وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

نزدیک‌ترین افراد به پیامبر(ص) در روز قیامت

نزدیک‌ترین افراد به پیامبر(ص) در روز قیامت

جرعه های معرفت-شرح حدیث معصومین (ع) در کلام رهبر انقلاب

نزدیک‌ترین افراد به پیامبر(ص) در روز قیامت چه ویژگی‌هایی دارند؟
عن جعفر ‌بن ‌محمّد (علیهما‌السّلام) عن ابیه عن جدّه(علیهم‌‌السّلام) قال: قالَ رَسولُ‌‌اللهِ (صَلَّی‌ اللهُ ‌عَلَیهِ وَ ‌آلِهِ): اَقرَبُکُم غَداً مِنّی فِی المَوقِفِ اَصدَقُکُم‌ لِلحَدِیثِ وَ آداکُم لِلاَمانَهًْ وَ اَوفاکُم بِالعَهدِ وَ اَحسَنُکُم خُلُقاً وَ اَقرَبُکُم مِنَ النّاسِ؛ امام صادق(ع) از پدرش از پیامبر‌اکرم‌(ص) نقل می‌کنند که پیامبر فرمود: نزدیک‌ترین شما به من در قیامت، آن کسی است که راستگوتر باشد، آن کسی که بیشتر از همه اداء امانت می‌کند، به پیمانها و عهدهایش پایبندتر باشد و خوش‌اخلاق‌تر باشد و مردمی‌تر باشد. (۱)

اَقرَبُکُم غَداً مِنّی فِی المَوقِفِ اَصدَقُکُم‌ لِلحَدِیث؛ در موقف قیامت همه‌ سختی‌ها و وحشت‌ها و ترس‌ها و اهوال گوناگون برای انسان وجود دارد و فرقی هم نیست بین مؤمن و غیر مؤمن: یَومَ یَفِرُّ المَرءُ مِن اَخیـهِ * وَ اُمِّه؛ وَاَبیهِ * وَ صاحِبَتِه؛ وَ بَنیهِ ‌‌* لِکُلِّ امرِئٍ مِنهُم یَومَئِذٍ شَأنٌ یُغنیه؛ (روزى که آدمى از برادرش و از مادرش و پدرش و از همسرش و پسرانش می‌گریزد. در آن روز، هر کسى از آنان را کارى است که او را به خود مشغول می‌دارد). (۲) یک چنین روزی است روز قیامت، که در آیات کریمه‌ قرآن، به‌خصوص در سوره‌های اواخر قرآن خیلی زیاد به احوال و اهوال(ترس و اضطراب شدید، وحشت) در قیامت پرداخته شده. در یک چنین معرکه‌ سختی که اهمّیّت و سختی آن موقف اصلاً برای ما قابل تصوّر نیست، انسان دنبال یک مرجع امنی می‌گردد؛ یک جایی که به آن پناه ببرد، به آن تکیه کند، در زیر سایه‌ آن باشد. آن کسی و آن جایگاهی که از همه ‌‌اشخاص و جایگاه‌ها در قیامت امنیّت بیشتری به انسان می‌دهد، جایگاه پیغمبر‌اکرم است.

 

اگر کسی بتواند خودش را نزدیک آن بزرگوار برساند، اطمینان‌خاطر پیدا می‌کند، احساس یک امنیّتی می‌کند؛ مثل دنیا؛ وضع دنیا را ملاحظه کنید: اگر چنانچه در جایی که سختی هست، مشکل هست، تهاجم هست، دزدی هست، رذالت هست، یک نفر انسانی که آنجا در معرض همه‌ این‌ها قرار گرفته، بخواهد خودش را امنیّت بدهد، یک کسی را پیدا می‌کند، یک شخصیّتی را پیدا می‌کند که قوی باشد، مستحکم باشد و فوراً می‌رود نزدیک او می‌ایستد. در قیامت هر کسی بتواند نزدیک نبیّ مکرم اسلام قرار بگیرد، دیگر آنجا یک احساس امنیّتی دارد.چه کسی می‌تواند آن نزدیک برود‌؟ خلایق جن و اِنس از اوّلین و آخرین که در آنجا جمعند، همه مایلند که خودشان را به این بزرگوار برسانند؛ مقام و مرتبه‌ او را می‌بینند‌، می‌بینند مقامی دارد که «یَغبِطُهُ بِهِ الاَوَّلونَ‌ وَ الآخِرون‌» [همه انسان‌ها حسرت آن را می‌خورند] (۳)، آن را می‌بینند و می‌خواهند، [امّا] آیا می‌توانند؟ نه، همه نمی‌توانند. این روایت می‌گوید وسیله‌ای که شما بتوانید با آن، خودتان را نزدیک پیغمبر بکنید، چیست؛ آن را دارند به ما یاد می‌دهند.

اینجا دار عمل است، آنجا دار نتیجه است. اینجا یک کارهایی را به ما یاد داده‌اند، گفته‌اند این کارها را انجام بدهید که اگر این کارها را اینجا در این دوره‌ کوتاه ، این دنیا یک لحظه‌ از عمر ابدی است، یک لحظه است؛ نود سال، صد سال اگر کسی عمر کند، یک لحظه است در مقابل آن عمر ابدی عالم آخرت- انجام دادیم، اگر در این یک لحظه انسان این چیزها را رعایت بکند، در آن موقف دشوار به دردش می‌خورد. حالا اینها چیست؟ چند مورد را ذکر کرده‌اند. خود حضرت فرمودند:

 

– اَقرَبُکُم غَداً مِنّی، [نزدیک‌ترین شما به من]، فِی المَوقِف -یعنی در قیامت- اوّل این [فرد] است:
– َاصدَقُکُم‌ لِلحَدیث؛ آن کسی که راستگوتر است، در حرف زدن راستگو است، آنچه می‌گوید از روی صدق بیان می‌کند؛ دروغ و تهمت و شایعه و حرف ضعیف و قول بغیر علم و مانند اینها در آن نیست. «صدق» یعنی انطباق با واقع، آنچه را واقع است -که او می‌داند واقع است- بیان می‌کند.

– وَ آداکُم لِلاَمانَه؛ آن کسی که بیشتر از همه اداء امانت می‌کند؛ که مکرّر عرض کرده‌ایم که امانت فقط این نیست که حالا یک پولی شما دست بنده بسپرید، بنده آن را به شما برگردانم؛ این یکی از انواع امانت است. همه‌ آن چیزهایی که مردم به ما می‌سپرند، امانت‌های مردم است؛ مقام را به ما می‌سپرند، امنیّت را به ما می‌سپرند، دینشان را به ما می‌سپرند، حفظ نوامیسشان را به ما می‌سپرند؛ همه‌ این چیزها امانت‌های مردم دست ما است. ما حکومتیم؛ هر کسی هر جا هست؛ یکی مثل بنده در یک جایگاهی قرار دارد، یکی در جایگاه دیگری قرار دارد، یکی قاضی است، یکی مسئول تعلیم و تربیت است، یکی امام جماعت است؛‌ همه‌ این‌ها امانت‌هایی است که دست ما سپرده است؛هر کدام بهتر اداء امانت کردید، آنجا جایتان به حضرت نزدیکتر است و امنیّتتان بیشتر است.

– وَ اَوفَاکُم بِالعَهد؛ [در مورد] پیمان‌های فردی و اجتماعی، وفای به این عهد‌ها بکنید؛ که البتّه مهم‌ترینش پیمان‌های اجتماعی است؛ این قراردادهای اجتماعی، این حقوق شهروندی [است]. این چیزهایی که حالا امروز فرنگی‌ها یاد گرفته‌اند می‌گویند «حقوق شهروندی»، ماها هم از اینها می‌خواهیم یاد بگیریم! حرف هایی که در روایات ما و در قرآن ما هست، حالا ما داریم از غربی‌ها اینها را [یاد می‌‌گیریم]! اینجا دارد می‌گوید «اَوفاکُم بِالعَهد»؛ «عهد» یعنی قرارداد، آن چیزی که بین شما و بین دیگران قرارداد بسته [شده]. شما وقتی در یک محیط با هم زندگی می‌کنید، یک قراردادی با هم بسته‌اید؛ مثل این است که در یک آپارتمانی ده خانواده زندگی می‌کنند؛ این‌ها ولو هیچ کاغذی هم امضا نکرده‌اند، [امّا] یک معاهداتی در مقابل هم دارند؛ این چیز قهری است؛ [مثلاً] تو سر و صدا نکن که در خانه‌ او بچّه‌اش از خواب بیدار نشود، او هم سر و صدا نکند که بچّه‌ تو از خواب بیدار نشود؛ این قرارداد روشنی است؛ حقوق شهروندی یعنی اینها.

– وَ اَحسَنُکُم خُلُقاً؛ یکی از چیزها هم این است که خوش‌اخلاق باشید؛ بداخلاق و عبوس [بودن] و [اینکه] در خانه یک ‌جور، در محلّ کار یک جور، با مردم یک جور، با تکبّر، با اوقات تلخی [رفتار کردن]، خیلی بد است. آن کسانی که «اَحسَنُهُم خُلقاً» هستند، آنجا نزدیکترند.

 

– وَ اَقرَبُکُم مِنَ النّاس؛ مردمی بودن. ببینید، سبک زندگی اسلامی این‌ها است. باز همین «مردمی بودن» هم از حرف‌هایی است که حالا متجدّدین و مانند این‌ها فکر می‌کنند که از دیگران یاد گرفته‌اند؛ نه، این‌ها در روایات ما است. مردمی باشید، با مردم باشید. معنای با مردم بودن این نیست که فرض کنید انسان به چهار نفر از طبقه‌ ممتاز بگوید اینها مردمند؛ نه، یعنی توده‌ مردم، طبقات پایین مردم، عامّه‌ مردم؛ با اینها باشید، بین اینها باشید، مثل آنها زندگی کنید، در حدّ آنها زندگی کنید، پیش آنها تواضع کنید؛ این‌ها معنای مردمی بودن است.

* شرح حديث در ابتداي درس خارج؛ ۲۸/۸/۱۳۹۷

🔗 لینک کوتاه

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.