وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

مواضع حضرت امام (ره) در مورد بهائیت

مواضع حضرت امام (ره) در مورد بهائیت

 

 

 نحوه برخورد حضرت امام (ره) با بهائيت چگونه بود؟ و چه پيامدهايى داشت؟

 

 

بعد از فوت آيه اللّه  بروجردى به دليل تضعيف پايگاه مرجعيت، دخالت مستقيم امريكا در ايران و تبديل شدن شاه به يك مهره دست نشانده اما به شدت مستبد، مناسبات رژيم شاه و بهائيان شكل ديگرى به خود مى گيرد.

 

دولت پهلوى براى خارج كردن كامل مذهب از امور اجتماعى، حركت ضد دينى اش را شدت بخشيد؛ «لايحه انجمن هاى ايالتى و ولايتى»، «كنفرانس آزاد زنان و آزاد مردان» «انقلاب سفيد شاه و ملت»، «لوايح شش گانه» و در نهايت «قانون حمايت خانواده» از برنامه هايى بود كه توسط امريكا و عمال وابسته اش براى ريشه كن ساختن اساس اسلام و استقلال ايران مطرح و توسط شاه به اجرا گذشته شد.[۲۰۷]

 

اعلام خطر بهائيت :

 

 

حضرت امام خمينى (ره) در چنين شرايطى به صورت بسيار فعال وارد صحنه سياست كشور شدند؛ ايشان از آغاز دهه ۱۳۴۰ با اعتراض عليه لايحه انجمن هاى ولايتى و ايالتى فعالانه در صحنه حضور يافتند.

 

لايحه مذكور با حذف سوگند به قرآن مجيد و حذف شرط اسلاميت براى انتخاب شوندگان، حساسيت علماء را برانگيخت.

 

آنان به اين نتيجه رسيدند كه اين لايحه براى زمينه سازى حضور رسمى بهائيان در مناصب مهم دولتى است – تحليلى كه بعدها با نخست وزيرى هويدا به اثبات رسيد – چنانكه امام خمينى احتمال دخالت جاسوسان صهيونيست يعنى بهائيان را در طرح اين لايحه بعيد ندانسته، فرمودند: «شايد به دست جاسوسان يهود و صهيونيست ها تهيه شده براى نابودى استقلال و به هم زدن اقتصاد و مملكت».[۲۰۸]

 

ايشان خطر بهائيان را براى اسلام و كشور جدى دانسته و معتقد بودند؛ بهائيت با سازمان خود در ايران به جاسوسى براى اسرائيل يعنى بزرگترين دشمن مسلمانان در منطقه مشغول بوده و در اساس براى شكستن مذهب شيعه و روحانيت به وجود آمده بود.

 

از اين رو در مواقع مختلف با سخنرانى، نامه و ديدار با علماء، براى آگاهى دادن به مردم اقدام نمودند: «آقايان بايد توجه فرمايند كه بسيارى از پست هاى حسابى به دست اين فرقه است كه حقيقتاً عمال اسرائيل هستند. خطر اسرائيل براى اسلام و ايران بسيار نزديك است…

 

لازم است علماى اعلام و خطباى محترم، ساير طبقات را آگاه فرمايند كه در موقعش بتوانيم جلوگيرى كنيم. امروز روزى نيست كه به سيره سلف صالح بتوان رفتار كرد؛ با سكوت و كناره گيرى همه چيز را از دست خواهيم داد»[۲۰۹] و نسبت به خطر جدى تبليغات گسترده اين فرقه ضاله هشدار  مى دهند:

 

«مبلغين استعمارى سرگرم كارند. در هر گوشه از بلاد اسلامى جوانان ما را با تبليغات سوء دارند از ما جدا مى كنند، نه اينكه يهودى و نصرانى كنند بلكه آنها را فاسد و بى دين و لاابالى مى سازند و همين براى استعمارگران كافى است در تهران ما، مراكز تبليغات سوء كليسايى و صهيونيسم و بهائيت به وجود آمده كه مردم را گمراه مى كند و از احكام و تعاليم اسلام دور مى سازند»[۲۱۰].

 

و در سال ۱۳۴۱ خطر نفوذ و گسترش اين فرقه منحرف در اركان رژيم پهلوى را يادآور شده و فرمودند:

 

«اينجانب حسب وظيفه شرعيه به ملت ايران و مسلمين جهان اعلام خطر مى كنم، قرآن كريم و اسلام در معرض خطر است استقلال مملكت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهيونيست هاست كه در ايران به [صورت] حزب بهائى ظاهر شدند و مدتى نخواهد گذشت كه با اين سكوت مرگبار مسلمين، تمام اقتصاد اين مملكت را با تأييد عمال خود قبضه مى كنند و ملت مسلمان را از هستى در تمام شئون ساقط مى كنند.

 

تلويزيون ايران پايگاه جاسوسى يهود است و دولت ها ناظر آن هستند و از آن تأييد مى كنند. ملت مسلمان، تا رفع اين خطرها نشود سكوت نمى كنند و اگر كسى سكوت كند در پيشگاه خداوند قاهر مسئول و در اين عالم، محكوم به زوال است»[۲۱۱].

 

امام و انجمن حجتيه :

 

حضرت امام(ره) به عنوان رهبر نهضت اسلامى در دوران شاه به علت مشى غيرسياسى انجمن حجتيه و تشويق جوانان به شركت در مبارزات بى خطر با بهائيت به عوض مبارزه با شاه، اين حركت را مورد تأييد قرار نمى دادند.[۲۱۲]

 

به عنوان نمونه به دنبال برخى توجيهات انجمن براى نفى مبارزه با حكومت طاغوتى، حضرت امام(ره) كه در آن زمان به نجف اشرف تبعيد شده بود، در بهمن ۱۳۴۸ و در پى تدريس اصول ولايت فقيه، انتساب اين اتهام هاى ناروا به مراجع شيعه را محكوم و خاطرنشان مى نمايد:

 

«… اسلام را به مردم معرفى كنيد تا نسل جوان تصور نكند كه آخوندها در گوشه نجف يا قم دارند احكام حيض و نفاس مى خوانند و كارى به سياست ندارند و بايد سياست از ديانت جدا باشد. اين را كه بايد ديانت از سياست جدا باشد و علماى اسلام در امور اجتماعى و سياسى دخالت نكنند، استعمارگران گفته و شايع كرده اند…»

 

از نظر حضرت امام[۲۱۳]، در زمان غيبت مسلمين مى بايست در جهت تشكيل حكومت نائب امام عصر(عج) تلاش نمايند و حكومت اسلامى را تشكيل دهند.[۲۱۴]

 

بر اين اساس عزم خويش را براى مبارزه مستمر با رژيم پهلوى اعلام مى دارند و با تأكيد بر اين كه علماى اسلام بايد دين خود را به اسلام و پيامبر (صلی الله علیه وآله)  اداء نمايند، مى فرمايند:

 

«اسلام به ما حق دارد. پيغمبر اسلام حق دارد. بايد در اين زمان كه زحمات جان فرساى آن سرور در معرض زوال است، علماى اسلام و وابستگان به ديانت مقدسه دين خود را ادا نمايند. من مصمم هستم كه از پاى ننشينم تا دستگاه فاسد را به جاى خود بنشانم…»[۲۱۵]

 

كه مبيّن اوج اختلاف مبانى فكرى و شيوه مبارزاتى حضرت امام(ره) با انجمن حجتيه مى باشد. از اين رو پس از پيروزى انقلاب اسلامى انجمن تا مدت ها دچار سردرگمى بود و از هرگونه موضع گيرى خوددارى مى نمود و پس از مدتى با اصلاح اساسنامه اش سعى در همراهى انقلاب كرد. ليكن شواهد متعدد همچنان حكايت از باقى ماندن روحيه ديندارى بى خطر، عدم اعتقاد به تشكيل حكومت اسلامى، عملكرد مغاير با اهداف جمهورى اسلامى و… داشت.[۲۱۶]

 

از اين رو حضرت امام خمينى (ره) در سخنرانى مورخ ۲۱/۴/۱۳۶۲ با اشاره غيرمستقيم انجمن را چنين مورد خطاب قرار مى دهند:

 

«يك دسته ديگر هم، تزشان اين است كه بگذاريد كه معصيت زياد بشود تا حضرت صاحب بيايد، حضرت صاحب مگر براى چى مى آيد؟ حضرت صاحب مى آيد معصيت را بردارد. ما معصيت كنيم كه او بيايد؟ اين اعوجاجات را برداريد، اين دسته بندى ها را براى خاطر خدا، اگر مسلميد و براى خاطر كشورتان اگر ملى هستيد اين دسته بندى ها را برداريد. در اين موجى كه الان اين ملت را به پيش مى برد در اين موج خودتان را وارد كنيد و بر خلاف اين موج حركت نكنيد كه دست و پايتان خواهد شكست».[۲۱۷]

 

در پى اين سخنان حضرت امام خمينى(ره) انجمن در بيانيه اى در تاريخ ۱/۵/۶۲ كه سراسر نشان از اختلافات فكرى و اعتقادى آنها با خط امام داشت، تعطيلى خود را اعلام نمود.

 

انقلاب سرنوشت ساز :

 

در سال ۵۷ با تشديد مخالفت ها و اعتراضات مردمى، كه امواج سهمگين آن سلطنت پهلوى را به لرزه درمى آورد، خبر از وقوع انقلابى عظيم به رهبرى امام خمينى(ره) مى داد. لذا رهبران تشكيلاتى اين فرقه احساس خطر كردند و با خروج از ايران به دامان سركردگان غربى خود پناه بردند.

 

دكتر ايادى از كسانى بود كه قبل از شاه، ايران را ترك كرد[۲۱۸] و به دنبال او كسانى كه از عناصر مهم بهائيت در ايران محسوب مى شدند، فرار را بر قرار ترجيح دادند و آنان كه ماندند، با ترس و اضطراب به ادامه نقش جاسوسى خود ادامه دادند.[۲۱۹]

 

با پيروزى انقلاب اسلامى اين فرقه به يكباره تمام پشتوانه سابق خود در كشور را از دست داد و تمام آمال و آرزوهاى جامعه بهائيت نقش برآب شد.

 

بدين گونه مشى صحيح و اصولى حضرت امام(ره) در انتخاب مبارزه فرهنگى و سياسى بر عليه رژيم شاه و توطئه هاى استعمار در زمينه ترويج و گسترش بهائيت، باعث شد تا اين فرقه ضاله كه ۳۰ سال انجمن به اصطلاح با آن مبارزه نمود، در يك حركت ريشه اى و بنيانى امام خمينى(ره) در هم پيچيده شده و از بين برود. مبارزات حضرت امام(ره) عليه بهائيت تا پس از انقلاب اسلامى همچنان ادامه داشت.

[۲۰۷]. نهضت امام خمینی ره، سيدحميد روحانى، تهران: مركز اسنادانقلاب اسلامى، ۱۳۷۲، صص۳۰۳-۳۰۲.
[۲۰۸]. صحيفه امام، روح اللّه  موسوى خمينى، مجموعه آثار امام خمينى(ره، بيانات، پيام ها، مصاحبه ها، احكام، اجازات شرعى و نامه ها)، ج ۱، تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، ۱۳۷۸، ص ۱۰۹.
[۲۰۹]. پاسخ امام به علماى يزد، ارديبهشت ۴۲، صحيفه نور، ج ۱، ص ۴۴.
[۲۱۰]. روح اللّه  موسوى خمينى، ولايت فقيه، تهران: مؤسسه تنظيم و شر آثار امام ره، ۱۳۷۴صص ۱۱۶-۱۱۷.
[۲۱۱]. سؤال بازماندگان و اصناف قم از امام، تاريخ اسفند ۱۳۴۱، صحيفه نور، ج ۱، صص ۳۵- ۳۴.
[۲۱۲]. صحيفه امام، ج ۲، ص ۳۰۰.
[۲۱۳]. ولايت فقيه، امام خمينى، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، ۱۳۷۴، ص ۱۶.
[۲۱۴]. جهت آشنايى با نظرات حضرت امام ره در اين زمينه ر.ك: روح اللّه  موسوى خمينى، ولايت فقيه، پيشين.
[۲۱۵]. نامه مورخه ارديبهشت ۱۳۴۲، صحيفه نور، ج۱، ص ۴۴.
[۲۱۶]. ر.ك: بازشناسى مبانى فكرى انجمن حجتيه، مرتضى فيروزآبادى، مركز اسناد انقلاب اسلامى.
[۲۱۷]. صحيفه نور، ج ۱۸، ص ۳۶ و ۳۷.
[۲۱۸]. ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، پيشين، ص ۲۰۴.
[۲۱۹]. امام خمینی ره و بهائيت، مريم رفيعى، ويژه نامه ايام، ش ۲۹.

 

 

منبع: سایت هدانا برگرفته از جریان شناسی بهائیت.

حتما بخوانيد

 

ویژه نامه دین پژوهی و فرقه شناسی

 


 

[به این نوشته امتیاز بدهید]
[total: 0 امتیاز: ۰]

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.