چرا نماز میخوانیم ؟ نمازي كه مرا از گناه باز ندارد، چه فايده اي دارد؟

چرا نماز میخوانیم ؟ نمازي كه مرا از گناه باز ندارد، چه فايده اي دارد؟

(من تصميم گرفتم كه ديگه نماز نخونم آخه به چه دردي مي خوره وقتي گناهام هر روز تكرار مي شه؟ هيچ جوره هم نمي شه انجام ندم چون تا حالا هزار بار سعي كردم كه گناه نكنم اما نشد؟)

پاسخ:

ميزان بازدارندگي نماز از فحشا و منكر بستگي به درجات نماز و ميزان حضور و توجه در آن دارد. اگر نماز به صورت كامل اقامه شود، به طور قطع نيروي بازدارندگي كاملي در فرد نمازگزار ايجاد خواهد كرد. در هر صورت نماز از فحشا و فكر باز مي دارد ولي اين در همه افراد نماز خوان به يك اندازه نيست. كسي كه به كلي نماز نمي خواند، حتما به دليل عدم وجود نيروي بازدارنده به گناهان زيادي آلوده خواهد شد. همين كه شما اكنون سوال مطرح كرده ايد معلوم مي شود كه طالب پاكي هستيد و اين طلب يكي از آثار نماز در شما است. بايد به اين نكته بيانديشيد كه اگر همين نمازي را كه اكنون مي خوانيد نمي خوانديد، در چه راهي قرار مي گرفتيد و چه سرانجامي برايتان رقم مي خورد؟

كسي كه دوست ندارد به گناه آلوده شود، اگر نماز را به اين بهانه كه او را از گناهان باز نمي دارد ترك نمايد در قدم اول دچار يكي از گناهان كبيره يعني همان ترك نماز شده و اين كار وي به معناي زدن تير خلاص بر پيكره معنوي انسان و خراب نمودن تمامي پل هايي كه مي تواند بهترين راه بازگشت به خداوند متعال باشد ولي خواندن نماز ولو اين كه همراه با گناه باشد نشانه باز بودن راه بازگشت و وجود زمينه مساعد براي ترك گناهان و عاقبت بخيري انسان مي باشد.

 

نقل شده جواني از انصار همواره با پيامبر به نماز مي ايستاد اما در عين حال مرتكب گناه و فحشا مي شد. وضعيت او را به پيامبر شرح دادند؛ پيامبر در پاسخ فرمود: يك روز نمازش او را از گناه باز مي دارد، چيزي نگذشت كه آن جوان از اعمال زشت خود توبه كرد.[۱]

 

در پايان گفتني است: خداي متعال در فطرت همگان شناخت نيك و بد را قرار داده و توسط انبياي الهي انسان را از پيروي از شيطان و هواي نفس برحذر داشته است و مومنان نيز به تاثير منفي شيطان و هواي نفس ايمان دارند، ولي در اثر وجود عواملي نمي توانند آن چنان كه بايد مقاومت نمايند و دچار لغزش و گناه مي شوند. براي اين گونه افراد بهترين راهكار تنظيم برنامه خودسازي و مبارزه با عوامل گناه است؛ كه اين مساله نيز امرى تدريجى بوده و محتاج صبر و حوصله فراوان مي باشد.

 

بنابراين انسان بايد در مسير كمال مانند كوهنوردى باشد كه گاهى به قله كوه بلندى كه قصد صعود به آن را دارد نگاه مى‏ كند و احساس مى ‏كند هنوز تا قله كوه راه زيادى مانده و از طرفى به دامنه كوه نگاه مى‏ كند و مى‏ بيند از آن فاصله گرفته و اين حالت بين ترس و اميد را چنان چه در قرآن كريم و روايات معصومين(ع) آمده، همواره در زندگى خود حفظ كند. يعنى هم از اين كه گاهى توفيق بندگى و دورى از گناه را پيدا كرده اميدوار و خوشحال باشد و هم از اين كه گاهى دچار لغزش و گناه مى‏ گردد ترسان و بيمناك، نه اين كه پس از گرفتار شدن گناهان به جاي اين كه به فكر جبران گناه خود باشد به كلي نااميد و مايوس شود و حتي تصميم بگيرد تمامي راه هاي بازگشت را نيز خراب نمايد.

پي نوشت :
[۱]- بحارالأنوار، ج۷۹، ص ۱۹۸
كتاب پرسش ها و پاسخ هاي نماز، سيد حسن موسوي، انوار طاها.

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.