شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانهReviewed by مهدي يوسف وند on Sep 12Rating: 2.5

شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه

سوال :در بعضی از آیات هست یا نمیدونم شاید هم روایت باشد که می گوید مسلمان باید امام زمان خود را بشناسد منظور امام مهدی است یا امام زمانه (امام خامنه ای)؟.

جواب:

اين كلام در قرآن كريم نيامده بلكه روايت مي باشد. متن حديث اينچنين است: «مَنْ ماتَ وَلَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَيْتَةً جاهِلِيَّةً » كمال الدين صدوق/ج2-ص 409. اگر كسي بميرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است. اين روايت كه بصورت متواتر در منابع شيعه و سني آمده است، بخوبي نشان مي دهد كه امام  و ولايت او جايگاه تعيين كننده اي در زندگي دارد. و همواره اين امام در تمام اعصار وجود خواهد داشت چون فرموده امام زمانش را، پس روايت نمي تواند عبث باشد پس حتما امامي در هر زمان و زمان ما وجود خواهد داشت.

طبق ادله امامان دوازده نفر هستند كه  تا قيامت بر روي زمين خواهند بود و نامشان در روايات  پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم ذكر شده است. انسانها همواره به هدايت خداوند نياز دارند. بر همين اساس حجت خداوند تا زماني كه انسان بر روي زمين وجود دارد، باقي است و خداوند انسانها را رها نساخته است.

در اين زمان امام مهدي عليه السلام  از دوازده امام، حجت بر ماست، در عصر غيبت كبري بدين گونه نيست كه امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف جامعه را رها كرده و هيچ توجهي بدان نداشته باشند!. انسانها بصورت عموم و مومنان به طور خاص همواره تحت عنايت امام و هدايت ايشان هستند. بسياري از بلاها و مشكلات بخاطر توجه و عنايت امام زمان رفع مي شود و بسياري از هدايت ها و توفيقات و حتي كمالات از عنايات ايشان به مردمان است. يكي از عنايات امام اينست كه مومنان را در ظاهر رها نكرده بلكه ايشان را به عالمان با تقوا ارجاع داده است. بر همين اساس ولايت علما و مراجع ولايت نيابي عام (جانشيني) هست. و مخالفت و نشناخت مقام ايشان (به معني مخالفت با ايشان) سبب مي شود كه امر امام و دين زمين گذاشته شود و زمينه انحراف و سلب توفيقات و چه بسا گمراهي فراهم شود.

بنابراين منظور حديث ولايت دوازده امام عليهم السلام است نه شخص ديگر چون آنچه شناخت او سبب حيات طيبه هست معصوم هست، و بديهي است كه علما و بزرگان معصوم از گناه و اشتباه نيستند. لذا ما نيز كه از عالمان بهره مي بريم به اين خاطر است كه ايشان قول معصومين را براي ما استنباط مي كنند و هدايت ايشان را براي ما بازگو مي نمايند.

به نظر نگارند اين روايت دليل خوبي در عصمت معصومين عليهم السلام نيز هست چون بحث مطلق حيات طيبه و هدايت همراه با شناخت امام عجين شده است. و معنا ندارد كه جايي شناخت و تبعيت از كسي مطرح باشد، اما عصمت درآن جايي نداشته باشد. انشاالله بصورت جداگانه به بررسي اين مطلب خواهيم پرداخت.

لازم به ذكر است، لفظ امام به دو صورت استفاده مي شود گاهي عام هست، كه اين لفظ به بزرگان و علما در زبان عربي اطلاق مي شود. و يك معني خاص دارد و منظور  از آن دوازده امام مي باشند نه شخص ديگري.  در ادامه شرحي از حضرت علامه جوادي آملي پيرامون اين روايت تقديم مي گردد.

حضرت آيت الله جوادي آملي

حضرت آيت الله جوادي آملي

حيات معقول ثمره معرفت به امام (عج)

شيعه و غير شيعه از وجود مبارك خاتم الانبياءصلي الله عليه و آله و سلم نقل كرده ‏اند هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد مرگ او مرگ جاهلي است: من مات و لم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهلية.[1] اگر انساني بميرد در حالي كه امام زمان خود را نشناسد تا مطيع ولي ‏اش باشد، به مرگ جاهلي از دنيا رفته است.

مرگ جاهلي، نشانه زندگي جاهلانه است، چرا كه مرگ عصاره حيات است. آن‏كه خوب زندگي مي‏ كند، نيكو مي‏ ميرد و هر كه بد به سر مي‏برد مرگ بد دارد، زيرا مرگ جز چشيدن عصاره زندگي نيست

مرگ جاهلي، نشانه زندگي جاهلانه است، چرا كه مرگ عصاره حيات است. آن‏كه خوب زندگي مي‏ كند، نيكو مي‏ ميرد و هر كه بد به سر مي‏برد مرگ بد دارد، زيرا مرگ جز چشيدن عصاره زندگي نيست؛ گويا زندگي شربتي مي‏شود كه شخص هنگام احتضار آن را مي‏چشد. اگر شهد است، محصول كار شيرين اوست و چنانچه شرنگ و تلخ است، نتيجه دوران زيست اوست. (كُلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوت).[2] مرگ يعني تحول و دگرگوني. انسان عازم دار القرار است و تحول و دگرگوني را مي‏ چشد و هضم مي‏كند و پس از مرگ به جهان ابديت و ثبات بار خواهد يافت.
انسان بعد از مرگ از هر تحول اختياري، نقل و انتقال عملي و شدني [از قوه به فعل آمدني] منزّه است. قبل از چشيدن شراب مرگ، راه براي تغيير و شدن‏ ها باز است؛ امّا پس از مرگ نه مجالي براي توبه و تجديد نظر مي ‏ماند و نه امكاني براي مهلت خواستن و تحصيل عمل صالح.
ديگر آنكه ما مرگ را مي‏چشيم نه مرگ ما را. ما مرگ را مي‏ميرانيم نه او ما را، زيرا خداي سبحان نفرمود كه مرگ چشنده انسان است، بلكه فرمود: انسان چشنده مرگ است. حقيقت آن است كه مرگ انسان را از بين نمي‏برد بلكه اين انسان است كه مرگ را يك بار و براي هميشه از بين مي‏برد. همان‏گونه كه چشنده آب، آن را هضم مي‏كند؛ نه آب چشنده را.
در فرهنگ قرآن مرگ بسان عصاره است در قدحي كه انسان آن را مي‏چشد و در خويشتن فرو مي‏برد و هضم مي‏كند و هر كه در اين جهان زندگي مي‏كند، چون نهال باروري است كه بعد از بالندگي به ثمر مي‏ نشيند؛ آن‏گاه ميوه‏ هاي اين درخت بالنده را مي‏چينند و عصاره‏اش را در جامي مي‏ريزند و هنگام مرگ به انسان مي‏خورانند. آن‏كه در دوران زندگي براي جامعه خويش درختي ثمربخش با ميوه‏ هايي گواراست، عصاره‏ اش شهد و شيرين است و مرگ براي چنين كسي گواراست؛ ولي كسي كه نهال حنظل هندوانه ابوجهل است و حاصلي جز تلخي و ايذاء و ظلم به ديگران و بد رفتاري با خود، خانواده، محيط زيست، دولت اسلامي و… ندارد، محصولش تنها تلخي است و چنين عصاره‏اي گوارا نيست و مرگ براي چنين كساني سخت و تلخ است. هر كه خوب زندگي كند، نيك مي‏ميرد و آن كه با تلخي به سر برد، تلخكام.

اگر بار خار است خود كشته ‏اي            وگر پرنيان است خود رشته‏اي[3]

انسان چونان بافنده يا باغباني است كه جامه مي‏بافد يا نهال غرس مي‏كند؛ اگر تار و پود بافته‏اش حرير و استبرق باشد، محصولش بافته‏اي پرنياني است كه چون دربر مي‏كند، نعومت و نرمي آن را حس خواهد كرد و چنانچه در زندگي با انديشه باطل، اخلاق بد و كردار زشت تيغ و نيزه و شمشير سازد و به جان ديگران افتد و با بيان و بنان خود آبروي ديگران را برد و به كسي صدمه زند يا به نظام اسلامي آسيبي رساند، اين تيغ و دشنه، حاصلي جز بستري پر از تيغ نخواهد داشت و چون در آن قرار گيرد، آسايشي نخواهد ديد.

چه آسايد، به هر پهلو كه گردد       كسي كز خار سازد او نهالين[4]

«نهالين» يعني بستر و بالين. اگر اين نهالين پر تيغ باشد، انسان به هر سو بغلطد، تيغ او را مي‏آزارد. در بستر پر تيغ، پهلو به پهلو شدن سودي نخواهد داشت.

آن‏كه امام زمان(عج) خود را نشناسد و با او پيوند ولايي برقرار نكند، به وصيت هيچ يك از انبيا عمل نكرده است؛ چه رسد به سفارش ذات اقدس الهي؛ و مرگ او مرگ جاهلي است و از آنجا كه مرگ عصاره زندگي است، وقتي مرگ جاهلي بود، معلوم مي‏شود زندگي هم جاهلي بوده است

آن‏كه امام زمان(عج) خود را نشناسد و با او پيوند ولايي برقرار نكند، به وصيت هيچ يك از انبيا عمل نكرده است؛ چه رسد به سفارش ذات اقدس الهي؛ و مرگ او مرگ جاهلي است و از آنجا كه مرگ عصاره زندگي است، وقتي مرگ جاهلي بود، معلوم مي‏شود زندگي هم جاهلي بوده است: كما تعيشون تموتون و كما تموتون تبعثون[5] و چون زندگي او جاهلي است همه شئون و سنن حياتي او همانند جاهليت سپري خواهد شد.
ممكن نيست زندگي كسي، حيات معقول باشد و مرگ او مرگ جاهلي، زيرا مرگ جاهلي ثمره حيات جاهلي است و زندگي معقول، ثمره‏اي جز مرگ عاقلانه ندارد. آن كه امامش را نشناسد، منتظر او نخواهد بود و منتظر نبودن مصلح واقعي نشان حيات جاهلانه است.

زندگي معقول، ثمره‏اي جز مرگ عاقلانه ندارد. آن كه امامش را نشناسد، منتظر او نخواهد بود و منتظر نبودن مصلح واقعي نشان حيات جاهلانه است.

مي‏شود كسي به ظاهر در خدمت قرآن باشد يا در مسجد پيامبر بلكه در جايگاه پيامبر به نماز بايستد؛ امّا زندگي او جاهلانه باشد. همان‏گونه كه در خطبه فدكيه [6] و احتجاج حضرت صديقه كبرا و سيده زنان عالميان، فاطمه زهرا(عليهاالسلام) در زمان استقرار ناحق در مستقر خلافت و ولايت در مسجد مدينه آمده است كه به اين آيه استشهاد فرمود: (اَفَحُكمَ الجهِلِيَّةِ يَبغونَ ومَن اَحسَنُ مِنَ اللهِ حُكمًا لِقَومٍ يوقِنون)[7]، بنابراين اگر كسي امام زمانش را نشناسد و منتظر او نباشد، حياتش جاهلي و به تبع، مرگش نيز جاهلي خواهد بود.
هر كه امامش را بشناسد و بداند كه او از اعمالش به اذن خدا آگاه است و بپذيرد كه امام مظهر (قائِم عَلي كُلِّ نَفسٍ بِما كَسَبَت)[8] است[9]، قهراً منتظر حضرتش خواهد بود؛ بدان معني كه در عمل به خواسته ‏هاي آن امام كه همانا دستورهاي شرع است، اهتمام خواهد ورزيد و از اين راه به امام خود تولّي خواهد داشت و آن هنگام، زندگي و مرگ او عاقلانه خواهدبود. امام مهدي (عج) موجود موعود صفحه 29الي32.

پانوشت ………………….

[1] ـ كمال الدين، ج2، ص81؛ بحار الانوار، ج32، ص331؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابي‏الحديد، ج13، ص242.
[2] ـ سوره آل‏عمران، آيه 185. امام مهدي (عج) موجود موعود صفحه 30

[3] ـ شاهنامه [مثنوي] فردوسي، شماره 20. امام مهدي (عج) موجود موعود صفحه 31

[4] ـ ديوان شمس تبريزي، ص707، ش 1898.
[5] ـ عوالي اللآلي، ج4، ص72.
[6] ـ ر.ك: بحار الانوار، ج29، ص220 ـ 235؛ دلائل الامامه، ص31 ـ 38؛ شرح نهج‏البلاغه، ابن ابي‏الحديد، ج16، ص250 ـ 251. امام مهدي (عج) موجود موعود صفحه 32

[7] ـ سوره مائده، آيه 50..
[8] ـ سوره رعد، آيه 33.
[9] ـ التوحيد، صدوق، ص189.

لينك كوتاه مطلب: http://hadana.ir/?p=19210

*- ضمنا شما می توانید از اینجا مشترک خبرنامه سایت شوید و جدید ترین مطالب را دریافت کنید.

حتما بخوانید

*- ويژه نامه فرمايشات علامه جوادي آملي

فلسفه حقوق بشر از ديدگاه آيت الله جوادي آملي

بيداري از غفلت در برابر شيطان

گوشه اي از اسرار حج

عظمت مقام حضرت معصومه سلام الله عليها

سوره های مکی و مدنی

قطره اي از چشمه زلال صادق آل طه

چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند



كليد: شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه كليد: شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه كليد: شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب