احکام نذر و عهدReviewed by مهدي يوسف وند on Sep 24Rating: 5.0

احکام نذر و عهد

احکام نذر و عهد

رساله توضیح المسائل تقلید

احکام نَذر و عَهد

مسأله 2640 نذر آن است که انسان ملتزم شود (1) که کار خیری را برای خدا بجا آورد، یا کاری را که نکردن آن بهتر است برای خدا ترک نماید.

(1) (گلپایگانی)، (خوئی)، (فاضل)، (تبریزی)، (سیستانی)، (صافی)، (نوری): نذر آن است که انسان بر خود واجب کند..

(اراکی): مسأله نذر آن است که انسان ملتزم شود برای خدا بر عهده او باشد انجام کار خیری یا ترک کاری که نکردن آن بهتر است یا ملتزم شود به این که مالی از اموال او ملک دیگری باشد.

(بهجت): مسأله انسان می‌تواند با نذر کردن، انجام کاری که مطلوب شارع است و یا ترک کاری را که مورد نهی واقع شده بر خود واجب کند.

(مکارم): مسأله نذر آن است که کار خیری را برای خدا بر عهده خود قرار دهد، یا ترک کاری که نکردن آن بهتر است.

(زنجانی): مسأله نذر آن است که انسان برای خدا چیزی را در عهده خود قرار دهد و آن چیز می‌تواند انجام یا ترک کاری باشد.

مسأله اختصاصی

(مکارم): مسأله 2273 (فاضل): مسأله 2774 نذر دو قسم است: اوّل: نذری که به صورت مشروط انجام می‌شود، مثلًا می‌گوید: چنانچه بیمار من بهبود یابد، انجام فلان کار برای خدا بر عهده من است «این گونه نذر را نذر شکر می گویند» یا اگر مرتکب فلان کار زشت شوم فلان کار خیر را برای خدا انجام خواهم داد «این گونه نذر کردن را نذر زجر گویند». دوم: نذر مطلق و آن نذری است که بدون هیچ قید و شرطی بگوید: «من برای خدا نذر می‌کنم که نماز شب بخوانم» و همه این نذرها صحیح است.

(فاضل): بدون هیچ قید و شرطی بگوید: «للّه ِ عَلَی َّ» یا «برای خدا بر عهده من است» که فلان کار را انجام دهم و همه این نذرها صحیح است.

[صیغه نذر]

مسأله 2641 در نذر باید صیغه خوانده شود (1) و لازم نیست آن را به عربی بخوانند؛ پس اگر بگوید چنانچه مریض من خوب شود، برای خدا بر من است (2) که ده تومان به فقیر بدهم، نذر او صحیح است (3).

(1) (فاضل): و اگر صیغه نذر خوانده نشود، نذر منعقد نمی‌شود و چیزی واجب نمی‌شود.. (2) (صافی): اگر بگوید از برای خدا بر من، یا بر عهده من یا بر ذمه من است که اگر مریض من خوب شود.. (3) (فاضل): و باید «برای خدا» به زبان گفته شود و قصد آن در دل کافی نیست.

(سیستانی): و اگر بگوید برای خدا نذر کردم چنین کنم، به احتیاط واجب باید عمل کند ولی اگر نام خدا را نبرد و فقط بگوید نذر کردم یا نام یکی از اولیای خدا را ببرد نذر صحیح است و اگر نذر صحیح بود و مکلف به نذر خود عمداً عمل نکرد گناه کرده است و باید کفّاره بدهد، و کفاره وفا نکردن به نذر مانند کفاره مخالفت قسم است که بعداً خواهد آمد.

(مکارم): مسأله نذر در صورتی صحیح است که برای آن صیغه خوانده شود، خواه به عربی باشد یا به زبانهای دیگر. بنا بر این اگر بگوید چنانچه فلان حاجت من روا شود، برای خدا بر من است که فلان مقدار مال را به فقیر بدهم نذر او صحیح است؛ بلکه اگر بگوید نذر می‌کنم برای خدا اگر فلان حاجت من روا شود، فلان کار خیر را انجام دهم، کافی است.

(بهجت): مسأله کسی که نذر می‌کند، باید به قصد قربت و نزدیک شدن به خداوند متعال نذر کند؛ بنا بر این اگر برای خدا نذر نکند، صحیح نیست، بنا بر این کافی است موقع نذر کردن بنا بر أظهر بگوید «للّه ِ عَلَی َّ»، یعنی: «برای خداوند، به عهده من باشد که فلان کار را انجام بدهم» و اگر کسی که عربی نمی‌داند ترجمه آن را به هر زبانی بگوید کافی است.

(زنجانی): مسأله نذر نیازمند صیغه است، و در صیغه نذر باید نام خداوند به زبان جاری گردد، ولی سایر اجزاء صیغه لازم نیست با لفظ باشد، بلکه می‌تواند با نوشتار یا انجام کاری باشد، همچنین لازم نیست نام خدا به لفظ عربی برده شود پس اگر مثلًا بگوید چنانچه مریض من خوب شود، برای خدا بر من است که هزار تومان به فقیر بدهم نذر او صحیح است.

[ شرایط نذر کننده]

مسأله 2642 نذر کننده باید مکلّف و عاقل باشد (1) و به اختیار و قصد خود نذر کند (2) بنا بر این نذر کردن کسی که او را مجبور کرده‌اند (3) یا بواسطه عصبانی شدن، بی اختیار (4) نذر کرده صحیح نیست.

(1) (سیستانی)، (مکارم): بالغ و عاقل باشد.. (2) (خوئی)، (گلپایگانی)، (صافی): به اختیار خود نذر کند.. (3) (تبریزی): صحیح نیست. (4) (سیستانی): بی قصد یا بی اختیار..

(بهجت): مسأله کسی که نذر می‌کند باید عاقل، بالغ و مسلمان باشد؛ بنا بر این نذر از غیر بالغ یا دیوانه، یا کافر صحیح نیست. کسی که نذر می‌کند باید به اختیار خود نذر کند، بنا بر این اگر کسی مجبور شده باشد، یا عصبانی باشد به طوری که بی اختیار شده باشد، یا کسی در حال غفلت و بی توجّهی یا اشتباهی و بدون تصمیم نذر کند، نذر او صحیح نیست.

(زنجانی): مسأله نذر کننده باید ممیّز و عاقل باشد و با قصد و اختیار خود نذر کند، بنا بر این نذر کردن کسی که او را مجبور کرده‌اند یا به واسطه عصبانی شدن مثلًا بی قصد یا بی اختیار نذر کرده صحیح نیست، ولی اگر شخصی که او را به نذر کردن مجبور کرده‌اند بعداً نذر را اجازه دهد، ظاهراً نذر صحیح خواهد بود، نذر مفلّس درباره اموالی که از تصرّف در آنها منع شده، بدون اذن یا اجازه طلبکاران و نذر طفل ممیّز بدون اذن یا اجازه ولی ّ وی باطل است ولی اگر طلبکاران یا ولی ّ طفل اذن داده یا بعداً نذر را اجازه دهند صحیح خواهد بود.

[نذر سفیه و دیوانه]

مسأله 2643 آدم سفیهی که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می‌کند (1) چنانچه با حال سفاهت بالغ شده باشد یا حاکم شرع او را از تصرّف در اموالش جلوگیری کرده باشد نذرهای مربوط به مالش صحیح نیست.

(1) (اراکی): اگر مثلًا نذر کند چیزی به فقیر بدهد، صحیح نیست.

(گلپایگانی)، (صافی): اگر نذر کند مالش را به مصرفی برساند، صحیح نیست.

(مکارم): همچنین کسی که حاکم شرع او را به خاطر ورشکست شدن از تصرّف در اموالش جلوگیری کرده، نذرهای مربوط به اموالشان صحیح نیست.

(خوئی)، (فاضل)، (تبریزی): مسأله شخص مفلس و آدم سفیه (کسی که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می‌کند) اگر مثلًا نذر کند چیزی به فقیر بدهد صحیح نیست.

(بهجت): مسأله سفیه و کسی که مفلّس است یعنی ورشکست شده، نذری که مربوط به مسائل مالی باشد از آنان صحیح نیست.

(سیستانی): مسأله شخص سفیه (کسی که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می‌کند) اگر مثلًا نذر کند چیزی به فقیر بدهد، صحیح نیست؛ و همچنین شخص مفلس اگر نذر کند که مثلًا چیزی از اموالی که از تصرّف در آنها منع شده به فقیر بدهد، صحیح نیست.

(زنجانی): مسأله آدم سفیه (که تشخیص وی در امور مالی از معمول مردم کمتر است) اگر بدون اجازه ولی ّ مثلًا نذر کند چیزی به فقیر بدهد صحیح نیست، مگر این که ولی ّ او بعداً نذر را اجازه کند.

[نذر زن بی اجازه شوهر]

مسأله 2644 نذر زن بی اجازه شوهرش باطل است.

(گلپایگانی): مسأله اگر شوهر از نذر کردن زن جلوگیری نماید و یا زن بدون اجازه شوهر نذر کند، نذر او باطل است.

(خوئی)، (تبریزی): مسأله اگر شوهر از نذر کردن زن جلوگیری نماید، زن نمی‌تواند در صورتی که وفا به نذرش مُنافی با حق ّ شوهر باشد نذر کند ((خوئی): بلکه بدون اذن شوهر در این صورت نذر زن منعقد نمی‌شود).

(فاضل)، (مکارم): مسأله نذر زن اگر مزاحم حقوق شوهر باشد، بی اجازه او باطل است ((مکارم): و اگر مزاحم نباشد احتیاط مستحب ّ آن است که با اجازه او باشد).

(صافی): مسأله نذر زن در موردی که منافی با حق ّ شوهر باشد بدون اذن او منعقد نمی‌شود بلکه بنا بر احتیاط در امور مالی غیر از حج ّ و زکات و احسان به پدر و مادر و صله رحم نیز با اذن شوهر نذر نماید.

(بهجت): مسأله نذر زن بدون اجازه شوهر بنا بر احتیاط واجب وضعاً منعقد می‌شود.

(سیستانی): مسأله نذر زن بدون اذن قبلی یا اجازه بعدی شوهر در آنچه با حق ّ استمتاع او منافات دارد، صحیح نیست حتی اگر قبل از ازدواج نذر کرده باشد. و صحت نذر زن در اموالش بدون اجازه شوهر محل ّ اشکال است، پس باید رعایت احتیاط شود، مگر در حج ّ و زکات و صدقه و احسان به پدر و مادر و صله ارحام.

(زنجانی): مسأله بنا بر مشهور نذر زن با نهی شوهر، بلکه بی اذن او صحیح نیست، و ظاهراً با اجازه بعدی صحیح می‌شود، ولی بنا بر احتیاط حتّی در صورت نهی شوهر به نذر عمل شود.

[مخالفت شوهر پس از اجازه نذر]

مسأله 2645 اگر زن با اجازه شوهر (1) نذر کند شوهرش نمی‌تواند (2) نذر او را به هم بزند، یا او را از عمل کردن به نذر جلوگیری نماید (3) .

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست (1) (مکارم): در جایی که احتیاج به اجازه شوهر دارد.. (2) (مکارم): بنا بر احتیاط واجب.. (3) (خوئی): مگر این که در ظرف عمل ِ وفا به نذر، منافی با حق ّ شوهر باشد که در این صورت بعید نیست بتواند به هم بزند.

(زنجانی): مگر زن عملی را نذر کرده که انجام آن بدون اذن شوهر جایز نیست، در این صورت شوهر می‌تواند در هنگام عمل اجازه انجام آن را ندهد، در نتیجه عمل به نذر لازم نخواهد بود هر چند در هنگام نذر اجازه داده باشد.

[نذر فرزند بدون اجازه پدر]

مسأله 2646 هرگاه فرزند نذری کند اگر چه بدون اجازه پدر هم باشد باید به آن نذر عمل نماید (1).

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست.

(1) (اراکی): مگر پدر یا مادر از عملی که نذر کرده است منع نمایند که در این صورت، نذر منحل می‌شود.

(فاضل): و چنانچه بعد از نذر، پدر او را منع کند وفاء به نذر لازم نیست و همین طور مادر بنا بر احتیاط واجب.

(گلپایگانی)، (صافی): مسأله اگر فرزند با اجازه پدر نذر کند، باید به آن نذر عمل نماید. بلکه اگر بدون اجازه او هم نذر کند، عمل کردن به آن نذر واجب است ولی اگر پدر از کاری منع کرده باشد و یا بعد از نذر از آن کار منع کند، آن نذر صحیح نیست.

(خوئی)، (تبریزی)، (نوری): مسأله اگر فرزند بدون اجازه پدر یا با اجازه او نذر کند، باید به آن نذر عمل نماید ولی اگر پدر ((خوئی)، (تبریزی): یا مادر) از عملی که نذر کرده منعش کند، ((خوئی)، (تبریزی): ظاهر این است که) نذرش منحل می‌شود.

