راه درمان خودارضاییReviewed by مهدي يوسف وند on Feb 15Rating: 1.0

راه درمان خودارضایی

مدتى است كه به خودارضايى مبتلا شده ‏ام و نمى ‏دانم اين عمل را چگونه ترك نمايم؟ خواهش مى ‏كنم براى رهايى از مشكل مرا راهنمايى كنيد.

پاسخ:
«استمنا» يا خودارضايى، نوعى انحراف جنسى است كه برخى از افراد به آن مبتلا مى‏شوند و در واقع مى‏خواهند نياز جنسى خود را از اين طريق تأمين كنند، غافل از اينكه اين عمل، هم از نظر شرعى گناه محسوب مى‏شود و هم پيامدهاى روانى – جسمانى نامطلوبى دارد! البته كسانى كه پاى‏بند به آموزه‏ هاى دينى و اخلاقى نيستند، پيامدهاى نامطلوب آن را – كه موجب بيمارى روانى يا كاهش توانايى جنسى مى‏شود – افسانه تلقى مى‏كنند و بر اين باورند كه قرائن علمى، براى تأييد اين ادعاها در دست نيست.
استمنا اگر به شكل وسواس گونه در آيد و از كنترل فرد خارج شود، به عنوان علامتى از يك اختلال هيجانى محسوب مى‏شود. اما شواهد نشان مى‏دهد كسانى كه به اين انحراف جنسى مبتلا شده‏اند، با مشكلات فراوانى در حيطه‏هاى گوناگون زندگى مواجه هستند.

پيامدهاى خودارضايى‏

آسيب‏هاى ناشى از خودارضايى به گونه‏هاى مختلفى تقسيم‏پذير است كه به اختصار بعضى از آنها اشاره مى‏شود:
يك. آسيب‏هاى جسمانى‏
يكى از روش‏هاى شناخت پيشرفت بيمارى‏ها در پزشكى، مرحله ‏بندى علايم بيمارى است. بر اين اساس، بر حسب عوارض ايجاد شده در بيمار مبتلا به خودارضايى، سه مرحله بيان شده است:
1. مرحله مشكل ساز؛ در افرادى كه مدتى است گرفتار خودارضايى شده‏ اند، زودرس‏ترين عوارض ناشى از خودارضايى عبارت است از:
الف. خستگى و كوفتگى،
ب. عدم تمركز حواس،
ج. ضعف حافظه،
د. استرس و اضطراب.
2. مرحله گرفتارى شديد؛ بروز علايم زير در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است كه شدت ابتلاى وى يا مدت آن، بيش از مرحله اول است و در نتيجه عوارض شديدترى ظاهر شده است:
الف. خستگى و كوفتگى شديد،
ب. نوسان خلق يا تغييرات سريع خلقى،
ج. حساسيت بيش از حد و زودرنجى،
د. كمردرد،
ه . نازك شدن موها،
و. ناتوانى جنسى زودرس در جوانى،
ز. بى‏ خوابى يا بدخوابى و مشكلات مشابه،
3. مرحله گرفتارى بسيار شديد يا حالت اعتياد؛
الف. خستگى و كوفتگى بسيار شديد،
ب. ريزش شديد موها،
ج. تارشدن ديد چشم‏ها،
د. وز وز گوش،
ه . انزال زودرس و غيرارادى يا خروج منى به صورت قطره قطره،
و. درد كشاله ران و ناحيه تناسلى،
ز. دردهاى قولنجى در ناحيه لگن و استخوان دنبالچه.

نحوه پيدايش عوارض‏

در دانش پزشكى، روند پيدايش علايم يك بيمارى و چگونگى بروز عوارض و نشانه ‏هاى كلينيكى، در شناخت هر چه بيشر آن بسيار مهم است و مى‏ تواند پزشك را در تشخيص و درمان بهتر بيمارى و مريض را در پيشگيرى كمك كند. به اين دليل مناسب است درباره نحوه پيدايش برخى از عوارض خودارضايى بيشتر توضيح داده شود تا خواننده با روند پيدايش اين عوارض، يا به اصطلاح پاتوفيزيولوژى آن آشنا شود:
1. خستگى و كوفتگى: انقباض شديد و يك مرتبه تمام عضلات بدن در جريان انزال (ارگاسم يا اوج لذت جنسى)، باعث مصرف سريع مواد غذايى ذخيره شده در عضلات و به طور عمده كاهش گليكوژن (ماده اصلى لازم براى توليد انرژى عضلانى) مى‏شود. خستگى عضلانى تقريباً با سرعت تهى شدن عضلات از گليكوژن رابطه مستقيم دارد و هرچه اين سرعت بيشتر باشد خستگى بيشتر است خودارضايى، به علت انقباض‏هاى مكرر عضلات بدن، ذخاير گليكوژن عضلات به سرعت تمام مى‏شود و خستگى و كوفتگى هميشه از عوارض بديهى آن است.
2. ريزش مو: خودارضايى به تدريج با تغييرات هورمونى و شيميايى كه در بدن ايجاد مى‏كند، باعث افزايش هورمون جنسى مردانه؛ يعنى تستوسترون به دى هيدروتستوسترون مى‏شود كه از عواقب بالا بودن ماده DHT در خون، ريزش موها و تاسى و بزرگ شدن پروستات و عوارض ناشى از آن در پيرى است.
3. خودارضايى مكرر باعث تحريك بيش از حد سيستم عصبى پاراسمپاتيك و افزايش تخليه استيل كولين از انتهاى اين رشته‏ ها در مغز مى‏ گردد كه اين خود باعث پاره‏اى از عوارض جسمانى و روانى، چون حواس پرتى، كمى حافظه، عدم تمركز حواس، سياهى رفتن چشم و در نهايت تارى ديد مى ‏شود. تمام اين علامت‏ها ناشى از تغيير تعادل ميزان مواد شيميايى موجود در مغز است كه بين سلول‏هاى عصبى رد و بدل مى‏شود و انتقال پيام‏هاى مختلف را بر عهده دارد.
برخى نيز بر اين عقيده ‏اند كه علت بروز اختلالات مغزى (مانند حواس پرتى، عدم تمركز حواس و كاهش حافظه)؛ ناشى ازظرفيت عظيمى از انرژى بدن است كه درهربار انزال، تخليه شده و هدر مى‏رود؛ زيرا مايع منى حاوى مقدار بسيار زيادى DNA(هسته 400-300 اسپرمى كه در هر انزال خارج مى‏شود)، RNAآنزيم‏ها، پروتئين‏ها، مواد قندى، لسيتين، كلسيم، فسفر، نمك‏هاى بيولوژيك، تستوسترون و… است. اين ذخاير عظيم انرژى – كه بايد در بدن براى رشد و تقويت بخش‏هاى مختلف مورد استفاده قرار گيرد – بيهوده و به طور مكرر، از بدن خارج مى‏شود و هر كدام عوارضى را به دنبال مى‏آورند.
براى مثال از آنجا كه سلول‏هاى خونى و پلاكت‏ها در مغز استخوان‏ها توليد مى‏شود و به تكامل نهايى مى‏رسد و براى توليد آنها نيز انرژى بسيار زيادى مورد نياز است؛ در افراد گرفتار خودارضايى، تكامل مغز استخوان و در نتيجه توليد سلول‏هاى خونى با مشكل مواجه شده و منشأ كم خونى، ضعف و خستگى همچنين دفع فسفر و ليستين بيش از حد از طريق انزال‏هاى مكرر، باعث كاهش ذخاير اين مواد مى‏شود كه مواد حياتى براى سلامتى سلول‏هاى عصبى هستند و در نتيجه اختلال عملكرد سيستم عصبى، مانند حواس‏پرتى، عدم تمركز حواس و… بروز خواهد كرد.

در افراد گرفتار خودارضايى، تكامل مغز استخوان و در نتيجه توليد سلول‏هاى خونى با مشكل مواجه شده و منشأ كم خونى، ضعف و خستگى همچنين دفع فسفر و ليستين بيش از حد از طريق انزال‏هاى مكرر، باعث كاهش ذخاير اين مواد مى ‏شود…و در نتيجه اختلال عملكرد سيستم عصبى، مانند حواس‏پرتى، عدم تمركز حواس و… بروز خواهد كرد.

دو. آسيب‏هاى روحى و روانى‏

ضعف حافظه و حواس‏پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏ گيرى، افسردگى، بى ‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى، بداخلاقى و تندخويى؛ كسالت دائمى و ضعف اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان، برون دادهاى روانى و روحى خودارضايى است.

سه. آسيب‏هاى اجتماعى‏

ناسازگارى خانوادگى، بى‏ ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزّت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت . نبردن از زندگى مشترك از آسيب‏هاى، اجتماعى خودارضايى است.‏( جهت آگاهى بيشتر نگاه کنید: على قائمى، خانواده و مسائل جنسى كودكان، تهران: انتشارات انجمن اوليا و مربيان جمهورى اسلامى ايران، چاپ دهم، 1376)

چهار. آسيب‏هاى معنوى و اخروى‏

هيچ يك از آسيب‏هاى پيش گفته، به اهميت آسيب‏هاى معنوى نيست؛ زيرا آسيب‏هاى معنوى، جان و دل و به عبارت ديگر كنه حقيقت وجود آدمى را تباه مى‏سازد.
خودارضايى از نظر دين يك گناه است و به تعبير قرآن زنگار بر دل مى‏ نهد: «كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ» «چنين مباد! بلكه اعمال (ناشايست) دل‏هاى آنان را زنگار زده است»(مطففين (83) آيه 14. )
زنگ يا زنگار در اشياى مادى، همان چيزى است كه روى فلزات و اشياى قيمتى مى‏ نشيند و معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتن شفافيت و درخشندگى آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است.
علامه طباطبايى در تفسير الميزان مى ‏فرمايد: از آيه شريفه سه نكته استفاده مى‏شود:
1. اعمال زشت، نقش و صورتى به نفس و روح انسان مى‏ دهند؛
2. اين نقش و صورت خاص، مانع آن است كه نفس آدمى حق و حقيقت را درك كند؛
3. نفس آدمى به حسب طبع اوليه ‏اش صفا و جلايى دارد كه با داشتن آن، حق را آن طور كه‏ هست درك مى‏ كند (سيدمحمدحسين طباطبايى، تفسير الميزان، ترجمه سيدمحمدباقر موسوى همدانى (تلخيص)، قم: دفتر انتشارات اسلامى، ج‏20، ص‏385. )
همچنين آسيب‏ هاى معنوى جهان گذران را در مى‏ نوردد و اگر اصلاح نگردد، حيات جاودان آدمى را در معرض تباهى و شوربختى قرار مى‏دهد. از اين رو در نصوص دينى نسبت به آن هشدارهاى لازم داده شده است.
پيامبر اكرم(ص) در اين باره مى‏فرمايد: «با سه گروه خداوند در روز قيامت سخن نمى‏گويد و پاكشان نمى‏خواند و عذابى دردناك دارند ؛ از آن سه‏ اند، خودارضايى كننده و كسى كه لواط دهد»(همان، ح 19049. ).

با سه گروه خداوند در روز قيامت سخن نمى‏گويد و پاكشان نمى‏خواند و عذابى دردناك دارند ؛ از آن سه‏ اند، خودارضايى كننده و كسى كه لواط دهد

در روايت ديگرى امام صادق(ع) خودارضايى را گناه عظيم و مورد نهى الهى معرفى فرموده است‏(همان، ح 19050. )

راه‏هاى درمان‏

1. نخستين گام براى درمان اين عادت شوم، اعتقاد و ايمان به درمان پذيرى آن و دورى از يأس و نا اميدى است. اما رسيدن به نتيجه و ايجاد هر گونه تغيير و دگرگونى، نيازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحيح و به كارگيرى دقيق دستورها است. البته ترك عادت نامطلوب، در زمان كوتاه – بدون راهنماى كار آزموده و دلسوز – امكان ندارد. از همه اينها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش كليدى و محورى ايفا مى‏كند.
درمان و چاره‏ جويى بايد منطبق بر خواست فرد باشد؛ زيرا تا وقتى او نخواهد، مى‏توان با قاطعيت گفت كه درمان نخواهد شد. بنابراين بيمار اگر بخواهد، مى‏ تواند بر بيمارى‏اش غلبه كند و جمله معروف «خواستن توانستن است»، عين حقيقت است. اراده همچون نهالى است كه بايد آن را پرورش داد تا به مرحله خود شكوفايى و ثمر دهى برسد؛ به عبارت ديگر، اراده تقويت شدنى و پرورش يافتنى است و راه پرورش و تقويت آن اين است كه برخلاف ميل خود، اندك اندك به مقابله با اين عادت شوم برخيزد تا پس از مدتى لذت‏ توانستن را بچشد.(مؤسسه پژوهشى فرهنگى اشراق، خودارضايى يا ارضاى انحرافى جنسى، ص 29-30)

2. تلاش براى تقويت اراده از گام‏هاى مهم در امر بهبود است. نگوييد اراده از ما سلب شده است!
ممكن است اراده انسان ضعيف شود؛ ولى هيچ گاه از بين نمى ‏رود. نشانه اينكه هنوز اراده باقى است، اين است كه شخص اين عمل را در حضور ديگران و در هر شرايطى انجام نمى‏دهد.
براى تقويت اراده، راه‏هاى زيادى پيشنهاد شده كه از جمله آنها تلقين به خود است‏(جهت آگاهى بيشتر نگاه کنید: پرسش‏ها و پاسخ‏هاى برگزيده، دفتر هفتم، (ويراست جديد)، پرسش 46، قم، نشر معارف. ).
ويكتور پوشه – روان شناس فرانسوى – مى‏گويد:

«افراد مبتلا به اين عادت شوم، هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگويند: «من به خوبى قادرم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم».تكرار اين عبارت ساده، اثر عجيبى در تقويت اراده و روحيه دارد».

پل ژاگو بر آن است كه:

«تلقين، قبل از خواب نيز مؤثر است»(همان، ص 34 ؛ جهت آگاهى بيشتر نگاه کنید: پرسش‏ها و پاسخ‏هاى برگزيده، دفتر هفتم، (ويراست جديد) پرسش شماره 46، قم، نشر معارف. ).

3. سعى شود شكم به هنگام خواب، بيش از حد معمول پر نباشد.

4. از پوشيدن لباس‏هاى تنگ و چسبان اجتناب گردد.

5. از نگاه‏ كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك ‏كننده، خوددارى شود و شخص به محض مواجهه با اين امور، چشم خود را بسته و يا به زمين يا آسمان نگاه كند.

6. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخى‏ هاى تحريك كننده و فكر كردن در اين امور، دورى شود.

7. از خوردن مواد غذايى محرك، (مانند خرما، پياز، فلفل، تخم مرغ، گوشت قرمز و غذاهاى پرچرب) اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا شود.

8. قبل از خواب مثانه تخليه شود.

9. از نوشيدن افراط گونه آب و مايعات پرهيز شود (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن).

10. هيچ گاه نبايد به بدن عريان خود نگاه كرد.

11. از دست ورزى با اندام جنسى، بايد اجتناب نمود و در هيچ شرايطى، نبايد دست ورزى كرد!

12. هرگز نبايد به رو خوابيد.

13. به منظور تخليه انرژى زايد بدن، به طور منظم و زياد بايد ورزش كرد.

14. هيچ گاه نبايد بى‏ كار بود؛ شخص بايد براى اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه ورزش، زيارت، عبادت و… پر كند.

15. هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نبايد بمانيد.

16. هرگاه شخص مورد هجوم افكار جنسى واقع شد، بايد بلافاصله از مكان خلوت و دور از نظر ديگران خارج شود و خود را به كارى سرگرم كند. در اين زمينه گفت و گو با دوستان، مشاركت در عبادت‏هاى جمعى (مانند جلسات دعا، نماز جماعت و…) بسيار مفيد است.

17. هفته ‏اى يكى دو روز، روزه مستحبى مفيد است و اگر شخص توان آن را ندارد، ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش دهد و يا تعداد دفعات غذا را كاهش داده و به حداقل خوراك اكتفا كند.

18. از سخن گفتن ملايمت‏ آميز، شوخى و خنده با نامحرمان خوددارى كرده و از نرمى و لينت در كلام اجتناب ورزيد.

19. هيچ گاه نبايد با نامحرم و جنس مخالف، در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى ماند (حتى براى آموزش و…).

20. قرآن بخوانيد و درباره معانى آيات آن فكر كنيد.

21. بايد هميشه براى ذهن و فكر خود، محتواى مطلوب و موضوع مناسب داشته باشيد.

22. منشأ اين مشكل، عدم پاسخ صحيح و مناسب به يكى از نيازهاى واقعى انسان است كه بايد به طور طبيعى و صحيح (ازدواج) ارضا و تأمين شود. اما اگر به شكل صحيح تأمين نشود شخص دچار خطا و گناه خواهد شد كه عواقب سوء آن نيز دامن‏گير او مى‏شود. بنابراين در صورت امكان با كم كردن سطح توقعات و انتظارات، بايد براى ازدواج اقدام كرد؛ چرا كه بهترين راه حل ازدواج است.

23. از كردارهاى پيشين خود، بايد توبه كرد. خداوند توبه‏ كاران را مى‏ بخشد. توبه و اطمينان از قبول توبه، بزرگ‏ترين عامل تقويت و دلگرمى براى آغاز حركتى نو است. گناه هر چه باشد، نبايد احساس بى‏ ارزشى و نااميدى به فرد دست دهد، بله! گناه ناراحتى و عذاب وجدان دارد؛ لكن به مفهوم پايان فرصت‏ها و انتهاى راه و نابودى نيست. كسى كه از صميم دل رجوع كند و تصميم قاطع بر جبران لغزش بگيرد، محبوب درگاه خداوند است: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ»(بقره (2)، آيه 222. )؛ چه عاملى از اين كارسازتر كه شخص گنه كار، احساس كند در صورت توبه، خداوند او را دوست دارد و در نظر خداوند چنان است كه گويى گناهى مرتكب نشده است.

«توبه كننده مانند كسى است كه اصلاً گناه نكرده است».

امام باقر(ع) در اين باره مى‏فرمايد: «التائب من الذنب كمن لاذنب له»(اصول كافى، ج‏2، ص 435. )؛ «توبه كننده مانند كسى است كه اصلاً گناه نكرده است».
«توبه» يعنى شروع زندگى پاك و سازنده و حركت در نور و روشنايى. اگر شخص از گناه خويش مى‏ترسد، بايد از بالاترين گناه (يأس و نوميدى) بترسد.

در پايان بار ديگر تأكيد كنيم كه اگر كسى بخواهد و اراده‏ اى جدى بر ترك اين عمل داشته باشد، مطمئناً موفق مى ‏شود، فقط شرط اساسى آن داشتن اراده ‏اى محكم است علاوه بر اين مى‏ توان با مطالعه تجربه ‏هاى موفق افرادى كه مدت‏ها با اين معضل دست و پنجه نرم مى‏ كردند و به خاطر عدم شناخت كافى يا جدى نگرفتن راه مقابله با آن و يا به هر دليل ديگرى گرفتار اين رفتار ناپسند بوده ‏اند، اين احساس را در خود تقويت كرد كه واقعاً خواستن توانستن است، زيرا در مسير مبارزه با اين گناه، احساس ضعف و سستى كردن آفتى بزرگ است.

منبع: پرسمان.

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب