وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

معني قطع در آيه قطعن ايديهن و آيه سرقت

معني قطع در آيه قطعن ايديهن و آيه سرقت

شبهه:

در قرآن به صراحت آمده است که دست دزد را قطع کنید “السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما” و به استناد به این ایه در نزد اهل سنت دست را از مچ و در نزد تشیع چهار انگشت دزد را قطع می کنند . اما با استناد به آیه دیگری از  قران می توان استنباط کرد که مقصود قرآن قطع کردن به مفهوم جدا کردن دست از بدن نیست و تنها خراش دادن آن است :

 در سوره یوسف انگاه که زنان مصری از زیبایی خیره کننده  یوسف مبهوت و حیرت زده می شوند دستهای خود را می برند و قران برای وصف ان حالت٬ از عبارت “قطعن ایدیهن “استفاده می کند. آيا مي توان واژه «قطع» در آيه السارق و السارقه… را به همان معناي سوره يوسف دانست؟ 

پاسخ:

در ابتدا لازم است واژه قطع از جهت لغت معنا شود و پس از آن به بررسي آيات مي پر دازيم. القطع : بريدن و جدا كردن چيزي است كه يا با چشم درك مي شود مثل اجسام مادي و يا با بصيرت و فهم، مثل امور معقول و خردياب، و از اين واژه است قطع الاعضاء. مثل آيات‌:  لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ (اعراف/ ۱۲۴)… .واژه قطع اگر با كلمات ديگري همراه شود معنايش متفاوت مي شود، و اين از شاهد مثال ما خارج است چون ما خود واژه قطع را بدون  همراهي قرينه داخلي و يا خارجي در كلام مورد توجه قرار مي دهيم.

حال به بررسي آيات اشاره شده در سوال مي پردازيم.

فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِكِّينًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا هَـذَا بَشَرًا إِنْ هَـذَا إِلاَّ مَلَكٌ كَرِيمٌ. (سوره يوسف/ ۳۱) پس چون [fusion_builder_container hundred_percent=”yes” overflow=”visible”][fusion_builder_row][fusion_builder_column type=”1_1″ background_position=”left top” background_color=”” border_size=”” border_color=”” border_style=”solid” spacing=”yes” background_image=”” background_repeat=”no-repeat” padding=”” margin_top=”0px” margin_bottom=”0px” class=”” id=”” animation_type=”” animation_speed=”0.3″ animation_direction=”left” hide_on_mobile=”no” center_content=”no” min_height=”none”][همسر عزيز] از مكرشان اطلاع يافت، نزد آنان [كسى‏] فرستاد، و محفلى برايشان آماده ساخت، و به هر يك از آنان [ميوه و] كاردى داد و [به يوسف‏] گفت: «بر آنان درآى.» پس چون [زنان‏] او را ديدند، وى را بس شگرف يافتند و [از شدت هيجان‏] دستهاى خود را بريدند و گفتند: «منزّه است خدا، اين بشر نيست، اين جز فرشته‏اى بزرگوار نيست.» ‍[۲]

پس از بررسي به عمل آمده، مفسران در تفسير اين آيه مخصوصا در قسمت «وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ » نظرات متفاوتي را مطرح كرده اند. مشهور اعتقاد دارند كه قطع در اين حادثه به معناي جرح و زخمي كردن است. يعني زنان دستان خود را مجروح كردند. حضرت آيت الله مكارم شيرازي مي فرمايند:

« وهناك أقوال بين المفسّرين في أنّ النسوة إلى أي حدّ قطّعن أيديهن؟ فمنهم من بالغ في الأمر، ولكن كما يستفاد من القرآن على نحو الإجمال أنّهن جرحن أيديهنّ.» [۳]. اقوال متفاوتي در بين مفسران درباره اينكه زنان مصري تا چه حدي دستان خود را بريده اند وجود دارد، عده اي در اين باره مبالغه كرده اند اما اجمالا آنچه از قرآن كريم استفاده مي شود اينست كه زنان دستان خود را مجروح كردند.

برخي نيز معناي قطع دست توسط زنان مصري را از خود بی‌خود شدن دانسته اند!.‍‍[۴]. برخي نيز مانند شيخ محمد جواد مُغْنِيَّة گويند:  (…وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ) من شدة الدهشه و الذهول، و قال المفسرون: قطعن اي جرحن، و لكن الظاهر من القطع الابانه [۵]. زنان مصر دستهاي خود را بريدند از شدت سرگشتگي و مبهوت شدن. و مفسران گفته اند: «قطعن» يعني دستان خود را زخمي كردند. اما از ظاهر آيه استفاده مي شود كه قطع به معناي بريدن است [نه زخمي كردن].

بررسي و نتيجه گيري:

پس از بررسي كتب و كاوش توسط نرم افزارهاي تفسيري دليلي بر قول مشهور يافت نشد!. يعني هيچ روايت و قرينه اي پيدا نشد كه نشان دهد، زنان مصري دستان خود را زخمي كرده اند!. بر همين اساس طبق اعتقاد نگارنده خود آيه راهنماي خوبيست كه مبنا قرار گيرد. آيه، بحث قطع دست (انگشت) را مطرح مي نمايد نه زخمي كردن را. اگر نياز بود قرآن كريم بجاي قطع از واژه جرح استفاده مي كرد. لذا تا قرينه محكمي يافت نشود نمي توان گفت كه زنان مصري دستان خود را زخمي كردند، از اين بعيدتر آن نظريه ايست كه منظور از قطع دست را «از خود بی‌خود شدن» مي داند؟!. 

طبق اعتقاد نگارنده خود آيه راهنماي خوبيست كه مبنا قرار گيرد. آيه، بحث قطع دست (انگشت) را مطرح مي نمايد نه زخمي كردن را.

تا زماني كه روايت و يا گزارش تاريخي درستي از آن رويداد در دست ما نباشد، ما نمي توانيم نص آيه و دلالت لفظ را به معناي خلاف آن منصرف كنيم. شايد بتوان دليل قول مشهور را چند حديث دانست كه در منابع اهل سنت آمده است. اما با نگاهي به اين احاديث مي توان فهميد كه اين گفتارها چون كلام شخصي است و به معصومين و پيغمبر عليهم السلام ختم نمي شود ارزش استناد نخواهد داشت، چون گفتاري بدون دليل است. و نيز شايد علت اينكه برخي به سمت اين رفته اند كه معني قطع در آيه را زخمي كردن و جرح بدانند به خاطر آن باشد، كه بر ايشان گران آمده كه براي واقعه اينچنيني كسي انگشت خود را قطع نمايد!. اما بايد دانست هيچ مانعي وجود ندارد كه در برخي از حوادث شگرف انسان از خود بي خود شود و جان خود را به خطر اندازد، حال چه رسد به قطع انگشت!.

آيه دوم كه در سوال اشاره شد، ( وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ). سوره مباركه مائده/۳۸.  و (اى حاكمان اسلامى) مرد دزد و زن دزد، دستشان را (چهار انگشت غير ابهام دست راستشان را) ببريد به سزاى كارى كه كرده ‏اند به جهت كيفرى كه از جانب خداوند معين شده است، و خدا مقتدر غالب و داراى حكمت (در تكوين و تشريع) است[۶].

با توجه به توضيحات داده شده؛ معناي آيه نيز بخوبي روشن است و فقها نيز با توجه به اين آيه فتوا داده اند كه دست سارق را بايد قطع كرد. لازم به ذكر است دست هر دزدي را طبق فقه شيعه قطع نمي كنند بلكه طبق شرايطي خاص بايد اين حكم الهي را اجرا كرد. پس تا اينجا اجمالي در خود واژه قطع وجود ندارد، اما اجمال در حد قطع مي باشد. يعني تا چه مقدار از دست را بايد پس از سرقت قطع كرد. اين اختلاف در بين علماي اهل شيعه و سنت همواره وجود داشته است.

اجمالي در خود واژه قطع وجود ندارد، اما اجمال در حد قطع مي باشد. يعني تا چه مقدار از دست را بايد پس از سرقت قطع كرد. اين اختلاف در بين علماي اهل شيعه و سنت همواره وجود داشته است.

فقهاي شيعه با توجه به تبيين جريان امامت و وصايت توسط پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم در اين امور از اجمال خارج مي شوند و معني آيه باتوجه به روايات براي ايشان بخوبي آشكار مي گردد. اما ديگراني كه از باب علم اهل البيت عليهم السلام دور افتاده اند همواره در مسير غير حق حيرانند. قرآن كريم تبيين اينگونه اجمالات آيات را به پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم واگذار نموده است:  (بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ)سوره نحل/۴۴ . ترجمه مشکینی: با دلايل روشن (معجزات) و كتاب‏هاى پندآموز آسمانى (آنان را فرستاديم) و به سوى تو نيز اين ذكر (قرآن) را فرو فرستاديم تا براى مردم آنچه را كه به سوى آنها نازل شده روشن كنى و باشد كه بينديشند.

وجود مبارك پيامبر صلي الله و عليه و آله با گذاشتن ثقلين پس از خود اين مسير و اجمالات را براي ما روشن ساخته است.

……………………………….

  • ۱- ترجمه مفردات راغب، ج۴-ص۲۱۹
  • ۲-ترجمه فولادوند.
  • ۳- الامثل في تفسير كتاب الله المنزل، ج۷-ص۱۹۹.
  • ۴-محمد جواد موسوي غروي.
  • ۵- تفسير الكاشف، ج۴- ص۳۰۹/دارالكتب الاسلاميه.
  • ۶-ترجمه مشکینی .

حتما بخوانيد

حد قطع دست دزد در روايات



كليد: معني قطع در آيه قطعن ايديهن و آيه سرقت معني قطع در آيه قطعن ايديهن و آيه سرقت معني قطع در آيه قطعن ايديهن و آيه سرقت معني قطع در آيه قطعن ايديهن و آيه سرقت قطع دست دزد قطع دستX قطع دست در قرآنX وقطعن ايديهنX فاقطعوا ايديهماX دزدX سارق معني قطع در آيه قطعن ايديهن و آيه سرقت معني قطع در آيه قطعن ايديهن و آيه سرقت معني قطع در آيه قطعن ايديهن و آيه سرقت معني قطع در آيه قطعن ايديهن و آيه سرقت  معني قطع در آيه قطعن ايديهن و آيه سرقت معني قطع در آيه قطعن ايديهن و آيه سرقت معني قطع در آيه قطعن ايديهن و آيه سرقت معني قطع در آيه قطعن ايديهن و آيه سرقت قطع يد قطع يد زنان مصر[/fusion_builder_column][/fusion_builder_row][/fusion_builder_container]

[به این نوشته امتیاز بدهید]
[total: 0 امتیاز: ۰]
2 نظرات
  1. پرسشگر می گوید

    با سلام و سپاس فراوان سوالی که پرسیدیم جوابش به کارمان آمد ، ممنون از سایت خوبتان

    1. مهدي يوسف وند می گوید

      عليكم السلام
      الحمدلله رب العالمين.

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.