(مکارم): مسأله نذر فرزند، احتیاجی به اجازه پدر ندارد، مگر اینکه کار او مایه آزار پدر باشد که در این صورت، نذر او صحیح نیست.

(سیستانی): مسأله در نذر فرزند، اجازه پدر شرط نیست، ولی اگر پدر یا مادر از عملی که نذر آن را کرده است منعش کنند اگر نهی آنها از روی شفقت باشد و مخالفت موجب ایذاء آنها باشد نذرش باطل می‌شود.

(زنجانی): مسأله اگر فرزند با اجازه پدر نذر کند، باید به آن نذر عمل نماید، بلکه بنا بر احتیاط اگر بدون اذن او نذر کند، بلکه اگر با نهی پدر نذر کند، عمل به آن نذر بنماید.

[شرط امکان انجام نذر]

مسأله 2647 انسان کاری را می‌تواند نذر کند که انجام آن برایش ممکن باشد، بنا بر این کسی که نمی‌تواند پیاده کربلا برود، اگر نذر کند که پیاده برود، نذر او صحیح نیست (1).

(1) (زنجانی): ولی اگر نذر کند که روزه‌ای بگیرد و بدون پیش بینی قبلی از انجام آن عاجز شود، باید آن را قضا کند و اگر ممکن نشد به مقدار یک مدّ طعام (مدّ 14 صاع است که مقدار آن در مسأله [1864] و [1991] بررسی شد) به فقیر صدقه بدهد.

(سیستانی): مسأله انسان کاری را می‌تواند نذر کند که انجام آن مقدور باشد، بنا بر این کسی که مثلًا نمی‌تواند پیاده کربلا برود، اگر نذر کند که پیاده برود، نذر او صحیح نیست، و اگر در وقت نذر، مقدور باشد و بعداً عاجز شود، نذر باطل می‌شود و چیزی بر او نیست بجز در موردی که نذر روزه کند که اگر از انجام آن عاجز شد احتیاط واجب آن است که یا بجای هر روز 750 گرم غذا به فقیری صدقه بدهد یا 5/ 1 کیلو به کسی بدهد که بجای او آن روزه را بگیرد.

(بهجت): مسأله باید به آنچه که نذر کرده قدرت و توانایی داشته باشد، بنا بر این اگر به چیزی عقلًا یا عادتاً قدرت نداشت و نذر کرد، صحیح نیست.

(مکارم): مسأله نذر در مورد کارهایی صحیح است که انجام آن ممکن باشد.

[نذر کار حرام یا مکروه]

مسأله 2648 اگر نذر کند که کار حرام یا مکروهی را انجام دهد، یا کار واجب یا مستحبّی را ترک کند، نذر او صحیح نیست (1).

(1) (زنجانی): ولی اگر نذر کند یک سال یا هر روز جمعه را مثلًا روزه بگیرد روزهایی را که روزه در آن صحیح نیست باید قضا نماید و اگر نتواند برای هر روز به مقدار یک مدّ طعام به فقیر صدقه دهد.

(مکارم): مسأله کاری را که انسان نذر می‌کند، باید شرعاً مطلوب باشد، بنا بر این نذر کار حرام، یا مکروه، یا ترک واجب و مستحب ّ، صحیح نیست.

(بهجت): مسأله اگر نذر کند کاری را انجام دهد، باید بنا بر أقرب، آن کار واجب یا مستحب ّ باشد، پس اگر نذر کند کار مباحی انجام دهد، صحیح نیست، و اگر نذر کند کاری را ترک کند، باید آن کار حرام یا مکروه باشد.

مسائل اختصاصی

(بهجت): مسأله 2135 اگر در نذر خصوصیّت معیّنی قرار دهد مثلًا نذر کند این پول را در فلان مسجد مصرف کنم، یا فلان روز را روزه بگیرم، یا این مال را خرج روضه حضرت سید الشّهداء علیه السلام نمایم، باید به همان صورتی که نذر کرده عمل کند و مخالفت با آن نمی‌تواند بکند.

(مکارم): مسأله 2282 (فاضل): مسأله 2783 لازم نیست جزئیات و خصوصیات عملی که نذر کرده مطلوب باشد، همین اندازه که اصل آن شرعاً مطلوب باشد کافی است. مثلًا اگر نذر کند شب اوّل هر ماه نماز شب بخواند، صحیح است و باید به آن عمل کند، یا اگر نذر کند در محل ّ خاصّی فقرا را اطعام نماید، باید مطابق آن عمل نماید.

[نذر کار مباح]

مسأله 2649 اگر نذر کند که کار مباحی را انجام دهد یا ترک نماید، چنانچه بجا آوردن آن و ترکش (1) از هر جهت مساوی باشد، نذر او صحیح نیست و اگر انجام آن از جهتی (2) بهتر باشد و انسان به قصد همان جهت نذر کند، مثلًا نذر کند غذایی را بخورد که برای عبادت قُوَّت بگیرد نذر او صحیح است. و نیز اگر ترک آن از جهتی (3) بهتر باشد و انسان برای همان جهت نذر کند که آن را ترک نماید مثلًا برای این که دود مُضِرّ است (4) نذر کند که آن را استعمال نکند، نذر او صحیح می‌باشد (5).

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست

(1)، (2) (3) (سیستانی): شرعاً.. (4) (فاضل): مثلًا برای این که سیگار مُضِرّ است..

(سیستانی): مثلًا برای اینکه دود مضرّ و مانع انجام وظائف شرعی به نحو احسن است.. (5) (سیستانی): ولی اگر بعداً ترک استعمال دود برای او ضرر داشته باشد نذر او باطل می‌شود.

(مکارم): مسأله کار مباحی که انجام و ترک آن از هر جهت مساوی است، نذر انجام آن صحیح نیست، ولی اگر انجام یا ترک آن، از جهتی بهتر باشد و به همان منظور نذر کند صحیح است، مثلًا نذر کند غذایی بخورد که برای عبادت قوّت گیرد یا غذایی که مایه سستی بدن او برای انجام عبادت می‌شود، ترک نماید.

(زنجانی): مسأله اگر نذر کند که کار مباحی را انجام دهد یا ترک نماید، چنانچه بجا آوردن آن و ترکش از هر جهت مساوی باشد، بنا بر احتیاط واجب باید به نذرش عمل کند، و اگر انجام آن از جهتی بهتر باشد بی تردید نذر او صحیح است، بنا بر این اگر کاری را نذر کند که ذاتاً انجام دادن و ترک آن یکسان است ولی عمل به نذر مقدمه‌ای است برای واجب یا مستحب ّ و نذر کننده با عمل به نذر به واجب یا مستحبّی عمل خواهد نمود، بی اشکال نذر او صحیح است، هر چند به قصد انجام کار خوب نذر نکرده باشد، بنا بر این اگر خوردن غذایی را نذر کند که سبب قوّت گرفتن برای عبادت می‌شود و نذرکننده با خوردن غذا، عبادت خواهد کرد نذر او صحیح است.

[از جهاتی نذر بهتر باشد]

مسأله 2650 اگر نذر کند نماز واجب (1) خود را در جایی بخواند که به خودی خود ثواب نماز در آنجا زیاد نیست مثلًا نذر کند نماز را در اطاق بخواند، چنانچه نماز خواندن در آنجا از جهتی (2) بهتر باشد مثلًا بواسطه این که خلوت است انسان حضور قلب پیدا می‌کند، نذر صحیح است (3).

این مسأله، در رساله آیات عظام: (بهجت) و (مکارم) نیست.

(1) (زنجانی): یا مستحب ّ.. (2) (سیستانی): شرعاً.. (3) (زنجانی): بلکه بنا بر احتیاط واجب اگر آنجا هیچ امتیازی هم نداشته باشد باید به نذر عمل شود مگر نماز خواندن در آن محل ّ از جهتی ناپسند باشد که نذر صحیح نیست.

(سیستانی): اگر نذر او برای آن جهت باشد صحیح است.

[انجام عین نذر بدون تغییر]

مسأله 2651 اگر نذر کند عملی را انجام دهد، باید همان طور که نذر کرده بجا آورد پس اگر نذر کند که روز اوّل ماه صدقه بدهد، یا روزه بگیرد، (یا نماز اوّل ماه بخواند (1)) چنانچه قبل از آن روز یا بعد از آن بجا آورد کفایت نمی‌کند. و نیز اگر نذر کند که وقتی مریض او خوب شد صدقه بدهد، چنانچه پیش از آن که خوب شود صدقه را بدهد کافی نیست.

این مسأله، در رساله آیات عظام: (بهجت) و (مکارم) نیست

(1) [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: (گلپایگانی) و (صافی) نیست]

[اگر کیفیت نذر را مشخص نکند]

مسأله 2652 اگر نذر کند روزه بگیرد ولی وقت و مقدار آن را معین نکند چنانچه یک روز روزه بگیرد کافی است. و اگر نذر کند نماز بخواند و مقدار و خصوصیات آن را معین نکند، اگر یک نماز دو رکعتی بخواند (1) کفایت می‌کند (2) و اگر نذر کند صدقه بدهد و جنس و مقدار آن را معین نکند، اگر چیزی بدهد که بگویند صدقه داده، به نذر عمل کرده است و اگر نذر کند کاری برای خدا بجا آورد، در صورتی که یک نماز بخواند یا یک روز روزه بگیرد، یا چیزی صدقه بدهد، نذر خود را انجام داده است.

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست (1) (سیستانی): یا نماز وتر را بخواند.. (2) (مکارم): [و] نذر سایر کارهای خیر نیز همین گونه است. [پایان مسأله]

[نذر روز معین]

مسأله 2653 اگر نذر کند روز معینی را روزه بگیرد، باید همان روز را روزه بگیرد و چنانچه در آن روز مسافرت کند قضای آن روز بر او واجب است.

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست (گلپایگانی)، (اراکی): مسأله اگر نذر کند روز معینی را روزه بگیرد، ((گلپایگانی): باید همان روز را روزه بگیرد و) نمی‌تواند در آن روز مسافرت کند و اگر بواسطه مسافرت روزه نگیرد، باید گذشته از قضای آن روز کفّاره هم بدهد ((گلپایگانی): یعنی یک بنده آزاد کند یا به شصت فقیر طعام دهد یا دو ماه پی در پی روزه بگیرد) ولی اگر ناچار شود که مسافرت کند یا عذر دیگری مثل مرض یا حیض برای او پیش آید، قضای تنها کافی است.

(خوئی)، (تبریزی): مسأله اگر نذر کند روز معینی را روزه بگیرد، باید همان روز را روزه بگیرد و در صورتی که عمداً روزه نگیرد باید گذشته از قضای آن روز کفّاره هم بدهد (و أظهر این است که کفّاره‌اش کفّاره مخالفت یمین است چنان که خواهد آمد) ولی در آن روز اختیاراً می‌تواند مسافرت کند و روزه را نگیرد و چنانچه در سفر باشد، لازم نیست قصد اقامه کرده و روزه بگیرد و در صورتی که از جهت سفر یا از جهت عذر دیگری مثل مرض یا حیض روزه نگیرد، لازم است روزه را قضا کند.

(صافی): و أحوط در کفاره نذر در مسأله [1672] گفته شد ولی در آن روز اختیاراً می‌تواند مسافرت کند یا اگر مسافر است قصد اقامه نماید اگر چه موافق با احتیاط ترک سفر یا قصد اقامه است.

(فاضل): و اگر در آن روز عذری داشت که نمی‌توانست روزه بگیرد، مثلًا حائض بود یا بیمار بود، آن روز را روزه نگیرد و تنها قضای آن را بگیرد و کفّاره ندارد. و همین طور می‌تواند در آن روز مسافرت کند، هر چند ناچار به آن مسافرت نباشد، ولی بعداً باید آن را قضا نماید و کفّاره ندارد.

[قسمت داخل پرانتز در رساله آیت اللّه (سیستانی) نیست]

(تبریزی): بلی، در آن روز..

(سیستانی): ولی کفّاره ندارد.

(مکارم): مسأله هرگاه نذر کند روز معینی را روزه بگیرد، احتیاط واجب آن است که آن روز سفر نکند تا بتواند روزه خود را بجا آورد و چنانچه در آن روز مسافرت کند، قضای آن روز بر او واجب است و احتیاط واجب آن است که کفّاره نیز بدهد.

(زنجانی): مسأله اگر نذر کند روز معیّنی را روزه بگیرد، باید همان روز را روزه بگیرد و نمی‌تواند در آن روز مسافرت کند و اگر به واسطه مسافرت روزه نگیرد، باید گذشته از قضای آن روز کفّاره هم بدهد یعنی یک بنده آزاد کند، یا به شصت فقیر یک مدّ طعام دهد یا دو ماه پی در پی روزه بگیرد، و اگر در آن روز در سفر باشد و نتواند در سفر روزه بگیرد ولی ناچار شود که مسافرت کند یا عذر دیگری مثل مرض یا حیض برای او پیش بیاید قضای تنها کافی است.

[کفاره نذر]

مسأله 2654 اگر انسان از روی اختیار به نذر خود عمل نکند باید کفّاره بدهد (1) یعنی یک بنده آزاد کند یا به شصت فقیر طعام دهد یا دو ماه پی در پی روزه بگیرد.

(1) (خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): بقیّه مسأله ذکر نشده.

(گلپایگانی)، (صافی)، (زنجانی): باید به مقداری که در مسأله پیش گفته شد کفّاره بدهد.

(مکارم): گناه کرده و باید کفّاره بدهد..

(بهجت): و کفاره آن بنا بر أظهر کفاره قسم و بنا بر احتیاط مستحب ّ کفاره افطار عمدی روزه ماه رمضان است.

[فراموش کردن نذر یا انجام در حال ضرورت]

مسأله 2655 اگر نذر کند که تا وقت معیّنی عملی را ترک کند، بعد از گذشتن آن وقت می‌تواند آن عمل را بجا آورد و اگر پیش از گذشتن وقت از روی فراموشی یا ناچاری (1) انجام دهد، چیزی بر او واجب نیست ولی باز هم لازم است که تا آن وقت آن عمل را بجا نیاورد و چنانچه (دوباره پیش از رسیدن آن وقت (2) بدون عذر آن عمل را انجام دهد، باید به مقداری که در مسأله پیش گفته شد کفّاره بدهد (3) .

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست (1) (مکارم): از روی فراموشی یا اجبار.. (2) [قسمت داخل پرانتز در رساله آیت اللّه (مکارم) نیست] (3) (خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): باید کفّاره بدهد.

(گلپایگانی)، (صافی): باید به مقداری که در دو مسأله پیش گفته شد کفّاره بدهد.

(زنجانی): مسأله اگر نذر کند که تا وقت معیّنی عملی را ترک کند، بعد از گذشتن آن وقت می‌تواند آن عمل را بجا آورد و اگر پیش از گذشتن وقت از روی عمد یا عذر انجام دهد چنانچه دیگر هدفی از نذر برای ترک باقی نباشد، لازم نیست در بقیه مدّت آن را ترک نماید و اگر هدف از نذر ترک هنوز باقی باشد، بنا بر احتیاط باید تا آخر وقت تعیین شده آن عمل را بجا نیاورد، و چنانچه دوباره پیش از رسیدن آن وقت بدون عذر آن عمل را انجام دهد، باید به مقداری که در دو مسأله پیش گفته شد کفّاره بدهد، و در این فرض اگر از اوّل بی عذر انجام داده باشد کفّاره مسلّم و بنا بر احتیاط متعدّد خواهد بود.

[نذر برای ترک کاری]

مسأله 2656 کسی که نذر کرده عملی را ترک کند و وقتی برای آن معین نکرده است. اگر از روی فراموشی، یا ناچاری، یا ندانستن (1) آن عمل را انجام دهد کفّاره بر او واجب نیست (2) ولی چنانچه از روی اختیار آن را بجا آورد برای دفعه اوّل باید کفّاره بدهد (3).

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست (1) (خوئی): اگر از روی فراموشی یا ناچاری یا غفلت..

(اراکی): اگر از روی فراموشی یا ناچاری یا ندانستن موضوع.. (2) (گلپایگانی)، (خوئی)، (تبریزی)، (صافی): ولی بعداً هر وقت از روی اختیار آن را بجا آورد، باید ((گلپایگانی): به مقداری که در سه مسأله پیش گفته شد) کفّاره بدهد.

(سیستانی): اگر از روی فراموشی یا ناچاری یا غفلت یا اشتباه، آن عمل را انجام دهد، یا کسی او را مجبور کند یا جاهل قاصر باشد، کفّاره بر او واجب نیست، ولی نذر باقی است؛ پس اگر بعد از آن از روی اختیار آن را بجا آورد باید کفّاره بدهد.

(زنجانی): اگر از روی عمد یا عذر آن عمل را انجام دهد همان وظیفه‌ای را دارد که در مسأله پیشین در مورد انجام عمل، پیش از پایان وقت مقرّر آن گفته شد. (3) (اراکی): چنانچه از روی اختیار آن را بجا آورد، در صورتی که نذر او به یک نذر برگردد، به این معنی که ترک عمل را یک واحد اعتبار کرده و آن را نذر کرده است برای دفعه اوّل باید کفّاره بدهد و بعد از آن دیگر کفّاره ندارد و نذرش تمام می‌شود ولی اگر نذر او به چند نذر برگردد، به این معنی که ترکهای متعدّد اعتبار کرده و نذر کرده است، برای هر دفعه یک کفّاره بدهد و نذر او تمام نمی‌شود و اگر شک دارد که به صورت اوّل بوده یا دوم، بیش از یک کفّاره لازم نیست.

(مکارم): مسأله کسی که نذر کرده عملی را مستمرّاً ترک کند و زمانی برای آن معین نموده، چنانچه از روی اختیار آن را بجا آورد برای دفعه اوّل باید کفّاره بدهد و اگر نذر او چنان بوده که هر دفعه از آن عمل، مستقلًّا تحت نذر قرار داشته احتیاط واجب آن است که برای هر دفعه کفّاره‌ای بدهد، امّا اگر چنین قصدی نداشته، یا شک کند قصدش چگونه بوده یک کفّاره بیشتر واجب نیست.

(فاضل): مسأله کسی که نذر کرده عملی را مستمرّاً ترک کند؛ مثلًا نذر می‌کند که اصلًا سیگار نکشد، این نذر عرفاً یک نذر محسوب می‌شود، لذا اگر یک مرتبه سیگار کشید، نذر خود را شکسته و باید کفّاره نذر خود را بدهد و اگر مرتبه دیگر آن را انجام دهد، ربطی به نذر او ندارد. و گاهی اوقات، به نحوی نذر می‌کند که عرفاً چند نذر محسوب می‌شود مثل اینکه چند بار نذر کرده باشد، که در این صورت برای هر بار که عمل نکند، باید یک بار کفّاره بدهد و در آینده نیز رعایت نذر را بکند و اگر تردید داشته باشد که نذر او به چه نحوی بوده است، یک نذر محسوب می‌شود.

[اگر در نذر امکان روزه نباشد]

مسأله 2657 اگر نذر کند که در هر هفته روز معیّنی مثلًا روز جمعه را روزه بگیرد چنانچه یکی از جمعه‌ها عید فطر یا قربان باشد (1) یا در روز جمعه عذر دیگری مانند حیض (2) برای او پیدا شود، باید آن روز را روزه نگیرد و (3) قضای آن را بجا آورد (4).

(1) (بهجت): که روزه گرفتن در آن حرام است، یا عذری جهت روزه گرفتن دارد، مثلًا حیض برای او پیدا شد، باید آن روز را روزه نگیرد، بلکه قضای آن را بجا آورد. (2) (خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی): مانند سفر یا حیض.. (3) (اراکی): و بنا بر احتیاط.. (گلپایگانی)، (صافی): و باید.. (مکارم): و احتیاطاً.. (4) (زنجانی): و اگر نتوانست برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر صدقه بدهد.

[نذر صدقه و کمک به فقرا]

مسأله 2658 اگر نذر کند که مقدار معینی صدقه بدهد چنانچه پیش از دادن صدقه بمیرد، باید آن مقدار را از مال او صدقه بدهند (1) .

(1) (خوئی)، (فاضل)، (سیستانی)، (تبریزی): لازم نیست آن مقدار را از مال او صدقه بدهند و بهتر این است که بالغین از ورثه، آن مقدار را از حصّه خود از طرف میّت صدقه بدهند.

(صافی): احتیاط لازم این است که کبار ورثه آن مقدار را از سهم خود از مال او صدقه بدهند.

[نذر فقیر معین]

مسأله 2659 اگر نذر کند که به فقیر معینی صدقه بدهد، نمی‌تواند آن را به فقیر دیگر بدهد و اگر آن فقیر بمیرد، بنا بر احتیاط (1) باید به ورثه او بدهد (2).

(1) [عبارت «بنا بر احتیاط» در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست] (2) (سیستانی): لازم نیست آن را به ورثه او بدهد.

[نذر زیارت امام]

مسأله 2660 اگر نذر کند که به زیارت یکی از امامان علیهم السلام مثلًا به زیارت حضرت ابا عبد اللّه علیه السلام مشرف شود، چنانچه به زیارت امام دیگر برود کافی نیست و اگر بواسطه عذری نتواند آن امام علیه السلام را زیارت کند چیزی بر او واجب نیست.

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست

[ غسل زیارت در نذر]

مسأله 2661 کسی که نذر کرده زیارت برود و غسل زیارت و نماز آن را نذر نکرده، لازم نیست آنها را بجا آورد.

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست

[نذر امام و امام زاده]

مسأله 2662 اگر برای حرم یکی از امامان یا امامزادگان چیزی نذر کند باید آن را به مصارف حرم برساند (1) از قبیل فرش و پرده و روشنایی (2) و اگر برای امام علیه السلام یا امامزاده نذر کند می‌تواند به خدّامی که مشغول خدمت هستند بدهد، چنانچه می‌تواند به مصارف حرم (یا سایر کارهای خیر به قصد بازگشت ثواب آن به منذور له (3) برساند.

(1) (مکارم): از قبیل تعمیرات و فرش و روشنایی و خدّامی که مشغول خدمت هستند و مانند آن، ولی اگر چیزی برای خود امام علیه السلام یا امامزاده نذر کرده بی آنکه نام حرم را ببرد، می‌تواند علاوه بر اموری که ذکر شد صرف مجالس عزاداری و سوگواری یا نشر آثار آن بزرگواران، یا کمک به زوّار آنها یا هر کار دیگری که نسبتی با آنها دارد بکند.

(گلپایگانی)، (بهجت)، (صافی): باید آن را در تعمیر و روشنایی و فرش حرم و مانند اینها مصرف کند ((گلپایگانی)، (صافی): یا به زوّار و خدّام آنان بدهد).

(خوئی)، (تبریزی): باید آن را بنا بر احتیاط در تعمیر و روشنایی و فرش حرم و مانند اینها مصرف کند. (2) (اراکی): و تعمیر. [پایان مسأله] (3) [قسمت داخل پرانتز در رساله آیت اللّه (نوری) نیست] (سیستانی): مسأله اگر برای حرم یکی از امامان یا امامزادگان نذر کند و مصرف معیّنی را در نظر نداشته باشد، باید آن را در تعمیر و روشنایی و فرش حرم و مانند اینها مصرف کند و اگر ممکن نشد یا آن حرم بکلی بی نیاز بود، در راه کمک به زوّار مستمند آن حرم مصرف نماید.

(زنجانی): مسأله اگر برای حرم یکی از امامان یا امامزادگان چیزی نذر کند و مصرف معیّنی را در نظر نداشته باشد باید آن را در تعمیر و روشنایی و نظافت و فرش حرم و مانند اینها مصرف کند یا به زوّار و خدّام آنان بدهد یا برای سکنای زائران مصرف کند و اگر این گونه کارها ممکن نشد، در مورد زائرانی که برای مراجعت به وطن به هزینه‌ای نیازمندند صرف نماید.

[نذر برای امام]

مسأله 2663 اگر برای خودِ امام علیه السلام چیزی نذر کند (1) چنانچه مصرف معینی را قصد کرده باید به همان مصرف برساند و اگر مصرف معینی را قصد نکرده باید (2) به فقرا و زوّار بدهد (3) یا مسجد و مانند آن بسازد و ثواب آن را هدیه آن امام نماید (4) و همچنین است اگر چیزی را برای امامزاده‌ای نذر کند (5).

(1) (بهجت): اگر چیزی را برای یکی از امامان علیهم السلام نذر کند.. (2) (اراکی): بنا بر احتیاط باید.. (3) (فاضل): باید به فقرای شیعه و زوّار بدهد.. (4) (فاضل): و یا صرف مجالس عزاداری و سوگواری یا نشر آثار آن بزرگواران یا هر کار دیگری که نسبتی با آنها دارد بکند..

(خوئی)، (تبریزی): اگر مصرف معیّنی را قصد نکرده، بهتر آن است که به مصرفی برساند که نسبتی با امام علیه السلام داشته باشد، مانند زوّار فقیر یا به مصارف حرم آن امام از قبیل تعمیر و مانند آن برساند..

(نوری): اگر مصرف معینی را قصد نکرده، احتیاط واجب آن است که در صورت امکان آن را به مصرفی برساند که نسبتی به امام علیه السلام داشته باشد مانند زوّار فقیر یا به مصارف حرم از قبیل تعمیر و خدّام حرم یا عزاداری برای آن امام و مانند آن برساند.. (5) (نوری): و اگر این امر ممکن نشد به فقرا به عنوان صدقه بدهد یا مسجد و امثال آن بسازد و ثواب آن را هدیه آن امام نماید. (مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله 2662 (سیستانی): مسأله اگر برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یا یکی از ائمه علیهم السلام یا یکی از امامزادگان یا علمای پیشین و مانند آنها چیزی را نذر کند، چنانچه مصرف معینی را قصد کرده است باید به همان مصرف برساند، و اگر مصرف معینی را قصد نکرده است باید به مصرفی برساند که نسبتی به آن حضرت علیه السلام داشته باشد، مثلًا بر زوّار فقیر او صرف نماید و یا به مصارف حرم او برساند و یا در امری که موجب اعلای نام اوست، صرف کند.

(زنجانی): مسأله اگر برای خود امام علیه السلام یا امامزاده‌ای چیزی نذر کند، چنانچه مصرف معیّنی را قصد کرده، باید به همان مصرف برساند و اگر مصرف معیّنی را قصد نکرده ظاهراً اگر در اموری که ارتباط خاصّی با امام علیه السلام یا با آن امامزاده دارد از قبیل عزاداری و جشن ولادت یا تعمیر حرم آن امام علیه السلام یا امامزاده و مانند آن صرف کند کفایت می‌کند و نیازی نیست قصد هدیه آن امام را بنماید، و اگر در مثل مسجد و پل مصرف کند و ثواب آن را به امام علیه السلام هدیه کند، کفایت آن محل ّ اشکال است.

[منافع آنچه نذر شده]

مسأله 2664 گوسفندی را که برای صدقه، یا برای یکی از امامان علیهم السلام نذر کرده‌اند (1) (پشم آن و مقداری که چاق می‌شود جزء نذر است و (2) اگر پیش از آن که به مصرف نذر برسد شیر بدهد، یا بچه بیاورد (3) باید (4) به مصرف نذر برسانند (5).

(1) (مکارم): گوسفندی را که نذر کرده‌اند.. (2) [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: (خوئی)، (گلپایگانی)، (صافی)، (سیستانی) و (تبریزی) نیست] (3) (خوئی)، (گلپایگانی)، (تبریزی)، (سیستانی)، (صافی): مال کسی است که آن را نذر کرده ((سیستانی): مگر آنکه قصدش اعم باشد)، ولی پشم گوسفند و مقداری که چاق می‌شود جزء نذر است. (4) (فاضل)، (مکارم)، (نوری): بنا بر احتیاط واجب باید.. (5) (اراکی): باید به مصرف نذر برسانند اگر بعد از نذر، حمل برداشته؛ و اگر قبل از نذر بوده مال کسی است که آن را نذر کرده.

(بهجت): مسأله هر گاه گوسفند معیّنی را برای صدقه، یا یکی از امامان نذر کند، پشم و چاقی و آنچه از او متولّد می‌شود بعد از نذر، جزء نذر خواهد بود.

[محقق بودن منذور قبل از نذر]

مسأله 2665 هر گاه نذر کند که اگر مریض او خوب شود، یا مسافر او بیاید (1) عملی را انجام دهد، چنانچه معلوم شود که پیش از نذر کردن، مریض خوب شده، یا مسافر آمده است (2) عمل کردن به نذر لازم نیست (3) .

(1) (بهجت): مسافرش به سلامت برسد.. (2) (بهجت): مسافرش به سلامت برگشته.. (3) (مکارم)، (بهجت): واجب نیست.

[نذر برای سید بودن شوهر]

مسأله 2666 اگر پدر یا مادر نذر کند که دختر خود را به سیّد شوهر دهد بعد از آن که دختر به تکلیف رسید احتیاط آن است که اگر بتوانند، او را راضی نمایند که به سیّد شوهر کند (1).

این مسأله، در رساله آیات عظام: (بهجت) و (فاضل) نیست

(1) (خوئی)، (گلپایگانی)، (صافی)، (نوری): اختیار با خود اوست و نذر آنان اعتبار ندارد.

(مکارم): نذر آنها اعتباری ندارد و هنگامی که دختر به حدّ بلوغ رسید، اختیار با خود اوست.

(تبریزی): مسأله اگر مادر نذر کند که دختر خود را به سیّد شوهر دهد، نذر او باطل است و اگر پدر نذر کند و قصدش آن باشد که اگر سیّدی برای خواستگاری بیاید که تزویج دخترش به او ضرری ندارد، قبول کند، نذرش صحیح است و در غیر این صورت باطل است و در هر حال، اگر خواستگار غیر سیّد پیدا شود که تزویج دختر به او ضرری ندارد، پدر می‌تواند قبول کند.

(زنجانی): مسأله اگر پدر یا مادر نذر کنند که دختر خود را به سیّد شوهر دهد، اگر مصلحت فرزند باشد باید به نذرشان عمل کنند، بلکه بنا بر احتیاط واجب اگر انجام نذر با ترک آن یکسان باشد باید به آن عمل کرد، بعد از آن که دختر به تکلیف رسید در فرضی که اختیار ازدواج با خود دختر است، باید او را راضی کنند و اگر راضی کردن دختر ممکن نشد نذر باطل خواهد بود.

(سیستانی): مسأله اگر پدر یا مادر نذر کند که دختر خود را به سیّد یا کس دیگری شوهر دهد، نذر آنان نسبت به دختر اعتبار ندارد و تکلیفی بر او ثابت نمی‌کند.

مسأله اختصاصی

(بهجت): مسأله 2145 عهد آن است که انسان با خداوند پیمان می‌بندد که کاری را انجام دهد یا ترک نماید و تمام شرایطی که برای صحیح بودن نذر بیان شد، در عهد نیز معتبر است.

[ با خدا عهد کند]

مسأله 2667 هر گاه با خدا عهد کند که اگر به حاجت شرعی خود برسد کار خیری را (1) انجام دهد، بعد از آن که حاجتش بر آورده شد باید آن کار را انجام دهد و نیز اگر بدون آن که حاجتی داشته باشد، عهد کند که عمل خیری را (2) انجام دهد، آن عمل بر او واجب می‌شود.

(1) و (2) (سیستانی): کاری را..

(مکارم): مسأله عمل کردن به «عهد» مانند نذر واجب است به شرط این که صیغه عهد را بخواند، مثلًا بگوید: «با خدا عهد کردم که فلان کار خیر را انجام دهم» امّا اگر صیغه نخواند، یا آن کار شرعاً مطلوب نباشد، عهد او اعتباری ندارد.

