احکام کفن میتReviewed by مهدي يوسف وند on Aug 6Rating: 5.0

احکام کفن میت

رساله توضیح المسائل طهارت

[میّت مسلمان را باید با سه پارچه کفن نمایند]

مسأله 570 میّت مسلمان را باید با سه پارچه که آنها را لنگ و پیراهن و سرتاسری می گویند کفن نمایند.

[لنگ باید از ناف تا زانو اطراف بدن را به پوشاند]

مسأله 571 لنگ باید (1) از ناف تا زانو، اطراف بدن را به پوشاند و بهتر آن است که از سینه تا روی پا برسد. و بنا بر احتیاط واجب (2) پیراهن باید از سر شانه تا نصف ساق پا، تمام بدن را به پوشاند (3) و درازی سر تا سری باید (4) به قدری باشد که بستن دو سر آن ممکن باشد (5) و پهنای آن باید به اندازه ای باشد که یک طرف آن روی طرف دیگر بیاید.

(1) (بهجت:) بنا بر احتیاط باید.. (سیستانی:) باید بنا بر احتیاط واجب..

(2) [عبارت «بنا بر احتیاط واجب» در رساله آیات عظام: گلپایگانی، خوئی، صافی، تبریزی، زنجانی و بهجت نیست]

(3) (خوئی، تبریزی، سیستانی، زنجانی، فاضل، بهجت:) و بهتر آن است که تا روی پا برسد ((بهجت:) با توجه به این که عرفاً آن را پیراهن بگویند)..

(اراکی:) لنگ و پیراهن به مقداری که به آن عرفاً لنگ و پیراهن بگویند کافی است هر چند احتیاط مستحب ّ با نبود صغیر در ورثه، آن است که لنگ به مقداری باشد که از ناف تا زانو بلکه افضل از سینه تا روی پا، اطراف بدن را به پوشاند و در پیراهن به مقداری باشد که از سر شانه تا نصف ساق را به پوشاند و افضل آن است که تا روی پا باشد..

(گلپایگانی، صافی:) پیراهن باید از سر شانه، از دو طرف بدن تا نصف ساق پا برسد که تمام بدن را تا نصف ساق پا به پوشاند و بهتر آن است که تا روی پا برسد..

(4) (مکارم:) بنا بر احتیاط واجب باید..

(5) (سیستانی:) سر تا سری باید به اندازه ای باشد که تمام بدن را به پوشاند و احتیاط واجب آن است که درازی او به قدری باشد که بستن دو سر آن ممکن باشد و پهنای آن به اندازه ای باشد که یک طرف آن روی طرف دیگر بیاید.

(نوری:) درازی سر تا سری باید بیشتر از طول جسد به اندازه ای که بستن دو سر آن ممکن شود باشد..

مسأله اختصاصی

(بهجت:) مسأله 493 اگر سه پارچه (لنگ، پیراهن، سر تا سری) برای کفن میت میسّر نشود، به هر کدام که میسّر باشد اکتفا می شود، اگر چه اسم هیچ یک از این سه پارچه بر او صدق نکند بلکه اگر هیچ پارچه ای مقدور نشود و فقط مقداری جهت پوشاندن عورتین موجود باشد، واجب است با آن عورتین را به پوشانند.

[مقداری از لنگ، که از ناف تا زانو را می پوشاند]

مسأله 572 مقداری از لنگ، که از ناف تا زانو را می پوشاند و مقداری از پیراهن که از شانه تا نصف ساق را می پوشاند، مقدار واجب کفن است و آن چه بیشتر از این مقدار در مسأله قبل گفته شد، مقدار مستحب ّ کفن می باشد (1).

این مسأله، در رساله آیات عظام: فاضل، سیستانی و مکارم نیست

(1) (زنجانی:) البته مقداری از کفن که کمتر از آن مطابق شئون میت نیست داخل در مقدار واجب کفن است. (اراکی، بهجت:) رجوع کنید به ذیل مسأله 571.

[ اجازه وارث در بیش از مقدار کفن]

مسأله 573 اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند که بیشتر از مقدار واجب کفن را، که در مسأله قبل گفته شد (1) از سهم آنان بردارند، اشکال ندارد (2) و احتیاط واجب (3) آن است که بیشتر از مقدار واجب کفن (و هم چنین مقداری را که احتیاطاً لازم است (4)) از سهم وارثی که بالغ نشده برندارند (5).

(1) (بهجت:) که در مسأله [571] گفته شد..

(2) (فاضل:) بعید نیست مقدار متعارف مناسب با شأن میت از اصل ترکه خارج شود گر چه احتیاط مستحب آن است که بیشتر از مقدار واجب کفن و هم چنین مقداری را که احتیاطاً لازم است از سهم کسی که بالغ نشده برندارند.

(3) (گلپایگانی، صافی، نوری:) احتیاط..

(4) [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: خوئی، گلپایگانی، صافی و تبریزی نیست]

(5) (گلپایگانی، نوری:) اگر چه بعید نیست جواز برداشتن به مقدار عمل به استحباب مطابق شأن میّت از جمیع ترکه، هر چند وارث غیر بالغ باشد.

(زنجانی:) احتیاط آن است که مقدار مستحب و مقدار احتیاطی کفن را از سهم وارثی که به جهتی هم چون عدم بلوغ یا جنون یا افلاس از تصرف در اموال خود ممنوع می باشند برندارند، هم چنین بنا بر احتیاط در این مقدار رضایت دیگر ورثه هم جلب شود.

(سیستانی:) مسأله مقدار واجب کفن که در مسأله قبل گفته شد از اصل مال میّت برداشته می شود بلکه مقدار مستحب ّ کفن در حدود متعارف و معمول با ملاحظه شأن میّت را هم می شود از اصل مال او برداشت اگر چه احتیاط مستحب ّ آن است که بیشتر از مقدار واجب کفن را از سهم وارثی که بالغ نشده برندارند.

(مکارم:) مسأله کفن را به طور متعارف از واجب و مستحب ّ می توان از اموال میّت برداشت، هر چند صغیر داشته باشد، امّا زاید بر متعارف را نمی توان از حق صغیر برداشت، مگر این که وصیّت کرده باشد که در این صورت می توان مقدار اضافی را از ثلث حساب کرد.

[ اگر کسی وصیت کرده باشد]

مسأله 574 اگر کسی وصیت کرده باشد که (1) مقدار مستحب ّ کفن را (که در دو مسأله قبل گفته شد (2))، از ثلث مال او بردارند، یا وصیت کرده باشد ثلث مال را به مصرف خود او برسانند ولی مصرف آن را معیّن نکرده باشد یا فقط مصرف مقداری از آن را معیّن کرده باشد، می توانند مقدار مستحب ّ کفن را از ثلث مال او بردارند (3).

(1) (زنجانی:) اگر کسی وصیت کرده باشد که در کفن کردن رعایت مقدار مستحب ّ را نیز بنمایند یا وصیت کرده باشد که..

(2) (بهجت:) که در مسأله [571] گفته شد..

[قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: گلپایگانی، سیستانی و صافی نیست]

(3) (سیستانی:) هر چند بیش از مقدار متعارف باشد. (مکارم:) رجوع کنید به ذیل مسأله (573).

[ اگر میّت وصیت نکرده باشد]

مسأله 575 اگر میّت وصیت نکرده باشد که کفن را از ثلث مال او بردارند (1) می توانند به طور متعارف که لایق شأن میّت باشد کفن و چیزهای دیگری را که از واجبات دفن است (2) از اصل مال بردارند.

این مسأله، در رساله آیت اللّه فاضل نیست

(1) (گلپایگانی، صافی:) و بخواهند از اصل مال بردارند، احوط (گلپایگانی: و اولی) آن است که در تکفین او به مقدار واجب کفن که قیمتش مطابق شأن میّت باشد اکتفا نمایند (گلپایگانی: اگر چه بعید نیست برداشتن کفن قیمتی واجب و مستحب ّ، از اصل مال جایز باشد).

(اراکی، خوئی، تبریزی، زنجانی:) و بخواهند از اصل مال بردارند احتیاط واجب (زنجانی: احتیاط) آن است که مقدار واجب کفن را (خوئی، تبریزی، زنجانی: با ملاحظه شأن میّت)، به ارزانترین قیمتی که ممکن است تهیه نمایند، ولی اگر کسانی از ورثه که بالغ هستند (زنجانی: اگر کسانی از ورثه که ممنوع از تصرّف نیستند) اجازه بدهند که از سهم آنان بردارند، مقداری را که اجازه داده اند از سهم آنان می شود برداشت.

(سیستانی:) و بخواهند از اصل مال بردارند نباید زیادتر از آن چه در مسأله [(573)] گذشت، مثل مستحبّات غیر متعارفه که شأن میّت اقتضاء آن را ندارد از اصل مال بردارند، و هم چنین اگر بیشتر از قیمت متعارف برای کفن بپردازند نباید زیادی آن را از اصل مال بردارند و می شود با اجازه ورثه بالغ از سهم آنان برداشت.

(2) (نوری:) و مقدار مستحب کفن را..

(مکارم:) مسأله مقدار واجب کفن و هزینه واجبات دیگر مانند غسل و حنوط و دفن را از اصل مال برمی دارند، و احتیاجی به وصیت ندارد و اگر میّت مالی نداشته باشد، از بیت المال می دهند.

[ هزینه کفن زن بر شوهر است]

مسأله 576 کفن زن بر شوهر است، اگر چه زن از خود مال داشته باشد (1) و هم چنین (2) اگر زن را به شرحی که در کتاب طلاق گفته می شود، طلاق رجعی بدهند و پیش از تمام شدن عدّه بمیرد، شوهرش باید کفن او را بدهد (3) و چنانچه شوهر بالغ نباشد یا دیوانه باشد (4) ولی ّ شوهر باید از مال او کفن زن را بدهد.

(1) (بهجت:) در صورتی که شوهر او مالی داشته باشد که بتواند زن خود را کفن نماید و گر نه بنا بر اظهر باید از ترکه زن بردارند..

(2) (بهجت:) بنا بر أظهر..

(3) (مکارم:) بقیه مسأله ذکر نشده.

(بهجت:) و احتیاط در این است که شوهر با ورثه میّت در این مصارف مصالحه نمایند.. (4) (زنجانی:) چنانچه شوهر به جهتی چون عدم بلوغ و دیوانگی و سفاهت از تصرف در اموال ممنوع باشد..

[کفن میّت بر خویشان او واجب نیست]

مسأله 577 کفن میّت بر خویشان او واجب نیست، اگر چه مخارج او در حال زندگی بر آنان واجب باشد (1).

(1) (اراکی:) ولی اگر میّت از خود مالی ندارد احتیاط واجب است کسی که مخارج میّت بر عهده او است کفن او را بذل نماید.

(مکارم:) مسأله هر گاه میّت مالی نداشته باشد، بر خویشاوندان او واجب نیست کفن او را بپردازند، هر چند واجب النّفقه آنها باشد، ولی اگر راه دیگری نباشد احتیاط واجب آن است که شخصی که میّت، واجب النّفقه او است کفن او را بدهد.

مسائل اختصاصی

(سیستانی:) مسأله 566 اگر میت مالی برای تهیه کفن نداشته باشد جایز نیست برهنه دفن شود بلکه بنا بر احتیاط بر مسلمانان واجب است او را کفن کنند و جایز است هزینه آن را از زکات حساب نمایند.

(فاضل:) مسأله 571 کفن باید مباح باشد یعنی از مال خود میت باشد یا دیگری از مال حلال تهیه کرده و با رضایت خود آن را بدهد تا میت را کفن کنند.

[ احتیاط واجب آن است که کفن به قدری نازک نباشد]

مسأله 578 احتیاط واجب آن است که هر یک از سه پارچه کفن به قدری نازک نباشد که بدن میّت از زیر آن پیدا باشد (1).

(1) (سیستانی:) ولی اگر به طوری باشند که هر سه با هم، مانع از پیدا شدن بدن میت باشند کفایت می کند.

(بهجت:) مسأله باید مقدار واجب از سه پارچه کفن به قدری نازک نباشد که بدن میّت از زیر آن پیدا باشد و در بیشتر از مقدار واجب بنا بر أحوط و أظهر باید این مسأله رعایت شود.

[کفن کردن با چیز غصبی]

مسأله 579 کفن کردن با چیز غصبی (1)، اگر چیز دیگری هم پیدا نشود جایز نیست و چنانچه کفن میّت غصبی باشد و صاحب آن راضی نباشد باید از تنش بیرون آورند (2)، اگر چه او را دفن کرده باشند (3) و هم چنین جایز نیست با پوست مردار او را کفن کنند (4).

(1) (خوئی، گلپایگانی، صافی، تبریزی:) و پوست مردار..

(2) (بهجت:) بقیه مسأله ذکر نشده. (3) (خویی، گلپایگانی، تبریزی، صافی:) بقیه مسأله ذکر نشده.

(سیستانی:) مگر در بعضی موارد که مقام، گنجایش تفصیل آن را ندارد. [پایان مسأله] (مکارم:) و این بر عهده کسی است که این کار را کرده..

(زنجانی:) ولی اگر توهین به میّت باشد، نبش قبر میّت جایز نیست بلکه عوض کفن از مال میّت به صاحب آن داده می شود.

(4) (نوری:) واجب آن است که در حال اختیار با پوست مردار هم او را کفن نکنند.

(فاضل:) کفن کردن با پوست مردار جایز نیست، ولی چنانچه چیز دیگری پیدا نشود احتیاط واجب آن است که میت را با آن کفن کنند.

(مکارم:) کفن کردن با پوست مردار و چیز نجس، جایز نیست.

[ کفن کردن میّت با چیز نجس و پارچه ابریشمی]

مسأله 580 کفن کردن میّت با چیز نجس و با پارچه ابریشمی خالص (1) جایز نیست، ولی در حال ناچاری اشکال ندارد (2) و احتیاط واجب آن است که با پارچه طلا باف هم میّت را کفن نکنند، مگر در حال ناچاری.

(1) (اراکی، گلپایگانی، فاضل، صافی:) یا پارچه ای که با طلا بافته شده..

(خوئی، تبریزی:) و بنا بر احتیاط (سی (ستانی:) و بنا بر احتیاط واجب) با پارچه ای که با طلا بافته شده..

(2) (اراکی، خوئی، گلپایگانی، فاضل، صافی، تبریزی، سیستانی:) بقیه مسأله ذکر نشده.

(بهجت:) مسأله کفن کردن میّت با چیز نجس جایز نیست. و بنا بر احتیاط در چیز نجسی که نماز با آن جایز است نیز کفن نکنند.

میّت اگر مرد باشد نباید با پارچه ابریشمی خالص کفن شود و هم چنین است بنا بر احتیاط واجب اگر میّت زن باشد.

(مکارم:) مسأله احتیاط واجب آن است که با پارچه ابریشمی خالص، یا پارچه طلا بافت و پارچه ای که از پشم و موی حیوان حرام گوشت گرفته شده باشد کفن نکنند، مگر این که ناچار باشند.

(زنجانی:) مسأله کفن کردن میت با چیز نجس؛ مانند پوست مرداری که خون جهنده دارد و موی سگ و خوک و پارچه ای که نجس شده باشد، در حال اختیار جایز نیست، ولی در حال ناچاری اشکال ندارد، هم چنین کفن کردن میت با پارچه ای که در آن ابریشم به اندازه غیر ابریشم یا بیشتر از آن بکار رفته در حال اختیار جایز نیست و بنا بر احتیاط مستحب با پارچه ای که با طلا بافته شده نیز در حال اختیار کفن نکنند.

[کفن کردن با پارچه ای که از پشم یا موی حیوان حرام گوشت تهیه شده]

مسأله 581 کفن کردن با پارچه ای که از پشم یا موی حیوان حرام گوشت (1) تهیه شده، در حال اختیار جایز نیست (2)، (ولی اگر پوست حیوان حلال گوشت را طوری درست کنند که به آن جامه گفته شود، می شود با آن میّت را کفن کنند (3)) و هم چنین اگر (4) کفن از مو و پشم حیوان حلال گوشت باشد اشکال ندارد، اگر چه احتیاط مستحب ّ آن است که با این دو هم کفن ننمایند. (5)

(1) (اراکی:) یا پوست حیوان حرام گوشت.. (خوئی، تبریزی:) یا پوست حیوان حلال گوشت.. (2) (خوئی، تبریزی:) بنا بر احتیاط..

(3) (گلپایگانی، اراکی، صافی:) احتیاط واجب آن است که با پوست حیوان حلال گوشتی هم که به دستور شرع ذبح شده میّت را کفن نکنند..

(بهجت:) بنا بر احتیاط واجب با پوست حیوان حلال گوشت هم میّت را کفن نکنند ولی اگر کفن را از مو، پشم یا کُرک حیوان حلال گوشت طوری درست کنند که به آن جامه و لباس بگویند اشکال ندارد.

[عبارت «می شود با آن میّت را کفن کنند» در رساله آیت اللّه فاضل نیست] [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: خوئی و تبریزی نیست]

(4) (اراکی، خوئی، گلپایگانی، صافی، تبریزی:) ولی اگر.. (5) (اراکی:) ولی در حال ناچاری، کفن کردن در همه آن چه گفته شد مانعی ندارد.

(زنجانی:) مسأله بنا بر احتیاط مستحب با پارچه ای که از پشم یا موی حیوان حرام گوشت یا پوست حیوان حلال گوشت تهیه شده، کفن نکنند؛ بلکه احتیاط مستحب آن است که از مو و پشم حیوان حلال گوشت نیز کفن نکنند.

(سیستانی:) مسأله کفن کردن با پوست مردار نجس در حال اختیار جایز نیست بلکه کفن کردن با پوست مردار پاک و هم چنین با پارچه ای که از پشم یا موی حیوان حرام گوشت تهیه شده بنا بر احتیاط واجب در حال اختیار جایز نیست ولی اگر کفن از مو و پشم حیوان حلال گوشت باشد اشکال ندارد، اگر چه احتیاط مستحب آن است که با این دو هم کفن ننمایند.

(مکارم:) مسأله کفن کردن در پوست حیوانات هر چند حلال گوشت باشد در غیر حال ضرورت اشکال دارد، ولی کفن کردن با پارچه ای که از پشم یا موی حیوان حلال گوشت تهیه شده اشکال ندارد اگر چه احتیاط مستحب ّ ترک آن است. [نیز رجوع کنید به ذیل مسأله 579]

[ اگر کفن میّت به نجاست خود او یا به نجاست دیگری نجس شود]

مسأله 582 اگر کفن میّت به نجاست خود او، یا به نجاست دیگری نجس شود (1)، چنانچه کفن ضایع نمی شود، باید مقدار نجس را بشویند یا ببرند (2) (ولی اگر در قبر گذاشته باشند بهتر است که ببرند (3) بلکه اگر بیرون آوردن میّت اهانت به او باشد بریدن واجب می شود (4)) و اگر شستن یا بریدن آن ممکن نیست، در صورتی که عوض کردن آن ممکن باشد، باید عوض نمایند (5).

(1) (مکارم:) باید آن را بشویند، یا اگر کفن ضایع نمی شود قسمت نجس را ببرند و اگر ممکن نیست، چنانچه بتوانند آن را عوض کنند. [پایان مسأله]

(2) (گلپایگانی، اراکی، خوئی، سیستانی، تبریزی، صافی:) اگر چه بعد از گذاشتن در قبر باشد..

(زنجانی:) چنانچه با شستن ِ مقدار نجس یا بریدن آن، از مقدار واجب خارج نمی شود، باید بشویند یا ببُرند یا آن را تعویض کنند؛ هر چند در قبر گذاشته شده باشد مگر آن که کفن پس از دفن میت و ریختن خاک بر روی آن نجس شده باشد که در این صورت نبش قبر جهت تطهیر کفن میت جایز نیست.

(3) (بهجت:) باید مقدار نجس را بشویند اگر چه جواز بریدن مقداری از کفن که بیشتر از مقدار ساتر عورت است و نجس شده است خالی از وجه نیست، پس اگر در قبر گذاشته باشند جایز است که ببرند،..

(4) [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: گلپایگانی، خوئی، اراکی، سیستانی، تبریزی و صافی نیست]

(5) (اراکی:) بهتر است عوض نمایند.

[کسی که برای حج یا عمره احرام بسته]

مسأله 583 کسی که برای حج یا عمره احرام بسته اگر بمیرد باید مثل دیگران کفن شود و پوشاندن سر و صورتش اشکال ندارد.

این مسأله، در رساله آیت اللّه بهجت نیست

[ استحباب تهیه کفن و سدر و کافور]

مسأله 584 مستحب ّ است انسان در حال سلامتی، کفن و سدر و کافور خود را تهیه کند.

این مسأله، در رساله آیات عظام: بهجت و مکارم نیست

  • توضیح المسائل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید/ متن اصلی از رساله امام خمینی و مُحشی حضرات آیات: سیستانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، شبیری زنجانی، بهجت،فاضل،  اراکی، خویی، گلپایگانی، تبریزی.

لینک کوتاه مطلب: http://goo.gl/PsKgaq

*- ضمنا شما می توانید از اینجا مشترک  خبرنامه سایت شوید و جدید ترین مطالب را دریافت کنید.

حتما بخوانيد

  1. احکام محتضر / رساله 10 مرجع
  2. آيا رو به قبله نمودن محتضر واجب است
  3. دعا و سوره برای راحت جان دادن محتضر
  4. مستحبات بعد از مرگ
  5. وجوب غسل و کفن و نماز و دفن مسلمان
  6. اجازه ولی یا وصی میت در دفن میت
  7. احکام غسل میت / رساله 10 مرجع
  8. روش تيمم ميت
  9. غسل ارتماسي ميت
  10. مادر حين زايمان فوت كند تكليف جنين چيست
  11. احکام اموات‏ (نظر رهبری)
  12. استفاده از اموال ميت در مجلس ترحيم
  13. نبش قبر و انتقال اجساد چه حكمى دارد
  14. حكم قبر چند طبقه


کلید: احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت احکام کفن میت

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب