مقصود از آياتى كه شفاعت را نفى مى كند

مقصود از آياتى كه شفاعت را نفى مى كند

شفاعت در قرآن

 

 

 مقصود از آياتى كه به صراحت شفاعت را نفى مى كند، چيست؟ آيه «يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ»[182] و آيه «ما لِلظّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ»[183] چه مى گويد؟

 

نکته:

اگر بخواهيم به نتيجه اى درست در مورد شفاعت از ديدگاه قرآن كريم برسيم، بايد مجموع آيات مربوط به آن را بررسى كنيم. استناد به بعضى آيات و ناديده گرفتن برخى ديگر، منجر به فهم نادرست و برداشت غيرقابل اعتماد است.

به عنوان مثال آيا درست است با استناد به آيه «اللّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها»[184] نقش ملك الموت (عزرائيل) را در قبض ارواح منكر شويم و آيه «قُلْ يَتَوَفّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِى وُكِّلَ بِكُمْ»[185] را فراموش كنيم؟

 

 

مجموع آيات قرآن در زمينه شفاعت ـ به معناى واسطه شدن در رسيدن فيض الهى به مخلوقات ـ سه دسته است:

 

آيات شفاعت:

 

دسته اوّل: آياتى كه شفاعت را فقط از آنِ خدا دانسته است: 

«قُلْ لِلّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً»[186]؛

«بگو تمام شفاعت يكسره براى خدا است».

 

دسته دوّم: آياتى كه به كلى شفاعت را نفى مى كند: 

«يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ»[187].

 

دسته سوّم: آياتى كه شفاعت غيرخدا را، مشروط به اذن خدا مى داند: 

«يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً»[188]؛

«در آن روز شفاعت كسى سود نمى بخشد، مگر آن كس كه خداى رحمان به او اذن ذهد و سخن او را بپسندد».

 

شفاعت و توحيد افعالى:

اگر مجموع اين آيات با هم در نظر گرفته شود، مفاد آن اثبات شفاعت و تبيين آن، بر اساس «توحيد افعالى» است.

بنابر توحيد افعالى، جهان هستى ـ با نظام علّت و معلولى اش ـ اثر و فعل خداوند و قائم به اراده و قدرت او است. همچنان كه اصل وجود و هستى علّت ها و اسباب از خدا است؛ هرگونه سبب بودن و تأثيرگذارى شان نيز از او است.

در حقيقت، علت هاى مادى و معنوى، واسطه هاى فيض الهى اند و فاعليت آنها، در طول فاعليت خداوند است. بر اين اساس قبض روح، كار ملك الموت است؛ اما در عين حال او واسطه است و بدون اراده و  قدرت الهى كارى انجام نمى دهد و كار او به «اللّه» نسبت داده مى شود.

 

آيات مربوط به شفاعت نيز، بيانگر سه نتيجه به دست آمده از توحيد افعالى است:

 

دسته اوّل، بيانگر اين است كه شفاعت يكسره و به تمامى متعلق به خدا است؛ چون شفاعت كننده اى بدون اراده و مشيت خداوند، قدرت بر هيچ تأثيرى ندارد.

 

دسته دوم ـ به قرينه آيات دسته اول و سوم ـ نفى شفاعت به غيراذن خداوند و به صورت استقلالى است. مفاد آيات، اين است كه اسباب و وسايط با قطع نظر از اراده و مشيت الهى، هيچ گونه تأثيرى ندارند.

 

دسته سوم، اثبات كننده شفاعت براى غيرخدا و تأثير گذارى آنان به اذن و اراده و مشيت خداوند است.

 

[182]. بقره 2، آيه 254.
[183]. غافر 40، آيه 18.
[184]. «خداست كه جان ها را هنگام مرگشان مى گيرد»: زمر 39، آيه 42.
[185]. «بگو: فرشته مرگ كه بر شما گماشته شده، جان شما را مى گيرد»: سجده 32، آيه 11.
[186]. زمر 39، آيه 44.
[187]. بقره 2، آيه 254.
[188]. طه 20، آيه 109.

 

منبع: هدانا برگرفته از پرسش ها و پاسخ ها«دعا و توسل».

حتما بخوانيد

ویژه نامه امامت پژوهی

نظر شما درباره این مطلب:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.