خمس را به چه کسانی باید دادReviewed by مهدي يوسف وند on Aug 23Rating: 5.0

خمس را به چه کسانی باید داد

خمس را به چه کسانی باید داد

رساله توضیح المسائل خمس

مصرف خمس

[سهم امام و سادات فقیر]

مسأله 1834 خمس را باید دو قسمت کنند: یک قسمت آن سهم سادات است، که امر آن با حاکم است و باید آن را به مجتهد جامع الشرایط تسلیم کنند و یا با اذن او به سیّد فقیر (1) یا سیّد یتیم یا به سیّدی که در سفر درمانده شده بدهند. و نصف دیگر آن سهم امام علیه السلام است که در این زمان باید به مجتهد جامع الشرایط بدهند یا به مصرفی که او اجازه می‌دهد برسانند (2) ولی اگر انسان بخواهد سهم امام علیه السلام را به مجتهدی که از او تقلید نمی‌کند بدهد (3) در صورتی به او اذن داده می‌شود که بداند آن مجتهد و مجتهدی که از او تقلید می‌کند، سهم امام علیه السلام را به یک طور مصرف می‌کنند (4)

(1) (اراکی): خمس را باید دو قسمت کنند: یک قسمت آن سهم سادات است، بنا بر احتیاط مستحب ّ با اذن مجتهد جامع الشرایط به سیّد فقیر..

(خوئی)، (گلپایگانی)، (صافی)، (تبریزی)، (سیستانی): خمس را باید دو قسمت کنند: یک قسمت آن سهم سادات است و باید به سیّد فقیر..

(بهجت)، (نوری): خمس را باید دو قسمت کنند: یک قسمت آن سهم سادات است که بنا بر احتیاط واجب باید با اذن مجتهد جامع الشرایط به سیّد فقیر..

(2) (سیستانی): و احتیاط لازم آن است که او مرجع اعلم و مطلع بر جهات عامه باشد.

(بهجت): باید به مجتهد جامع الشرایط بدهند، و در صورت عدم ِ مطالبه مجتهد به مصرفی که او اجازه می‌دهد برسانند..

(3) (خوئی)، (تبریزی): بنا بر احتیاط واجب باید از مجتهدی که تقلید می‌کند اجازه بگیرد و..

(4) (بهجت): سهم امام علیه السلام را از نظر کمیّت و کیفیّت به یک نحو مصرف می‌کنند.

(فاضل): مسأله خمس را باید دو قسمت کرد: یک قسمت آن سهم سادات است و بنا بر احتیاط واجب باید یا به مجتهد جامع الشرایط بدهند یا با اذن او به سیّد فقیر یا سیّدی که در سفر درمانده شده بدهند؛ و نصف دیگر آن سهم امام علیه السلام است که در شرایط فعلی، هر دوی آن را فقط به مرجع تقلید خود بدهد یا با اجازه مستقیم از دفتر ایشان مصرف نماید.

(مکارم): مسأله خمس را باید دو قسمت کرد: یک قسمت آن سهم مبارک امام علیه السلام است و نیم دیگر سهم سادات؛ سهم سادات را باید [بنا بر احتیاط واجب با اجازه مجتهد] به سادات فقیر یا یتیم نیازمند، یا ساداتی که در سفر وامانده‌اند و نیازمند هستند، داد (هر چند در محل ّ خود فقیر نباشند) ولی سهم امام علیه السلام را در زمان ما باید به مجتهد عادل یا نماینده او داد تا در مصارفی که مورد رضای امام علیه السلام است از مصالح مسلمین و مخصوصاً اداره حوزه‌های علمیه و مانند آن مصرف کند. [و] اگر کسی بخواهد سهم امام علیه السلام را به مجتهدی که از او تقلید نمی‌کند بدهد در صورتی مجاز است که بداند آن مجتهد و مجتهدی که از او تقلید می‌کند سهم امام را یک طور مصرف می‌کنند.

(زنجانی): مسأله خمس را باید دو قسمت کرد، یک قسمت آن سهم سادات است و باید به سیّد فقیر یا سیّد یتیم یا به سیّدی که در سفر درمانده شده بدهند، سهم سیّد یتیم را با اجازه ولی ّ صرف وی می‌کنند یا به ولی ّ وی می‌دهند تا آن را صرف یتیم کند، سهم سادات را باید به مجتهد جامع الشرایط داد تا به مصرف آن برساند، یا با اجازه وی، آن را به مصرفش برسانند. نصف دیگر خمس سهم امام علیه السلام است که در این زمان باید به مجتهد جامع الشرایط بدهند یا به مصرفی که او اجازه می‌دهد برسانند، ولی اگر انسان بخواهد سهم امام علیه السلام را به مجتهدی که از او تقلید نمی‌کند بدهد، در صورتی به او اذن داده می‌شود که بداند آن مجتهد، سهم امام علیه السلام را در مصرفی صرف می‌کند که مجتهدی که از او تقلید می‌کند جایز می‌داند.

آنچه در این مسأله گفته شد در مورد اکثر چیزهایی است که خمس در آنها واجب است، ولی در مورد مال حلال مخلوط به حرام، برای پاک شدن مال از حرام باید خمس آن را صدقه داد. در زمینی که کافر ذمّی از مسلمان می‌خرد خمس محصول آن زمین به عنوان جزیه دریافت شده و در مصارف جزیه صرف می‌گردد.

مسأله اختصاصی

(بهجت): مسأله 1447 کسی که خمس می‌دهد، هنگام دادن خمس به مجتهد یا نماینده او یا در صورتی که مجاز است، هنگام رساندن خمس به موارد مصرف آن، باید قصد قربت نماید، یعنی خمس را به قصد انجام فرمان خداوند و برای نزدیک شدن به او بدهد، ولی اگر دیگری را برای رساندن خمس وکیل کرده باشد، همین که وکیل قصد قربت کند کافی است.

[سید فقیر و سیدی که در سفر مانده]

مسأله 1835 سیّد یتیمی (1) که به او خمس می‌دهند، باید فقیر باشد ولی به سیّدی که در سفر درمانده شده، اگر در وطنش فقیرهم نباشد می‌شود خمس داد (2)

(1) (نوری): سیّدی..

(2) (فاضل): و اگر به سیّدی که فقیر نیست خمس بدهند کفایت نمی‌کند و دو مرتبه باید بپردازند. (مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله

[سفر معصیت نباشد]

1834 مسأله 1836 به سیّدی که در سفر درمانده شده، اگر سفر او سفر معصیت باشد (1) نباید خمس بدهند (2)

(1) (گلپایگانی)، (صافی): یا خودش در معصیت باشد..

(2) (مکارم): مگر این که توبه کند و باقیمانده سفر را در طریق معصیت انجام ندهد.

(خوئی)، (گلپایگانی)، (صافی)، (تبریزی)، (فاضل)، (سیستانی)، (زنجانی): بنا بر احتیاط واجب نباید خمس بدهند.

[عدالت و دوازده امامی بودن ]

مسأله 1837 به سیّدی که عادل نیست می‌شود خمس داد (1) ولی به سیّدی که دوازده امامی نیست، نباید خمس بدهند (2)

(1) (مکارم): ولی احتیاط واجب آن است به کسی بدهند که آشکارا گناه نکند..

(2) (بهجت): بنا بر أظهر نباید خمس بدهند.

[کسی که گناهکار است]

مسأله 1838 به سیّدی که معصیت کار است، اگر خمس دادن کمک به معصیت او باشد، نمی‌شود (1) خمس داد (2) و به سیّدی هم که آشکارا معصیت می‌کند، اگر چه دادن خمس کمک به معصیت او نباشد، بنا بر احتیاط واجب نباید خمس بدهند (3)

(1) (بهجت): بنا بر أحوط.. (2) (اراکی): بقیّه مسأله ذکر نشده.

(خوئی): و أحوط آن است که به سیّدی که شراب می‌خورد یا نماز نمی‌خواند یا آشکارا معصیت می‌کند، اگر چه دادن خمس کمک به معصیت او نباشد، خمس ندهد.

(تبریزی): و بهتر آن است که به سیّدی هم که آشکارا معصیت می‌کند، اگر چه دادن خمس کمک به معصیت او نباشد، خمس ندهد.

(زنجانی): همچنین بنا بر احتیاط به شرابخوار و کسی که معصیت کبیره بجا می‌آورد خمس ندهند.

(3) (بهجت): بهتر این است که خمس ندهند.

(صافی): اگر ندادن خمس به او موجب باز داشتن او از گناه شود بنا بر احتیاط واجب نباید خمس بدهند. (نوری): اگر چه دادن خمس کمک به معصیت او نباشد؛ نباید خمس بدهد.

(مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله 1837 (سیستانی): مسأله به سیّدی که خمس را صرف در معصیت می‌کند، نمی‌شود خمس داد، بلکه اگر دادن خمس کمک به معصیت او باشد، احتیاط واجب آن است که به او خمس ندهند، هر چند آن را صرف در معصیت ننماید؛ و همچنین احتیاط واجب آن است که به سیّدی که شراب می‌خورد یا نماز نمی‌خواند و یا آشکارا معصیت می‌کند خمس ندهند.

[ادعای سیادت ]

مسأله 1839 اگر کسی بگوید سیّدم نمی‌شود به او خمس داد مگر آن که دو نفر عادل، سیّد بودن او را تصدیق کنند (1) یا در بین مردم به طوری معروف باشد که انسان یقین یا اطمینان پیدا کند که سیّد است (2)

(1) (سیستانی): یا از راهی، انسان یقین یا اطمینان کند که سیّد است.

(زنجانی): یا از راه دیگری سیّد بودن او ثابت گردد.

(2) (بهجت): و بنا بر أظهر اگر انسان به سیّد بودن کسی گمان داشت ولی دو نفر عادل هم سیّد بودنش را تصدیق نکردند و در بین مردم و یا شهر خودش هم معروف به سیّد بودن نبود باز هم کافی است و می‌شود به او خمس داد.

(مکارم): مسأله سیّد بودن سادات از راههای زیر ثابت می‌شود: 1 دو نفر عادل سیّد بودن او را تصدیق کنند (یک نفر نیز کافی است). 2 در شهر و منطقه خود مشهور باشد که سیّد است، خواه این شهرت سبب یقین شود یا گمان.

[کسی که در شهر مشهور به سیادت است]

مسأله 1840 به کسی که در شهر خودش مشهور باشد سیّد است (1) اگر چه انسان به سیّد بودن او یقین (2) نداشته باشد (3) می‌شود خمس داد.

(1) (فاضل): می‌شود خمس داد در صورتی که به سیّد بودن او وثوق پیدا کند.

(2) (خوئی)، (تبریزی): یا اطمینان.. (3) (بهجت): اگر انسان به سیّد بودن او اطمینان یا گمان پیدا کند..

(سیستانی): اگر انسان یقین یا اطمینان به خلاف نداشته باشد..

(مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله 1839.

(زنجانی): مسأله به کسی که در محل ّ خود مشهور به سیّد بودن است می‌شود خمس داد و لازم نیست انسان به سیّد بودن او مطمئن باشد، بلکه همین مقدار که گمان قوی به آن داشته باشد کافی است.

[زن سیده فقیر]

مسأله 1841 کسی که زنش سیّده است بنا بر احتیاط واجب نباید به او خمس بدهد که به مصرف مخارج خودش برساند (1) ولی اگر مخارج دیگری دارد که به آن محتاج است و بر شوهرش واجب نیست، جایز است شوهر از بابت خمس به زن بدهد که به مصرف آن مخارج برساند.

(1) (خوئی)، (گلپایگانی)، (فاضل)، (بهجت)، (تبریزی)، (سیستانی)، (صافی)، (نوری): ولی اگر مخارج دیگران بر آن زن واجب باشد و نتواند مخارج آنان را بدهد، جایز است انسان خمسش را به آن زن بدهد که به مصرف آنان برساند ((خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): و همچنین است دادن خمس به او که در نفقات غیر واجبه اش صرف نماید).

(مکارم): مسأله به کسی که واجب النفقه است [نمی‌توان خمس داد]؛ مثلًا انسان نمی‌تواند به زنش که سیّده است خمس خود را بدهد، مگر این که آن زن ناچار باشد مخارج اشخاص دیگری را که واجب النفقه مرد نیستند بپردازد.

(زنجانی): مسأله انسان نمی‌تواند به عنوان نفقه همسر، به زن سیّده خود خمس بدهد که به مصرف مخارج خودش برساند ولی اگر زن سیّده به خاطر نداشتن شوهر یا ندادن نفقه از سوی شوهر، یا داشتن هزینه‌هایی که پرداخت آن بر شوهر وی واجب نیست، فقیر باشد، می‌تواند برای تأمین نفقه خود یا هزینه‌هایی که شوهر وی نمی‌پردازد، از شوهر خود یا دیگران خمس دریافت کند، البتّه شوهر نمی‌تواند خمسی را که می‌پردازد به عنوان حق ّ نفقه زن به شمار آورد، بلکه نفقه زن را به وی بدهکار است.

[خمس و نفقه]

مسأله 1842 اگر مخارج سیّدی که زوجه انسان نیست بر انسان واجب باشد، بنا بر احتیاط واجب نمی‌تواند از خمس، خوراک و پوشاک او را بدهد (1) ولی اگر مقداری خمس ملک او کند که به مصرف دیگری غیر مخارج خودش که بر خمس دهنده واجب است برساند مانعی ندارد.

این مسأله، در رساله آیت اللّه (مکارم) نیست

(1) (گلپایگانی)، (صافی): یا آن که ملک او کند که به مصرف مخارج خودش برساند.

(خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): مسأله اگر مخارج سیّد یا سیّده ای که زن انسان نیست بر انسان واجب باشد، بنا بر احتیاط واجب، نمی‌تواند خوراک و پوشاک و سایر نفقات واجبه او را از خمس بدهد، ولی اگر مقداری خمس به او بدهد که به مصرف دیگری «غیر از نفقات واجبه» برساند مانعی ندارد.

(فاضل): مسأله انسان نمی‌تواند خمس مال خود را به افرادی بدهد که واجب النفقه او می‌باشند و اگر مخارج سیّد دیگری بر انسان واجب باشد مثل پدر یا فرزند، بنا بر احتیاط واجب نمی‌توان از خمس مال خود برای نفقه او داد.

(زنجانی): مسأله اگر مخارج سیّدی که زن انسان نیست بر انسان واجب باشد، نمی‌تواند از بابت خمس، مخارج وی را پرداخت کند، ولی می‌تواند مخارج غیر واجب وی را از بابت خمس بدهد، و بنا بر احتیاط واجب کسی که عرفاً به انسان پیوسته بوده و خرجی او را می‌دهد، همچون کسانی هستند که پرداخت مخارج آنها بر ایشان لازم است و نمی‌توان از بابت خمس مخارج آنها را داد.

[مخارجش بر دیگری واجب است ]

مسأله 1843 به سیّد فقیری که مخارجش بر دیگری واجب است و او نمی‌تواند مخارج آن سیّد را بدهد (1) می‌شود خمس داد (2)

(1) (خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): یا دارد و نمی‌دهد..

(2) (مکارم): مثلًا زن سیّده ای که شوهرش قادر به اداره زندگی او نیست می‌تواند خمس بگیرد.

(زنجانی): مسأله به سیّد فقیری که مخارجش بر دیگری واجب است و او مخارج آن سیّد را نمی‌دهد و نمی‌توان او را به پرداخت مخارج وادار کرد، می‌شود خمس داد.

[میزان پرداخت خمس به سید فقیر]

مسأله 1844 احتیاط واجب (1) آن است که بیشتر از مخارج یک سال به یک سیّد فقیر خمس ندهند.

(1) (بهجت): احتیاط مستحب ّ..

(مکارم): مسأله بنا بر احتیاط واجب سادات نمی‌توانند بیش از مخارج یک سال خود را از خمس بگیرند.

(زنجانی): مسأله جایز نیست که بیشتر از مخارج یک سال به یک سیّد فقیر خمس بدهند.

[انتقال خمس از شهری به شهر دیگر]

مسأله 1845 اگر در شهر انسان سیّد مستحقّی نباشد (1) و احتمال هم ندهد که پیدا شود (2) یا نگهداری خمس تا پیدا شدن مستحق ّ، ممکن نباشد، باید خمس را به شهر دیگری ببرد و به مستحق ّ برساند و احتیاط (3) آن است که مخارج بردن آن را از خمس برندارد (4) و اگر خمس از بین برود، چنانچه در نگهداری آن کوتاهی کرده، باید عوض آن را بدهد و اگر کوتاهی نکرده، چیزی بر او واجب نیست.

(1) (زنجانی): چنانچه انسان در شهر خود سیّد مستحقّی نیابد..

(2) (خوئی)، (تبریزی): اگر در شهر انسان سیّد مستحقّی نباشد و یقین یا اطمینان داشته باشد که بعداً نیز پیدا نمی‌شود.. (3) (نوری): احتیاط واجب.. (4) (گلپایگانی)، (خوئی)، (اراکی)، (فاضل)، (صافی)، (تبریزی): می‌تواند مخارج بردن آن را از خمس بردارد..

(زنجانی): بنا بر احتیاط واجب مخارج بردن آن را از خمس برندارد..

(بهجت): هزینه بردن خمس، بنا بر أظهر از خمس برداشته می‌شود اگر چه خلاف احتیاط است.. (سیستانی): رجوع کنید به ذیل مسأله 1846.

(مکارم): مسأله بردن خمس از شهری به شهر دیگر مانعی ندارد، خواه در شهر خودش مستحقی باشد یا نه، ولی در هر صورت اگر تلف شود احتیاط واجب آن است که از اموال دیگرش بپردازد، مخارج حمل و نقل نیز بر عهده اوست، امّا اگر به نماینده حاکم شرع دهد و او از شهری به شهری دیگر ببرد و تلف شود چیزی بر او نیست.

[انتقال خمس از شهری به شهر دیگر]

مسأله 1846 هرگاه در شهر خودش مستحقّی نباشد ولی احتمال دهد که پیدا شود اگر چه (1) نگهداری خمس تا پیدا شدن مستحق ّ ممکن باشد می‌تواند (2) خمس را به شهر دیگری ببرد، و چنانچه در نگهداری آن کوتاهی نکند و تلف شود، نباید چیزی بدهد (3) ولی نمی‌تواند مخارج بردن آن را از خمس بردارد.

(1) (خوئی)، (تبریزی): هرگاه در شهر خودش مستحقی نباشد اگر چه یقین یا اطمینان داشته باشد که پیدا می‌شود و.. (2) (زنجانی): می‌تواند با اجازه مجتهد جامع الشرایط.. (3) (بهجت)، (زنجانی): لازم نیست چیزی بدهد.. (مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله 1845 (سیستانی): مسأله هرگاه در شهر خودش مستحقّی نباشد، می‌تواند خمس را به شهر دیگر ببرد، بلکه اگر در شهر خودش مستحق ّ پیدا شود، نیز می‌تواند به شهر دیگر ببرد در صورتی که سهل انگاری در پرداخت خمس نباشد. و در هر صورت، اگر تلف شود، هر چند در نگهداری آن کوتاهی نکرده باشد، ضامن است و نمی‌تواند مخارج بردن آن را از خمس بردارد.

[مخارج انتقال خمس از شهری به شهر دیگر]

مسأله 1847 اگر در شهر خودش مستحق ّ پیدا شود، باز هم می‌تواند (1) خمس را به شهر دیگر ببرد و به مستحق ّ برساند، ولی مخارج بردن آن را باید از خودش بدهد و در صورتی که خمس از بین برود، اگر چه در نگهداری آن کوتاهی نکرده باشد ضامن است (2)

(1) (زنجانی): می‌تواند با اجازه مجتهد جامع الشرایط..

(2) (فاضل): حتی اگر با اذن مجتهد جامع الشرایط باشد بنا به احتیاط واجب در این صورت؛ بلی، اگر به وکالت از او قبض کند و یا به وکیل او پرداخت نماید و سپس در شهر دیگر برده شده چنانچه با اذن حاکم شرع بوده ضامن است.

(زنجانی): اگر در نگهداری آن کوتاهی نکرده، لازم نیست چیزی بدهد.

(سیستانی): رجوع کنید به ذیل مسأله 1846 (مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله

[انتقال خمس از شهری به شهر دیگر با اذن  مرجع تقلید]

1845 مسأله 1848 اگر با اذن حاکم شرع (1) خمس را به شهر دیگر ببرد و از بین برود لازم نیست دوباره خمس بدهد و همچنین است اگر به کسی بدهد که از طرف حاکم شرع وکیل بوده که خمس را بگیرد و از آن شهر به شهر دیگر ببرد.

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست (1) (خوئی)، (تبریزی): اگر به امر حاکم شرع..

(مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله 1845. (فاضل): رجوع کنید به ذیل مسأله 1847.

(سیستانی): اگر به وکالت از حاکم شرع یا وکیل او خمس را قبض کند، ذمّه او فارغ می‌شود و اگر به امر یکی از اینها به شهر دیگری نقل کند و بدون کوتاهی تلف شود، ضامن نیست.

(زنجانی): مسأله اگر خمس را به کسی بدهد که از طرف مجتهد جامع الشرایط وکیل است، همانند آن است که خمس را به خود مجتهد جامع الشرایط داده باشد.

[پرداخت خمس از جنس]

مسأله 1849 اگر خمس را از خود مال ندهد و از جنس دیگر بدهد، (به احتیاط واجب باید از حاکم شرع اجازه بگیرد و (1) باید به قیمت واقعی آن جنس حساب کند، و چنانچه گرانتر از قیمت حساب کند، اگر چه مستحق ّ، به آن قیمت راضی شده باشد، باید مقداری را که زیاد حساب کرده بدهد.

(1) (نوری): اگر خمس را از خود مال ندهد و با اذن حاکم شرع از جنس دیگر بدهد..

[قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: (گلپایگانی)، (اراکی)، (صافی) و (بهجت) نیست] (خوئی): مسأله جایز نیست جنسی را [1] به زیادتر از قیمت واقعی حساب نموده و بابت خمس بدهد و در مسأله [1789] گذشت که دادن جنس دیگر غیر از پول طلا و نقره و مانند آنها مطلقاً محل ّ اشکال است. [12] (فاضل): مسأله خمس را می‌توان از عین مال متعلق خمس بدهد یا از قیمت آن ولی نمی‌توان از جنس دیگری داد.

———————————–

[1] (تبریزی): که خمس به آن تعلق گرفته..

[2] (سیستانی): دادن جنس دیگر غیر از پول، مطلقاً محل ّ اشکال است، مگر با اجازه حاکم شرع یا وکیلش.

(مکارم): مسأله احتیاط واجب آن است که سهم سادات را از خود آن مال و یا از پول رایج دهند، نه از جنس دیگر، مگر این که جنس دیگر را به مستحق ّ بفروشد سپس بدهی او را از باب خمس حساب کند.

(زنجانی): مسأله اگر خمس را از خود مال ندهد بلکه پول بدهد، باید به قیمت واقعی حساب کند و نمی‌تواند مال خمس دار را ارزانتر از قیمت واقعی حساب کند هر چند مستحق ّ به آن قیمت راضی شده باشد. پرداخت جنس دیگر (غیر از پول) به جای مالی که در آن خمس واجب شده، جایز نیست.

[بدهی بجای خمس]

مسأله 1850 کسی که از مستحق ّ طلبکار است (1) و می‌خواهد طلب خود را بابت خمس حساب کند، بنا بر احتیاط واجب باید (2) خمس را به او بدهد (3) و بعد مستحق ّ بابت بدهی خودبه او برگرداند (4) ولی اگر با اذن حاکم شرع باشد این احتیاط لازم نیست.

(1) (اراکی)، (مکارم): می‌تواند طلب خود را بابت خمس حساب کند. ((مکارم): ولی در مورد سهم امام علیه السلام باید به اجازه حاکم شرع باشد).

(فاضل): نمی‌تواند طلب خود را بابت خمس حساب کند بلی بنا بر احتیاط واجب باید خمس را به او بدهد و بعد مستحق ّ بابت بدهی خود به او برگرداند.

(2) (گلپایگانی)، (نوری): بنا بر احتیاط مستحب ّ.. (3) (سیستانی): بنا بر احتیاط واجب یا باید از حاکم شرع اذن بگیرد و یا این که خمس را به مستحق ّ بدهد..

(4) (صافی): بقیّه مسأله ذکر نشده.

(گلپایگانی)، (نوری): و می‌تواند ذمّه بدهکار را بدون این کار بابت خمس بری نماید.

(خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): و می‌تواند از مستحق ّ وکالت گرفته و خود از جانب او قبض نموده و بابت طلبش دریافت کند.

(زنجانی): مسأله کسی که از مستحق ّ طلبکار است، می‌تواند طلب خود را بابت خمس حساب کند.

[بخشش خمس از سوی فقیر]

مسأله 1851 مستحق ّ نمی‌تواند خمس را بگیرد و به مالک ببخشد (1) ولی کسی که مقدار زیادی خمس بدهکار است و فقیر شده (و امید چیز دار شدنش هم نمی‌رود (2)) و می‌خواهد مدیون اهل خمس نباشد (3) اگر مستحق ّ راضی شود که خمس را از او بگیرد و به او ببخشد اشکال ندارد (4)

(1) (مکارم): مگر آن مقدار که درخور شأن اوست که اگر خودش مالی داشت به آن شخص ممکن بود ببخشد.

(2) (بهجت): امید ثروتمند شدنش هم نمی‌رود..

[قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: (خوئی)، (گلپایگانی)، (تبریزی) و (صافی) نیست] (3) (فاضل): مستحق ّ می‌تواند خمس را از او بگیرد و به او ببخشد.

(4) (گلپایگانی)، (صافی): و در خمس هم مانند زکات قصد قربت معتبر است.

(سیستانی): مسأله مالک نمی‌تواند خمس را به مستحق ّ داده و بر او شرط کند که آن را به او برگرداند.

(زنجانی): مسأله مستحق ّ نمی‌تواند خمس را بگیرد و به مالک ببخشد ولی کسی که خمس بدهکار است و به هیچ وجه نمی‌تواند خمس را پرداخت کند و مالی هم ندارد که پس از مرگ وی بابت خمس پرداخت گردد، مستحق ّ می‌تواند خمس را از او بگیرد و به او ببخشد و اگر انسان خیال می‌کرده که خمس وی و لو بعد از مرگ پرداخت شدنی نیست و لذا مستحق ّ، خمس را به وی ببخشد، بعد معلوم شود که خمس را می‌تواند بپردازد، مثلًا تصادفاً مالی بدست آورد، باید خمس را بپردازد و اگر مرده، از اموال وی بابت خمس بدهند.

مسائل اختصاصی

(مکارم): مسأله 1567 صرف کردن قسمتی از سهم مبارک امام علیه السلام برای ساختن مساجد یا حسینیه‌ها یا بیمارستان و درمانگاه و مدارس، تنها در صورتی مجاز است که با اجازه مجتهد عادل و رعایت اولویّت باشد، ولی سهم سادات را جز در مورد ساداتی که گفته شد نمی‌توان مصرف کرد.

(مکارم): مسأله 1568 بدهکار می‌تواند اگر مجتهد صلاح ببیند با او یا نماینده او مقدار بدهی خود را دستگردان کند و به ذمّه بگیرد و به اقساط بپردازد.

(مکارم): مسأله 1569 سهم سادات را بدون اجازه مجتهد نمی‌توان به ساداتی که [در مسأله 1834] گفته شد پرداخت، (بنا بر احتیاط واجب) و سهم امام علیه السلام را نیز اگر بدون اجازه مجتهد بپردازد قبول نیست، مگر این که مجتهد بعداً بپذیرد و اجازه دهد.

(مکارم): مسأله 1570 کسی که بدهی زیادی از خمس دارد و قادر به ادای آن نیست اگر مجتهد مصلحت ببیند ممکن است مقداری از سهم امام علیه السلام را به خودش ببخشد.

(مکارم): مسأله 1578 در صورتی که سادات فقیر نیاز به سرمایه‌ای برای کسب و کار داشته باشند، می‌توان از باب خمس به آنها داد (البتّه به مقداری که نیاز زندگی آنها را تأمین کند).

(مکارم): مسأله 1579 هرگاه سهم سادات بیش از نیاز سادات باشد، باید آن را به مجتهد عادل داد تا در مصارف دیگری که صلاح می‌داند صرف کند و اگر کمتر از نیاز سادات باشد می‌توان از سهم امام علیه السلام به آنها داد، بنا بر این کم و زیاد بودن سهم سادات مشکلی ایجاد نمی‌کند.

(مکارم): مسأله 1582 لازم نیست به سید گفته شود که این پول خمس است، بلکه می‌تواند به عنوان هدیه به او بدهد و نیّت خمس کند، همچنین در مورد سهم امام علیه السلام که به اذن حاکم شرع به اشخاص مستحقّی می‌دهد.

(مکارم): مسأله 1585 دادن سهم سادات به سادات به خاطر آن است که آنها از گرفتن زکات محرومند بنا بر این تبعیضی محسوب نمی‌شود و محروم بودن آنها از زکات دلایلی دارد که در جای خود گفته شده.

  • توضیح المسائل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید/ متن اصلی از رساله امام خمینی و مُحشی حضرات آیات: سیستانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، شبیری زنجانی، بهجت،فاضل،  اراکی، خویی، گلپایگانی، تبریزی.

لینک کوتاه مطلب: http://goo.gl/Rx4iyy

حتما بخوانيد

  1. خمس صرفه جویی و قناعت در مخارج
  2. خمس کشاورزی و باغداری
  3. خمس فقیر
  4. خرید و فروش با پول و مال خمس داده نشده
  5. خمس معامله یا دریافت مال از کافر
  6. خمس افزایش قیمت سرمایه
  7. کسر ضرر و خسارت از خمس
  8. حکم مخارج و هزینه ها در بین سال خمسی
  9. خمس جهیزیه
  10. خمس سرمایه
  11. خمس مال مخلوط به حرام
  12. شراکت با افرادی که خمس نمی دهند
  13. مصالحه و دست گردان خمس
  14. تکلیف کسی که تاکنون خمس نداده چیست


کلید: خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد می خواستم بدانم که پول خمس را دقیقا به چه کسی باید بدهیم  خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید دادخمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید دادخمس را به چه کسانی باید دادخمس را به چه کسانی باید داد خمس را به چه کسانی باید داد

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب