وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

چگونه آينده ای بهتر داشته باشيم

چگونه آينده ای بهتر داشته باشيم

/ضرورت خودشناسی(قسمت دوم)

گذشته چگونه حال را مي سازد؟ اگر قدري دقت كنيم مي بينيم كه در گذشته چهار عامل وجود دارد كه حال ما را ساخته است.فكرها، انتخابها، ارتباطها و رفتارها. گذشته ما مجموعه اين چهار عامل است، و مجموع آثار و عملكرد اين چهار عامل ما را مي سازد. به عبارت ديگر حال ما از مجموع تعامل اين چهار عامل در گذشته ساخته شده است.

واقعيت تلخ و هشدار دهنده

بررسي هاي روان شناسي و جامعه شناسي، و نيز واقعيات ملموس و محسوس اجتماعي به ما مي گويد كه اکثر انسان ها اگر نسبت به گذشته خود مورد سؤال قرار بگيرند اظهار پشيماني مي كنند. يعني وقتي گذشته ها مورد ارزيابي قرار مي گيرد، به خود نمره كم و يا حتي نمره منفي مي دهند. براي روشن شدن بيشتر اين واقعيت تلخ به اين سؤالات توجه كنيد:

1.آيا اگر به سال قبل از ازداوج بر گرديد با همين شخص كه الآن همسر شماست ازدواج مي كرديد؟

2. آيا اگر به سال قبل از كنكور بر گرديد همين رشته را انتخاب مي كرديد؟

3. آيا اگر به گذشته برگرديد همين شغل را انتخاب مي كرديد؟

4. آيا اگر به گذشته بر گرديد همين دوستان را انتخاب مي كرديد؟

5. آيا اگر به گذشته برگرديد همين محل را براي زندگي انتخاب مي كرديد؟

6. آيا اگر به گذشته برگرديد همين رفتار را با اطرفيان داشتيد؟

به طور کلي آيا اگر به گذشته برمي گشتيد همين افكار، همين انتخابها، ارتباطات و رفتارها را در پيش مي گرفتيد؟

محققان و كارشناسان و نيز تجربيات و مطالعات اجتماعي و روان شناسي به ما مي گويند كه جواب اكثر قريب به اتفاق مردم به اين سؤالات منفي است. آنها خواهند گفت كه اگر ما به گذشته برگرديم حتماً انتخاب ها، ارتباطات و رفتارهاي بهتر  و با ارزش تري داشتيم. به عبارت ديگر خواهند گفت آنچه در گذشته انجام شده در شأن ما نبوده و قيمت ارزش ما خيلي بيشتر و بالاتر از وضعيت فعلي ماست. به نظر شما ريشه اين واقعيت چيست؟ ممكن است نظرات مختلفي درباره ي ريشه  اين واقعيت تلخ گفته شود، ولي بي شك ريشه اصلي آن نشناختن خود و نشناختن قدر و قيمت خود است.

براي اينكه بهتر به نتيجه برسيم و نقش خودشناسي را بهتر بشناسيم به اين چند سؤال توجه كنيد:

1.آيا شما فردي موفق يا شكست خورده هستيد؟

2. آيا شما فردي با نشاط يا افسرده هستيد؟

3. آيا شما خوشبخت يا غير خوشبخت هستيد؟

4. آيا شما فردي آرام يا مضطرب هستيد؟

5. آيا شما فردي خوب يا بد هستيد؟

به اين سؤالات هر پاسخي بدهيم و درباره ي اين موارد هر نمره اي به خودمان بدهيم، بايد بدانيم كه پاسخ ما و نمره ما معلول گذشته ماست كه حال ما را ساخته است، ما هميشه بر سر سفره گذشته مان مي نشينيم. اكنون به نظر شما چه چيزي در گذشته وجود داشته، كه حال ما را ساخته است؟ گذشته چگونه حال را مي سازد؟ اگر قدري دقت كنيم مي بينيم كه در گذشته چهار عامل وجود دارد كه حال ما را ساخته است.فكرها، انتخابها، ارتباطها و رفتارها.

گذشته ما مجموعه اين چهار عامل است، و مجموع آثار و عملكرد اين چهار عامل ما را مي سازد. به عبارت ديگر حال ما از مجموع تعامل اين چهار عامل در گذشته ساخته شده است.

هر چه فكرها، انتخابها، رفتارها و ارتباط ها در گذشته ما درست تر و با ارزش تر باشد، حال ما بهتر و با ارزش تر است. و نمره ما در سؤالات پنج گانه گذشته نمره اي خوب و بالاترست. و هرچه اين چهار عامل از ارزش و دقت كمتري برخوردار باشند، حال ما نيز بدتر و بي ارزش تر است و دقت كمتري برخوردار باشند، حال ما نيز بدتر و بي ارزش تر است و نمره اي كه به خودمان مي دهيم نمره اي كم يا منفي است.

حال مي گوييم همان طور كه گذشته حال ما را ساخته است، حال نيز آينده را خواهد ساخت. اين كه ما در آينده به اين پنج سؤال چگونه پاسخ مي دهيم، و چه نمره اي به خود مي دهيم، بستگي زياد ي به اين دارد  كه حال خود را چگونه مديريت كنيم. به عبارت ديگر حال، كه نسبت به آينده،«گذشته» خواهد بود نيز با كيفيت اين چهار عامل و تعامل آنها آينده ما را خواهد ساخت. در حال حاضر هر چه افكار،‌انتخابها، ارتباط ها و اعمال ما بهتر و دقيق تر باشد، آينده ما بهتر خواهد بود.

سؤال اساسي اين است كه چگونه ارزش و دقت اين چهار عامل را بالا ببريم تا آينده اي بهتر داشته باشيم؟ پاسخ حقيقي اين است: با «خودشناسي».

انسان ها بر اساس شناختي كه از خودشان دارند و قيمتي كه براي خودشان قائل هستند افكارشان،انتخاب ها، ارتباط ها، و اعمالشان را تنظيم مي كنند. هر قدر شناختي كه از خود داريم دقيق تر، و قيمتي كه براي خود قائل هستيم، بالاتر باشد، اين چهار عامل نيز دقيق تر و با ارزش تر خواهد بود و در نتيجه زندگي و آينده بهتري خواهيم داشت.

پس علت اين كه در زبان اكثر مردم نسبت به گذشته پشيماني و كلماتي مثل«افسوس»،«حيف شد»،«اي كاش» وجود دارد، اين است كه آنها در تنظيم افكار، انتخاب ها، ارتباط ها و اعمالشان دقت لازم و كافي را نداشته اند، و با وجودي كه عاشق خودشان بوده اند و قصد خدمت به خود و اطرافيان را داشته اند و به دنبال خوشبختي و زندگي بهتري بوده اند، ولي در عمل شكست خورده اند.

 

اگر در آغاز كار شخص دلسوز و با تجربه اي مثل پدر و مادر، استاد،مشاور و … به آنها مي گفت: كه اين شخص براي ازدواج مناسب نيست يا اين شغل به درد تو نمي خورد، يا اين رشته براي تو مناسب نيست، و يا اين كار خوب نيست و دردسر ساز است، هيچ يك را نمي پذيرفتند. ولي پس از گذشت زمان،اعتراف مي كنند كه اشتباه كرده اند و اي كاش به گونه اي ديگر عمل مي كردند. و به نصايح افراد گاه و با تجربه توجه مي كردند. اگر از كساني كه عاشقانه و با اصرار به سوي ازدواج با شخص مورد علاقه شان رفته اند و پس از مدتي از هم جدا شده اند، سؤال كنيم كه آيا فكر مي كردي روزي از همسر محبوبت جدا مي شوي؟ حتي يك نفر پاسخ مثبت نمي دهد. اگر از تمام دهها هزار نفري كه به خاطر مشكلات اقتصادي در زندان هستند، سؤال كنيم كه آيا فكر مي كرديد روزي به زندان بيفتيد، بدون استثنا پاسخ منفي مي دهند. همه اين مشكلات و معضلات ريشه در عدم شناخت انسان از نقش خود و قوانين حاكم بر آن دارد.

غفلت از ساختار و قوانين وجودي خويش

در مثال هاي قبلي كه درباره ي رفتار طبيعي انسان در برخورد با گل و گياه و حيوانات و نيز ساير موجودات آورديم، ديديم كه بسياري از انسان ها براي ارتباط با موجودات اطراف خود و بهره برداري صحيح از هر يك از آنها صدها و هزاران ساعت وقت مي گذارند، تا با ساختار وجود آنها و كيفيت برقراري ارتباط و نيز بهره برداري از هريك از آنها آشنا شوند، و اين بدان معناست كه هريك از موجودات اين عالم از كوچكترين ذرات اتم تا بزرگترين كهكشان ها و كيهان ها داراي ساختار و نظم وجودي، امكان ارتباط و بهره برداري كامل و صحيح از آنها وجود ندارد.

اگر به پيشرفت علوم مختلف در زمينه هاي گوناگون در طول تاريخ بشر توجه كنيم، اين حقيقت به وضوع نمايان مي شود، كه روز به روز بر حجم اطلاعات انسان درباره ي ساختار ويژه و نظم وجودي موجودات عالم افزوده شده و دهها و صدها رشته تخصصي به مرور زمان، در مراكز علمي جهان ايجاد شده است كه نه تنها اين روند بدون توقف ادامه دارد، بلكه سرعت آن نيز رو به افزايش است. هر روز شاهد پيدايش اطلاعات تازه و افق هاي جديدي در دانش انسان نسبت به ساختار ويژه و نظم دروني موجودات و ارتباط تنگاتنگ آنها با ساير موجودات هستيم. اما افسوس كه انسان، يعني موجودي كه تمام اين علوم را كشف و اين همه صنايع را اختراع كرده، همان كه براي كشف ساختار وجودي يك ذره از اين عالم سال ها وقت صرف مي كند، از خود و ساختار ويژه خود غافل است.

اكثر انسان ها با اين كه به طور عقلي و فطري تمام ذرات اين عالم را قانونمند و برخوردار از هندسه وجودي مي دانند، باور نكرده اند وجود خودشان نيز قانونمند و داراي هندسه وجودي خاصي است.آنها هنوز باور نكرده اند كه براي تحصيل خوشبختي حقيقي، نيازمند به شناخت ساختار وجودي خويش هستند. هنوز نپذيرفته اند كه براي اين كه بهترين و ارزشمندترين انتخاب ها، ارتباط ها، رفتارها و افكار را داشته باشند، بايد ابعاد وجودي خود و روابط بين اين ابعاد را بشناسند.

فرار از خود

كمتر انساني حاضر است براي شناخت خود و ابعاد وجودي خود همان وقتي را صرف كند كه براي شناخت يك گل، گياه، جانور، سنگ، انگل يا هر موجود ديگري صرف مي كند. آيا اگر براي ارتباط مناسب با يك حيوان يا گل و بهره وري در آن نيازمند شناخت دقيق آنها هستيم، براي خوشبخت كردن خود و داشتن بهترين ارتباط ها،انتخاب ها، افكار و رفتار ها نيازمند به شناخت دقيق خودمان نيستيم؟! آيا ارزش شناخت خود از ارزش شناخت يك حيوان يا گياه يا سنگ كمتر است؟

 بيماري فرار از خود و خود فراموشي يك بيماري خطرناك ولي شايع است. اكثر انسان ها ترجيح مي دهند خودشان را به چيزي غير از درونشان و خود حقيقي شا مشغول كنند. آنها به مطالعات و رشته هاي گوناگون، حتي مطالعات غير سودمند و عمر تلف كن،روي مي آورند ولي حاضر نيستند به مطالعه كتاب نفس خويش بپردازند و با خود رو به رو شوند ،با فرار از خود به سوي خوشبختي مي دويم و با بي حوصلگي نسبت به خودمان و نيازهاي اساسي مان در جست و جوي شادي و آرامش هستيم.

 

 

منبع:سایت هدانا برگرفته از کتاب ضرورت خودشناسی، استاد محمد شجاعی.

حتما بخوانيد

ویژه نامه دین پژوهی

ویژه نامه انسان شناسی

نظر شما درباره این مطلب:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.