وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

نور در قران به چه معناست

نور در قران به چه معناست

معنای واژه «نور» در قرآن و روایات

پرسش : واژه «نور» در آیات قرآنو روایات اسلامی، به چه معنایى آمده است؟

پاسخ :
در قرآن مجید و روایات اسلامى از چند چیز به عنوان «نور» یاد شده است: 
۱ ـ قرآنمجید ـ چنان که در آیه۱۵ سوره«مائده» مى خوانیم: «قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبِینٌ»؛ (از سوى خداوند نور و کتاب آشکارى براى شما آمد).

و در آیه۱۵۷ سوره«اعراف» نیز مى خوانیم: «وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی اُنْزِلَ مَعَهُ اُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ (کسانى که پیروى از نورى مى کنند که با پیامبر نازل شده است، آنها رستگارانند).

۲ ـ ایمانـ چنان که در آیه۲۵۷ «بقره» آمده است: «اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَى النُّورِ»؛ (خداوند ولى کسانى است که ایمان آورده اند، آنها را از ظلمت هاى [شرک و کفر] به سوى نور [ایمان] رهبرى مى کند).

 

۳ ـ هدایت الهى و روشن بینى ـ چنان که در آیه۱۲۲ سوره«انعام» آمده: «اَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَاَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِج مِنْه»؛ (آیا کسى که مرده بوده است و ما او را زنده کردیم و نور هدایتى براى او قرار دادیم که در پرتو آن بتواند در میان مردم راه برود، همانند کسى است که در تاریکى باشد و هرگز از آن خارج نگردد؟!) 

 

۴ ـ آئین اسلامـ چنان که در آیه۳۲ سوره«توبه» مى خوانیم: «یَاْبَى اللّهُ اِلاّ اَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ»؛ (خداوند ابا دارد جز از این که نور [اسلام] را کامل کند هر چند کافران نخواهند). 

۵ ـ شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) ـ در آیه۴۶ سوره«احزاب» درباره پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «وَ داعِیاً اِلَى اللّهِ بِاِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِیر»؛ (ما تو را دعوت کننده به سوىخدابه اذن و فرمان او قرار دادیم و چراغى نور بخش). 
۶ ـ امامان و پیشوایان معصوم ـ چنان که در زیارت«جامعه» آمده: «خَلَقَکُمُ اللّهُ اَنْواراً فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِیْنَ»؛ (خداوند شما را نورهائى آفرید که گرد عرش او حلقه زده بودید).
و نیز در همان زیارتنامه آمده است: «وَ اَنْتُمْ نُورُ الاَخْیارِ وَ هُداهُ الاَبْرارِ»؛ (شما نور خوبان و هدایت کننده نیکوکاران هستید). 
۷ ـ و بالاخره از علم و دانش نیز به عنوان نور یاد شده چنان که در حدیثمشهور است: «العِلْمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللّهُ فِى قَلْبِ مَنْ یَشاء»؛ (علم نورى است که خدا در قلب هر کس که بخواهد مى افکند)… (۱)، (۲)

شاید این مطالب را هم بپسندید:

پی نوشت:
(۱). «مصباح الشریعه»، صفحه ۱۶.
(۲). گرد آوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي، دارالکتب الإسلامیه، چاپ بیست و نهم، ج ۱۴، ص ۵۰۴.

 


نور در قرآن

———-
نخست بايد دانست برخي اسماء و اوصافي كه براي خداوند به كار مي رود با رعايت چند مطلب است به طور اختصار اشاره مي شود؛
۱. تشبيه معقول به محسوس: مانند آيه شريفه «يدالله فوق ايديهم؛ دست خداوند برتر از دست هايشان مي باشد» (فتح، آيه ۱۰).
كه منظور از دست، نماد قدرت و يا نماد عهد و پيمان است و در بسياري از موارد استعمال به منظور پنجه دست نيست و از آنجا كه به دليل علمي و ساير دلايل ثابت شده كه خداوند جسم ندارد و اعضا ندارد به جهت نزديكي مفهوم به ذهن از آنچه نزد شنونده محسوس است براي بيان يك مفهوم عقلي استفاده شده است.
۲. آثار و فرايند صفات؛ مانند «باء بسخط من الله؛ به خشمي از خدا گرفتار گرديد» (آل عمران، آيه ۱۶۲). 
كه منظور از خشم، برافروختگي صورت و تغيير حالت از سوي خدا نيست، بلكه منظور قطع رحمت و فرود عذاب و تنبيه بر تبهكاران است، لذا آنچه مهم است انجام پذيرفتن نتيجه است اگر چه اين نتيجه از سوي انسان ها با برافروختگي و هيجان همراه است. اما خداوند جليل و اعلي منزه از برافروختگي و هيجان دروني است.
با توجه به آنچه گفته شد نام «نور» براي خداوند نيز مفهوم «هستي بخشي» دارد چنان كه با روشنايي همه چيز پيدا مي شود علاوه بر اين كه «نور» حجم فيزيكي در فضا اشغال نمي كند و مي تواند محدود به مكاني نباشد، بنابراين مفهوم «نور» مي تواند از طريق تشبيه معقول به محسوس ما را در شناخت خدا كمك كند بدون اين كه «فوتون»ها و ذرات معلق نور را به خداوند نسبت دهيم.
براي توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:

معناى نور:

«نور» عبارت است از آنچه كه در ذات و كون و خود، ظاهر و روشن باشد، و از نظر اثر بيرونى هم، مظهر و روشن كننده غير خود باشد. اين مفهوم مصاديق گوناگونى دارد كه در شدت و ضعف صدق مفاد آن بر آنها، متفاوت مى‏شوند؛ مثلاً مى‏توان بر خورشيد، اطلاق نور كرد و بر يك لامپ روشن نيز مى‏توان اطلاق نور كرد؛ زيرا هم خورشيد و هم لامپ، در ذات و گوهر خود ظاهر و روشن بوده و هم روشن‏كننده غير خود مى‏باشند؛ ولى روشنى و روشنگرى خورشيد كجا و روشنى و روشنگري لامپ كوچك كجا؟!

گفتنى است هر چه كه در ذات خود، ظاهر و روشن است و هر چيزى را ظاهر و روشن مى‏سازد ـولو اين كه روشنگر يك مجهول، سؤال، راه معنوى و بازنمودن يك حقيقت باشد نور است و بر آن نور اطلاق مى‏شود. به همين دليل گفته مى‏شود: علم نور است، زيرا هم در ذات خود ظاهر است و هم در پرتو علم است كه مى‏توان بسيارى از راه‏ها را شناخت و مجهولات را كشف كرد، چرا كه علم روشنگر نيز هست. بنابراين، نبايد پنداشت كه واژه «نور»، تنها بر امور حسي و چيزى كه داراى فوتون‏هاى به خصوصى است و در علم فيزيك از كم و كيف آن بحث مى‏شود، اطلاق مى‏گردد، بلكه اين تنها يكى از مصاديق بارز و روشن اين واژه است.

با توجه به اين توضيح، مى‏توان بر «وجود» نيز «نور» اطلاق كرد؛ زيرا وجود در ذات خود امرى ظاهر و روشن بوده و با تعلق «وجود» به اشيا، آنها نيز ظاهرگرى و روشنگرى مى‏كنند.
به هر حال، نور هم بر نور حسي، اطلاق مى‏شود و هم بر نور فراحسى و چه بسا كه نور حسي، از نور غيبى فروغ و نور مى‏گيرد.

نور حق بر نور حس راكب شود
آن گهى جان سوى حق راغب شود

سوى حسى رو كه نورش راكب است
حس را آن نور نيكو صاحب است

نور حس را نور حق تزيين بود
معنى نور على نور اين بود

نور حسي مى‏كشد سوى ثرى
نور حقش مى‏برد سوى على

زآن كه محسوسات دونتر عالمى است
نور حق دريا و حس چون شبنمى است

مثنوى، دفتر ۲، ابيات ۱۲۹۰ و ۱۲۹۲ ـ ۱۲۹۵ 

حضرت حق عين نور مطلق است:
«نور» يكى از اسماى حسناى الهى است (التوحيد، ابى‏جعفر، الصدوق، تصحيح، ص ۱۹۴ و ۱۹۵، باب اسماء الله تعالى،ح ۸)؛ چرا كه ظهور و روشنى هر چه در هستى است از او است، (رسائل توحيدى، علامه سيدمحمدحسين طباطبايى، ص ۶۵).

هستى كه به ذات خود هويداست چو نور
ذرات مكونات ازو يافت ظهور

هر چه كه از فروغ او افتد دور
در ظلمت نيستى بماند مستور

روشن است كه اسما و صفات خداوند، صرف و خالِص هر كمال وجودى است و استعمال آن واژه در مورد خدا، به نحو حقيقت است نه مجاز، اما غير خداوند، چون ذات آنان به عرض وجود او موجود است، صفاتشان نيز همين‏گونه است. بنابراين همه صفات وجودى حقيقى وخالى از نقص، منحصرا از آن خداوند سبحان است و تمام اوصاف ديگران، بالعرض به آنها نسبت داده مى‏شود. از اين رو، اطلاق واژه نور بر خداوند متعالى، اولى و اقدم است بر اطلاق آن بر غير او؛ زيرا جميع انوار از اوست و قوام همه نورهاى ديگر به او است.(كشف‏الاسرار، ميبدى، صص ۵۴۲ ـ ۵۴۷؛ رسائل توحيدى، همان، صص ۵۶ ـ ۶۱؛ ولايت‏نامه، علامه طباطبائى، صص ۱۰۳ ـ ۱۰۴).
همه عالم به نور اوست پيدا
كجا او گردد از عالم هويدا

نگنجد نور ذات اندر مظاهر
كه سبحان جلالش هست قاهر

در آن موضع كه نور حق دليلست
چه جاى گفت و گوى جبرئيلست

چه نور او ملك را پر بسوزد
خود را جمله پا و سر بسوزد

شيخ محمود شبسترى، گلشن راز.
قرآن نيز خداوند متعال را به نور توصيف فرموده است: «الله نور السماوات و الارض» ؛ (نور، آيه ۳۵).
و خالق نور ظاهرى و باطنى را او دانسته است (نبأ، آيه ۱۳؛ زمر، آيه ۲۳؛يونس، آيه ۵؛ نوح، آيه ۱۶؛ انعام، آيه ۱).
به گفته محى‏الدين ابن عربى، وجود مطلق (خداوند متعال) نور حقيقى است؛ زيرا همه موجودات به هستى او هست شده‏اند. (به نقل از: رساله الانوار، شريف‏الدين محمدنيمدهى، ص ۱۳۴).
اى همه هستى ز تو پيدا شده
خاك ضعيف از تو توانا شده

هستى تو صورت پيوند نه
تو به كس و كس به تو مانند نه

آنچه تغير نپذيرد تويى
وآن كه نمرده است و نميرد تويى

ما همه فانى و بقا بس تو است
ملك تعالى و تقدس توراست

حكيم نظامى گنجوى.
پس وجود نور مطلق (خداوند متعال) يك اصل و ضرورت است؛ زيرا در پرتو وجود او است كه ما هستيم و در ظلّ نور است كه ما بقا و استمرار در وجود داريم. در عنايت نور او است كه نور حسي در عالم پرتوافكن گشته و براى زندگى مادى انسان، يك نياز اساسى شده است.با تجلّى آن نور مطلق در هستى است كه انسان‏هاى كامل، هدايتگر بشريت گشته‏اند و … (نك: نورالبراهين فى شرح توحيدالصدوق، سيدنعمت ‏الله موسوى جزايرى، ج ۱، صص ۳۹۵ ـ ۳۹۷).
بايد توجه داشت كه نور مطلق و حقيقى از دسترس اوهام و خيال بسيار دور است.
از همه اوهام و تصويرات دور
نور نور نور نور نور نور

مثنوى، دفتر ۶، بيت ۲۱۴۶ 

نور در قرآن:

اين واژه پر معنا در قرآن كريم بارها به كار رفته و مصاديق گوناگونى براى آن بيان شده است:
الف) قرآن نور و ظلمت را با هم برابر نمى‏داند و نور را برتر از ظلمت تلقى مى‏كند (رعد، آيه ۱۶؛ فاطر، آيه ۲۰)؛
ب) خداوند خود نور است (نور، آيه ۳۵)؛
ج) او خالق نور ظاهرى و غيبى است (نبأ، آيه ۱۳؛ زمر، آيه ۲۳؛ يونس، آيه ۵؛ نوح، آيه ۱۶؛ انعام، آيه ۱)؛
د) او با نور خويش هر كه را بخواهد، هدايت مى‏كند. (نور، آيه ۳۵)؛
ه) اگر حضرت حق به كسى از نور خويش افاضه نفرمايد، از هيچ جاى ديگر نمى‏تواند اين نور را بگيرد. (نور، آيه ۲۴۰)؛
و) او است كه مؤمنان را از ظلمات خارج كرده و به عالم نور وارد مى‏گرداند. (بقره، آيه ۲۵۷)؛
ز) خداوند متعال خود، كامل كننده نورش مى‏باشد (صف، آيه ۸)؛
ح) خداى سبحان در اين دنيا به وسيله هدايتش، مؤمن را نورانى مى‏كند تا بتواند به وسيله آن نور حركت كند و راه را از چاه بشناسد. (انعام، آيه ۱۲۲) و در آخرت نيز همين نور ظهور مى‏كند و از پيش رو و سمت راست او در حركت است.(تحريم، آيه ۸).

مومنا ينظر به نور الله شدى
از خطا و سهو ايمن آمدى

مثنوى، دفتر ۴، بيت ۱۸۵۵
ط) كلام خداوند (وحى) نور است؛ چه قرآن، چه تورات و چه انجيل (مائده، آيات ۱۵، ۴۴ و ۴۶؛ انعام، آيه ۹۱؛ نساء، آيه ۱۷۴).
ى) قرآن علاوه بر آن كه نور است، هدايتگر به نور نيز هست قرآن كريم نورى است كه انسان را از ظلمات طبيعت و انيت بيرون مى‏برد و به سوى نور معرفت پروردگارش، هدايت مى‏كند (ابراهيم، آيه ۱؛ شورى، آيه ۵۲؛ آل‏عمران، آيه۱۸۴).
هر كه كاه و جو خورد قربان شود
هر كه نور حق خورد قرآن شود

مثنوى، دفتر ۵، بيت ۲۴۷۸
ك) ايمان به نورى كه خداوند نازل فرموده است (قرآن كريم) وزان ايمان به خدا و رسول او است، (تغابن، آيه ۸).
(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: ۱/۱۱۹۴۱)

[به این نوشته امتیاز بدهید]
[total: 0 امتیاز: ۰]

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.