زکاتReviewed by مهدي يوسف وند on Aug 24Rating: 5.0

زکات

عناوین و بحث های مرتبط با احکام زکات را در ذیل کلیک کنید و در تکمیل نوشتار حاضر مطالعه نمایید:

  1. نیت زکـات
  2. زکـات گندم و جو و خرما و کشمش
  3. زکات طلا و نقره
  4. زکـات شتر و گاو و گوسفند
  5. مصرف زکات
  6. شرایط کسانی که مستحق زکات اند

زکات

رساله توضیح المسائل تقلید

احکام زکـات

[چیزهائی که زکـات در آنها واجب است]

مسأله 1853 زکـات نُه چیز واجب است (1):

اوّل: گندم.

دوم: جو.

سوم: خرما.

چهارم: کشمش.

پنجم: طلا.

ششم: نقره.

هفتم: شتر.

هشتم: گاو.

نهم: گوسفند (2)

و اگر کسی مالک یکی از این نُه چیز (3) باشد، با شرایطی که بعداً گفته می‌شود باید مقداری که معیّن شده به یکی از مصرفهایی که دستور داده‌اند برساند (4)

(1) (سیستانی): زکات در چند چیز واجب است.. (زنجانی): زکات در نُه چیز واجب است..

(2) (سیستانی): دهم: مال التجاره بنا بر احتیاط لازم..

(3) (سیستانی): ده چیز..

(4) (فاضل): ولی مستحب ّ است زکـات سرمایه کسب و کار و تجارت را نیز همه ساله بدهند.

(زنجانی): در زمان کنونی که پول طلا و نقره رواج ندارد، بنا بر احتیاط واجب در هر نوع پول رائج در صورتی که شرایط زکـات طلا و نقره را داشته باشد زکات واجب است.

(مکارم): مسأله زکـات بر نُه چیز واجب است: گندم، جو، خرما، انگور (کشمش)، طلا، نقره، گوسفند، گاو و شتر و اگر کسی مالک یکی از این نُه چیز باشد با شرایطی که بعداً گفته می‌شود باید مقدار معیّنی را که در مسائل آینده خواهد آمد در مصارفی که گفته می‌شود صرف کند، ولی مستحب ّ است از سرمایه کسب و کار و تجارت نیز همه سال زکـات بدهد، همچنین سایر غلّات (غیر از گندم و جو و خرما و کشمش) نیز زکات آن مستحب ّ است.

[سُلت  و  عَلَس]

مسأله 1854 سُلت که دانه‌ای است به نرمی گندم و خاصیت جو دارد (1) زکـات ندارد، ولی «عَلَس» که مثل گندم است و خوراک مردمان صنعا می‌باشد، زکاتش بنا بر احتیاط واجب باید داده شود.

این مسأله در رساله آیت اللّه (سیستانی) نیست

(1) (اراکی)، (گلپایگانی)، (خوئی)، (تبریزی)، (صافی): و «عَلَس» که مثل گندم است و خوراک مردمان صنعا می‌باشد، بنا بر احتیاط واجب باید زکات آنها داده شود.

(بهجت): و «عَلَس» که مثل گندم است و خوراک مردم صنعا می‌باشد، در صورتی که به آنها جو و گندم بگویند زکات دارد و در غیر این صورت زکـات در آنها واجب نیست.

(مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله 1853 (زنجانی): مسأله در برخی چیزها زکات مستحب ّ است مانند: (1) سایر غلّات (بجز گندم و جو و خرما و کشمش)؛ در روییدنی‌هایی که به سرعت فاسد نمی‌گردند همچون برنج و عدس و ماش و ذرّت و نیز سُلت که دانه‌ای است به نرمی گندم و خاصیت جو را دارد، زکـات مستحب ّ است. (2) سرمایه تجارت و کسب و کار.

شرایط واجب شدن زکـات

مسأله 1855 زکـات در صورتی واجب می‌شود که مال به مقدار نِصاب که بعداً گفته می‌شود برسد و مالک آن، بالغ و عاقل و آزاد باشد و بتواند در آن مال تصرّف کند (1)

(1) (زنجانی): مالک آن، بالغ و عاقل باشد و نیز مالک باید شخص خاصّی باشد نه عنوان کلّی، بنا بر این در اوقاف عامه و مانند آن که مالک عنوان کلّی است، زکات واجب نیست، و نیز باید مِلک شخصی باشد، بنا بر این در مواردی همچون قرض، که قرض دهنده در ذمّه قرض گیرنده بطور کلّی به مقدار قرض مالک می‌باشد بر قرض دهنده زکات واجب نیست.

(سیستانی): مسأله زکـات در ده چیز گذشته در صورتی واجب می‌شود که مال به مقدار نصاب که بعداً گفته می‌شود برسد و آن مال شخصی انسان باشد، و مالک آن آزاد باشد.

(مکارم): مسأله زکـات با چند شرط واجب می‌شود: (1 مال به مقدار نصابی که بعداً گفته می‌شود برسد. 2 مالک آن بالغ و عاقل باشد. 3 بتواند در آن مال تصرّف کند. 4 در مورد گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره باید دوازده ماه بر آن بگذرد، ولی احتیاط واجب آن است که از اوّل ماه دوازدهم زکـات تعلق می‌گیرد و اگر بعضی از شرایط در اثناء ماه دوازدهم از بین برود زکات را باید بپردازد.

 [دوازده ماه مالک گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره باشد]

مسأله 1856 بعد از آن که انسان دوازده ماه مالک گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره بود باید زکـات آن را بدهد. ولی از اوّل ماه دوازدهم نمی‌تواند طوری در مال تصرّف کند که مال از بین برود و اگر تصرّف کند ضامن است و چنانچه در ماه دوازدهم بدون اختیار او بعضی از شرطهای زکات از بین برود زکات بر او واجب نیست.

(مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله 1855 (اراکی)، (گلپایگانی)، (خوئی)، (فاضل)، (صافی)، (سیستانی)، (تبریزی): مسأله اگر انسان یازده ماه مالک گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره باشد، ((خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): اگر چه) اوّل ماه دوازدهم باید زکات آن را بدهد ولی اوّل سال بعد را باید بعد از تمام شدن ماه دوازدهم حساب کند.

(زنجانی): مسأله اگر انسان یازده ماه کامل قمری مالک گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره باشد، با دیده شدن هلال ماه دوازدهم باید زکـات آن را بدهد، ولی اوّل سال بعد را باید بعد از تمام شدن ماه دوازدهم پس از مالک شدن؛ قرار دهد، بنا بر این اگر کسی مثلًا در دهم محرم مالک گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره باشد، با دیده شدن هلال ماه محرم سال بعد زکات واجب می‌شود، ولی اوّل سال بعد را دهم محرم سال بعد قرار می‌دهد، و اگر در فاصله اوّل محرّم تا دهم محرّم شرایط وجوب زکات با اختیار مالک یا بدون اختیار وی از بین برود، تأثیری در وجوب زکات نداشته و باز هم باید زکات را بپردازد.

(بهجت): مسأله بعد از آن که انسان یازده ماه مالک گاو، گوسفند، شتر، طلا و نقره باشد با دیده شدن ِ هلال ماه دوازدهم، بنا بر أظهر زکات بر او واجب می‌شود، ولی بنا بر أظهر ماه دوازدهم را نباید از سال دوم حساب کند، و از اوّل ماه دوازدهم نمی‌تواند طوری در مال تصرّف کند که مال از بین برود، و اگر چنین تصرّف کند ضامن است.

[بالغ شدن مالک]

مسأله 1857 اگر مالک گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در بین سال بالغ شود (1) زکـات بر او واجب نیست (2)

(1) (گلپایگانی)، (صافی): باید اوّل سال را اوّل بالغ شدن خود قرار دهد.

(خوئی)، (تبریزی): مثلًا بچه‌ای در اوّل محرم مالک چهل گوسفند شود و بعد از گذشتن دو ماه بالغ گردد، یازده ماه که از اوّل محرم بگذرد، زکاتی بر او نیست بلکه بعد از گذشتن یازده ماه از بلوغش زکات بر او واجب می‌شود. (2 (فاضل): احتیاط واجب آن است که زکات را بدهد.

(زنجانی): مسأله اگر مالک گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در بین سال شرایط وجوب را دارا گردد، مثلًا بالغ گردد، زکات واجب نیست، بنا بر این اگر بچه‌ای در دهم محرم مالک چهل گوسفند گردد و بعد از گذشتن دو ماه بالغ گردد، در اوّل محرم سال بعد زکات واجب نمی‌گردد، بلکه در اوّل ربیع الأوّل که یازده ماه کامل قمری از بالغ شدن وی می‌گذرد، اگر شرایط دیگر را هم دارا باشد باید زکات را بدهد.

(سیستانی): مسأله وجوب زکـات در طلا و نقره و مال تجارت مشروط به آن است که مالک در تمام سال عاقل و بالغ باشد، ولی در گندم و جو و خرما و کشمش و همچنین در شتر و گاو و گوسفند مشروط به بلوغ و عقل مالک نمی‌باشد.

 [زمان وجوب زکـات گندم و جو ،کشمش،خرما  ]

مسأله 1858 زکـات گندم و جو وقتی واجب می‌شود که به آنها گندم و جو گفته شود (1) و زکات کشمش بنا بر احتیاط وقتی واجب می‌شود که غوره است (2) و موقعی هم که خرما قدری خشک شد که به او تمر می گویند زکات آن واجب می‌شود (3) ولی وقت دادن زکات در گندم و جو موقع خرمن شدن و جدا کردن کاه آنها و در خرما و کشمش موقعی است که خشک شده باشند (4)

(1) (اراکی)، (مکارم): زکات گندم و جو وقتی واجب می‌شود که دانه‌های گندم و جو بسته شده باشد ((مکارم): و به آن گندم و جو گویند)..

(گلپایگانی)، (صافی): بنا بر احتیاط واجب وقت واجب شدن زکات گندم و جو وقت دانه بستن آنها است..

(بهجت): بنا بر أظهر و أحوط زکـات گندم و جو وقتی واجب می‌شود که دانه آنها سفت و محکم شود..

(2) (اراکی): زکات کشمش وقتی واجب می‌شود که دانه‌های آن غوره شده باشد..

(خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): زکات کشمش وقتی واجب می‌شود که انگور می‌باشد..

(فاضل): زکات کشمش وقتی واجب می‌شود که انگور صدق کند..

(زنجانی): زکات کشمش وقتی واجب می‌شود که به آن انگور گفته شود..

(مکارم): زکات انگور و (کشمش) موقعی است که میوه برسد و به آن انگور گویند..

(بهجت): زکات کشمش وقتی واجب می‌شود که به صورت غوره است..

(3) (اراکی): زکات خرما وقتی واجب می‌شود که سرخ یا زرد شده باشد..

(گلپایگانی)، (صافی): موقعی هم که رنگ خرما زرد یا سرخ شد بنا بر احتیاط زکات آن واجب می‌شود و اگر اتفاقاً ملاحظه موقعی که به آنها گندم و جو و انگور و خرما گویند موافق با نفع فقرا باشد احتیاط واجب ملاحظه صرفه فقراء است مثل آن که کسی مالک گندم یا جو شود بعد از بسته شدن دانه‌های آنها و پیش از آن که به آنها گندم و جو بگویند که در چنین صورتی احتیاط واجب آن است که زکات آن را مالک دوم نیز بدهد..

(زنجانی): موقعی هم که رنگ خرما زرد یا سرخ شد، زکات آن واجب می‌شود..

(خوئی)، (سیستانی)، (تبریزی): زکات خرما وقتی واجب می‌شود که عرب به آن تمر گوید..

(مکارم): [زکـات] خرما زمانی است که خرما برسد و قابل خوردن شود..

(بهجت): خرما هم موقعی که شروع به زرد یا قرمز شدن کند، زکات آن واجب می‌شود..

(فاضل): زکات خرما موقعی واجب می‌شود که به آن خرما گفته شود.. (4) (مکارم): مگر این که بخواهند آن را به صورت‌تر مصرف کنند که باید زکات آن را بدهند به شرط این که خشک شده آن به حدّ نصاب برسد.

(گلپایگانی)، (صافی): در خرما و کشمش موقعی است که انگور کشمش، و رطب تمر شده باشد.

(فاضل): در خرما و کشمش موقعی است که انگور، خشک شده، کشمش شود و رطب تمر شده باشد.

(بهجت): در خرما موقع چیدن و در کشمش هنگامی است که خشک شده باشد.

(زنجانی): در خرما موقعی است که در لغت عرب به آن تمر می گویند، و در کشمش موقعی است که انگور خشک شده و به آن کشمش گفته شود.

(سیستانی): وقت ملاحظه نصاب، وقت خشکیدن آنها است، و وقت وجوب پرداخت زکات در گندم و جو موقع خرمن و جدا کردن کاه آنها است و در خرما و کشمش موقع چیدن آنها است که اگر از این وقت بدون عذر و با بودن مستحق ّ تأخیر بیفتد و تلف شود، مالک ضامن است.

[بلوغ هنگام  واجب شدن زکات گندم و جو و کشمش و خرما]

مسأله 1859 اگر موقع واجب شدن زکات گندم و جو و کشمش و خرما که در مسأله پیش گفته شد، صاحب آنها بالغ باشد (1)، باید زکات آنها را بدهد.

(1) (زنجانی): صاحب آنها شرایط واجب شدن زکات را دارا باشد، مثلًا بالغ باشد، باید زکات آنها را بدهد، و اگر این شرایط را بعداً دارا گردد، زکات واجب نیست.

(خوئی)، (تبریزی): مسأله در موقع واجب شدن زکات گندم و جو و کشمش و خرما که در مسأله پیش گفته شد، چنانچه صاحب آنها بالغ و عاقل و آزاد و متمکّن از تصرّ ف باشد، باید زکات آنها را بدهد و اگر بالغ یا عاقل ((تبریزی): بالغ و عاقل) نباشد واجب نیست.

(سیستانی): مسأله در ثبوت زکات در گندم و جو و کشمش و خرما که در مسأله پیش گفته شد معتبر نیست که مالک بتواند در آن تصرّف کند، پس اگر مال در دست خود یا وکیلش نباشد، مثلًا کسی آنها را غصب کرده باشد؛ هرگاه بدست او رسید، زکات بر او واجب است.

[شرط عقل]

مسأله 1860 اگر صاحب گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در تمام سال دیوانه باشد، زکات بر او واجب نیست. ولی اگر (1) در مقداری از سال دیوانه باشد و در آخر سال عاقل گردد (2) چنانچه دیوانگی او به قدری کم باشد که مردم بگویند در تمام سال عاقل بوده بنا بر احتیاط، زکات بر او واجب است.

این مسأله در رساله آیت اللّه (مکارم) نیست

(1) (اراکی)، (فاضل): و اگر.. (2) (اراکی): هر چند مدّت دیوانگی او کم باشد، زکات بر او واجب نیست.

(فاضل): هر چند مدّت دیوانگی او کم باشد در وجوب زکات اشکال است و همین طور اگر بچه در اثنای سال بالغ شود. (گلپایگانی)، (صافی): بنا بر احتیاط مستحب ّ زکات را بدهد.

(بهجت): اگر در مقداری از سال هم دیوانه شود نیز زکات بر او واجب نیست.

(سیستانی): رجوع کنید به ذیل مسأله 1857.

(خوئی)، (تبریزی)، (زنجانی): مسأله اگر صاحب گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در تمام سال یا در مقداری از آن دیوانه باشد، زکات بر او واجب نیست.

[مست یا بیهوش بودن]

مسأله 1861 اگر صاحب گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در مقداری از سال مست یا بیهوش شود (1)، زکات از او ساقط نمی‌شود (2). و همچنین است اگر موقع واجب شدن زکات گندم و جو و خرما و کشمش مست یا بیهوش باشد.

این مسأله در رساله آیت اللّه (مکارم) نیست

(1) (زنجانی): در تمام سال یا مقداری از آن مست یا بیهوش باشد.. (2) (بهجت): بنا بر أحوط..

[زکـات مال غصب شده]

مسأله 1862 مالی را که از انسان غصب کرده‌اند و نمی‌تواند (1) در آن تصرّف کند زکات ندارد (2) و نیز اگر (3) زراعتی را از او غصب کنند و موقعی که زکات آن واجب می‌شود، در دست غصب کننده باشد، موقعی که به صاحبش برمی گردد زکات ندارد (4)

(1) (بهجت): به هیچ وجه.. (2) (خوئی)، (فاضل)، (تبریزی): بقیّه مسأله ذکر نشده.

(3) (گلپایگانی)، (صافی): ولی اگر.. (4) (گلپایگانی)، (صافی): هر وقت به صاحبش برگشت، احتیاط واجب آن است که زکات آن را بدهد.

(سیستانی): مسأله در ثبوت زکات در غیر گندم و جو و خرما و کشمش شرط است که مالک متمکّن از تصرّف در مال باشد شرعاً و تکویناً، پس اگر در قسمتی از سال، به طوری که زمان مُعتنابهی باشد کسی آن را غصب کرده باشد یا شرعاً ممنوع از تصرّف باشد زکات ندارد.

(زنجانی): مسأله یکی از شرایط وجوب زکات در غیر غلّات آن است که مالک بتواند در آن مال تصرّف کند، بنا بر این در مالی که از مالک غصب شده یا به سرقت برده‌اند و یا گم شده و مالک مکان آن را نمی‌داند زکات واجب نیست، ولی این شرط در زکات غلّات نیست بنا بر این اگر در هنگام تعلق زکات به غلّات، مالک نتواند در آن تصرّف کند، زکات به غلّات وی تعلق می‌گیرد و هر موقع که به مال دسترسی پیدا کند، باید زکات را بپردازد.

[قرض مواردی که زکات دارد تا یکسال]

مسأله 1863 اگر طلا و نقره یا چیز دیگری را که زکات آن واجب است قرض کند و یک سال نزد او بماند، باید زکات آن را بدهد و بر کسی که قرض داده چیزی واجب نیست (1)

(1) (بهجت): اگر چه در پرداخت قرض تأخیر شده باشد و علت تأخیر هم خودِ قرض دهنده باشد بنا بر أظهر، هر چند در صورت اخیر، احتیاط مستحب ّ در پرداخت زکات است.

(سیستانی): ولی اگر قرض دهنده، زکات آن را بپردازد، از قرض گیرنده ساقط می‌شود.

(زنجانی): مسأله اگر طلا یا نقره یا چیز دیگری را که زکات آن واجب است قرض کند و یک سال نزد او بماند یا در زمان واجب شدن زکات غلّات در نزد وی باشد، باید زکات آنها را بدهد و بر کسی که قرض داده چیزی واجب نیست.

مسائل اختصاصی

(بهجت): مسأله 1475 اگر مالی را برای انسان وصیّت کنند، در صورتی که از مردن وصیّت کننده و قبول وصیّت یک سال بگذرد و آن مال از چیزهایی باشد که زکات آن واجب است، شخص قبول کننده باید زکات آن را بدهد.

(بهجت): مسأله 1476 اگر در بین سال، مالی که زکات به آن تعلّق می‌گیرد، مثل گاو، گوسفند، شتر، طلا و نقره به علّت انتقال یا صدقه یا نذر به عین مال، از حدّ نصاب خارج شود، زکات واجب نمی‌شود.

(بهجت): مسأله 1477 اگر به علّت رسیدن مال به حدّ نصاب، مستطیع شود و رسیدن ِ سال زکات بعد از زمان حج ّ باشد، حج ّ واجب می‌شود، و اگر از روی معصیت حج ّ بجا نیاورد تا سال زکات فرا برسد، زکات واجب می‌شود اگر چه به سبب تقصیر در انجام حج ّ و پرداخت زکات، استطاعت او برای حج ّ در سالهای آینده از بین برود، و اگر فرا رسیدن ِ سال زکات قبل از اوّلین ماه از ماههای سه گانه حج ّ (شوال، ذیقعده و ذیحجّه) باشد در این صورت زکات واجب است و حج ّ واجب نمی‌شود، مگر آن که با بقیه مال، مستطیع برای حج ّ باشد.

(بهجت): مسأله 1478 کسی که زکات یا خمس یا واجبات مالیه دیگری که به عین مال تعلّق می‌گیرد و هم کفّاره یا قرض و مانند آن که به عین مال تعلّق نمی‌گیرد بدهکار است، اگر بمیرد و اموالش برای ادای همه آنها کافی نباشد، ادای زکات و خمس و واجبات مالی که به عین مال تعلّق می‌گیرد، مقدّم است.

(بهجت): مسأله 1479 کسی که حج ّ و زکات بر عهده دارد، اگر بمیرد و مالش برای هر دو کافی نباشد، چنانچه مالی که متعلق زکات است باقی باشد ادای زکات مقدّم است، وگرنه مالش بین حج ّ و زکات تقسیم می‌شود، و این در صورتی است که سهم حج ّ برای کمترین مراتب حج ّ کافی باشد، و اگر کافی نباشد احتمال دارد بین ادای زکات و انجام حج ّ مخیّر باشند، اگر چه احتیاط واجب در اختیار نمودن حج ّ است، خصوصاً اگر با انجام حج ّ مقداری مال برای زکات باقی بماند.

(بهجت): مسأله 1480 غیر از گندم، جو، خرما و کشمش، در چیزهایی که از زمین می‌روید و با پیمانه یا وزن معامله می‌شود و از چیزهایی نیست که مثل سبزیجات زود فاسد شود، زکات مستحب ّ است و نصاب این گونه چیزها همان «سیصد من تبریز» است.

(بهجت): مسأله 1481 اگر چند نفر در مالی شریک باشند، کسی که سهمش به مقدار نصاب رسیده زکات بر او واجب است، و همچنین اگر کسی در چند جا مالی داشته باشد در صورتی که مجموع آنها به حدّ نصاب برسد، زکات بر او واجب می‌شود.

(بهجت): مسأله 1482 دادن ِ زکات ِ مال التّجاره، یعنی مالی که انسان آن را سرمایه کسب قرار می‌دهد با شرایطی مستحب ّ است، که از جمله این شرایط، رسیدن آن به حدّ نصاب طلا یا نقره در تمام سال است، پس اگر مدّتی از حدّ نصاب کمتر شود، زکات استحبابی ندارد.

  • توضیح المسائل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید/ متن اصلی از رساله امام خمینی و مُحشی حضرات آیات: سیستانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، شبیری زنجانی، بهجت،فاضل،  اراکی، خویی، گلپایگانی، تبریزی.

لینک کوتاه مطلب: http://goo.gl/xd63s9

حتما بخوانيد

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب