آیا عقل زنان ناقص استReviewed by مهدي يوسف وند on Sep 13Rating: 5.0

آیا عقل زنان ناقص است

آیا عقل زنان ناقص است

آیا حضرت علی علیه السلام با توجه به این کلام : «إِنَّ النِّسَاءَ … نَوَاقِصُ الْعُقُولِ» زنان را ناقص العقل می داند و زن را از مرد پایین تر معرفی می کند؟

پاسخ حجت الاسلام یوسف وند

نقصان عقل که در روایات آمده هیچ گاه به معنی این نیست که زنها از جهت عقلی از مردها کمتر می فهمند!. بلکه هستند زن های اندیشمندی در حوزه علوم اسلامی که از جهت دانش و عقل از بسیاری از مردها پیشی گرفته اند. اگر از بحث سندی چشم پوشی کنیم ، برای اینکه دقیق متوجه منظور روایت شویم باید یک تحقیق جامع در روایات داشته باشیم که از کلمه عقل در چه مواردی استفاده شده و حیطه معنایی آن تا کجاست و آنچه ما فکر می کنیم با روایات چقدر فاصله دارد. در تعابیر دینی باید بسیار حساس و دقیق عمل کرد، چه بسا تعبیری در زمانی ناظر به یک معنای خاص و در فرهنگ ما ناظر به معنای دیگری باشد، لذا نیاز هست در باب الفاظ و معانی روایات از عالمان و دین شناسان استفاده کرد.  البته این یک تحقیق مفصل می طلبد اما اجمالا در ادامه مطالبی مطرح می شود.

ابتدا تعریف عقل در نگاه عرف مطرح می شود و آن همان توانایی درک معانی و هوش و استعداد می باشد. در روایات هم به این معنی و هم به معانی مختلفی آمده است.

1- عقل نظری و استعداد یادگیری

این قسمت که بیشتر محل بحث هست از منظر دین، زن و مرد یکسان هستند، طبیعت زن با طبیعت مرد از جهت استعداد یادگیری و تعقل تفاوتی از جهت جنسیت وجود ندارد. عقل محاسبه گر یا همان عقلی که به عقل ریاضی معروف هست، مبنای عبادات است. در فقه اگر کسی فاقد عقل باشد مثلا دیوانه باشد، تکلیفی از جهت انجام عبادات ندارد و قیامت هم حساب و کتابی نخواهد داشت. عقل و تکالیف الهی رابطه نزدیکی با هم دارند، جالب هست اگر کسی خوب دقت کند می بیند که در باب تکلیف در عبادات هیچگاه زنان به واسطه عقلشان از عبادات کنار گذاشته نشده اند! بلکه دختران باتوجه به هوش و توانایی های بالایی که دارند در سن کمتر از سن تکلیف پسران به اعمال عبادی مشرف می شوند. این انتظار دین برای عبادت زنان ناظر به بلوغ و آمادگی بالای عقلی دختران از جهت هوش نسبت به پسران هست.

دختران باتوجه به هوش و توانایی های بالایی که دارند در سن کمتر از سن تکلیف پسران به اعمال عبادی مشرف می شوند. این انتظار دین برای عبادت زنان ناظر به بلوغ و آمادگی بالای عقلی دختران از جهت هوش نسبت به پسران هست.

اگر عقل زن از این جهت ناقص بود نمی توانست مورد خطاب مسئولیت دینداری که وظیفه ای مهم است قرار بگیرد. پس روایات و دین از این جهت نمی توانند ناظر به نقص یا ضعف عقل زنان باشند، چون قرآن کریم می فرماید: لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا . خداوند هیچ کس را، جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمی‌کند. یعنی بنا نیست اگر کسی توانایی ندارد خداوند او را اجبار به کاری کند، با این توصیف اگر عقل گروهی یا هوش گروهی پایین تر باشد همانند سایرین مورد خطاب احکام و دستورات دین قرار نمی گیرد. اما شما شاهد هستید در تشرف دختران به دینداری یک برتری خاص به آنها داده شده است.

2- عقل عمل و غلبه احساسات

گاهی تعریف عقل ناظر به عقل عملی انسان هست، یعنی ناظر به کنش های رفتاری و اعمال انسان می باشد نه جهت فکری و نظری!. بدیهی است که رفتارهای خانمها از جهت جنسیت با مردان متفاوت هست. و همین تفاوت هست که باعث زیبا شدن خلقت و زندگی می شود. نوع خانمها به خاطر عواطف بالا و روحیه احساسی زیاد در تصمیم گیری هایی که نیاز هست احساسات کمتر در آن دخالت داشته باشد، دچار یک نوع عدم دقت و غلبه احساسات می باشند. البته احساسات بالای زنان دلیل بر ضعف آنها نیست بلکه از منظر های متعددی نشانه قوت آنان است. اصلا تصور زندگی بدون عشق و بدون حضور پررنگ احساسات پاک زنان در زندگی بی معنی خواهد بود. این واقعیت زنان هست نه ذمی بر آنها، با این احتساب قطعا مردها ویژگی های دیگری دارند که در کنار زنان به یک تکامل دست می یابند و هر کدام مکمل دیگری خواهند شد. 

اصلا تصور زندگی بدون عشق و بدون حضور پررنگ احساسات پاک زنان در زندگی بی معنی خواهد بود. این واقعیت زنان هست نه ذمی بر آنها، با این احتساب قطعا مردها ویژگی های دیگری دارند که در کنار زنان به یک تکامل دست می یابند و هر کدام مکمل دیگری خواهند شد. 

از سوی دیگر مردها با توجه به روحیه خود در زندگی تصمیم گیری های قاطع و جدی تری میگیرند این روحیه هم به نوع خود در کنار عواطف زن یک نقش مکمل را ایجاد خواهد کرد، اصلا بحث روی برتری کسی نیست بحث اینست که واقعیت مرد و زن و توانایی های آنها باید خوب شناخته شود و ظلم بزرگی است که زنها را مرد کنند و مردها را زن!. وجود مبارک حضرت علی علیه السلام درباره ویژگی روحی زنان به درستی می فرماید:  إِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة، همانا زن گل است و قهرمان نیست. نهج البلاغه. حضرت اشاره به ظرافت روحی زنان می کند که مانند گل هستند و باید با آنها همچو گل برخورد کرد.

تعبیر روایت علی علیه السلام که در جنگ جمل ایراد شده همانطور که بسیاری از نهج البلاغه پژوهان مطرح کرده اند به صورت اختصاصی متوجه عایشه می باشد. زود باوری او و اعتماد بدون تعقل به طلحه و زبیر و اقدام به شورش بر علیه امیر المومنین علی علیه السلام بود که حضرت درباره او اینچنین تعابیری را در آن بحبوحه مطرح کردند تا مردم متوجه نقشه دشمن بشوند. این مخالفت او در حالی است که پیغمبر دستور صریح داده بودند که پس از ایشان امامت و خلافت از آن امام علی علیه السلام است. متاسفانه با غلبه احساسات از عنوان ام المومنین استفاده شد و سپاهی بر علیه حضرت علی علیه السلام و بهتر بگوییم اسلام ناب گرد آمد ولی سرانجام حضرت علی این حملات را با درایت مدیریت کرد و آنها را شکستی سخت داد. 

طبیعی است که احساسات، سطح اندیشه ی پیرامون برخی از مسایلی که نیاز به دقت بدون احساس را دارد را پایین می آورد، مثلا در عرصه قضاوت لازم هست که قاضی بر مبنای عدل حکم کند و از احساساتی شدن به گونه ای که چشم را بر حق ببندد فارق باشد. حتی اگر مردی چنین روحیه ای را داشته باشد نمی تواند قاضی شود. البته این تفاوت که به عنوان نقص مطرح شده دلیل برتری یا عدم برتری گروه یا عده ای خاص نیست، بلکه ناظر به شرایط خاص به خود هست. اصلا روایت از این جهت نمی خواهد زنان در مذمت کند بلکه می خواهد اشاره به ساختار زنان داشته باشد تا رفتار مناسب و درستی با روحیه آنها صورت بگیرد.

از سوی دیگر همین شخص که احساسات بالایی دارد چه بسا در امر تربیت و مسائل آموزشی بسیار توانمندتر از دیگران جلوه کند. همانطور که نقش تربیت و مادر بودن که جایگاه والایی است، جایگاهی که در روایت بهشت را با آن عظمت زیر پای مادر و زنی می داند که انسان ها را در جهت دین خدا پرورش می دهد، شاید چنین تعابیری در وصف هیچ قاضی مردی نیامده باشد. پس تفاوت بین زن و مرد امری بدیهی و قابل قبول هست البته تبعیضی از جهت زن و مرد بودن میان آنها در نزد خداوند وجود ندارد.

قرآن کریم می فرماید:«مَنْ عَمِلَ صَٰلِحًۭا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌۭ فَلَنُحْيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةًۭ طَيِّبَةًۭ ۖ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ».نحل 97/ هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم؛ و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام می‌دادند، خواهیم داد.

یا در آیه ای دیگر به جنسیت اشاره می کند اما ملاک برتری را تقوا و اعمال صالحه می داند:

«يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَٰكُم مِّن ذَكَرٍۢ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَٰكُمْ شُعُوبًۭا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓا۟ ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ ٱللَّهِ أَتْقَىٰكُمْ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌۭ». حجرات 13. ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!. 

البته لازم به ذکر است که قرآن کریم از زنانی مثل ملکه سبا یاد می کند، که با درایت و تعقل بدون احساسات حتی در مقابل مردان مشاور که پیشنهاد جنگ با سلیمان را دادند، ایستاد و در گام نخست خواستار شنیدن پیام سلیمان نبی شد. پس غلبه احساسات هم گرچه غالب هست، اما اینگونه هم نیست که دین همه را با یک دید نگریسته باشد.

در هر حال گفتار روایت اگر با لسان مشابه روایات مقایسه شود این برداشت هم قوت خواهد گرفت که مخاطبِ نقص عقول تمام زنها نیستند، حتی اگر آن را در جریان عایشه هم نخواهیم منحصر بدانیم، ناظر به عده ای از زنان هست که دنیا را بر آخرت ترجیح داده و به دنبال فساد انگیزی هستند!.

در هر حال گفتار روایت اگر با لسان مشابه روایات مقایسه شود این برداشت هم قوت خواهد گرفت که مخاطب نقص عقول تمام زنها نیستند، حتی اگر آن را در جریان عایشه هم نخواهیم منحصر بدانیم، ناظر به عده ای از زنان هست که دنیا را بر آخرت ترجیح داده و به دنبال فساد انگیزی هستند!.

از سوی دیگر درباره زنان و جایگاه والای آنان روایات زیادی مطرح شده است: 

امام صادق عليه السلام : أَكثَرُ الخَيرِ فِى النِّساءِ؛
بيشترين خير و بركت در زنان است. من لايحضره الفقيه، ج3، ص385، ح4352

امام جعفر صادق علیه السلام : 

اَلحَياءُ عَشَرَةُ أَجزاءٍ فَتِسعَةٌ فِى النِّساءِ وَ واحِدٌ فِى الرِّجالِ؛
حيا ده جز دارد، نُه جزء آن در زنان است و يك جزء در مردان. من لا یحضر الفقیه ج3 ، ص468. حیا که در روایات دیگر نشانه دین داری دانسته شده، در این روایت خصلت خوب بانوان بر شمرده می شود یعنی بانوان زمینه بیشتر و بهتری برای بهشتی شدن دارند!.

عقل به معنای تلاش برای بهشت

در روایات گاهی عقل به کار برده می شود و اصلا ناظر به هوش و استعداد یادگیری نیست، بلکه چه بسا مرد هم باشد و هوش بالا هم داشته باشد اما از منظر دین چون دنیا را بر آخرت ترجیح داده بدون عقل دانسته شده است. می توان این احتمال را هم داد که برخی از زنان چون قدر خود را نمی شناسند و ابزار تبلیغ شیطان واقع می شوند، ناقص العقل خطاب شده اند!. شکی نیست که سوء استفاده از زیبایی و توانایی های زنان همواره یکی از مهمترین سلاحهای مخرب شیطان برای انحطاط جوامع انسانی و دینی بوده است. چنین زنان فاسدی که آخرت را فراموش کرده و به دنبال طنازی های شیطانی هستند، از این جهت دارای نقص عقل بوده که دنیا را بر آخرت ترجیح داده اند. از سوی دیگر توانایی های بالای زنان در تربیت جامعه و انسانسازی همواره مورد توجه دین و اهل البیت علیهم السلام بوده است.

در حدیث امام صادق‏ علیه السلام آمده که از ایشان سوال شد، عقل چیست؟ مى‏فرماید: «العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان» (اصول كافى ج 1 ص‏8.) یعنى عقل آن است كه به آن خدا عبادت شود وبهشت كسب وتحصیل گردد .

در روایات دیده می شود که کمال عقل و عاقل بودن به معنای داشتن خوی فرشتگان و دور شدن از گناهان می باشد:

امام على عليه السلام : اِنَّ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ رَكَّبَ فِى الْمَلائِكَةِ عَقْلاً بِلا شَهْوَةٍ وَ رَكَّبَ فِى الْبَهائِمِ شَهْوَةً بِلا عَقْلٍ وَ رَكَّبَ فى بَنى آدَمَ كِلَيْهِما فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَيْرٌ مِنَالْمَلائِكَةِ وَ مَنْ غَلَبَتْ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهائِمِ؛
خداوند عزوجل، در وجود فرشتگان، عقل بدون شهوت و در چارپايان، شهوت بدونعقل و در وجود انسان، عقل و شهوت را با هم قرار داد، پس هر كس كه عقلش بر شهوتشپيروز گردد، از فرشتگان بهتر است و هر كس شهوتش بر عقلش پيروز گردد، از چارپايانبدتر است.علل الشرايع، ص 4، ح 1.

در روایتی نشانه عاقل بودن دوری از محرمات الهی دانسته شده است: عنه عليه السلام : الانْقِباضُ عنِ المَحـارِمِ مـن شِيَمِ العُقَلاءِ ، و سَجِيّةِ الأكارِمِ .
امام على عليه السلام : خوددارى از حرامها، خوى خردمندان و خصلت بزرگواران است .غرر الحكم : 2001.

امام حسین علیه السلام ، کمال عقل را در تبعیت از حق  معرفی می کنند، البته حق یعنی اسلام و تبعیت از آن. لا يَكْمُلُ الْعَقْلُ اِلاّ بِاتِّباعِ الْحَقِّ؛
امام حسين عليه ‏السلام :عقل، جز با پيروى از حق، كامل نمى‏ شود.اعلام الدين، ص 298

لینک کوتاه مطلب: http://goo.gl/IjN2av

حتما بخوانيد

ویژه نامه مقالات

  1. دعا و راه دفع چشم زخم
  2. چرا سگ در اسلام نجس است
  3. کتک زدن زن در قرآن
  4. تفاوت زن و مرد در اسلام
  5. دجال كيست
  6. چرا ديه زن نصف ديه مرد است
  7. شرح حديث من مات و لم يعرف امام زمانه


کلید: آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آیا عقل زنان ناقص است آيا زنان ناقص العقل هستند  آیا عقل زنان، نصف مردان است عقل زنان ناقص است  ناقص العقل بودن زن در قران عقل زن در قرآن ناقص العقل یعنی چه معنی ناقص العقل چیست زن ستیزی در نهج البلاغه خطبه 80 نهج البلاغهمترادف ناقص عقل

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب