنايه از اين باشد که ذلت پذيري کار انسانهاي پست و لئيم است: «هيهات، هيهات لا يدفع الضَّيم الذّليل». اما انسانهاي پاکباخته هرگز زير بار ذلت نمي روند. (بحار، ج 34، ص 132.) اسرا نیوز.

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب