ازدواج در زمان عدهReviewed by مهدي يوسف وند on Mar 31Rating: 5.0

ازدواج در زمان عده

ازدواج در عده

پرسش 167 . آيا ازدواج با زنى كه عده اش تمام نشده، باطل است؟

همه مراجع: آرى، عقد باطل است و چنانچه زن و مرد و يا يكى از آن دو، بدانند كه عده زن تمام نشده و عقد كردن زن در عده حرام است، آن زن بر او حرام ابدى مى شود.[1]

پرسش 168 . اگر مردى با زنى كه در عده است، از روى جهل به مسئله، عقد دائم يا موقّت بخواند؛ آيا اين زن بر او حرام ابدى مى شود؟

همه مراجع: اگر هر دو نمى دانستند كه ازدواج با زن عدهّ دار حرام است؛ چنانچه مرد (در زمان عده) با او نزديكى كرده باشد، آن زن بر او حرام ابدى مى شود. اما اگر نزديكى نكرده باشد، تنها عقد باطل است و مى توانند پس از پايان عده، با يكديگر ازدواج كنند.[2]

پرسش 169 . ازدواج با زنى كه ادعا مى كند عده اش تمام شده، چگونه است؟

آيات عظام امام، بهجت، صافى و نورى: اگر زن مورد اتهام نباشد، سخنش پذيرفته مى شود.[3]

آيه اللّه  مكارم: اگر زن مورد اتهام نباشد و بلكه بنا بر احتياط واجب مورد وثوق باشد، سخنش پذيرفته مى شود.[4]

آيات عظام تبريزى، سيستانى و فاضل: بنا بر احتياط واجب اگر زن مورد اتهام نباشد، سخنش پذيرفته مى شود.

آيات عظام خامنه اى و وحيد: سخن او پذيرفته مى شود.[5]

تبصره. در صورتى گفتار زن پذيرفته است كه از طلاق يا مرگ شوهرش، به قدرى گذشته باشد كه در آن مدّت، تمام شدن عده ممكن باشد.

مهريه و بطلان عقد

پرسش 170 . مردى با زنى كه در عده است ازدواج مى كند؛ ولى از حكم مسئله آگاه نبوده است!! تكليف مهريه چگونه است؟

همه مراجع: اگر زن از حرمت و بطلان ازدواج آگاهى ندارد و با مرد همبستر شده، مستحق مهرالمثل است.[6]

تبصره. عقد در حال عده، باطل است و زن و مرد بايد از يكديگر جدا شوند و با توجه به اينكه زن از مسئله آگاهى نداشته و عمل او زنا محسوب نمى شود، مهرالمثل به او تعلق مى گيرد.

  • [1]. توضيح المسائل مراجع، م 2400 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2464 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 2366 ؛ امام، تحرير الوسيلة، ج 2، النكاح فى العده، م 1 و صافى، هداية العباد، ج 2 النكاح فى العده، م 1 و دفتر: خامنه اى.
  • [2]. توضيح المسائل مراجع، م 2401 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2465 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 2367 ؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النكاح فى العده، م 1؛ صافى، هداية العباد، ج 2 النكاح فى العده، م 1 ؛ خامنه اى، استفتاء، س 122.
  • [3]. توضيح المسائل مراجع، م 2521 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 2516.
  • [4]. توضيح المسائل مراجع، م 2521.
  • [5]. وحيد، توضيح المسائل، م 2585 ؛ خامنه اى، استفتاء، س 1543.
  • [6]. خامنه اى، استفتاء، س 290 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1355 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1355 و دفتر: همه مراجع.(احكام ازدواج،پرسمان).

[مسأله 2400]

مسأله 2400 اگر زنی را که در عدّه دیگری است برای خود عقد کند، چنانچه مرد و زن ، یا یکی از آنان بدانند که عدّه زن تمام نشده و بدانند عقد کردن زن در عدّه حرام است آن زن بر او حرام می شود (1) اگر چه مرد بعد از عقد با آن زن نزدیکی نکرده باشد (2).

(1) (خوئی )، (تبریزی )، (سیستانی ): حرام ابدی می شود ..

(2) (سیستانی ): و اگر هر دو جاهل باشند به اصل عدّه یا به حرمت ازدواج در آن ، عقد باطل است ، پس اگر نزدیکی کرده باشند حرام ابدی است و گر نه حرام نیست و می توانند پس از پایان عده دوباره عقد کنند.

(مکارم ): آن زن بر او حرام ابدی می شود، خواه با او نزدیکی کرده باشد یا نه .

[مسأله 2401]

مسأله 2401 اگر زنی را برای خود عقد کند و بعد معلوم شود که در عدّه بوده (1) چنانچه هیچ کدام نمی دانسته اند زن در عدّه است و (2) نمی دانسته اند که عقد کردن زن در عدّه حرام است ، در صورتی که مرد با او (3) نزدیکی کرده باشد، آن زن بر او حرام می شود (4).

(1) (گلپایگانی )، (صافی ): در صورتی که با او نزدیکی کرده باشد، آن زن بر او حرام می شود اگر چه هیچ کدام نمی دانسته اند که زن در عدّه است و نمی دانسته اند عقد کردن زن در عدّه حرام است .

(2) (بهجت ): و یا اینکه ..

(3) (بهجت ): در زمان عدّه ..

(4) (نوری ): حرام ابدی می شود.

(بهجت ): و اگر نزدیکی کردن بعد از زمان عدّه بوده ، عقد باطل است ، ولی زن بر او حرام نمی شود، بلکه می تواند بعداً زن را عقد نماید.

(خوئی )، (تبریزی )، (سیستانی ): مسأله اگر زنی را که در عدّه دیگری است برای خود عقد کند و با او نزدیکی کند، آن زن بر او حرام ابدی می شود اگر چه نمی دانسته که آن زن در عدّه است یا نمی دانسته که عقد زن در عدّه حرام است .

(مکارم ): مسأله هرگاه زنی را که در عده دیگری است برای خود عقد کند چنانچه مرد و زن یا یکی از آنان بداند زن در عده است و نیز بداند عقد کردن زن در عده حرام است آن زن بر او حرام ابدی می شود، خواه با او نزدیکی کرده باشد یا نه ، ولی اگر هیچ کدام نمی دانسته اند زن در عدّه است ، یا نمی دانسته اند عقد کردن زن در عدّه حرام است ، اگر با هم نزدیکی کرده باشند زن بر او حرام می شود و اگر نزدیکی نکرده باشند حرام نمی شود.

  • توضیح المسائل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید / جلد 2 / احکام‌ نِکاح‌ ‌ یا ‌ ازدواج‌ و زناشویی‌ / عده‌ای‌ ‌از‌ زنها ‌که‌ ازدواج‌ با آنان‌ حرام‌ ‌است‌.

مطابق نظر آيت الله سيستاني

مطابق نظر آيت الله سيستاني

پرسش: آیا ازدواج زن در دوران عدّه درست است؟
پاسخ: ازدواج در دوران عدّه باطل است.

عدّة را توضیح دهید؟
پاسخ: زمانی که یک زن به سبب طلاق ویا مرگ شوهرش ویا در اثر وطی شبهه ، باید انتظار بکشد وجایز نیست با دیگری ازدواج کند. استفتائات آیت الله سیستانی.


طبق نظر آيت الله مكارم شيرازي

حضرت آیت الله مکارم شیرازی

در دو صورت حرام ابدى مى شود یکى آن که ازدواج و دخول کند هرچند از روى جهل باشد دوم آن که آگاهانه ازدواج کند، هر چند دخول ننماید.

سؤال 313. عقد کردن زنى که در عدّه دیگرى است چه حکمى دارد؟

جواب: هرگاه زنى را که در عدّه دیگرى است براى خود عقد کند چنانچه مرد و زن یا یکى از آنان بداند زن در عدّه است و نیز بداند عقد کردن زن در عدّه حرام است آن زن بر او حرام ابدى مى شود، خواه با او نزدیکى کرده باشد یا نه، ولى اگر هیچ کدام نمى دانسته اند زن در عدّه است، یا نمى دانسته اند عقد کردن زن در عدّه حرام است، اگر باهم نزدیکى کرده باشند زن بر او حرام مى شود و اگر نزدیکى نکرده باشند حرام نمى شود.

سؤال 314. اگر مردى با زنى که در عدّه است از روى جهل به مسأله، عقد دائم یا موقّت بخواند، آیا این زن بر او حرام ابدى مى شود؟ حکم صورت عمد چیست؟

جواب: در دو صورت حرام ابدى مى شود یکى آن که ازدواج و دخول کند هرچند از روى جهل باشد دوم آن که آگاهانه ازدواج کند، هر چند دخول ننماید.

احکام خانواده در پرتو فقه اسلامى

ازدواج موقت زن در عدّه طلاق رجعی
پرسش : اگر در طلاق رجعی به جای رجوع در عدّه با زن صیغه موقت کند، پس از پایان عدّه در ضمن آن زمان مدت صیغه هم بگذرد آیا مطلقه رجعیه می تواند با مرد دیگری ازدواج کند یا نیاز به عدّه دیگر دارد؟ اگر در زمان صیغه موقت مدخوله نشده باشد چطور؟
پاسخ : باید عدّه عقد موقت را نیز نگه دارد سپس می تواند با مرد دیگری ازدواج کند ولی اگر در زمان عقد موقت دخولی صورت نگرفته عدّه عقد موقت لازم نیست.

عدم آگاهی از حرمت ازدواج در عدّه
پرسش : آیا می توانم در مورد مسئله شخصی که به احکام عدّه آشنا نبوده و در این دوران ازدواج کرده به شما مرجع عالیقدر رجوع کنم؟
پاسخ : مانعی ندارد ولی اگر صیغه عقد را خودشان خوانده باشند و آمیزش حاصل شده باشد راهی برای ازدواج آنان با هم وجود ندارد.

عدّه زنی که در عدّه ازدواج موقت متعه شده
پرسش : اگر زن و مردی با هم متعه کنند و بعد از نزدیکی مرد بذل مدت نماید یا مدت صیغه تمام گردد و بعد از چند روز و در طول عدّه زن، مرد به متعه خود رجوع نماید و دوباره زن را متعه نماید و در طول مدت صیغه ی جدید، نزدیکی صورت نگیرد و زن سه بار یا بیشتر عادت ماهانه ببیند، اگر مرد مجدداً بذل مدت نماید با توجه به اینکه نزدیکی صورت نگرفته آیا باز هم زن بعد از بذل مدت باید عدّه نگه دارد؟
پاسخ : بعد از اتمام عقد دوم باید عدّه عقد اول را ادامه دهد. استفتائات آیت الله مکارم شیرازی.

مسأله ـ زنى که همسرش از دنیا رفته باید چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد، خواه ازدواج دائم باشد یا موقّت، شوهرش با او نزدیکى کرده باشد یا نه؛ حتّى زن یائسه نیز باید عدّه وفات نگه دارد، و اگر باردار است باید تا هنگام وضع حمل عدّه نگه دارد؛ ولى اگر پیش از گذشتن چهار ماه و ده روز فرزندش به دنیا آید، باید تا چهار ماه و ده روز بعد از مرگ شوهر عدّه را ادامه دهد.
مسأله ـ هرگاه زن یقین کند همسرش از دنیا رفته و عدّه وفات نگه دارد، و سپس شوهر کند، چنانکه معلوم شود شوهر او بعد مرده است، باید از شوهر دوم جدا شود و احتیاط واجب آن است که اگر باردار است به مقدارى که در عدّه طلاق گفته شد براى
شوهر دوم عدّه طلاق نگه دارد، و بعد از آن براى شوهر اوّل چهار ماه و ده روز عدّه وفات نگه دارد، و اگر باردار نیست براى شوهر اوّل عدّه وفات نگه دارد، و بعد براى شوهر دوم عدّه طلاق.
مسأله ـ ابتداى عدّه وفات، در صورتى که شوهر غایب باشد و فوت کند، از موقعى است که زن از مرگ شوهر با خبر مى‌شود.
مسأله ـ هرگاه زن بگوید: «عدّه من تمام شده است». از او قبول مى‌شود، به شرط آن که مورد اتّهام نباشد، بلکه احتیاط واجب آن است که مورد وثوق باشد.
سؤال ـ آیا زنى که از شوهر خود طلاق خلع گرفته، و شوهرش قبل از پایان یافتن عدّه طلاق از دنیا رفته، عدّه وفات نیز دارد؟
جواب : در این گونه موارد که طلاق، طلاق بائن است، عدّه وفات ندارد؛ هر چند احتیاط بهتر است.
سؤال ـ شخصى زنى را در عدّه وفات عقد نموده، و پس از پایان عدّه عروسى مى‌کنند، در حالى که زوجین جاهل به حرمتِ ازدواجِ در عدّه بوده‌اند، لطفآ بفرمائید :
الف) آیا حرمت ابدى براى آنها ثابت است، یا فقط عقد باطل مى‌باشد؟
ب) در صورتى که حرمت ابدى نباشد و بخواهند عقد جدید بخوانند، آیا براى همسر دوم عدّه لازم است؟
ج) آیا باید عدّه وفات را براى همسر اوّل به انجام برساند؟
جواب : عقد ازدواج باطل است، ولى حرمت ابدى نمى‌آورد، و آن مرد مى‌تواند مجدّدآ با آن زن صیغه عقد را جارى کند، ولى اگر زن بخواهد با شخص سومى ازدواج کند، باید عدّه وطى به شبهه تمام شود.
سؤال ـ مردى زوجه‌اش را طلاق مى‌دهد، و پیش از تمام شدن مدّت عدّه، فوت مى‌کند. آیا زوجه باید عدّه وفات نگه دارد، یا همان عدّه طلاق را تمام کند؟ آیا در این مسأله فرقى میان طلاق رجعى و بائن، یا طلاق حامله وغیر حامله وجود دارد؟
جواب : اگر عدّه رجعى بوده، نگه داشتن عدّه وفات لازم است. ولى در عدّه بائن، تکمیل همان عدّه کافى است.

سؤال ـ حدود 15 سال پیش از شوهر اوّلم طلاق گرفتم، و پس از حدود یک سال با مرد دیگرى مجدّدآ ازدواج کردم. پنج ماه پس از ازدواج دوّم، شوهر سابقم فوت نمود. اکنون بعد از گذشت حدود 14 سال متوجّه شدم که طلاق اوّلم باطل بوده، و به همین دلیل از شوهر دوّمم جدا شدم. آیا بنده، که یائسه نیز مى‌باشم، باید بعد از 14 سال براى شوهر اوّلم عدّه وفات نگه دارم؟
جواب : هرگاه تازه از فوت او آگاه شده باشید باید عدّه نگه دارید، ولى اگر قبلا از فوت او با خبر شده‌اید، و مدّت چهارماه و ده روز گذشته، عدّه منقضى شده است.

> احکام بانوان (جدید)

10 راهى براى فرار از حرمت ابدى حاصل از ازدواج در عدّه !

ضرورت این بحث
 

   یکى از مشکلات بزرگ در عصر و زمان ما، نکاح در حال عدّه است. این حادثه نامیمون با کمال تأسّف، بر اثر ناآگاهى نسبت به موضوع و حکم فراوان است، و گاه با توجّه به حکم شرعى، ولى غفلت از موضوع رخ مى دهد. به این ترتیب که زنى از همسرش طلاق مى گیرد، هنوز عدّه تمام نشده، به عقد مرد دیگرى درمى آید، و آمیزش نیز صورت مى گیرد.

   این زن چه بسا که زندگى خوبى را با شوهر دوّم، پس از ناکامى در ازدواج اوّل آغاز کرده، و از ازدواج جدید خویش کاملاً راضى و خرسند است، و گاه خداوند به آنان فرزندانى نیز عنایت مى کند. پس از مدّتى، ناگهان متوجّه مى شوند که ازدواج باطل بوده، و حتّى بر آن شوهر حرام ابدى شده; چون در عدّه ازدواج کرده، و آمیزش نیز حاصل شده است، زیرا ازدواج در عدّه دیگرى در دو صورت موجب حرمت ابدى است : چنانچه عالم به حرمت ازدواج وعدّه باشد، و در صورتى که جاهل بوده، ولى دخول حاصل شده باشد. بنابراین چاره اى جز جدایى همیشگى ندارند !

   این حکم شرعى خانواده هاى بسیارى از مبتلایان به این مسأله را از هم پاشیده، و شکست خوردگان در ازدواج اوّل را با شکستى دیگر مواجه نموده است ! زیرا نه خودشان مسائل شرعى را فرا گرفته، و نه با عالمى مشورت نموده اند (خود کرده را تدبیر چیست ؟ !)

   در این هنگام زندگى در نظرشان تیره و تار گردیده، و خواب و خوراک را از آنها مى رباید.

   خوانندگان محترم اگر نتوانند عُمق این فاجعه را درک کنند، حق دارند. ولى براى مبتلایان به آن، و ما که از نزدیک با نمونه هاى متعدّدى از آن در تماس بوده، و یا سرگذشت آنها را در نامه هاى جانکاهشان خوانده ایم، یا در تماسهاى تلفنى به درد دل آنها گوش فرا داده، و حتّى صداى گریه آنان را شنیده ایم، عمق این حوادث تلخ به خوبى قابل درک است.

   برخى از زنان مؤمنه که با هزاران مشکل از شوهر اوّل، که احتمالاً معتاد به موادّ مخدّر بوده، یا به علل مختلف همواره در زندان به سر مى برده، طلاق مى گیرند، و بر اثر جهل به مسأله در حال عدّه با شخص ایده آل خود، به امید زندگى خوب و خوشى ازدواج، و حتّى قبل از پایان عدّه عروسى مى کنند، هنگامى که متوجّه حکم شرعى آن شده، و خانه سعادت خویش را ویران مى بینند، از ترس آبرو جرأت ابراز آن را حتّى به شوهر دوّم خود نیز ندارند. و از سوى دیگر، براى فرار از گناه در خانه خود همچون فردى بیگانه با شوهر برخورد مى کنند. راستى براى حلّ این معضل هیچ راه حلّى وجود ندارد ؟

حرمت ازدواج در عدّه

 بدون شک ازدواج در عدّه باطل است; اعم از این که عدّه بائن باشد، یا رجعى، یا عدّه وفات، یا وطى به شبهه (و یا حتّى عدّه عقد موقّت).

   واین حکم شرعى بقدرى روشن و مسلّم است، که بعضى از فقها متعرّض آن نشده، و آنها که به سراغ آن رفته، ادّعاى اجماع کرده اند.

   به دو نمونه از کلمات فقهاى اسلام توجّه کنید :

   1 ـ علاّمه محقّق، صاحب جواهر (قدس سره) مى فرماید :

   «لا یجوز نکاح المرأة دائماً ولا متعة فی العدّة، رجعیة کانت أو بائنة، عدّة وفات أو غیرها، من نکاح دائم أو منقطع، بلا خلاف اجده فیه، بل الاجماع بقسمیه علیه.»(1)

   «ازدواج دائم یا موقّت، با زنى که در عدّه به سر مى برد جایز نیست; هر عدّه اى، و از هر نکاحى که باشد، و هیچ مخالفى در این مسأله نیافتم، بلکه هر دو قسم اجماع (اجماع منقول ومحصّل) در این مسأله ثابت است.»

   2 ـ ابن رُشد، از فقهاى اهل سنّت، مى گوید :

   «اتفقوا على أن النکاح لا یجوز فی العدّة، کانت عدّة حیض، أو عدّة حمل، أو عدة شهر.»(2)

   «تمام علما اتّفاق و اجماع دارند که ازدواج در عدّه، از هر نوع آن، حرام است.»

   خلاصه این که ازدواج در عدّه دیگرى به اتّفاق تمام علماى اسلام حرام است.

1 . جواهر الکلام، جلد 29، صفحه 428.

2 . بدایة المجتهد، جلد 2، صفحه 47.

حرمت ابدى

در دو صورت، علاوه بر حرمت و بطلان نکاح، حرمت ابدى نیز ایجاد مى شود :

   الف) در صورتى که زن و مرد هر دو، با آگاهى از موضوع عدّه، و حکم شرعى آن (حرمت نکاح در عدّه) اقدام به ازدواج کنند; هر چند در زمان عدّه آمیزش صورت نگیرد. البتّه چنین فرضى بسیار نادر است.

   ب) چنانچه یکى از آن دو، یا هر دو، جاهل به حکم شرعى و موضوع آن باشند، و قبل از سپرى شدن عدّه آمیزش صورت پذیرد. در این فرض، که زیاد رخ مى دهد، نیز بر یکدیگر حرام ابدى مى شوند.

   امّا در صورتى که هر دو جاهل به حکم و موضوع باشند، و آمیزشى صورت نگرفته، یا در خارج عدّه صورت بگیرد، هر چند عقدشان باطل است، ولى موجب حرمت ابدى نمى شود، و مى توانند پس از سپرى شدن عدّه، با عقد جدید زندگى تازه اى را شروع نمایند.

   کوتاه سخن این که : تمام صورتهاى ازدواج در عدّه را مى توان در دو صورت زیر خلاصه کرد :

   اوّل : در صورتى که از روى آگاهى به حکم و موضوع انجام شود، یا دخول صورت گیرد، حرام ابدى مى شوند.

   دوّم : چنانچه بر اثر جهل باشد، و آمیزشى تحقّق نیابد، حرمت ابدى نمى آورد.

امّا عقیده فقهاى اهل سنّت :

   شیخ طوسى (رحمه الله) در این باره مى فرماید :

   «إذا تزوجها مع العلم بذلک ولم یدخل بها فرق بینهما ولا تحل له أبداً. وبه قال مالک، وخالف جمیع الفقهاء فی ذلک. دلیلنا اجماع الفرقة واخبارهم(1)»;

   «هر گاه با زنى که در عدّه است، با اطّلاع و آگاهى بر مسأله، ازدواج کند، باید از هم جدا شوند و بر همدیگر حرام ابدى مى شوند; هر چند آمیزشى صورت نگرفته باشد. مالک (یکى از فقهاى معروف عامّه) موافق نظریّه ماست، و با تمام فقهاى عامّه در این مسأله مخالفت کرده است. دلیل ما اجماع واتّفاق فقهاى شیعه، و اخبار و روایات اهل البیت (علیهم السلام)است».

   ایشان در مورد صورت جهل به مسأله با فرض دخول در زمان عدّه مى گوید :

   «إذا تزوجها فی عدّتها مع الجهل بتحریم ذلک، ودخل بها فرق بینهما ولم تحل له أبداً وبه قال عمر ومالک والشافعی فی القدیم. وقال فی الجدید تحل له بعد انقضاء عدّتها وبه قال أبوحنیفة وباقی الفقهاء. دلیلنا اجماع الفرقة وطریقة الاحتیاط(2)»;

   «در صورت جهل و دخول در زمان عدّه، نیز باید از هم جدا شوند، و حرمت ابدى ایجاد مى شود. عمر ومالک وشافعى در فتواى قدیم خود هم عقیده ما هستند; ولى در نظریّه جدیدش معتقد است پس از پایان عدّه مى توانند از نو عقد بخوانند. همان گونه که ابو حنیفه وبقیّه فقهاى اهل سنّت نظریّه جدید شافعى را پذیرفته اند. دلیل ما اجماع فقهاى شیعه، ومقتضاى احتیاط است».

   صاحب جواهر (رضوان الله علیه) پس از طرح مسأله ازدواج در عدّه در حال علم و آگاهى از حکم و موضوع، و همچنین در صورت جهل ولى آمیزش در حال عدّه، و حکم به بطلان و حرمت ابدى، مى فرماید :

   «بلا خلاف اجده فی شیء من ذلک، بل الاجماع بقسمیه علیه، وهو الحجّة بعد المعتبرة المستفیضة»;

   «هیچ اختلافى در بین فقهاى شیعه در هیچ یک از امورى که ذکر شد نیافتم. بلکه اجماع واتّفاق آنان، هم اجماع منقول و هم اجماع محصّل، در این مورد وجود دارد، و این اجماع، علاوه بر روایات فراوان، مستند ما در این فتواست».

   خلاصه این که جاى هیچ شبهه اى باقى نمى ماند که در صورت علم، هر چند آمیزش صورت نگیرد، و در صورت جهل، به شرط آمیزش در عدّه، حرمت ابدى قطعى است، و این، نظر تمام فقهاى شیعه است.

1 . الخلاف، کتاب النکاح، مسأله 97.

2 . الخلاف، کتاب النکاح، مسأله 98.

مستند نظریّه حرمت ابدى

 مستند فقهاى شیعه در این مسأله، علاوه بر اجماع و احتیاط در مسائل مربوط به نکاح، روایات فراوانى است که همگى در باب هفدهم از ابواب المصاهره وسائل الشیعه آمده است.

   در باب مذکور بیست و دو روایت ذکر شده، که به جز دو سه روایت، تمام آن دلالت بر بحث ما دارد. عمده آن روایات را مى توان به پنج گروه تقسیم کرد :

   1 ـ روایاتى که مدار حرمت ابدى را، علم به حکم و موضوع مى داند; مانند روایت اوّل و چهارم و پنجم وهفدهم.

   2 ـ روایاتى که معیار آن را آمیزش در عدّه مى شمارد; مثل روایت دوّم و ششم و هفتم و نهم و بیستم.

   3 ـ روایاتى که علم و آمیزش، هر دو را ملاک مى داند; مانند روایت سوّم.

   4 ـ روایاتى که فقط بطلان نکاح در عدّه را مطرح کرده، و در مورد حرمت ابدى سکوت دارد. مثل روایت هشتم و یازدهم و دوازدهم و سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم و هیجدهم.

   5 ـ روایاتى که نکاح در عدّه را مطلقاً باعث حرمت ابدى مى داند; مانند حدیث شانزدهم و نوزدهم.

   براى رعایت اختصار، از ذکر تک تک روایات صرفنظر شد، ولى نتیجه جمع میان تمام روایات فوق همان است که فقهاى شیعه به آن فتوا داده اند; یعنى حرمت ابدى در دو صورت :

1 ـ صورت علم، 2 ـ در صورت جهل و آمیزش در زمان عدّه.

راهکارى براى نجات از حرمت ابدى

 همان گونه که گذشت، حکم به حرمت ابدى در مواردى که ذکر شد، و مورد اتّفاق فقهاى شیعه بود، تعداد زیادى از خانواده ها را در بن بستى شدید قرار داده است.

   آیا واقعاً هیچ راه چاره اى وجود ندارد ؟ چنین خانواده هایى به یقین مقصّر، و در فراگیرى معارف دینى و احکام شرعى کوتاهى نموده، و خودشان براى خود مشکل آفریده اند. امّا آیا نمى توان راهکارى براى ازدواج مجدّد چنان زوج هایى پیدا کرد ؟

   ما پس از مطالعات مستمر و پیگیر، وتلاشهاى علمى فراوان، و بحثهاى طولانى، و تفکّر و تعمّق و اندیشه در زوایاى مختلف این مسأله پیچیده، به لطف پروردگار راه حلّى یافته ایم، که براى اکثر آنها کارساز است، و آن این که :

   در محیطهاى ما معمولاً صیغه عقد ازدواج، مخصوصاً در نکاح دائم، توسّط وکیل اجراء مى گردد. یعنى عروس و داماد به وکیل خود وکالت مى دهند که صیغه صحیح نکاح را براى آنان جارى نموده، تا بتوانند در کنار هم تا آخر عمر با آرامش خیال زندگى کنند. بنابراین، محدوده وکالت وکیل «ایجاد عقد صحیح» مى باشد، نه ازدواجى که فاسد است، و حرمت ابدى به دنبال داشته باشد. بدین جهت، چنانچه وکیل صیغه عقد ازدواج فاسدى را اجرا کند، چنین عقدى اثرى ندارد، زیرا از روى ناآگاهى خارج از محدوده وکالتش عمل کرده، و صیغه اى خوانده که وکالت در آن نداشته است. بنابراین هیچ اثرى بر چنین نکاحى بار نمى شود. هر چند روابط زناشویى آن مرد و زن روابط حرامى محسوب نمى شود، زیرا تصوّر مى کردند زن و شوهر هستند، و در حقیقت احکام وطى به شبهه را دارد.

   در یک جمله کوتاه، آنچه واقع شده (نکاح فاسد) مورد نظر عروس و داماد نبوده، و آنچه مورد نظر عروس وداماد بوده (نکاح صحیح) رخ نداده است. بنابراین در حقیقت عقدى از سوى زوجین نه مباشرتاً و نه وکالتاً انجام نشده، تا موجب حرمت ابدى شود.

   این، راهکارى مشروع و هماهنگ با ادلّه شرعى است، براى کسانى که مبتلا به نکاح در عدّه مى شوند. البتّه ما استفاده از این راهکار را به کسانى که دست به چنین ازدواجهایى زده، و جدایى برایشان مشکل است توصیه مى کنیم. در غیر این صورت، بهتر است احتیاط کنند، و از چنین ازدواجى چشم بپوشند.

پاسخ به چند سؤال

  در این جا سه سؤال پیرامون راهکار ارائه شده به ذهن مى آید، که نیاز به پاسخ دارد :

   سؤال اوّل : آنچه گفتید در صورتى صحیح است که زوج، شخصى را وکیل نماید، تا براى او همسرى اختیار کند; هر زنى که باشد. امّا اگر زن خاصّى را نام ببرد، و به وى بگوید : «فلان خانم را براى من عقد کن» راهکار مزبور فایده اى ندارد، و آنچه در عصر و زمان ما رخ مى دهد، غالباً از همین قبیل است. در این مورد چه باید کرد ؟

   پاسخ : وکالت در امر ازدواج به دو صورت امکان پذیر است :

   الف) شخصى را وکیل کند تا فقط صیغه عقد را بخواند; خواه نکاح صحیح باشد یا باطل.

   ب) به او وکالت دهد آن زن را به همسرى او درآورد.

   در صورت اوّل حرمت ابدى بعید نیست. ولى کمتر کسى پیدا مى شود که چنین وکالتى بدهد.

   امّا در صورت دوّم، که غالب وکالتها از این قبیل است، اگر زنى را براى او عقد کند که در عدّه است، بدون شک مشمول وکالت نیست، زیرا او وکالتِ در نکاحِ صحیح داده است. همان گونه که اگر به وکیل خود بگوید : «از فلان کس، فلان خانه را برایم خریدارى کن.» سپس معلوم شود که خانه غصبى بوده، چنین وکالتى باطل مى باشد. هر چند موکّل جنس و فروشنده را از ابتدا مشخّص کرده باشد، زیرا خانه غصبى قابل نقل و انتقال به دیگران نیست.

   سؤال دوّم : این راهکار اختصاص به عقدهایى که توسّط وکیل جارى مى شود، ندارد. بلکه در مواردى که شخص براى خودش عقد مى خواند نیز جارى است، زیرا هدف زن و مردى که براى خود صیغه عقد مى خوانند، ایجاد نکاح صحیح و علقه زوجیّت مشروع مى باشد، و فرض این است که حاصل نشده است. بنابراین در این موارد نیز آنچه هدف آنها بوده (عقد صحیح) حاصل نشده، و آنچه حاصل شده (عقد باطل) منظور آنان نبوده است. در حالى که روایات دالّ بر حرمت ابدى، که بحث آن گذشت، شامل آن مى گردد.

   پاسخ : این سخن در حقیقت اجتهاد در مقابل نصّ است; زیرا مفهوم روایات مورد اشاره در عقد بالمباشرة، چنانچه در زمان عدّه صورت پذیرد (با شرایطى که گذشت) حرمت ابدى است، هر چند عقد اجرا شده عقد فاسدى باشد، و به تعبیر دیگر، عقد فاسد در این جا تعبّداً سبب حرمت ابدى است ولى در مورد وکالت اصلاً عقدى از ناحیه زوج صورت نگرفته است.

   سؤال سوّم : هر چند فرق میان عقد وکالتى و مباشرتى، تفصیل خوبى به نظر مى رسد، و راهکار حاصل از آن حقیقتاً مشکل بسیارى از گرفتاران «نکاح در عدّه» را حل مى کند; ولى روایات حرمت ابدى شامل هر دو مى شود. دلیل شما بر این تفاوت و تفصیل چیست ؟

   پاسخ : آنچه در زمان صدور و بیان روایات مورد بحث، مرسوم و متداول بوده، عقد مباشرتى بوده است. بنابراین، روایات ناظر به چنان عقدهایى مى باشد، و نسبت به عقدهاى وکالتى اطلاق ندارد، بلکه ساکت است، یعنى نه آن را نفى مى کند و نه بر آن صحّه مى نهد، و اگر شک کنیم که عقد وکالتى موثّر در حرمت ابدى است یا نه ؟ اصالة الحلّیة حکم به صحّت آن مى کند.

   به عبارت دیگر، قدر متیقّن از روایات تحریم ابدى، عقدهاى مباشرتى است. امّا عقدهاى وکالتى مشکوک است، بنابراین روایات مذکور شامل آن نمى شود، بلکه مشمول اصالة الحلّیة است.

   اضافه بر این، اصولاً وکالت در این گونه موارد به کلّى باطل است، و وکالت باطل اثرى ندارد.

در این فتوا تنها نیستیم

  پس از دست یافتن به راهکار مذکور، ولغو تحریم ابدى در نکاح در عدّه در صورتى که وکیل از دو طرف عقد را خوانده، و یا حتّى در مواردى که یک نفر خود صیغه را خوانده، و وکیل طرف دوّم آن را قبول کرده است، به فتواى جالبى از استاد عالیقدر، آیة الله العظمى خویى(رحمه الله) در دو کتاب «مستند العروة» و «المبانی فی شرح العروة»، دست یافتیم، که ایشان نیز همین نظریّه را با اندک تفاوتى پذیرفته اند. به متن عبارت معظّم له توجّه کنید :

   «إلاّ أن للمناقشة فی ثبوت الحرمة الأبدیّة حتّى فی صورة التعیین والعلم بالحکم والموضوع، أو الجهل ولکن مع الدخول بها مجالاً، نظراً لعدم شمول دلیل التحریم له. وذلک لأن موضوع الحرمة فی لسان الأدلّة لما کان هو التزویج من امرأة ذات عدّة کان لابدّ فی ثبوت هذه الحرمة من صدق الانتساب. إذ لولاه لما کان لثبوتها وجه… ومن ثمّ کان عدم ثبوت الحرمة الأبدیّة فی المقام واضحاً، فإن الانتساب نتیجة فعل الوکیل إنّما یکون فیما إذا کانت الوکالة صحیحة وامّا إذا کانت باطلة فلا وجه لنسبة الفعل الصادر من فاعله إلى غیره. ومقامنا من هذا القبیل فإن الوکالة باطلة نظراً لاختصاصها بما یصحّ صدوره من الموکل نفسه، فما لا یصحّ صدوره منه لا یصحّ فیه التوکیل أیضاً، وحیث إنّ التزویج من امرأة ذات عدّة إذا صدر من نفسه کان محکوماً بالبطلان، فلا تصحّ الوکالة فیه.»(1)

   خلاصه کلام ایشان به شرح زیر است :

   «علّت این که در فرض وکالت حرمت ابدى ایجاد نمى شود این است که در صورت بطلان وکالت، فعل وکیل استناد به موکّل داده نمى شود، ومحلّ بحث از همین قبیل است. زیرا زوج و زوجه شخصى را براى عقد فاسدى وکیل کرده که از آن اطّلاع نداشته اند، پس همان گونه که انشاء عقد فاسد بالمباشرة صحیح نیست وامکان پذیر نمى باشد، وکالت براى چنین عقدى نیز باطل است.»

   تفاوت فتواى ایشان و ما این است که ایشان در فرض علم موکّل به حکم و موضوع (حکم حرمت و موضوع نکاح در عدّه) معتقدند موجب حرمت ابدى نمى شود، ولى ما معتقدیم که در این فرض امکان حکم به حرمت ابدى وجود دارد، زیرا اگر فرض کنیم کسى است که از زنى فرضاً ناراحت است، و مى خواهد کارى کند که او حرام ابدى شود، به کسى وکالت مى دهد که در زمان عدّه عقد او را براى آن مرد بخواند تا بر همدیگر حرام ابدى شوند. چنین وکالتى به عقیده ما اشکالى ندارد، هر چند استاد آن را نپذیرفته است.

1 . المبانی فی شرح العروة الوثقى، جلد 32، صفحه 175.

نتیجه نهایى

 از کلّ مباحث این فصل نتیجه مى گیریم که :

   اوّلاً : هرگاه مردى از روى جهل و نادانى به مسائل شرعى، زنى را که در عدّه است به عقد خود درآورد، و در زمان عدّه با او آمیزش کند، و عقد توسّط وکیل خوانده شده باشد، حرمت ابدى ایجاد نمى شود. هر چند عقد مذکور باطل است، و پس از عدّه باید تجدید گردد.

   ثانیاً : فقهاى اسلام باید تمام سعى و تلاش خویش را جهت حلّ مشکلات مردم، تا آن جا که ضوابط شرعى اجازه مى دهد، و از فقه سنّتى جواهرى تجاوز نمى کند، و در راستاى رضاى پروردگار است، به کار گیرند. ولى البتّه حلّ مشکلات گرفتاران، مجوّز پناه بردن به قیاس ظنّى و استحسان ودلیلهاى غیر معتبر نمى شود.

   ثالثاً : موارد بسیار نادرى پیدا مى شود که خواندن عقد وکالتى در عدّه، سبب حرمت ابدى مى گردد. والله العالم.

> حیله های شرعی و چاره جویی های صحیح / حضرت آیت الله مکارم شیرازی.

 

 

 

لينك كوتاه مطلب: http://hadana.ir/?p=27221

*- ضمنا شما می توانید از اینجا مشترک  خبرنامه سایت شوید و جدید ترین مطالب را دریافت کنید.

حتما بخوانيد

*- ويژه نامه احکام ازدواج 

ویژه نامه احکام زن و شوهر

نحوه خواندن صیغه ازدواج دائم (متن+ترجمه)

نحوه خواندن صیغه ازدواج موقت(متن+ترجمه)



کلید: ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده  ازدواج در زمان عده  ازدواج در زمان عده  ازدواج در زمان عده  ازدواج در زمان عده  ازدواج در زمان عده  ازدواج در زمان عده  ازدواج در زمان عده  ازدواج در زمان عده  ازدواج در زمان عده  ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده  ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج با زنی که در حال عده است در صورت جهل چه حکمی دارد؟  ممنوعيت ازدواج با زن شوهردار و در عده عده عقد موقت حرمت ازدواج زن در عدّه ازدواج مرد در زمان عده در احكام ازدواج منظور از عده چيستازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج  ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج  ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج در زمان عده ازدواج عده عقد موقت

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب