بيداري از غفلت در برابر شيطانReviewed by مهدي يوسف وند on Sep 6Rating: 2.0

بيداري از غفلت در برابر شيطان

حضرت آيت الله جوادي آملي

حضرت آيت الله جوادي آملي

بيداري از غفلت
كساني كه در تهذيب جان، تربيت اولاد يا تأسيس جامعه فاضله، در هر بعدي از ابعاد حكمت عملي و اخلاق غفلت كرده خوابيده ‏اند با تازيانه مأموران مرگ بيدار مي‏شوند: «الناسُ نيام إذا ماتوا انْتَبَهُوا»[بحارالانوار، ج4، ص43.]؛ مردم خوابند، چون بميرند بيدار مي‏شوند.
گرچه انسان غافل و خواب است ولي شيطان، راهزنان، دشمنان دين و خدا و علل و عوامل گمراه كننده او، بيدارند و از وي غفلت نمي‏كنند.
حضرت علي (عليه ‏السلام)، در يكي از نامه ‏هايي كه براي بعضي از واليان خويش نوشته، مي‏فرمايد: نقش معاويه همانند نقش شيطان است، خدا در قرآن، قلمرو نفوذ شيطان را مشخص كرده، كه از چهار طرف حمله مي‏كند: (ثُمّ لأتينّهم مِن بينِ أيديهمِ وَمِن خَلْفِهِمْ وَعَن أَيمانِهِمْ وعَن شمائِلِهِمْ)؛ [سوره اعراف، آيه 17. ] شيطان از چهار سو، از جلو، پشت سر، طرف راست، طرف چپ حمله مي‏كند. معاويه نيز، كه شيطان بيروني است، گاهي از جلو مي‏ آيد و گاهي از پشت سر حمله مي‏كند، گاهي از طرف راست يورش مي‏برد و گاه از طرف چپ مي‏تازد. روش دشمن ديرينه چنين است و اگر انسان از يك بُعد غافل باشد از همان طرف، آسيب مي‏بيند:
«هر آن غافل زِيَد غافل خورد تير».
گفته ‏اند: هيچ مرغي به تير صياد گرفتار نيايد جز در حال غفلت از خدا! و هيچ انساني آسيب نمي‏بيند مگر در حال غفلت.
امير مؤمنان (عليه‏ السلام) براي اينكه ثابت كند دشمن هرگز به مرز افراد بيدار راه ندارد، مي‏فرمايد: «وإنّ أخا الحربِ الأرِقْ من نامَ لم يُنَمْ عنه»[نهج ‏البلاغه، نامه 62.] مرد نبرد بيدار است،  لازمه جنگ بيداري است؛ زيرا دشمن، كسي را كه مي‏خوابد غافلگير مي‏كند و شيطان از راهي مي‏آيد كه تو او را نمي‏بيني.

انسان با تقوا از چنان ديد توحيدي بر خور دار است كه اگر شيطان بخواهد كمترين تماس را با جان او بر قرار كند فوراً بيدار شده، مي‏فهمد و او را طرد مي‏كند.

اين خطر را قرآن هشدار داده مي‏فرمايد: (إنّهُ يَريكُم هُوَ وَقَبيلُهُ مِن حيثُ لا تَروْنَهُمْ)[ـ سوره اعراف، آيه 27. ] شيطان و حزب او از راهي كه شما آنها را نمي‏ بينيد، شما را مي‏ بينند، وسوسه كرده و غافلگير مي‏سازند. اگر انسان راه نفوذ شيطان، را بداند و مسيرها را كنترل كند غافلگير نخواهد شد و شيطان را هم، به خوبي، با بصيرت مي‏بيند: (إنّ الّذَينَ اتّقَوْا إذا مَسّهُم طائفٌ مِنَ الشّيْطانِ تَذَكّرّوا فَإذا هُم مُبصِرُونَ)[ـ سوره اعراف، آيه 201] انسان با تقوا از چنان ديد توحيدي بر خور دار است كه اگر شيطان بخواهد كمترين تماس را با جان او بر قرار كند فوراً بيدار شده، مي‏فهمد و او را طرد مي‏كند.
در اين آيه كه جان انسان مؤمن به كعبه تشبيه شده، مي‏فرمايد: اگر شيطان خواست در كسوت احرام، با طوافِ به دور كعبه دل، روزنه ‏اي از آن به سمت خود بگشايد، آنها كه از تقوا بر خوردارند مي‏فهمند كه شيطان است و با بينايي خود، او را دفع مي‏كنند.

هنگام احساس خطر به پناهگاه برويد، نه تنها بگوييد … كسي كه در جانش توحيد رسوخ كرده، پناهگاه دارد ولذا راهي براي نفوذ بيگانه نيست.

اينكه قرآن مي‏گويد: ازشيطان به خدا پناه ببريد مانند آن است كه مي‏گويند: هنگام احساس خطر به پناهگاه برويد، نه تنها بگوييد: «أعُوذُ بِاللهِ مِن الشيطانِ الرجيمِ» بلكه به پناهگاه توحيد راه يابيد. كسي كه در جانش توحيد رسوخ كرده، پناهگاه دارد ولذا راهي براي نفوذ بيگانه نيست. همين معنا را امير مؤمنان (عليه‏السلام) با تعابير گوناگون و ارزنده بيان كرده، مي‏فرمايد:
إنّ مِنْ أحبّ عباد الله إليه عبداً أعانه الله علي نفسِه فاسْتَشْعرَ الحُزن و تَجَلبََبَ الخوف فَزَهر مِصْباح الهُدي فى قلبه… فهو من اليقينِ علي مِثل ضوء الشمس… فكان أوّل عَدْلِه نفىُ الهَوي عن نفسِه.[نهج ‏البلاغه، خطبه 87.]

مؤمني كه بنده خاص خداست و از عنايت الهي بر خوردار است و از محبوب‏ترين بندگان به شمار مي‏ آيد، خدا او را در پيكار نفسْ ياري داده، از درون، اندوهناك و از بيرون ترسان است، چراغ هدايت در قلبش روشن شده است و قلب او تاريك نيست تا دشمن از تاريكي سوء استفاده كند.
اگر شبستان جان را چراغ توحيد روشن كرد و صاحب دل بيدار شد، راه براي نفوذ بيگانه دروني و بيروني نيست، چنين شخصي آنچنان به توحيد يقين دارد كه وحدانيت حق را چون نور خورشيد مي‏ بيند، كارش مبهم و تاريك نيست، اولين قدمي كه در راه عدل برمي ‏دارد اين است كه هوس را از صفحه جان خود طرد مي‏كند، دشمن دروني كه طرد شد، دور ساختن دشمن بيروني آسان است، ترس از دشمن بيروني زاييده وسوسه دشمن دروني است. انساني كه مي‏داند بابذل جان به حيات ابدي راه مي‏يابد هرگز از دشمن بيروني نمي‏هراسد؛ اين وسوسه درون است كه دشمن بيروني را با ترس تأييد مي‏كند. 

امير مؤمنان(عليه‏السلام) مي فرمايد: «يَصف الحقّ ويعملُ به لا يَدَعُ للخير غاية إلاّ أمّها ولا مَظِنّةً إلاّ قَصَدها قد أمكن الكتابَ مِن زِمامه فهو قائده وإمامُه».
بنده محبوب، حق را مي‏ستايد و به كار مي‏بندد، براي خير قدمي نيست جز آن‏كه برمي دارد و هدفي نيست مگر اين‏كه آن را پيشواي خود قرار مي‏دهد، قرآن كريم چنان در جانش رسوخ كرده كه رهبر و امام او شده و او جزو امت قرآن گشته است، واگر قرآن رهبر و پيشگام انسان شد آنجا كه قرآن بار سنگين و گرانبهاي خود را مي‏افكند او نيز بار مي‏گشايد وهر جا قرآن منزل كرد او نيز منزل مي‏كند: «يَحُلُّ حيث حَلّ ثَقَلُه ويَنزل حيثُ كان منزلُه»[نهج ‏البلاغه، خطبه 87.]؛ چون جانش را قرآن فرا گرفته جاي خالي براي هوي و هوس نيست تازمام را به دست هوس بسپارد و اختيار را به دست هوي بدهد.

حكمت علوي، حضرت آيت الله جوادي آملي . صفحه 158

لينك كوتاه مطلب: http://hadana.ir/?p=18993

*- ضمنا شما می توانید از اینجا مشترک خبرنامه سایت شوید و جدید ترین مطالب را دریافت کنید.

حتما بخوانید

*- ويژه نامه فرمايشات علامه جوادي آملي

فلسفه حقوق بشر از ديدگاه آيت الله جوادي آملي

سوره های مکی و مدنی

عظمت مقام حضرت معصومه سلام الله عليها

چرا زنان نمي توانند مرجع تقليد شوند

سفارش پیامبر اسلام به مودت فی القربی

آيا مقام امامان با هم فرق مي كند



كليد  بيداري از غفلت در برابر شيطان بيداري از غفلت در برابر شيطان بيداري از غفلت در برابر شيطان بيداري از غفلت در برابر شيطان بيداري از غفلت در برابر شيطان بيداري از غفلت در برابر شيطان بيداري از غفلت در برابر شيطان بيداري از غفلت در برابر شيطان بيداري از غفلت در برابر شيطان بيداري از غفلت در برابر شيطان بيداري از غفلت در برابر شيطان بيداري از غفلت در برابر شيطان

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب