معنی تسليم خدا بودن

معنی تسليم خدا بودن

تسليم خدا

پرسش ۴۴ . منظور از تسليم شدن در برابر خدا چيست؟

«تسليم» يكى از حالات سالك است كه پس از «وصول»، به او دست مى دهد و اين حالت عبارت است از استقبال قضا و تسليم به مقدرات الهى و بنابه گفته خواجه عبداللّه انصارى: «تسليم، خويشتن به حق سپردن است».۲۲۱

در واقع در اين مرتبه سالك، همه هستى خود را ـ با تمامى ابعاد اعتقادى و عملى اش ـ به خدا سپرده و تسليم محض اوامر و افعال او است.

خواجه عبداللّه تسليم را سه قسم مى داند: «يكى تسليم توحيد است و ديگر تسليم اقسام است و سيم تسليم تعظيم است.

تسليم توحيد سه چيز است: خداى را ناديده بشناختن و نادريافته را پذيرفتن و بى معاوضه چيزى پرستيدن.
تسليم اقسام سه چيز است: بر وكيل وى اعتماد كردن و به ظن نيكو حكم پذيرفتن و كوشش در حفظ نفس بگذاشتن.
تسليم تعظيم سه چيز است: سعى خويش را در هدايت وى كم ديدن و جهدِ خود در معنويتِ وى كم ديدن و نشان خود در فضل وى كم ديدن»۲۲۲.

امام چهارم (علیه السلام)  مى فرمايد:
«به بيمارى سختى دچار شدم. پدرم حسين بن على (علیه السلام)  به من فرمود: چه ميل دارى؟ عرض كردم: ميل دارم نسبت به خود براى حضرت حق تعيين تكليف نكنم؛ او آنچه به نفع من است از باب لطف و مهرش تدبير مى كند. من علاقه دارم در پيشگاه حضرتش تسليم محض باشم. پدرم فرمود: آفرين! با ابراهيم خليل هماهنگ شدى؛ به هنگامى كه مى خواستند او را در آتش بيندازند، جبرئيل به او گفت: چه حاجتى دارى؟ پاسخ داد: براى حق تعيين تكليف نمى كنم؛ او مرا كفايت مى فرمايد كه بهترين وكيل من در تمام شئون حيات است».۲۲۳

عار نبود شير را از سلسله
نيست ما را از قضاى حق گله
شير را برگردن ار زنجير بود
بر همه زنجير سازان مير بود۲۲۴

گفتنى است «تسليم»، هم با «توكل» فرق دارد و هم با «رضا»، در مقام «توكل» سالك كارى را مى طلبد؛ ولى چون خودش قادر نيست آن كار را به خوبى انجام دهد، وكيل مى گيرد تا به سود او كارهاى وى را انجام دهد و چون هيچ كس بهتر از خدا كار را نمى داند و نمى تواند انجام دهد، بهتر از همه آن است كه خداوند را وكيل قرار دهد و بر او توكل كند.

مقام «رضا» از مقام «توكل» بالاتر است؛ زيرا در مقام توكل انسان خواسته خويش را اصل قرار مى دهد؛ ولى از خدا مى خواهد بر اساس خواسته او كار كند؛ اما در مقام «رضا» خواسته خدا اصل و خواسته سالك، فرع است.

در مقام «تسليم» سالك اصلاً از خود خواسته اى ندارد و به خدا عرض مى كند: «حكم آنچه تو انديشى، لطف آنچه تو فرمايى»؛ نه اينكه بگويد «پسندم آنچه را جانان پسندد». اصلاً در اينجا خواستن و خوشايند و بدآمدنى در خصوص سالك مطرح نيست؛ بلكه هرچه هست، خواسته او و خوشايند و بدآمدن او است۲۲۵.

نيست كس را از توكل خوب تر
چيست از تسليم خود محبوب تر؟۲۲۶

۲۲۱. رساله صد ميدان، ص۶۲؛ منازل السائرين، ص۳۶ ـ ۳۷.
۲۲۲. همان.
۲۲۳. ديار عاشقان، ج۱، ص۵۰.
۲۲۴. مثنوى معنوى، دفتر۱، ابيات ۳۱۶۰ ـ ۳۱۶۱.
۲۲۵. مراحل اخلاق در قرآن (تفسير موضوعى، ج۱۱)، ص۳۸۳، ۳۸۴.
۲۲۶. مثنوى معنوى، دفتر۱، بيت ۹۱۶.

منبع: هدانا برگرفته از  کتاب پرسش ها و پاسخ ها «عرفان و عشق»  .

حتما بخوانيد

ویژه نامه عرفان و مکاتب عرفانی

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.