وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

چه نمازی به اوج می رساند ؟ نهایت اوج کجاست

چه نمازی به اوج می رساند ؟ نهایت اوج کجاست

نقطه پايانى و اوج هر عبادت و نيايش خالصانه، عارفانه و خاضعانه، قرب خدا و بندگى و عبوديت است در واقع انسان در پرتو نماز واقعى و عاشقانه، به تكامل و اوج سعادت مى رسد و نمود اين تكامل، بندگى و تقرّب به معبود و جلب رضايت و عنايت او است. بر اين اساس بهترين راه براى تكامل و تقرب انسان به خدا، نماز است و خدا به جهت عنايت به انسان و تكامل او، اين عمل را واجب كرد وگرنه او نيازى به نماز ندارد. او تحت هر شرايطى بر ما واجب كرده در اوقات پنجگانه نماز را به جاى آوريم حتى برخى از فقها فرموده اند: كسى كه در دريا غرق شده است، بايد با همان حال نماز بخواند و به خدا توجّه قلبى داشته باشد، گرچه رو به قبله بودن و ساير شرايط از او ساقط مى گردد. اين نيست جز نقش اساسى نماز در تكامل و سعادت انسان.

در آن نفس كه بميرم در آرزوى تو باشم

به آن اميد دهم جان كه خاك كوى تو باشم

به وقت صبح قيامت كه سر زخاك برآرم

به گفتگوى تو خيزم به جستجوى تو باشم

حديث روضه نگويم، گل بهشت نبويم

جمال حور نجويم، دوان به سوى تو باشم

مى بهشت ننشوم، زدست ساقى رضوان

مرا به باده چه حاجت كه مست روى تو باشم

۱ بالاترين هدف و غرض عالمان الهى و سالكان طريق عبوديت، وصال و لقا و رويت حق است وصال و لقا و رؤيتى كه نتوان آن را به زبان و قلم بيان كرد. اوست كه خود را بر بندگانش معرفى و بر دل هاى آنان تجلى مى كند و بنده با كنار زدن حجاب هاى غفلت و فراموشى، جهل و نادانى، معصيت و نافرمانى و كردار بد و ناپسند، دل خود را براى تجلّى خداى تعالى مهيا مى كند. و پاكى دل و خلوص نيت، اين تجلى الهى را روشن تر كرده، موجب مى شود كه بنده به مقامات عالى از معرفت خدا، پاى نهد كه از آن به لقا و وصال و رويت تعبير مى شود. امام زين العابدين (عليه السلام) مى گويد: «تشنگى سوزانم را جز وصل تو خنك نمى كند و سوز و گدازم را جز لقاى تو فرو نمى نشاند. واشتياقم را به تو جز نظاره كرن به وجه تو، از بين نمى برد. و جز با نزديكى به تو قرار و آرامش نمى يابم‏أ و غم و اندوهم را جز قرب تو زايل نمى كند.»

۲ همه اين زيبايى ها و هدف ها، تنها در پرتو نماز كامل و جامع به دست مى آيد يعنى، نماز با حضور قلب و خشوع و خضوع. اين چنين نمازى است كه بهترين هنگام رسيدن به لقاء الله و نزديكى به خداست و در اين حالت است كه بندگان پرهيزگار و مومن، عروج به معارف عالى الهى مى كنند و مقامات عرفانى را به سرعت طى مى كنند. ما نيز اگر آروزى چنين بالندگى و عروجى را داشته باشيم، بايد در پى حضور قلب در نماز باشيم. در اين صورت است كه مى توانيم نظر لطف و مرحمت خدا را جلب كنيم و لقاى او را خواستار باشيم.

آرى اگر بنده اى يك بار رو به خدا كرده و در برابر عظمت و بزرگى او سر تعظيم فرود آورد و خضوع و خشوع كند، خداى تعالى بارها با نظر لطف و رحمت و كرامت به او توجّه مى كند. و چه شيرين و مهم است كه خداى تعالى با آن عظمت و بزرگى اش، بنده فقير و سرتا پا نياز را مورد توجّه و ياد خود قرار دهد. پس نمازهايمان را كوچك نشماريم و در اداى آنها كوتاهى نكنيم كه نماز، عبد را به معبودش رسانده به او آرامش مى دهد.

۳ اميرالمؤمنين على (عليه السلام) در معناى «قد قامت الصلاه» فرمايد:

«حَاَن وَقْتَ الزِياره و المُناجاهِ و قَضاءِ الحَوائجِ وَ دَرْك المُنى و الوُصول اِلى اللهِ عزّ و جلّ و اِلى كَرامته و عَفْوهِ و رضِوانه و غفرانه» ۴ «قد قامت الصلاه»، يعنى: وقت زيارت و مناجات و قضاى حوايج و رسيدن به آرزوها ووصال خداى تعالى و كرامت و عفو و بخشش و رضوان او رسيد.»

پى نوشت ها:

۱ سعدى.

۲ بحارالانوار، ج ۹۴، ص. ۳

۱۵۰ نماز وسيله قرب و معرفت خدا، ص. ۴

۲۲ معانى الاخبار، ص. ۴۱

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.