[صیغه عهد]

مسأله 2668 در عهد هم مثل نذر باید صیغه خوانده شود و نیز کاری را که عهد می‌کند انجام دهد، باید نکردنش بهتر از انجام آن نباشد (1).

(1) (گلپایگانی)، (صافی): باید یا عبادت باشد مثل نماز واجب و مستحب ّ یا کاری باشد که انجام آن بهتر از ترکش باشد. ((صافی): ولی در صورتی که مورد عهد شرعاً مرجوح نباشد بنا بر احتیاط لازم، به عهد خود عمل نماید).

(نوری): باید انجام آن بهتر از ترکش باشد. (مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله 2667.

(اراکی): مسأله در عهد هم مثل نذر باید صیغه خوانده شود یعنی بگوید: «عاهَدت ُ اللّه» یا «عَلَی َّ عَهدُ اللّه» یا به فارسی بگوید: «با خدای خود عهد می‌بندم که فلان کار را انجام دهم» و نیز کاری را که عهد می‌کند انجام دهد، باید یا عبادت باشد مثل نماز واجب و مستحب ّ، یا کاری باشد که انجام آن بهتر از ترکش باشد و هرگاه مباح باشد، بنا بر احتیاط عهد صحیح است ولی اگر کاری باشد که نکردنش بهتر است، عهد بر انجام آن صحیح نیست.

(فاضل): و اگر صیغه را نخواند و فقط در ذهن تصوّر کند، عهد صحیح منعقد نشده است، و نیز کاری را که عهد می‌کند انجام دهد، باید امری باشد که از لحاظ شرعی خوب باشد و اگر عهد می‌کند که کاری را ترک کند باید ترک آن کار از لحاظ شرعی خوب باشد و اگر عهد می‌کند کاری را که شرعاً مباح می‌باشد، یعنی نه خوب باشد نه بد، انجام دهد، بنا بر احتیاط واجب باید آن کار را انجام دهد، و اگر عهد می‌کند کاری را که شرعاً بد است انجام دهد یا کاری را که شرعاً خوب است ترک کند، عهد باطل است و چیزی بر او واجب نمی‌شود.

(خوئی)، (تبریزی): مسأله در عهد هم مثل نذر باید صیغه خوانده شود و مشهور آن است کاری را که عهد می‌کند انجام دهد باید یا عبادت باشد مثل نماز واجب و مستحب ّ یا کاری باشد که انجام آن بهتر از ترکش باشد ولی بنا بر احتیاط واجب در صورتی که متعلّق عهد، مرجوح شرعی نباشد، آن عمل را انجام دهد.

(سیستانی): مسأله در عهد هم مثل نذر باید صیغه خوانده شود مثلًا بگوید با خدا عهد کردم چنین کنم، و لازم نیست کاری را که عهد می‌کند انجام دهد شرعاً بهتر باشد بلکه کافی است شرعاً از آن نهی نشده باشد و در نظر عقلا رجحان داشته باشد یا برای آن شخص مصلحتی در بر داشته باشد، و اگر بعد از عهد طوری شد که آن عمل مصلحتی نداشت یا شرعاً مرجوح شد، هر چند مکروه شده باشد لازم نیست به آن عمل کند.

(بهجت): مسأله صیغه عهد برای کسی که می‌خواهد انجام کار یا ترک کاری را بر خود واجب کند، چنین است: «عاهَدت ُ اللّه َ ان أَفعَل َ کَذا أَو أَترُک َ کَذا» یا «عَلَی َّ عَهدُ اللّه أَن أَفعَل َ کَذا أَو أَترُک َ کَذا» به جای أَفعَل َ کَذا تا آخر، آن کار را به زبان بیاورد؛ و می‌تواند هنگام خواندن صیغه عهد، انجام کار یا ترک آن کار را مشروط به تحقّق امر دیگری نماید و یا به طور مطلق بگوید، و شرایط عهد کننده مثل شرایطی است که در نذر و قسم بیان شد.

(زنجانی): مسأله در عهد هم مثل نذر باید با خداوند عهد نماید و آن را انشاء کند و لازم نیست انشاء عهد با صیغه لفظی صورت گیرد بلکه می‌تواند آن را با نوشته یا با کار دیگری انجام دهد ولی در هر حال باید نام خداوند را به هر زبانی هر چند عربی نباشد بر زبان آورد، و اگر عهد کند کاری را که خوب است بجا آورد یا کاری را که بد است ترک کند عمل به عهد لازم است، بلکه ظاهراً اگر کاری را عهد کرده که انجام و ترک آن از هر جهت یکسان است، باید به عهد خود وفا کند.

[کفاره عمل نکردن به عهد ]

مسأله 2669 اگر به عهد خود عمل نکند، باید کفّاره بدهد (1) یعنی شصت فقیر را سیر کند (2) یا دو ماه (3) روزه بگیرد یا یک بنده آزاد کند.

(1) (بهجت): و کفّاره آن بنا بر احتیاط، کفّاره افطار عمدی روزه ماه رمضان است.

(سیستانی): گناه کرده است و باید کفّاره بدهد.. (2) (زنجانی): شصت فقیر را یک مدّ طعام دهد.. (3) (خوئی)، (سیستانی)، (تبریزی): دو ماه پی در پی..

(مکارم): مسأله کسی که به عهد خود با شرائط [مذکور در مسأله 2667] عمل نکند، باید کفّاره بدهد و کفّاره عهد مانند کفّاره نذر است، یعنی سیر کردن شصت فقیر، یا دو ماه روزه پی در پی، یا آزاد کردن یک بنده.

  • توضیح المسائل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید/ متن اصلی از رساله امام خمینی و مُحشی حضرات آیات: سیستانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، شبیری زنجانی، بهجت،فاضل،  اراکی، خویی، گلپایگانی، تبریزی.

مطابق نظر آيت الله خامنه ايمطابق نظر آيت الله خامنه اي

احکـام نـذر و عـهد مطابق نظر رهبری را اینجا کلیک کنید و مطالعه نمایید.

 

لینک کوتاه مطلب: https://goo.gl/hTjqB3

حتما بخوانيد

ویژه نامه احکام متفرقه

کفاره‌ نذر روزه چقدر است

آيا مي توان در سفر نذر روزه كرد

نذر اعتکاف چگونه است

زمان نیت روزه قضا و کفاره و نذر معین

نذر زن بدون اجازه شوهر چه حكمي دارد

کفاره شکستن عهد با خدا چیست

حيض شدن در ايام روزه نذري



کلید: احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهداحکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهداحکام نذر و عهد احکام نذر و عهد احکام نذر و عهد

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب